مطالب

Znakomita obsługa klienta w Betonred – sprawdź nas!

Zakłady wzajemne: kluczowe zasady i strategie dla nowicjuszy

Mostbet ilə 24/7 müştəri dəstəyi xidmətləri və əlaqə imkanları

Everything You Should Know About Daily Jackpots at Puntit Casino

A Step-by-Step Guide to Register and Play at Nine Win

  • ورود به سایت
  • عضویت
چهارشنبه بهمن ۱۵, ۱۴۰۴
  • صفحه اصلی
  • اخبار
    • اخبار استانها
  • سازمان
    • واحدهای ده گانه
      • واحد مالی پشتیبانی
      • واحد آموزش
      • واحد اجتماعی
      • واحد پژوهش ونوآوری
      • واحد توسعه و تشکیلات
      • واحد جوانان و دانشجویی
      • واحد حقوقی
      • واحد رسانه وارتباطات
      • واحد طرح وبرنامه
      • واحد سیاسی
    • اساسنامه و مرام‌نامه
    • جلسات شورای مرکزی
    • اطلاعیه‌های سازمان
    • بیانیه‌ها
    • معرفی اعضای ارکان سازمان
    • فرم عضویت در سازمان
  • گفتگو
  • گزارش
  • یادداشت
  • دیدگاه
  • تشکل ها
  • گالری
    • گالری تصاویر
    • گالری فیلم
  • انتخاب سردبیر
  • باشگاه معلمان
  • پیشخوان روزنامه ها
دیدگاه

مهاجرت یا فراری دادن؟

دی ۱۴, ۱۴۰۰ 348 0نظر
image_pdfimage_print

عباس عبدی

 جاذبه مقصد یا دافعه مبدا؟
برای ورود به بحث مهاجرت نیروهای نخبه بد نیست به خاطره‌ای از علم اشاره شود که به نکته مهمی اشاره می‌کند. یک‌بار شاه از او می‌پرسد که چرا دانشگاهیان و دانشجویان که ما به آنان هم چیز داده‌ایم این‌قدر علیه ما اقدام می‌کنند؟ علم بدون ذکر این نکته که همین که گمان می‌کنی تو به آنها چنین چیزهایی را داده‌ای مشکل اصلی است، به نکته بسیار مهم دیگری اشاره می‌کند و می‌گوید (نقل به مضمون) که آنان چیز دیگری هم می‌خواهند. آنان می‌خواهند در امور مشارکت داشته باشند.  به تعبیر دیگر مساله این است که یک مهندس تنها به این راضی نمی‌شود که برود در یک کارخانه کار کند یا یک پزشک فقط در یک بیمارستان حاضر شود و مردم را در درمان کند. آنان می‌خواهند که کشورشان براساس صلاحیت‌های حرفه‌ای همگان اداره شود، نه اینکه مدیران آن یک قشر محدود و چند درصدی باشند، به ویژه کسانی باشند که افراد کم‌کیفیت را نمایندگی کنند. نخبگان نمی‌خواهند که انتصابات خانوادگی و رفاقتی حاکم باشد. نمی‌پذیرند که ملاک‌های غیرکارشناسی موجب ارتقای افراد و حضور در پست‌های مدیریتی باشد. در واقع، بودن چنین افراد نالایقی در آن بالا به خودی خود مساله نخبگان نیست، بلکه عوارض مدیریت‌های سوء آنان است که نخبگان و مردم را ناامید می‌کند. در رژیم گذشته نخبگان مشکل اشتغال و حتی حقوق دریافتی را نداشتند، ولی چون احساس مشارکت نمی‌کردند، در نتیجه واکنش نشان می‌دادند، یا از کشور می‌رفتند یا مخالف حکومت می‌شدند. امروز که به دلیل سوءمدیریت‌ها و اتلاف منابع، حتی شغل و حقوق نیز کم است، احساس نداشتن مشارکت که جای خود دارد.   

