Home تشکل ها مقاومت در برابر تغییر
مقاومت در برابر تغییر
0

مقاومت در برابر تغییر

0

در دنیای کنونی آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد اجتماعی که وظیفه خطیر تعلیم و تربیت افراد جامعه را بر عهده دارد، مورد توجه عموم قرار گرفته است.اکثر صاحبنظران و اندیشمندان بر این باورند که توسعه یک کشور به پرورش انسان های، مدنی، آگاه و مسئول بستگی دارد. سوال این است کدام آموزش و پرورش می تواند موجب توسعه پایدار شود؟
وزیر محترم آموزش و پرورش در دیدار اخیرش با شورای مرکزی سازمان معلمان بیان داشت.فرقی نمی کند چه کسی سکان وزارتخانه را بدست بگیرد.مهم فهم این موضوع است، که آموزش و پرورش در شرایط کنونی، نیازمند”تغییر و تحول” در بینش و نگرش است. مسیری سخت و ناهموار که مخالفان سرسختی نیز دارد.
می توان تصور نمود در مدیریت آموزش و پروش دو تفکر در برابر یکدیگر صف آرایی نموده اند: تفکر واگرا و تفکر قالبی.
حاملان تفکر خلاق یا واگرا، بدنبال تحول آفرینی متناسب با نیازهای روز جامعه و شرایط جدید جهانی هستند اینان در صددند برنامه ها و روش های بدیع تری را در تعلیم و تربیت نسبت به آنچه دیگران می دانند،عرضه کنند.این نوع تفکر مستلزم ابتکار، تولید اندیشه و فکرنو و تحمل زحمات بسیار است. طرفداران این تفکر بسیار اندک و خود را تنها احساس می کنند.
با کمال تاسف باید گفت اکثریت ستاد وزارتخانه به رغم وجود امکانات عملی و نظری، بیشتر معطوف به تفکرات قالبی و تکراری و به تبع آن راه حلهای قدیمی هستند. که هیچ تلاشی برای یافتن افکار و ایده های جدید در حل مسائل و مشکلات آموزشی از خود نشان نداده،و سعی می کنند با کار کمتر و وسایل ساده تر به پاداش کنش های خود دست یابند. این عده معمولا وضعیت کنونی را ترجیح می دهند و هر نوع خلاقیت را سنت شکنی تلقی، و از شکست در یک وضعیت جدید و نو هراس دارند که مبادا مزایا و منافع فعلی را از دست بدهند.
در حالی که وزیر از نو آوری و تغییر می گوید، نیروهای ستاد به جای هماهنگی با این سیاست ها رو در روی او قرار گرفته و در برابر هر نوع تغییری مقاومت می کنند به طور مثال وزیر محترم در راستای سیاست تمرکززدایی بخشی از اختیارات را به استانها تفویض می کند، ستادیها به گمان از دست رفتن موقعیت و نفوذشان ایستادگی می نمایند. چون نیک می دانند این تغییرات بر خلاف منافع و مزایای آنهاست. این گروه یک هدف دارند و آن هم ماندن به هر قیمت، لذا حاضر نیستند بعد از سی سال بازنشسته شده، و جای خود را به مدیران جوانتر بدهند. جالب اینکه برخی از اینها در طول دوران مسئولیت به خود زحمت نداده اند حتی یک مقاله هم در مدیریت یا برنامه ریزی آموزشی بنویسند.
تفکر واگرا و خلاق آموزش و پرورش را ریشه و زیربنای توسعه می داند که نیازمند برنامه ریزی صحیح و مطابق با نیازهای توسعه است.این در حالی است که مدیریت و ساختار آموزشی به شدت متمرکز و قالبی مانع بزرگی بر سر راه تغییر و نوع آوری بشمار می روند.
شاخصه اصلی این مدیران گذشته گرایی و روزمرگی است لذا بینش و نگرش تحول آفرین در نزد آنان جایگاهی ندارد، طبیعی است وقتی تغییر به مدیران سطح بالا میرسد. نهادها، جریان های سنتی، مراکز مختلف و خود حضرات مانع تراشی می کنند.
در بینش مبتنی بر تغییر، نظام آموزشی، باید توانایی اندیشیدن و تجزیه و تحلیل مسائل را به دانش آموزان بیاموزد.و آنها را با ذهنیت انتقادی و پرسشگر بار بیاورد.اما تفکر مقابل بر ایستایی و سکون تمرکز دارد. که در آن یادگیرندگان منفعلانه، اطلاعات را کسب و از قدرت تبعیت می کنند.در نتیجه نگرش سنتی و قالبی، آموزش و پرورش به صورت یک دستگاه دیپلم سازی در آمده، که افراد را جذب می کند. بدون آنکه توانمندی و مهارتی در آنها ایجاد نماید. در این نگرش مدرسه نه ادامه ی جامعه و نه بخشی از زندگی است بلکه وظیفه ای است که باید تحمل شود.
حال که دانش نیامد انتظار می رود وزیری برای آموزش و پرورش انتخاب شود که به تقویت تفکر واگرا در نظام آموزشی همت گمارد تا شاید از این رهگذر حرکت نظام آموزشی کشورمان از سنتی به مدرن شتاب بیشتری به خود بگیرد.

منوچهر خدایی از اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان ایران

مرداد96

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه − یک =