Home اخبار گشايشي در كار است؟
گشايشي در كار است؟
0

گشايشي در كار است؟

0
0

در یک گزارش و دو گفت و گو به این پرسش پاسخ داده می شود

«اعتماد» احتمال تغيير نگاه حاكميت نسبت به برخي مناسبات سياسي را بررسي مي‌كند

مرجان زهراني

فرقي نمي‌كند تصويري از گرد پيري نشسته بر صورت ميرحسين موسوي باشد، دست نوشته‌اي از زهرا رهنورد يا خط و خبري از معالجه و درمان مهدي كروبي. هر چه در تمام اين سال‌ها از محصورين منتشر شده تنها منجر به يادآوري تلخي‌هاي سال ۸۸ و شمردن روزهاي حصر شده براي همه آنهايي كه با فاصله و واسطه از احوال ساكنان كوچه اختر خبر دارند.

۳ هزار و ۵۱۴ روز از حصر مي‌گذرد. از سال گذشته نزديكان محصوران خبر دادند كه دايره ملاقات‌كنندگان اندكي گسترده شده است. اين روند گشايش در اين حصر ۱۰ ساله را نويد داد. فروردين امسال كه شيوع كرونا همه را خانه‌نشين كرد، گروهي از كنشگران سياسي نامه نوشتند و از رهبر انقلاب خواستند كه در اين ايام بيماري دست‌كم با گشودن درها، حصر را به قرنطينه خانگي تبديل كنند. در اين نامه كه به امضاي ۱۱ وزير سابق و بيش از ۵۵ نماينده سابق مجلس رسيده ‌بود، جلب رضايت عمومي و تحكيم همبستگي اجتماعي را به عنوان يكي از مهم‌ترين نيازهاي جامعه از هم ‌گسيخته و دردمند ايران امروز عنوان و درخواست شد كه در اين راستا به عنوان اولين گام درهاي حصري كه سال‌هاي آن به يك دهه مي‌رسد، گشوده شود.
ميانه شهريور ماه وقتي خبر ديدار اسماعيل دوستي با مهدي كروبي در منزل او منتشر شد، اميدها به رفع اين وضعيت ۱۰ ساله بيشتر شد. پس از چندي حضور مهدي كروبي در خانه هادي غفاري و ديدار با برخي از اعضاي مجمع روحانيون كه براي اولين ‌بار در اين چند سال اتفاق مي‌افتاد هم بي‌سابقه بود. به نظر مي‌رسيد، ملاقات با مهدي كروبي روند آسان‌تري دارد و در همين راستا هم غلامحسين كرباسچي كه تنها كارگزاراني حامي كروبي در انتخابات سال ۸۸ بود همراه با محمد قوچاني، ديگر عضو شوراي مركزي اين حزب و مدير مسوول ارگان رسانه‌اي حزب با شيخ مهدي كروبي ديدار كردند. مجموعه اين اتفاقات نشان داد كه شايد عزمي براي پايان اين خانه‌شيني تراژيك باشد. كما اينكه از زبان برخي فعالان رسانه‌اي و توييتري كه اتفاقا از جريان اصولگرا هستند نيز شنيده شد، گشايشي سياسي در راه است.
اگرچه آنچه به‌ صورت تلويحي مورد اشاره قرار گرفت، مساله حصر بود اما براي اين احتمال ايجاد برخي گشايش‌هاي سياسي را نيز قوت بخشيد. گشايش‌هايي كه اغلب در آستانه هر انتخاباتي شاهد آن هستيم. اما پرسش اينجاست كه به واقع ايجاد گشايش‌هاي سياسي و اهتمام احتمالي دولت وقت و شخص حسن روحاني در اين زمينه براي دولتي كه تا چند ماه ديگر با «پاستور» خداحافظي مي‌كند و انتخابات دوره دومي هم وجود ندارد كه حسن روحاني يك ‌سوي آن بايستد به چه كار مي‌آيد؟ شايد برخي تصور كنند كه چند اقدام ضربتي در اين حيطه بتواند كارنامه سياسي روحاني را نجات دهد اما به نظر نمي‌رسد كه راهكار چند ماهه‌اي بتواند چندين سال كم‌كاري در اين حوزه را جبران كند.
از سويي در صورت وقوع گشايش‌هاي سياسي شايد بتوان اينگونه برداشت كرد كه اين مهم كارويژه‌اي است كه حاكميت برعهده حسن روحاني گذاشته تا شايد بتواند در ماه‌هاي آخر تنور انتخابات سال ۱۴۰۰ را گرم كند. در اين ميان شايد فهرست بلند بالايي از گشايش‌هاي سياسي را بتوان پشت هم رديف كرد كه مي‌توانند راهگشا باشند اما به نظر مي‌رسد هيچ اقدامي به اندازه ايجاد فضاي باز انتخاباتي و تغيير رويه در احراز صلاحيت‌ها نمي‌تواند به كمك صندوق‌هاي رايي بيايد كه اسفند ماه ۹۸ تنها ۴۱ درصد به آن اقبال نشان دادند. به هر روي رفع حصر شايد اولين اقدام مهم سياسي باشد كه احتمالا آورده‌اي بزرگ چون همبستگي ملي به دنبال خواهد داشت. هر چند كه اين روزهاي سخت معيشتي اغلب شهروندان را در قاعده هرم مازلو نگه داشته‌ باشد.

علي صوفي، وزير دولت اصلاحات:

دولت نقش چنداني در ايجاد گشايش‌هاي سياسي ندارد

اخيرا براساس اخباري كه از حصر منتشر مي‌شود به نظر مي‌رسد كه گشايش‌هايي در حال وقوع است. كنار اين اخبار برخي شنيده‌ها حاكي از آن است كه گشايش‌هاي سياسي- احتمالا در زمينه حصر- تا چند ماه آينده خواهيم داشت. اساسا به نظر شما با توجه به شرايط موجود اين امكان وجود دارد و رفع حصر را تا چند ماه آينده محتمل مي‌دانيد؟

حصر از ابتدا با واكنش‌هاي منفي اجتماعي روبه‌رو بوده است. اوايل انقلاب هم مسائلي پيش آمد و برخوردهايي صورت گرفت اما آن زمان اينگونه اقدامات پشتوانه مردم هم داشت. مثلا اقداماتي كه در مورد آيت‌الله شريعتمداري، گروه خلق مسلمان يا حتي مجاهدين خلق انجام شد تا حدودي مردم پشت تصميمات حاكميت و نظام ايستادند و از اين اقدامات حمايت كردند اما حصر آقايان موسوي و كروبي و خانم رهنورد به هيچ ‌وجه پشتوانه اجتماعي و مردمي قوي نداشت. ممكن است گروه‌هايي چون بسيج يا نيروهاي نزديك به آنها يا برخي گروه‌ها از اين اقدام حمايت كنند اما به صورت عمده اين حمايت وجود ندارد. ضمن اينكه حصر در يك زمان بحران ايجاد شد. ممكن است آن زمان هم تصميم‌گيران به دليل شرايط امنيتي اين تصميم را از منظر امنيتي توجيه مي‌كردند و مي‌گفتند كه براي فروكش كردن بحران اين كار را كرديم اما تداوم آن و ادامه‌دار شدنش كاملا غيرموجه و غيرانساني بود. به هر حال هر جرمي، مجازاتي دارد كه بايد متناسب با يكديگر باشد اين در حالي است كه تاكنون نه دادگاهي تشكيل شده نه جرمي مطرح شده و نه اقدام قضايي انجام شده كه به خاطر آن قريب به ۱۰ سال حصر تداوم داشته‌ باشد. حصر، تصميمي بود كه از نماز جمعه درآمد. آقاي جنتي در نماز جمعه اين موضوع را مطرح كرد و بلافاصله هم اين اتفاق افتاد. قطعا تداوم حصر هم به ضرر نظام است و هم از نظر انساني ظلم محسوب مي‌شود. ۳ نفر محصورين هم از خدمتگزاران انقلاب و جمهوري اسلامي بوده‌اند. شخصيتي چون مهندس موسوي كه سال‌ها از مديران ارشد رده ‌بالا بوده است همين الان هم مي‌تواند ناجي كشور باشد. بنابراين اميدوارم اين علايم و اخباري كه وجود دارد به رفع حصر منجر شود. همين الان هم شاهد برخي اظهارنظر از اصولگرايان هستيم كه خواهان تجديدنظر در حصر هستند و اميدوارم بخش عقلايي اصولگرايان هم پشت اين ماجرا بايستند و با رفع حصر همراهي كنند.

برخي معتقدند به‌ جز موضوع رفع حصر، احتمال دارد دولت با نزديك شدن به ماه‌هاي پاياني دست به ايجاد گشايش‌هاي سياسي ديگري هم بزند. با توجه به مجموعه شرايط اجتماعي، اقتصادي و سياسي به نظر شما چنين تحليلي درست است؟ امكان ايجاد گشايش‌هاي سياسي وجود دارد يا اساسا هيچ نشانه‌اي مبني بر اين تصميم در رفتار دولت مشاهده مي‌كنيد؟

به نظر من دولت در ايجاد گشايش‌هاي سياسي چندان نقشي ندارد. اين مسائل حاكميتي است. براي نمونه اگر قرار باشد، محدوديت‌هاي انتخاباتي كمرنگ شود تا تجربه اسفند ۹۸ تكرار نشود و انتخابات آزاد برگزار شود، مساله‌اي خارج از اختيار دولت است. اين موضوع از اختيار حاكميت و مرتبط با شوراي نگهبان كه زير نظر رهبري قرار دارد، است يا آن استراتژي هميشگي مقام معظم رهبري مبني بر تامين مشاركت حداكثري مي‌تواند تاثيرگذار باشد به اين معنا كه به دليل كاهش چشمگير مشاركت در انتخابات اسفند ۹۸ اين دغدغه براي حاكميت به وجود آمده‌ باشد در نتيجه براي افزايش مشاركت دست به اقداماتي بزند. با اين حال اين تصميم هم الزاماتي دارد. يكي از الزاماتش اين است، گره‌هايي كه در جامعه وجود دارد- مثل همين حصر- باز شود. در مردم اميد ايجاد شود كه نظام خواهان تغييرات است. در مردم اميد ايجاد شود كه مردم مي‌توانند، كانديداي مورد نظر خودشان را داشته‌ باشند و به خاطر آن پاي صندوق‌هاي راي حاضر شوند.

در واقع شما تاكيد داريد كه تمام گشايش‌هاي سياسي در اختيار حاكميت و نه دولت است. در اين شرايط راي دادن براي بخشي از بدنه اجتماعي و اساسا جايگاه رياست‌جمهوري بلااثر نمي‌شود؟

بله، قطعا گشايش‌هاي سياسي در اختيار حاكميت است. بايد از راس نظام سياستي را در نظر بگيرند و اعمال كنند وگرنه نهادهايي كه زيرمجموعه حاكميت هستند، وظيفه خود مي‌دانند تا جايي كه مي‌توانند، مانع ايجاد كنند و از نظر خودشان شرايط را ايمن كنند و ثبات امنيتي ايجاد كنند.

هيچ ارتباطي ميان گشايش‌هاي سياسي با ظرفيت‌هاي دولت مستقر يا اساسا نهاد دولت قائل نيستيد؟

خير، موضع آقاي روحاني در جريان انتخابات مجلس يازدهم در اسفند ماه 98 را ببينيد. وقتي شوراي نگهبان رد صلاحيت گسترده را انجام داد، آقاي روحاني با همه محافظه‌كاري كه از سال ۹۶ پيش گرفته‌و به عقبه راي خود بي‌اعتنا شده ‌بود اما گفت اگر اين‌گونه است كه انتصابات داشته ‌باشيم نه انتخابات! بعد از اين جملات هم بلافاصله با عكس‌العمل رهبر انقلاب مواجه شد و مجبور به عقب‌نشيني شد. دولت و در راس آن روحاني تنها مي‌توانست از طريق وزارت كشور يا استانداري‌ها و فرمانداري‌ها و در واقع هيات اجرايي در بررسي صلاحيت كانديداها اعمال ‌نظر كند كه اين كار را هم كرد. ما مشكلي با هيات‌هاي اجرايي نداشتيم اما وقتي نوبت به هيات‌هاي نظارت رسيد، اصلاح‌طلبان با رد صلاحيت گسترده روبه‌رو شدند. آنها يك جريان سياسي و يك گفتمان سياسي را كلا حذف كردند. اين موضوع نشان داد كه مي‌خواهند همه ‌چيز يكدست شود.

اگر احيانا در اين چند ماه آينده با گشايش‌هاي سياسي مواجه شويم، مي‌توان چنين برداشت كرد كه يك پروژه سياسي برعهده حسن روحاني گذاشته شده تا در انتخابات ۱۴۰۰ تجربه مشاركت حداقلي انتخابات سال ۹۸ تكرار نشود؟

فكر مي‌كنم اصل مساله از بالاست. اول بايد اراده حاكميت بر ايجاد گشايش‌هاي سياسي وجود داشته ‌باشد. اگر اراده‌اي باشد بايد زيرمجموعه و نهادهاي قدرت مثل سازمان اطلاعات سپاه و به ‌طور كلي شوراي نگهبان كه در بررسي صلاحيت‌ها نقش دارد، مي‌تواند در آينده به صورت علني اين تصميم را نشان دهد. البته من مطمئن نيستم آن ۶۰ درصدي كه در انتخابات پيشين حضور پيدا نكردند با وجود گشايش‌هاي سياسي و كاهش رد صلاحيت‌ها در انتخابات حضور پيدا كنند اما مي‌توان اميدوار بود كه ۳۰ درصد ديگري به ۴۰ درصدي كه در انتخابات مجلس شركت كردند، ‌اضافه شود و در نهايت انتخابات رياست‌جمهوري در سال ۱۴۰۰ دست‌كم با مشاركت ۵۰ درصدي برگزار شود.

شما تاكيد داريد كه گشايش‌ها بايد از راس نظام صورت گرفته و در استراتژي حاكميت وجود داشته ‌باشد تا محقق شود. در خلال گفت‌وگو هم بيشتر بر امر انتخابات و آزادي انتخاب تاكيد داشتيد. پيشنهاد شما براي گشايش‌هاي سياسي براي حوزه‌هاي ديگر چيست؟ به نظر شما گشايش‌هاي سياسي در چه حوزه يا حوزه‌هايي مي‌تواند منجر به اميدوار شدن مردم شود و آنها را ترغيب كند كه پاي صندوق راي بيايند؟

اول بايد به اين نكته توجه داشته‌ باشيد كه اصل مساله مردم، موضوعي كه بايد به صورت فوري و اورژانسي به آن رسيدگي شود «معيشت» است. اوضاع اقتصادي به ‌شدت بد است و گراني‌هاي افسارگسيخته‌اي وجود دارد كه به نظر مي‌رسد، دولت كار را رها كرده است. حتي به نظر مي‌رسد، كاري از رييس كل بانك مركزي ساخته نيست و او كه دائم به مردم تاكيد مي‌كرد در بازار ارز سرمايه‌گذاري نكنيد اخيرا نقل‌قولي از او شده كه گفته من ديگر كاري به بازار ارز ندارم. در زمينه تورم هم مسوولان وقت حرفي براي گفتن ندارند و دست‌هاي‌شان را بالا برده‌اند. بنابراين اگر مسائل اقتصادي كه بخشي از آن به سياست خارجي ما ارتباط دارد و بخش ديگري به فضاي داخلي اقتصاد كشور، برطرف نشود مردم همچنان دلسرد و نااميد خواهند بود. اگر گشايشي در سياست خارجي حاصل شود، انتخابات امريكا تاثيري در برجام بگذارد، ‌تحريم‌ها كاهش يافته يا برداشته شود و دولت بتواند نفت بفروشد و درآمد كسب كند كه از قبل آن بتواند اصلاحات معيشتي انجام دهد يا ارز كافي روانه بازار كند و قيمت را تعديل كند، مي‌توان اميدوار بود. كنار اين اتفاقات، گشايش‌هاي سياسي هم رخ بدهد و كشور به سمتي برود كه انتخاباتي آزاد برگزار شود، مردم اميدوار خواهند شد.

به ‌جز برگزاري انتخابات آزاد چه پارامترهايي براي ايجاد گشايش سياسي مهم است؟

به نظر من آنچه در حال حاضر براي مردم مي‌تواند نشانه‌اي خوب باشد، رفع حصر است. اگر كنار انتخابات آزاد، رفع حصر هم اتفاق افتاد، مي‌توان چنين برداشت كرد كه حاكميت مي‌خواهد، تعديلي به وجود آورد. البته بعد از ۴۰ سال يك عفو عمومي هم لازم است. اگرچه اين عفو عمومي مساله مردم نيست اما گشايش در سياست خارجي گلوگاه نظام است، چيزي كه طاقت مردم را طاق كرده و مردم انتظار دارند، حاكميت اين مساله را حل كند.

با توجه به برخوردهاي امنيتي، احكام قضايي سنگين و اعدام يكي، دو بازداشتي اعتراضات كه با واكنش گسترده افكار عمومي روبه‌رو شد به نظر شما بحث‌هاي حقوق شهروندي چقدر براي مردم مهم است؟

مردمي كه گرسنه‌اند به فكر حقوق شهروندي نيستند. حال امروز ما مصداق اين حديث پيامبر است كه «من لا معاش له لا معاد له» يعني كسي كه معاش و زندگي مادي ندارد، معاد زندگي آخرتي هم ندارد. همچنين براساس هرم نيازهاي مازلو هم تا مردم شكم‌شان سير نشود و نيازهاي مادي‌شان برطرف نشود به فكر حقوق ديگرشان نيستند. الان جامعه در حدي مستاصل است كه به فكر هيچ چيز نيست جز اينكه بتواند زندگي خود را بچرخاند و معاش خود را تامين كند. البته كه مسائل حقوق شهروندي نيز اهميت دارد و بخشي از مردم پيگير اين موضوع هستند.

غلامرضا ظريفيان، كنشگر سياسي اصلاح‌طلب:

اگر گشايش‌هاي سياسي تصنعي نباشد، موثر است

شرايط معيشتي و اقتصادي، آنچنان درگيري‌هاي جدي براي مردم ايجاد كرده كه گويا بحث‌هاي مربوط به آزادي‌هاي سياسي يا حقوق شهروندي در اولويت‌هاي اول مردم قرار ندارند. با اين حال مطالبه‌اي چون رفع حصر همچنان در سطح جامعه مطرح مي‌شود. ازسويي گشايش‌هايي هم در اين حوزه اتفاق افتاده است. به نظر شما چقدر محتمل است كه رفع حصر اتفاق افتد و پي روي آن گشايش‌هاي سياسي ديگري نيز رقم بخورد؟

وضعيت جامعه ما به گونه‌اي است كه از هر گشايش كوچك و بزرگي استقبال مي‌شود. از سويي تصميم‌گيران هم بايد از هر گشايشي كه در مسير تامين رضايت مردم و منافع مردم و بازگشت به خواست مردم باشد، استقبال كنند به هر حال ما اكنون با شرايط سخت اقتصادي و اجتماعي روبرو هستيم همچنين با بحران سلامت هم دست به گريبانيم بنابراين بايداز هر گشودگي استقبال كرد. به خصوص اگر اين گشايش در شرايط محصوران باشد كه از شخصيت‌هاي بزرگ اين كشور بوده و هستند و رفع حصر آرزوي بسياري است تا اين شخصيت‌هاي بزرگ به زندگي عادي و جامعه بازگردند و از رنج حصر بيرون بيايند. در گذشته هم برخي گام‌هايي در اين عرصه برداشته‌اند و راه‌هايي را باز كرده‌اند اما اين راه ابتر ماند و بسته شد ولي به هر حال بايد از هر گشودگي در فضاي سياسي استقبال كرد.

اما در مورد عرصه سياست نمي‌توان هنوز به اين نتيجه رسيد كه گشايش سياسي در راه است. اخيرا آقاي كروبي ديدارهايي داشته‌اند كه همين موضوع احتمال رفع حصر را قوت بخشيد اما نمي‌توان با استناد به اين مسائل به چنين نتيجه‌اي رسيد كه برنامه‌هايي براي گشايش سياسي وجود دارد. در واقع نمي‌توان اين‌گونه استنباط كرد كه ما در عرصه سياسي خصوصا در انتخابات آينده با فضاي بازتري مواجه خواهيم بود. به نظر من هنوز زود است كه اين‌گونه استنباط كنيم به خصوص كه رفتارها و كنش‌ها همگي عكس اين استنباط را نشان مي‌دهد. برخي اقدامات از جمله طرح اصلاح قانون انتخابات و انقباضي برخورد كردن با مساله جمهوريت و شرايط انفعالي و تعليق احزاب كشور همگي عكس اين برداشت را نشان مي‌دهد. همچنين مشكلات معيشتي مردم و مسائل اقتصادي جامعه، نوع نگاهي كه بخشي از نمايندگان مجلس دارند و ايده‌ها و طرح‌هايي كه به دنبال آن هستند نيز نشان مي‌دهد فعلا اولويتي براي گشايش‌هاي سياسي در حاكميت وجود ندارد. اما به هر حال اميدواريم و آرزو داريم كه اين نوع رويكردها نشانه‌اي بر گشودگي در عرصه سياسي و البته باقي عرصه‌ها باشد. اگرچه اين روزها بايد به اقدامات كوچك دل‌خوش بود اما به نظر من براي قضاوت در مورد بازگشت به مسير قانون اساسي، مسير رضايت عمومي و ايجاد فضاي مناسب براي حضور سياست‌ورزان دلسوز زود است و اين موضوع دور از انتظار به نظر مي‌رسد.

البته براي خروج از بن‌بست امروز به جز بازگشت به مباني اساسي كه مردم براي آن انقلاب كردند يعني آزادي، جمهوريت، اسلام متكي و مبتني بر حقيقت، حضور حداكثري مردم براي تعيين سرنوشت، توزيع عادلانه ثروت و … راهي وجود ندارد. اين انتظار كه ما با يكي دو حركت تصور كنيم گشايشي در كار است، نتيجه‌گيري زودهنگامي است.

اساسا به نظر شما و با نگاهي به مجموعه رفتارهاي حاكميت رفع حصر محتمل است يا خير؟

رفع حصر در برخي بازه‌هاي زماني مطرح شد. پروژه‌ هم تا حدي پيش رفت اما به دلايلي متوقف شد. امروز هم، ‌در چنين شرايطي با توجه به وضعيت جسمي محصورين و شرايط كشور چنين امري محتمل است. به نظر مي‌رسد امروز نه تنها در ميان اصلاح‌طلبان تمايل و درخواست رفع حصر وجود دارد بلكه در بخشي از اصولگرايان يا حتي ميان برخي نيروهاي امنيتي كه شرايط كشور را رصد مي‌كنند، تمايل به رفع حصر وجود دارد و مي‌خواهند چنين اتفاقي بيفتد. بنابراين اميدوارم چنين اجماعي كه در حال صورت گرفتن است، فرصت رفع حصر را ايجاد كند. احتمال رفع حصر البته به شكل تدريجي بسيار زياد است.

درست است كه تصميم‌گير اصلي در مورد رفع حصر حاكميت است و اين موضوع مشخصا به دولت ارتباط ندارد با اين حال برخي معتقدند كه عزم جدي در دولت براي رفع حصر وجود دارد تا لااقل اين موضوع در كارنامه سياسي دولت كه اتفاقا درخشان هم نيست، نقطه عطفي محسوب شود. چقدر با اين نگاه هم‌نظر هستيد؟ همچنين پيرو مسائلي كه اخيرا پيش آمده برخي كارشناسان معتقدند كه احتمالا در اواخر دولت حسن روحاني با گشايش‌هاي سياسي ديگري نيز مواجه خواهيم بود تا به نوعي بازار گرمي براي صندوق راي سال ۱۴۰۰ صورت گيرد. شما با اين نگاه موافقيد؟

در اينكه به هر حال رفع حصر از وعده‌هاي مهم حسن روحاني بود و البته در اينكه گام‌هاي مهمي هم در اين زمينه برداشته‌شد، ترديدي نيست. با اين حال بايد بدانيم كه در اين موضوع دولت صاحب‌اختيار نيست. همچنين تصور مي‌كنم اگر دولت بخواهد رفع حصر را به اقدامات خود پيوند بزند و آن را جزيي از كارنامه سياسي‌اش تلقي كند، ممكن است با نتيجه عكس روبرو شود. رقباي آقاي روحاني همان‌طوركه در اين ۸ سال نشان دادند، مايل نيستند دولت كارنامه موفقي از خود به جاي بگذارد بنابراين اگر بدانند رفع حصر با اين موضوع پيوند مي‌خورد، شايد موانعي را نيز ايجاد كنند تا اين اتفاق رخ ندهد.

فارغ از حصر اگر فرض را بر اين بگيريم كه دولت در حوزه‌هاي تحت اختيار و امر خود تصميم به ايجاد گشايش‌هايي بگيرد به نظر شما بايد وارد چه حوزه‌هايي بشود؟

آن‌طوركه به نظر مي‌رسد مهم‌ترين بحث امروز اقتصاد است و طبيعي است كه دغدغه اول دولت هم مقوله معيشت و اقتصاد باشد تا بتواند با همكاري ۳ قوه كاري از پيش ببرد و گشايش‌هاي اقتصادي ايجاد كند. همچنين امروز مردم با بحران سلامت مواجه و با كرونا درگيرند بنابراين اينكه دولت بتواند چنين بحراني را كنترل كند هم از اهميت بسزايي برخوردار است. بنابراين اگر مديريت در دو حوزه اقتصاد و سلامت تحولي ايجاد شود، مردم دلگرم مي‌شوند. علاوه بر اين با اينكه همه سياست خارجي در اختيار دولت نيست اما اگر در عرصه گفت‌وگو توفيقاتي كسب و مجوزهايي براي مذاكره اخذ كند هم در افزايش اميد مردم بي‌تاثير نخواهد بود. در واقع به نظر من دولت بيش از اين براي انجام اقداماتي ظرفيت ندارد.

از سويي طبيعتا چون دولت مجري انتخابات است و در اين زمينه اختياراتي دارد بايد از حداكثر حقوقش براي دفاع از برگزاري انتخابات آزاد و حضور كانديداها با گرايش‌هاي مختلف، استفاده كند. علاوه بر اين پروژه نيمه‌كاره حقوق شهروندي نيز بايد پيگيري شود. همچنين به نظر من در اين ماه‌هاي پاياني دولت بايد راه گفت‌وگوي جدي را اما نه به شكل موسمي با نخبگان عرصه سياسي و اقتصادي باز كند تا ببيند جامعه چگونه مي‌انديشد.

برخي معتقدند اگر گشايش‌هاي سياسي هم در اواخر دولت روحاني رخ دهد با توجه به اينكه ماه‌هاي پاياني است و كاركرد تبليغاتي هم ندارد، احتمالا كارويژه محول شده به حسن روحاني و دولتش است تا تنور انتخابات را داغ كند. شما تا چه اندازه با اين تحليل موافق هستيد؟

ما بايد از هر اقدامي كه به مشاركت واقعي مردم كمك مي‌كند، استقبال كنيم حتي اگر به قول شما يك كارويژه باشد اما بايد يك كارويژه درست باشد نه صرفا استفاده ابزاري چرا كه بعدا دوباره مردم را دچار سرخوردگي‌ها و نااميدي‌هاي عميق مي‌كند. در واقع اگر اين گشايش‌ها حقيقي باشد و نه مصنوعي و براي ايجاد بازار گرمي، موثر است. طبيعتا به دليل شرايطي كه ما با آن روبرو هستيم بايد از همه ظرفيت‌ها از جمله دولت استفاده كرد تا هم شكاف دولت- ملت كاهش يابد هم نااميدي انباشته تا حدي ترميم شود. چرا كه اگر اين وضعيت تغييري نكند با بحران‌هايي مواجه خواهيم بود كه آن بحران‌ها قطعا نه به نفع ملت است و نه به نفع نظام. بنابراين اگر استفاده ابزاري از دولت نشود و گشايش سياسي تصنعي نباشد اقدام خوبي است. البته مشاركت سياسي و انتخاباتي اقتضائاتي دارد كه بايد به آن توجه شود. الان به نظر نمي‌رسد اين اقتضائات فراهم شده‌باشد چه آنكه انتخابات ميان دوره‌اي مجلس بسيار نگران‌كننده ‌بود. اگرچه با نزديك شدن انتخابات مي‌توان اميدوار بود كه فضا تغيير كند اما بايد اقتضائات واقعي مشاركت فراهم شود و دولت نقش تزييني نداشته‌باشد.

منبع: روزنامه اعتماد 7 مهر99

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *