Home یادداشت یک تجربه و دو نظریه
یک تجربه و دو نظریه
0

یک تجربه و دو نظریه

0

راه حل چیست؟ جواب این بود: “چرا ما نه؟”
بزنیمشون

فرزانه دشتی

مثل آقا معلما، همون هایی که تا بچه درس نخونه یا پرورویی کنه چنان می زنندش که نفهمه از کجا خورده. “چرا ما نه؟”
همون آقا معلمایی که مثل ما مجبور نیستند امتحان بگیرند و دم به دم لیست نمرات را با وسواس بنویسند که مبادا یه عددش خدشه داشته باشه و مجبور بشوند کل لیست را دوباره بنویسند. مثل آن آقا معلمایی که نباید توی آزمونهای ضمن خدمت و غیره شرکت کنند ولی امتیازش را دوستانه می گیرند. همون آقا معلمایی که به زور بازو کلاس را به بهترین نحو کنترل می کنند. “چرا ما نه؟”

امروز معلمان دبیرستان دخترانه با صراحت خواهان رفع این نابرابری در حق داشتن برخورد فیزیکی با دانش آموزان بودند! “چرا ما نه؟”

یکی دو نفر با نطق گیرایی پیشرو رفع این نابرابری شده و با بیان تجربیاتی از نتایج موفقیت آمیز کتک زدن دانش آموزان سعی در اقناع سایرین کردند ولی ظاهرا اقناع از قبل صورت گرفته بود چرا که خیلی زود حمایت ها سرازیر شد.

استدلال هم این بود که تقریبا هر روز شاهد دعوای دخترها هستیم دعواهایی که غیر از احوال پرسی های معمول فک و فامیل در دعوا، منجر به زخمی کردن همدیگر می شود. قبلا در اوج دعوا دخترها گیسهای هم را می کشیدند ولی انگار دخترها هم نمی خواهند از پسرها در خشونت فیزیکی عقب بمانند. آنها هم می پرسند “چرا ما نه؟”

خب برای کنترل این دانش آموز که خشونت می کند نیاز به خشونت بزرگتری هست.

چه زود دغدغه دکتر فردین علیخواه در دانشگاه را در مدرسه به عیان دیدم. دغدغه “چرا ما نه؟”

ایشان به دو نظریه اشاره کرد یکی نظریه رابرت مرتون در مورد نظریه “فشار ساختاری” نظریه ای که به عدم توزیع عادلانه فرصت های مشروع در جامعه برای دستیابی به اهداف اشاره میکند.

نظریه دیگر را کلوارد و اوهلین دو جامعه شناس، در نقد به نظریه مرتون تحت عنوان “ساختار فرصت های نامشروع” بیان کردند. به نظر آنها فرصت های نامشروع هم به همان اندازه فرصت های مشروع مهم است.

سپس این استاد دانشگاه به تغییر طرح مساله و نوع سوال دانشجویان خود در دو سال اخیر اشاره میکند. دانشجویانی که دیگر کمتر از بی عدالتی در توزیع فرصتهای مشروع گلایه میکنند بلکه به زبان ساده می پرسند: چرا ما نباید بتوانیم دزدی کنیم؟ چرا ما هم مانند آنها نباید بتوانیم بخوریم؟
در پایان دغدغه خود را با این جملات به پایان می برد:
“شاید این پرسشها ساده به نظر برسند ولی نشانه تغییری نگران کننده در نگاه جوانان است.”
امروز در دبیرستان دخترانه شاهد این تغییر مساله بین معلمان بودم.

شاید ترجیح استفاده از ابزار خشونت برای کنترل دانش آموزان بین چند همکار در یک دبیرستان دخترانه در گوشه ای از جنوب شهر تهران به نظر ساده بیاید ولی نشانه تغییری نگران کننده در نگاه معلمان است.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × یک =