Home انتخاب سردبیر گچ سفيد، تخته سياه
گچ سفيد، تخته سياه

گچ سفيد، تخته سياه

0
0

مهدي بهلولي

گويا بايد پذيرفت كه ما در جامعه‌مان با نوعي گسست روبه‌رو هستيم؛ به اين معنا كه تجربه‌هاي كامياب يا ناكام تاريخي‌مان به نسل‌هاي بعد، به درستي منتقل نمي‌شوند. گرچه وقتي اين سخن گفته مي‌شود بيشتر افراد ذهن‌شان به گستره سياست مي‌رود و اينكه ما ايراني‌ها، كمتر به تجربه‌هاي سياسي گذشته خودمان مي‌انديشيم و از آنها درس مي‌گيريم اما راست اين است كه مي‌توان گستره درستي نسبي اين گزاره را گسترده‌تر كرد و از سياست فراتر برد و به فرهنگ و اقتصاد و حتي آموزش هم كشاند.

نمي‌دانم فيلم مستند «معلم» كه درباره زندگي زنده ياد محمد بهمن بيگي است را ديده‌ايد؟

چند روز پيش، 2 اسفند 97، به دعوت «كانون صنفي معلمان تهران» و همچنين «خانه گفتمان شهر» و به فراخور زادروز بهمن بيگي، اين فيلم در سالن خانه گفتمان شهر واقع در ميدان فلسطين تهران به نمايش درآمد. درخور درنگ، حضور بيش از 10 تن از شاگردان بهمن بيگي در سالن بود كه پس از نمايش فيلم، از استاد و خاطره‌هاي‌شان با او و دوران تحصيل خود گفتند.

محمد بهمن بيگي، پدر آموزش عشاير ايران است كه عمر خود را بر سر گسترش و بهبودي اين آموزش گذاشت و در اين زمينه به يكي از كامياب‌ترين تجربه‌هاي آموزشي در سطح جهان دست يافت. گرچه پيش از او- در ايران و جهان- تلاش‌هايي در اين زمينه انجام گرفته بود اما كارهاي بهمن بيگي، به آموزش عشاير، گستردگي و ژرفاي بسيار بيشتري بخشيد و كار او پيامدهاي مثبت فراواني داشت.

شوربختانه اما، تجربه بهمن بيگي در آموزش عشاير كه در پيش از انقلاب 57 انجام گرفت آن چنان كه بايد به پس از انقلاب، انتقال نيافت- درست مانند تلاش‌هاي زنده ياد توران ميرهادي در مدرسه فرهاد.

در فيلم «معلم» گوشه‌هايي از تلاش‌ها و نوآوري‌هاي آموزشي بهمن بيگي آمده است اما ناگفته‌هاي ارزشمند بسيار ديگري هم هست كه بايد گفته و نوشته و مدون شوند. به گمانم خانواده و شاگردان ايشان، از بهترين كساني هستند كه مي‌توانند در شناسايي بهمن بيگي و رفتار و اخلاق و منش وهمچنين تجربه‌هاي آموزشي او، عمل كنند. در نشست 2 اسفند، روشن شد كه شاگردان بهمن بيگي، تجربه‌ها و خاطره‌هاي آموزشي و فرهنگي بسيار ارزشمندي دارند كه بايد به روش‌هاي متفاوت به جامعه، به ويژه جامعه آموزشي كشور، منتقل شوند.

اينكه بهمن بيگي، استاد رضا قلي شيباني، نوازنده سرشناس ساز محلي را به استخدام درآورده بود تا هر پنجشنبه براي دبيرستان عشايري شيراز، موسيقي محلي بنوازد و يا اينكه دانش‌آموزان مدرسه‌هاي شبانه‌روزي عشايري هر روز بامداد با گوشه‌اي از يكي از موسيقي و سمفوني‌هاي كلاسيك اروپا، از خواب بيدار مي‌شده‌اند و روي هم رفته تاكيدي كه بهمن بيگي بر آموزش هنرهايي همچون موسيقي، رقص و تئاتر داشته است، نكته‌هاي كمتر شنيده شده‌اي است كه نشان از باريك‌انديشي ايشان در زمينه آموزش دارد.

يا تاكيدي كه در مدرسه‌هاي عشايري بر آشتي و فرهنگ آشتي‌جويي- در عين حق‌خواهي و حق‌طلبي- مي‌شده است چنان بوده كه شاگردان او در زمان خاكسپاريش در سال 89 شعار «گچ سفيد فشنگم، تخته سياه تفنگم» مي‌داده‌اند. اين نكته به ويژه در جامعه ما كه اگر بگوييم جامعه‌اي خشونت زده است پربي‌راه نگفته‌ايم، مي‌تواند محل تامل بسيار باشد. باري، محمد بهمن بيگي و زندگي و تلاش‌هاي پربار او درس‌هاي فراوان دارد كه مي‌تواند ما را ياريگري خوب باشد.

منبع: روزنامه اعتماد 4 اسفند 97

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *