Home گزارش مراسم تودیع فخرالدین دانش آشتیانی و معارفه سید محمد بطحایی
مراسم تودیع فخرالدین دانش آشتیانی و معارفه سید محمد بطحایی
0

مراسم تودیع فخرالدین دانش آشتیانی و معارفه سید محمد بطحایی

0

متن سخنرانی دکتر فخرالدین دانش آشتیانی در مراسم تودیع و معارفه وزیر آموزش و پرورش
مورخ ۶ شهریور ماه ۹۶ که با حضور معاون اول محترم رئیس جمهور جناب آقای دکتر جهانگیری برگزار شد.

بسم الله الرحمن الرحیميا أَيُُّّهَاَ الَّذَّينَ آمَنُُوا کُونُُوا قَوََّّامينَ لِلَّهَِّ شهَُدَاءَ بِالْقسِْطِْ وَ لا يجَْرِمَنَّکُُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍْ عََلي أَلَاَّ تَعْدِلُُوا اعْدِلُُوا هُُوَ أقَرََْبُ لِلتقَّْوْي وَ اتَّقُُوا اللََّّهَ إِنَِّ اللَّهََّ خََبيرٌ بِِما تعَْمََلُُو نَ
هفته دولت است که به نام دو معلم وارسته شهيدان باهنر و رجايي مزين است.اين هفته بر دوستان عزيز دولتمرد جناب آقاي دکتر جهانگيري و وزير آموزش و پرورش جناب آقاي بطحايي و همه همکاران گرانقدر ديگر در اين مجلس و در همه بخش ها و دستگاههاي دولت مبارک باد.
آن دو بزرگ شهيد هم اگرچه در قامت رئيس جمهور و نخست وزير در آتش کينه و خشونت سوختند و رفتند اما بيش و پيش از هر چيز به مسئوليت در اين بخش شهره بودند. افتخار من هم همين بود که نخستين تجربه هايم در مديريت را از دفتر شهيد رجايي آغاز کردم و قدم به قدم در دولت هاي جناب آقاي مير حسين موسوي، جناب آيتالله هاشمي رفسنجناني، جناب حجتالاسلام والمسلين خاتمي و جناب آقاي دکتر روحاني در دولت تدبير و اميد از همکاراني عزيز و مخلص و صميمي بيشتر آموختم و خود را بيشتر وامدار ملت عزيز و شريف ايران دانستم.
بايد ياد هم کنم از عالم برجسته و روشن بيني که هم بر من حق بزرگي دارد و هم بر جامعه علمي و فرهنگي کشور ،مرحوم آيت ا… العظمي موسوي اردبيلي که در تعليم و تربيت کاري نو و ماندگار را بنا نهاد و پيش برد و براي امثال من هم اين زمينه و امکان را فراهم کرد که نگاه و تجربه اي متفاوت در آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان و جوانان پيدا کنيم.
مجلس براي خوشامد گويي به وزير محترم آموزش و پرورش است که چون از همين خانواده بوده اند، نيازي به معارفه ندارند و براي خداحافظي از جمعي دوست داشتني که چند ماهي ميهمانشان بودم، اگر چه در چهار دهه گذشته همواره معلم بودم و مدير مدرسه و خوش ترين اوقات را توامان با معلم و استاد و دانش آموز و دانشجو گذراندم.
اجازه مي خواهم بر اساس آنچه از پيش يافته بودم و آنچه اين چند ماه تجربه بر آن افزود نکاتي را به اختصار يادآور شوم.
1- از منظر معرفتي و بر پايه باورهاي ديني ما تعليم و تربيت هدف نخست پيامبران و مهمترين عامل تکريم انسان است. به موجب کلام خداوند دانستن موجب کرامت انسان است )سوره علق( و فلسفه آموزش و پرورش را مي توان از فلسفه مبعث استخراج کرد.
2- از نظر توسعه اي موثر ترين عامل ارتقاي منابع معنوي و مادي کشور، پويايي و روز آمدي نظام آموزش و پرورشاست. توسعه سرمايه طبيعي، توسعه سرمايه انساني، توسعه سرمايه اجتماعي، توسعه سرمايه فرهنگي و حتي توسعه سرمايه نمادين محصول توسعه نظام آموزشي و پرورشي است. شاخص هاي جهاني هم امروز در کشورهاي توسعه يافته ضريب وابستگي بين نظام آموزشي و توسعه اقتصادي را 87% ، بين نظام آموزشي و توسعه فرهنگي را بيش از 60 درصد و ميان نظام آموزشي و توسعه سياسي بيش از 50% محاسبه کرده اند.
3- از نظر تاريخي ريشه کاميابي ها و ناکامي ها در مدرسه است. هر گاه به نقد کاربرد انديشه و عقل در جامعه مي رسيم، سرچشمه هاي آن را در شيوه هاي آموختن غلط و تکاليف نابجا در مدرسه ميبينيم و هر گاه پي آمد هاي غفلت از عشق و محبت را در اجتماع مي بينيم باز منشاء بي انگيزگي ها و بي تفاوتي ها را در بي روح بودن نظام آموزشي مي يابيم.
4- آينده بهتر ما از بهسازي و اصلاح نظام آموزش و پرورش ما مي گذرد. بدون تحول و اصلاح نظام آموزش و پرورش نه توانمند سازی جامعه محقق مي شود و نه حکمروايي خوب.
يکي از اقتصاد دانان برجسته کشور ما سخني شنيدني دارد، او مي گويد بعد از بيست سال توسعه درس دادن به اين نتيجه رسيدم که بايد توسعه را از سرمايه گذاري در آموزش و پرورش آن هم آموزش و پرورش ابتدايي در کشور آغاز کنيم، چون مساله توسعه ما مساله تربيت انسان توانمند است که هسته اصلي اين توانايي هم در آموختن مهارت هاي گفت و گويي است.
5- بايد مدرسه امروز ما بتواند به کودک و نوجوان قدرت تفکر بياموزد و نه افزايش محفوظات، بايد بتوانيم مدرسه را به سوي کانون خلاقيت، محل تربيت شهروندي و اجتماع پذيري، محل آموزش گفت و گو و تفکر انتقادي به پيش ببريم.
6- بايد نهاد مدرسه را هسته اصلي سياست گذاري و برنامه ريزي قرار دهيم. مدرسه در عصر شتاب يافتگي تاريخ در عصر آموزش هاي مجازي و هوشمند،نمي تواند ثابت بماند.
7- در شرايطي که به سر مي بريم بايد به معلم نگاهي نو داشته باشيم. تحقيقات ملي نشان مي دهند معلم نخستين گروه مرجع در افکار عمومي است. در تحولات سياسي و فرهنگي نقش اول را معلمان به دوش دارند، اما نه احساس امنيت دارند نه منزلت اداري و نه وضع معيشتي آنان تناسبي با اين جايگاه آنان دارد. هنوز متاسفانه رويکردهاي امنيتي، نگرش هاي تنگ و کهنه فرهنگي و سياسي، محدوديت هاي اداري و اعتبارات مالي ….
معلمان عزيز را در دور و نزديک کشور در تنگنا قرار مي دهد .
سخن کوتاه اينکه آموزش و پرورش ما نيازمند همه گونه نوسازي است، نوسازي در تفکر، نوسازي در سياستگذاري، نوسازي در برنامه ريزي، نوسازي در مديريت، نوسازي در کادرها، نوسازي در اقتصاد، نوسازي در بودجه بندي و نظام اعتبارات، نوسازي در آموزش، نوسازي در پرورش و نوسازي در مدرسه.
شرط تحقق اين مهم در درجه اول تحول در نگرش هاست، از حکومت و دولت تا خود دستگاه آموزش و پرورش و از نخبگان و نهادهاي مدني تا خانواده ها و آحاد جامعه، گمشده آموزش و پرورش ابتدا منزلت و جايگاه آن است و بعد عزم ملي براي سرمايه گذاري بنيادي و نوسازي ساختاري آن .
من در اين مدت کوتاه کوشيدم که تحول در گفتمان آموزش و پرورش را سرلوحه کار قرار دهم. به سوي تمرکززدايي در وزارت حرکت کنم و مدرسه را رکن اصلي آموزش و پرورش قرار دهم. پرورش خلاقيت ها را بر آموزش هاي مخزني تقدم بخشم، معلمان را به فرايند هاي تصميم گيري وارد کنم، سازمان نظام معلمي را براي مشارکت جدي آنان در تعيين وضعيتشان ايجاد کنم. نظام رتبه بندي و حقوق معلمان را بر اساس صلاحيت حرفه اي از نظام حقوقي کارکنان مجزا کنم. به وضع صندوق ذخيره فرهنگيان و بانک سرمايه خارج از هر ملاحظه اي سامان دهم. معوقات حقوقي معلمان عزيز را به حداقل برسانم، باب گفت و گو و حضور در مدرسه ها را عملاً باز کنم.
در اين مدت از عنايت مقام معظم رهبري و حمايت رئيس محترم جمهور و لطف ويژه معاونت محترم اول و همکاري دولت محترم برخوردار بودم و محبت هاي بي دريغ اصحاب نظر و همکاران عزيز در گوشه و کنار کشور بر دغدغه هايم مي افزود.
اما به صراحت مي گويم وقتي ديدم نوسازي گفتمان آموزش و پرورش و تحول ساختاري آن که متاسفانه به سر حد کهنگي و فرسودگي رسيده است، نيازمند مناسبات و لوازمي است که من فاقد آنها هستم، ترجيح دادم که به همان خانه قديم معلميم در مجموعه مفيد بازگردم.
در اين مدت با لطف و عنايت همکاراني عزيز و دلسوز در ميان خانواده بزرگ و فکور آموزش و پرورش درس هاي فراوان آموختم و با مسائل اساسي دستگاه به صورت ملموس مواجه شدم. اميدوارم برادر عزيزم جناب آقاي بطحايي و همکاران ارجمندشان در اهتمام به اين مسائل و کاهش تنگناها توفيق يابند.
نمايندگان محترم مجلس با راي اعتماد بالايي که به ايشان دادند، عملاً باب همکاري را براي نوسازي آموزش و پرورش باز کنند و تشکل هاي صنفي و سياسي به تغيير بينش ها و رويکردها را در وزارت بر هر خواسته آني اولويت بخشند.
دولت و نظام با اتکاي به عزمي ملي و استفاده از ظرفيت هاي بي پايان جامعه، افقي نو براي ساختن ايراني دانا وتوانا باز کنند.
فرصت را مغتنم مي شمارم و در پايان خدمتم در مسئوليت وزارت از جناب آقاي دکتر جهانگيري معاونت محترم اول رئيس جمهور مي خواهم که به ياد دانشمند جوان و برجسته ايراني مرحوم پروفسور مريم ميرزاخاني امکان تاسيس بنيادي ملي براي کشف و رشد استعدادهاي درخشان رياضي کشور فراهم کنند در اين راه توان همه دستگاههاي ذيربط دولتي و غير دولتي و نهادهاي علمي و مدني را سامان دهند.
از لطف همه همکاران عزيز در اين مدت صميمانه تشکر مي کنم و از سختي هايي که به خاطر من بر آنان تحميل شد پوزش مي طلبم، از اين پس هم:
هر که ما را ياد کرد، ايزد مرو را يار باد هر که ما را خوار کرد، از عمر برخوردار باد هر کسي خاري فکند در راه ما از دشمني هر گلي کز باغ وصلش بشکفد بي خار باد 

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 4 =