Home اخبار چريكي با دغدغه كارگري
چريكي با دغدغه كارگري
0

چريكي با دغدغه كارگري

0
0

ابوالقاسم سرحدي‌زاده، وزير كار دولت ميرحسين موسوي درگذشت

مرجان زهراني

نامش‌ با كار و كارگر عجين است اگرچه كارگري نكرده‌بود و مي‌گفت «من كه زنداني بودم، چه كارگري؟» اما اتفاقا بيكاري را تجربه كرده‌ بود. تجربه‌اي كه از آن با عنوان «تجربه‌اي سخت» ياد مي‌كرد. ابوالقاسم سرحدي‌زاده، وزير كار دولت ميرحسين موسوي كه زندگي پر فراز و نشيبي را از سر گذراند و ديروز ۲۴ تير پس از تحمل رنج بيماري بر اثر ايست قلبي در ۷۵ سالگي درگذشت.

۱۵ سال حبس، سهم او از مبارزه!

ابوالقاسم سرحدي‌زاده سال ۱۳۲۴ در تهران به دنيا آمد. در همان نوجواني و با سوداي مبارزه و انقلاب، هنوز 18سالگي را به پايان نرسانده‌بود كه به حزب ملل اسلامي پيوست. حزبي كه با نگاهي چپ‌گرايانه به محوريت و رهبري سيدمحمد كاظم موسوي بجنوردي با مشي نظامي-‌ سياسي در دهه ۴۰ تاسيس شد و سرحدي‌زاده نيز زمان كوتاهي پس از پيوستن به آن بازداشت و در دادگاه به ۱۵ سال زندان محكوم شد تا سهم او از مبارزه براي انقلاب، ساواك و زندان و شكنجه تا زمان پيروزي باشد. او پس از پيروزي انقلاب اسلامي مدتي در سپاه پاسداران مشغول به فعاليت شد و سپس به عضويت در شوراي سرپرستي و قائم‌مقام بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي درآمد. پس از آن رياست شوراي سرپرستي زندان‌ها را نيز براي مدت كوتاهي بر عهده گرفت. اما آنچه سرحدي‌زاده را در تاريخ سياسي ايران بيش از پيش ماندگار كرد، دوران مسووليت او در وزارت كار در زمان نخست‌وزيري ميرحسين موسوي بود.

دغدغه كار و كارگر

او فاصله سال‌هاي ۶۲ تا ۶۸ يعني مقارن با رياست‌جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي و نخست‌وزيري ميرحسين موسوي، وزير كار و امور اجتماعي شد و دوران پرتنشي را سپري كرد. از آنجا كه انقلاب هنوز به ۱۰ سالگي هم نرسيده و كشور سال‌هاي متمادي درگير جنگ بود، دوران وزارت او مقارن با تصويب برخي قوانين مادر در اين حوزه شد. قوانيني چون قانون كار، شوراهاي اسلامي كار، بيمه بيكاري ازجمله اين قوانين بود كه منجر به تنش‌هايي ميان اين وزارتخانه و شوراي نگهبان شد. اقدامات او در اين زمينه از مسائل تاثيرگذار در تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام به منظور حل و فصل اختلافات ميان مجلس و شوراي نگهبان بود.

سرحدي‌زاده همچنين عضو هيات مركزي خانه كارگر شد و پس از آن براي فعاليت سياسي حزب اسلامي كار را تاسيس كرد و خود به عنوان اولين دبيركل انتخاب شد. او پس از فراغت از وزارت در انتخابات مجلس شركت كرد و در دوره‌هاي سوم، پنجم و ششم به پارلمان رفت. او در مجلس ششم رياست كميسيون اجتماعي را برعهده داشت اما پيش از پايان مجلس ششم به‌دليل سكته مغزي از ادامه فعاليت در مجلس بازماند. او سال ۹۵ با حكم سيدمحمد خاتمي همراه با مصطفي معين و محمد سلامتي به اعضاي شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان پيوست كه البته شرايط جسمي او اجازه نمي‌داد كه حضور پررنگي داشته ‌باشد.

ابوالقاسم سرحدي‌زاده همانطور كه در بيانيه حزب اسلامي كار نيز آمده، «لحظه‌اي از تلاش براي ارتقاي زندگي كارگران ايران فروگذار نكرد» و با دغدغه زندگي طبقه فرودست و كارگر چشم از جهان فروبست. رييس‌جمهوري، معاون اول، علي لاريجاني، محمدباقر قاليباف، صادق خرازي، محسن هاشمي، محمدعلي ابطحي، هادي خامنه‌اي، محسن رهامي و تعداد ديگري از شخصيت‌هاي برجسته كشوري و احزاب درگذشت او را در پيام‌هاي جداگانه تسليت گفتند.

حسين كمالي، دبيركل حزب اسلامي كار:

سرحدي‌زاده نگران همه آنچه بود كه امروز اصلاح‌طلبان نگرانش هستند

حسين كمالي، دبير كل حزب اسلامي كار پس از ابوالقاسم سرحدي‌زاده اين مسووليت را برعهده گرفت و دومين نفري بود كه بر صندلي مديريتي اين حزب سياسي تكيه ‌زد. كمالي، سرحدي‌زاده را نيروي سياسي تاثيرگذاري در جامعه كار و كارگري مي‌داند كه عمر خود را صرف اين حوزه كرد و معتقد است مرد بزرگ وارسته‌اي از دست رفته كه فقدان آن به‌شدت حس خواهد شد اما رهنمودها و راه او در حزب اسلامي كار فراموش نخواهد شد. دبير كل حزب اسلامي كار مي‌گويد سرحدي‌زاده نگران بود، نگران همه آنچه امروز اصلاح‌طلبان از آن نگران هستند و در مورد آن هشدار مي‌دهند.

ابوالقاسم سرحدي‌زاده را به عنوان بنيانگذار حزب اسلامي كار مي‌شناسيم كه در آغاز دبير كلي آن را نيز برعهده داشت. آيا ايده اصلي تاسيس يك حزب سياسي در كنار خانه كارگر را ايشان مطرح كرد؟

ما در خانه كارگر مشغول فعاليت بوديم و در اين مجموعه صنفي مطالبات صنفي كارگران را پيگيري مي‌كرديم. به مرور به اين نتيجه رسيديم كه لازم است براي مباحث سياسي، مجموعه‌اي تاسيس كنيم كه فارغ از دغدغه‌هاي صنفي به سياست بپردازد. آقاي سرحدي‌زاده هم يكي از پيشنهاد‌دهندگان بود كه اين پيشنهاد منجر به شكل‌گيري حزب اسلامي كار شد. البته دوستان ديگري چون آقاي محجوب، خانم جلودارزاده و بسياري ديگر از همراهان خانه كارگر و دغدغه‌مند در حوزه كارگري نيز به حزب اسلامي كار كه براي فعاليت‌هاي سياسي بود، پيوستند.

پيشنهاد اوليه تاسيس حزب اسلامي كار را آقاي سرحدي‌زاده مطرح كرد؟

اين پيشنهاد حاصل يك بررسي جمعي و مبتني بر خرد جمعي بود و همه ازجمله آقاي سرحدي‌زاده، محجوب يا حتي آقاي ربيعي در شكل‌ گرفتن آن نقش داشتند.

ابوالقاسم سرحدي‌زاده را به عنوان يك نيروي سياسي فراتر از جايگاه حزبي او تاثيرگذار برآورد مي‌كنيد؟

به هر حال ايشان سياستمدار باسابقه‌اي بود كه از پيش از انقلاب نقش موثري ايفا كرد. آقاي سرحدي‌زاده پيش از انقلاب به عضويت حزب ملل اسلامي درآمد و پس از انقلاب هم به عضويت حزب جمهوري اسلامي در آمد كه نشان مي‌دهد ايشان شخصيتي بود كه به كار تشكيلاتي علاقه‌مند و پايبند بود. همين هم باعث شد كه پس از تجربه همكاري در خانه كارگر از بنيانگذاران حزب اسلامي كار باشد كه هم‌اكنون دبيركلي آن برعهده من است. به هر روي ايشان شخصيت تشكيلاتي موثري در پيش و پس از انقلاب بودند.

سرحدي‌زاده را به‌ لحاظ شخصيت فردي و سياسي در فضاي حزبي چطور مي‌ديديد؟ ايشان صرفا به‌ دليل بيماري پس از مجلس ششم هيچ كنش سياسي نداشت؟

بله، آقاي سرحدي‌زاده پس از بيماري به دليل شرايط جسمي كه داشت، محدوديت‌هاي زيادي پيدا كرد. اين محدوديت‌ها باعث شد كه در مجامع عمومي كمتر ديده شود با اين حال نقش اثرگذاري در حزب داشت. به هر حال آقاي سرحدي‌زاده مسوول بخش سياستگذاري حزب اسلامي كار بود و از همين طريق نقش موثري در تصميمات حزب به‌خصوص تصميمات انتخاباتي و سياسي داشت.