چرا باید یک پدر و مادر فرزند خود را به مهاجرت تشویق کنند؟ مگر ممکن است با تشویق خشک و خالی کسی میهن خود را ترک کند؟ اگر بگویند که آنان عِرق میهن‌دوستی ندارند مشکل بزرگ‌تری ایجاد می‌شود. به این معنی که نظام آموزش و پرورش و دانشگاه‌های کشور که چنین نخبگانی در آنجا آموزش دیده، چرا نتوانسته‌اند او را میهن‌دوست و خیرخواه مردم بار آورند؟ مگر نه اینکه این افراد حداقل تا حدود ۱۶ سال (تا کارشناسی) تحت آموزش نظام رسمی بوده‌اند؟ مگر نه اینکه همه متون آموزشی و معلمان و استادان آنان از فیلترهای ویژه گذشته‌اند؟ مگر نه اینکه تمام‌وقت تحت سیطره و بمباران تبلیغاتی رسانه رسمی و فراگیر صدا و سیما بوده‌اند؟ پس چگونه ممکن است که با تبلیغ چند نفر عزم مهاجرت از کشور کنند؟ کافی است نگاهی به ترکیب مدیران رده اول و دوم همه قوای کشور کنیم، سیاهه آنان را در آوریم و با سیاهه فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های نخبه‌پرور کشور مقایسه کنیم، به روشنی شکاف عمیقی را میان این دو گروه خواهیم دید. شکاف در تمامی وجوه مشهود است. شکاف منطقه‌ای، شکاف قومی و مذهبی، شکاف گرایش فرهنگی و سیاسی، حتی شکاف خانوادگی و از همه بیشتر شکاف صلاحیتی است. هنگامی که مجلس کشور هر روز به‌ طور غیرشفاف طرح‌هایی را مخالف مطالبات عادی مردم در دستور کار قرار می‌دهد، چگونه می‌توان نخبگان را به حضور در کشور خود تشویق و امیدوار کرد؟  به درستی گفته می‌شود که می‌توان برای همه مشکلات کشور راه‌حل علمی پیدا کرد و این راه‌حل‌ها وجود دارد. طبیعی است که چنین کاری فقط از عهده نخبگان برمی‌آید و نه از عهده کسانی که فاقد حداقل صلاحیت‌های علمی هستند. شاید بتوان گفت که مساله امروز ایران مهاجرت نخبگان از کشور نیست، بلکه مساله بالاتر از این است. می‌توان گفت فراری دادن آنان از کشور مساله اصلی و خیانت است.  در مهاجرت حداقل دو عامل همزمان نقش بازی می‌کنند؛ دافعه‌های مبدا و جاذبه‌های مقصد، مهاجرت نخبگان ایرانی عموما به دلیل سنگین بودن کفه دافعه‌های مبدا است و نه جاذبه‌های خیالی مقصد. بنابراین کافی است که مدیریتی صحیح برای  کم کردن دافعه‌ها وارد عمل شود تا فرآیند مهاجرت معکوس شود. اتفاقا ساده‌ترین کارها در این کشور کم کردن دافعه‌های مبدا است. حداقل زیادترش نکنید.

مطلب قبلی
مطلب بعدی

ارسال دیدگاه Cancel reply

You must be logged in to post a comment.

دسته بندیهای مطالب
  • اخبار 639
  • اخبار استانها 22
  • اساسنامه - مرامنامه 5
  • اطلاعیه‌های سازمان 5
  • انتخاب سردبیر 430
  • اندیشه 157
  • بیانیه‌ها 33
  • پیشخوان روزنامه ها 5
  • تجربه معلمی 27
  • تشکل ها 11
  • تعلیم و تربیت 13
  • جلسات شورای مرکزی 6
  • دسته‌بندی نشده 183679
  • دیدگاه 1004
  • سازمان 3
  • سازمان 24
  • کتاب 10
  • گزارش 328
  • گفتگو 320
  • معرفی اعضای ارکان سازمان 9
  • واحد آموزش 2
  • واحد اجتماعی 2
  • واحد پژوهش ونوآوری 1
  • واحد توسعه و تشکیلات 3
  • واحد جوانان و دانشجویی 1
  • واحد حقوقی 1
  • واحد رسانه وارتباطات 2
  • واحد سیاسی 3
  • واحد طرح وبرنامه 4
  • واحد مالی پشتیبانی 1
  • واحدهای سازمان معلمان 1
  • یادداشت 238

آخرین مطالب

Brand new vintage slot online game has evolved to incorporate

بهمن ۱۵, ۱۴۰۴

Fire Joker 100 percent free Spins: Allege Bonuses to experience

بهمن ۱۵, ۱۴۰۴

BLOX Fresh fruit Beliefs Listing, CALCULATOR And Courses 2025

بهمن ۱۵, ۱۴۰۴

In love Go out try another live game let you

بهمن ۱۵, ۱۴۰۴


سازمان معلمان ایران سازمان معلمان ایران

دسته بندیها

اخبار
اخبار استانها
سازمان
گفتگو
گزارش
یادداشت
دیدگاه
تشکل ها
انتخاب سردبیر
باشگاه معلمان
پیشخوان روزنامه ها

دسترسی ها

وزارت آموزش و پرورش
شورای عالی انقلاب فرهنگی
مجلس شورای اسلامی
پایگاه اطلاع رسانی دولت
انجمن اسلامی معلمان ایران
کانون صنفی معلمان ایران
مجمع فرهنگیان ایران اسلامی

شبکه های اجتماعی

© Copyright 2026. All rights reserved.