رويكرد ايشان به مسائل و مشكلات به وجود آمده در سال‌هاي اخير چگونه بود؟ توصيه يا پيشنهادي داشتند؟

آقاي سرحدي‌زاده رويكردي كاملا اصلاح‌طلبانه داشت و متعاقبا همان نگراني‌هايي را داشت كه همه اصلاح‌طلبان در چند سال اخير داشته و درمورد آن سخن گفتند. ايشان در همه زمينه‌ها به‌خصوص شرايط اقتصادي و سياسي ابراز نگراني مي‌كردند. فقدان ايشان در حزب و همچنين در جامعه كارگري بسيار احساس مي‌شود؛ چراكه حزب اسلامي كار مرد بزرگ و وارسته‌اي را از دست داد. با اين حال تلاش خواهيم كرد همراه با ساير دوستان در حزب اسلامي كار همچنان فكر و انديشه او را پيش ببريم و هرگز رهنمودهاي ايشان را در زمينه‌هاي مختلف فراموش نكنيم.

محمد سلامتي، دبير كل حزب سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي:

سرحدي‌زاده به لحاظ فكري به ميرحسين موسوي نزديك بود

محمد سلامتي، وزير كشاورزي دولت ميرحسين موسوي پس از كنار رفتن از اين وزارتخانه به دعوت به همكاري ابوالقاسم سرحدي‌زاده پاسخ مثبت داد و همراه و معاشر او در آن دوران شد. اين ارتباط آن‌طور كه سلامتي گفته تا پيش از درگذشتش ادامه‌دار شد؛ ارتباطي كه او معتقد است سرسوزني به اختلاف‌نظر نرسيد. سلامتي معتقد است كه سرحدي‌زاده همواره نگران مصايب و مشكلات جامعه كارگري بود و اين اواخر نيز از شرايط اقتصادي كه فشار مضاعفي بر خانواده‌ها است، ابراز نگراني مي‌كرد.

آشنايي شما با ابوالقاسم سرحدي‌زاده به چه زماني بازمي‌گردد؟ ايشان را چگونه توصيف مي‌كنيد؟

آقاي سرحدي‌زاده را از اوايل انقلاب مي‌شناسم. زماني كه ايشان وزير كار شد باهم همكار شديم. ايشان را فردي وارسته، صادق و باصفا مي‌دانم. انسان دوست‌داشتني كه دلش براي مردم مي‌سوخت و هميشه تلاش مي‌كرد در خدمت مردم باشد. اقدامات او در وزارت كار مبين همين حقيقت است. سرحدي‌زاده براي قانون كار، قانون شوراهاي اسلامي كار، قانون بيمه بيكار و… تلاش بسيار زيادي كرد. اين تلاش‌ها نشان مي‌دهد كه با قشر مستضعف و كارگر بسيار احساس نزديكي مي‌كرد و خود را در خدمت آنها قرار مي‌داد.

شما پيش از انقلاب نيز با آقاي سرحدي‌زاده آشنايي داشتيد يا آشنايي شما به پس از انقلاب و دوران همكاري در وزارت كار باز مي‌گردد؟

من پيش از انقلاب ارتباطي با ايشان نداشتم. آقاي سرحدي‌زاده كار تشكيلاتي را با حزب ملل اسلامي آغاز كرد. من شكل ديگري فعاليت مي‌كردم.

از چه زماني با ايشان مستقيم كار كرديد؟

من در سال ۶۲ وزير كشاورزي بودم. بعد كابينه تغيير كرد. من كنار رفتم. وزير كار هم كنار رفت. آن زمان آقاي توكلي وزير كار بود كه پس از كنار رفتنش از وزارت كار، آقاي سرحدي‌زاده وزير كار شد. وقتي ايشان وزير كار شد و من هم ديگر وزير كشاورزي نبودم، به دعوت ايشان به وزارت كار رفتم و با هم همكار شديم.

سرحدي‌زاده چقدر دغدغه‌هاي كارگري داشت و چقدر در اين حوزه تاثيرگذار بود؟

آقاي سرحدي‌زاده دغدغه‌هاي جدي در حوزه كار و كارگري داشت. ايشان وقتي در وزارت كار مستقر شدند، تمام مشكلات مرتبط با كارگران را مورد توجه قرار داد. در راس اين مشكلات قانون كار بود. من هم در آن زمان معاونت فرهنگي و امور مجلس را برعهده داشتم، تهيه و تدوين قانون كار در حوزه معاونت من تعريف مي‌شد. هم قانون كار و بعد از آن قانون شوراهاي اسلامي كار و بعد هم قانون بيمه بيكاري به عنوان محور اصلي كار ايشان و من قرار گرفت. در جريان همين مسائل ما با كمك ايشان قانون تامين اجتماعي را هم تهيه كرديم كه البته بعدها به وزارت تامين اجتماعي ارايه شد اما قانون كار، بيمه بيكاري و شوراهاي اسلامي كار ازجمله كارهاي مهمي بود كه در زمان حضور او بر مسند وزارتخانه به تصويب نهايي رسيد.

همان‌طور كه شما اشاره مي‌كنيد در زمان وزارت سرحدي‌زاده بر وزارت كار قوانين مهمي در حوزه كار و كارگر و بيمه به مجلس رفت و تصويب شد اما در اين حال تنش‌هاي بسياري هم ميان وزارت كار با شوراي نگهبان در اين حوزه‌ها وجود داشت. همچنين بسياري آقاي سرحدي‌زاده را چهره موثري در تاسيس مجمع تشخيص مصلحت نظام مي‌دانند؛ درمورد حوادث و تنش‌هاي آن زمان كه خود از نزديك شاهد بوديد و نقش آقاي سرحدي‌زاده در اين موضوع توضيح مي‌دهيد؟

نه فقط بيمه بيكاري، بلكه درمورد قانون كار هم ما با اين مشكل مواجه بوديم كه شوراي نگهبان آن را خلاف شرع مي‌دانست. آقاي سرحدي‌زاده تلاش كرد و از امام استفتا گرفتند. امام در اين زمينه فتوا دادند و 2 يا 3 مرتبه اظهارنظر كردند اما درنهايت قانون كار به تصويب شوراي نگهبان نرسيد و با حدود ۱۳۰ اشكال شرعي كه گرفتند، به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارايه شد. البته مي‌توان گفت كه قانون كار يكي از قوانيني است كه موجب و مسبب مجمع تشخيص مصلحت نظام شد. قانون بيمه بيكاري هم همين‌طور بود، چراكه شوراي نگهبان و كساني كه با اعضاي اين شورا هم‌نظر بودند، مي‌گفتند هر قراردادي كه بين كارگر و كارفرما به هر شكلي به تاييد و امضا برسد، قابل‌اجرا است و لازم نيست دولت قانون وضع كند. در واقع عملا به قانون به اين سبك و سياق معتقد نبودند. بنابراين مشكلات و مسائل بسيار زيادي داشت. اين اتفاق درمورد قانون شوراهاي اسلامي كار نيز تكرار شد. از آنجا كه در زمان وزارت آقاي سرحدي‌زاده قوانين محور و مادر در فرآيند تصويب قرار گرفت، از اين دست مشكلات زياد بود. قوانين شوراهاي اسلامي كار، بيمه بيكاري يا قانون كار به‌ دليل اينكه با تفكري كه در يك جناح كشور وجود داشت، مطابق نبود اين قوانين بلاتكليف مانده‌ بود. البته در مجلس به تصويب مي‌رسيد اما در شوراي نگهبان رد مي‌شد و فرآيند تصويب هم طولاني شد. در واقع زماني كه مجمع تشخيص مصلحت نظام تشكيل شد اين قانون هم تصويب شد.

اوايل انقلاب به ‌دليل اختلافات جرياني و جناحي كه در دولت‌ها وجود داشت، همچنين وجود نخست‌وزير و رييس‌جمهوري و اختلافات موجود، عمدتا ميزان تنش‌ها در كابينه هم بالا بود. ارتباط آقاي سرحدي‌زاده با ميرحسين موسوي، نخست‌وزير وقت چگونه بود؟

آقاي سرحدي‌زاده عضو حزب جمهوري اسلامي بود. آقاي ميرحسين موسوي هم همين‌طور. هر دو هم به ‌لحاظ فكري در يك طيف كه به آن «خط امامي» مي‌گفتيم، حضور داشتند. روابط اين دو خيلي صميمي بود. به ‌لحاظ فكري خيلي با يكديگر نزديك بودند. به همين دليل هم آقاي مهندس موسوي تمام تلاش خود را مي‌كرد كه به ما در وزارتخانه كمك كند تا قانون كار و ساير قوانين به تصويب برسد.

آيا دوران حضور در وزارت كار و همكاري نزديك با آقاي سرحدي‌زاده، هيچ‌وقت پيش آمد كه اختلافي ميان‌تان ايجاد شود؟

خير، هيچ‌وقت! عجيب بود كه افكار ما دقيقا منطبق با هم بود. هر كاري كه انجام مي‌شد با يك ديد و خط و راهبرد حركت مي‌كرديم و هيچ‌گونه اختلاف‌نظري با هم نداشتيم حتي به اندازه سر سوزني. اين موضوع بسيار عجيب بود. من هم ديده‌ام، هم شنيده‌ام و هم خود در عرصه‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي حضور داشته‌ام و شاهد بودم كه چه اختلافاتي پيش مي‌آيد اما آن‌قدر انطباق فكري كه ميان من و سرحدي‌زاده بود، ‌كمتر ديده‌ام.

پس از اينكه آقاي سرحدي‌زاده در دوره سوم، ‌پنجم و ششم نماينده مجلس شدند، به ‌دليل بيماري از فضاي سياسي كنار رفتند. آيا مسائل ديگري نيز باعث كم‌رنگ شدن ايشان در فضاي سياسي شد؟ ارتباط شما با ايشان در اين دوران چگونه بود؟

تنها چيزي كه آقاي سرحدي‌زاده را از مسائل سياسي دور كرد، بيماري او بود، وگرنه تا زماني كه هنوز بيمار نبود در همه عرصه‌ها به‌خصوص در مجامع كارگري و براي كارگران فعال بود. او در اتحاديه اسكان، امكان، حزب اسلامي كار، خانه كارگر و از طرق مختلف ارتباط مستقيم و تنگاتنگي با كارگران داشت اما از زماني كه بيمار شد نتوانست فعال شود.

خاطره‌اي از دوران همكاري با آقاي سرحدي‌زاده يا پس از آن داريد كه در ذهن‌تان ماندگار شده ‌باشد؟

خاطره كه بسيار است، منتها يكي از اين خاطرات مربوط به همان زماني است كه شوراي نگهبان به‌رغم اينكه امام يك‌بار در اين زمينه فتوا داده‌ بودند، قانون كار را رد كرد. در آن زمان متني خطاب به امام تهيه شد كه آيا مي‌توان در ازاي خدماتي كه دولت مي‌دهد، مقرراتي مثل قانون كار براي كارفرمايان و كارگران مقرر كرد (نقل به مضمون). اين متن را قرار بود خدمت امام ببريم. پيش از آن من و آقاي سرحدي‌زاده با حاج احمدآقا صحبت كرديم. حاج احمدآقا هم نظر مساعد داشت. آقاي سرحدي‌زاده هم چون معتقد بود اين وظيفه مهمي است كه بايد به سرانجام برسد، با حاج احمدآقا صحبت كرد و حاج احمدآقا هم اين نامه را خدمت امام برد كه همان زمان امام فتواي بسيار خوبي صادر كردند و ما هم فكر كرديم كه كارساز است و مشكل تصويب قانون كار حل مي‌شود. پس از اين اتفاق و نظر مساعد امام، آقاي سرحدي‌زاده خوشحال و شاد بود، منتها وقتي با نظر مخالف شوراي نگهبان مواجه شد، ناراحت و نگران شد. اين نشان مي‌داد كه چقدر براي كارگران دلسوز است و چقدر خود را در خدمت اين افراد مي‌داند. سرحدي‌زاده وقتي در اين زمينه و احقاق حقوق كارگران با بن‌بست مواجه مي‌شد، به ‌شدت ناراحت و نگران بود.

شما اين اواخر با ايشان معاشر بوديد؟ ديدار و گفت‌وگويي داشتيد؟ آيا همچنان از شرايط موجود چه براي كارگران چه به ‌طور كلي شرايط اقتصادي ابراز نگراني مي‌كردند؟ دغدغه و نگراني مهم ايشان پس از گذشت ۴ دهه از انقلاب تغيير كرده‌ بود؟

من هر چند گاه يك بار با ايشان تماس تلفني داشتم. گاهي هم يكديگر را مي‌ديديم. درمورد مسائل روز با هم صحبت مي‌كرديم. نگران مشكلات جاري كشور بود و ايشان را تحت تاثير قرار داده‌ بود. او از شرايط اقتصادي كه موجب فشار مضاعف بر مردم شده، اظهار نگراني مي‌كرد. البته طبيعي است. كساني چون سرحدي‌زاده كه همواره به ‌دنبال حل مسائل كشور بودند، طبيعي است كه همچنان نگران اوضاع و شرايط موجود باشد. آقاي سرحدي‌زاده بسيار صميمي، صادق، وارسته و باصفا بود. ايشان به ‌شدت دوست‌داشتني بود و به همين دليل هم جوامع كارگري نسبت به او علاقه‌مند بودند و هنوز هم علاقه‌مند هستند.

منبع: روزنامه اعتماد 26 تیر 99

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *