Home اخبار چالش انتخاب ميان بد و بدتر/ پوست‌اندازي به‌علاوه بازنشستگي / فعاليت‌هاي انتخاباتي قاليباف و نزديكانش/اصولگرايان همچنان به ‌دنبال «عمود خيمه» /ائتلاف 1+2 و روزهاي پُرابهام/ احمدي‌نژادي‌ها و تكرار يك شعار
چالش انتخاب ميان بد و بدتر/ پوست‌اندازي به‌علاوه بازنشستگي / فعاليت‌هاي انتخاباتي قاليباف و نزديكانش/اصولگرايان همچنان به ‌دنبال «عمود خيمه» /ائتلاف 1+2 و روزهاي پُرابهام/ احمدي‌نژادي‌ها و تكرار يك شعار
0

چالش انتخاب ميان بد و بدتر/ پوست‌اندازي به‌علاوه بازنشستگي / فعاليت‌هاي انتخاباتي قاليباف و نزديكانش/اصولگرايان همچنان به ‌دنبال «عمود خيمه» /ائتلاف 1+2 و روزهاي پُرابهام/ احمدي‌نژادي‌ها و تكرار يك شعار

0

نبوي، شكوري‌راد و الويري از چگونگي حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات گفتند

چالش انتخاب ميان بد و بدتر

كمتر از 7 ماه مانده تا يازدهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، اصولگرايان بلاتكليفند و اوضاع اصلاح‌طلب‌ها هم چندان تعريفي ندارد. به‌ تعبيري حتي اگر قرار باشد از دشواري‌ها و مشقات انتخاباتي جناح‌هاي سياسي كشور در آستانه انتخابات مجلس سخن بگوييم، احتمالا اين ‌نوبت، اصلاح‌طلبان جلوتر از اصولگرايان در صف باشند. ادعايي پرتكرار در فضاي سياسي كشور، آن‌هم به اين اعتبار كه «مردم ناراضي‌اند»، پس چون اصلاح‌طلبان ظاهرا پيروز چند انتخابات مجلس و رياست‌جمهوري و شوراهاي شهر اخير بوده‌اند، مسووليت پاي آنهاست و بايد فكري به حال خود كنند. اما آيا اصلاح‌طلبان به‌واقع پيروز تمامي اين انتخابات بودند و آنچه مردم را به‌ گفته برخي ناظران از صندوق راي نااميد كرده، صرفا انفعال و سستي اصلاح‌طلبان پيروز اين چند انتخابات بوده است؟!

پرسشي دشوار كه البته در اين ماه‌ها و سال‌ها بسياري درصدد پاسخ به آن برآمده‌اند اما كمتر كسي موفق به ارايه پاسخي دقيق، جامع و مانع شده كه به اصطلاح نه سيخ تفكرِ اصلاح‌طلبي و تعلق‌خاطر به سازوكارهاي دموكراتيكِ اصلاحات (انتخابات و تمسك به صندوق راي و آراي عمومي) بسوزد، نه كبابِ مطالبات برحق مردمي. در چنين شرايطي اما هستند برخي اصلاح‌طلبان همچون سعيد حجاريان كه به حضور در انتخابات پيش‌رو به‌صورت مشروط نگاه مي‌كنند؛ طيفي كه البته به نظر مي‌رسد چندان پرشمار نيستند، اما باتوجه به آنكه تحليل‌شان را بر پايه فضاي عمومي حاكم بر جامعه تبيين كرده‌اند، ممكن است در آينده بيش از اين به تحليل‌شان پرداخته شود.

ماجرا اما از آنجا شروع شد كه سعيد حجاريان در يادداشتي اعلام كرد كه اصلاح‌طلبان بايد موضع خود را در برابر انتخابات به ‌صراحت و با جزييات كامل اعلام كنند. اين چهره صاحب‌نفوذ در جريان اصلاحات، «عقلاني‌ترين راهبرد در كوتاه‌مدت» را «مشاركت مشروط» دانسته و گفته است كه بايد از فرصت انتخابات استفاده كرد ولي چنانچه شروط مطرح شده برآورده نشد، همان بهتر كه عطاي حضور در انتخابات را به لقايش بخشيد! از ديگر سو محسن صفايي‌فراهاني، ازجمله اعضاي اصلي حزب مشاركت نيز با انتقاد از نحوه تاييد صلاحيت نامزدها ازسوي شوراي نگهبان به «خبرآنلاين» گفته است: «وقتي يك قيف باريك وجود دارد كه كانديداهاي انتخابات مجلس را از آن عبور مي‌دهند و مجموع افرادي كه به عنوان نماينده انتخاب مي‌شوند آن‌قدر توانا نيستند كه مسائل امروز ايران، منطقه و دنيا را خوب ببينند، مشخص است كه كارايي محدود مي‌شود.» صفايي‌فراهاني مي‌گويد: «در اين شرايط حاضر نيستم بين بد و بدتر انتخاب كنم. يا بايد بتوانيم نيروي توانا و آگاه با شرايط مناسب روانه مجلس كنيم كه از دل آن هم يك دولت تواناتر و به درد بخور به وجود بيايد يا نفرستيم.»

در اين ميان اما محمد عطريانفر، عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران در گفت‌وگوي چندي قبل خود با خبرگزاري اصولگراي تسنيم، تاكيد كرد كه اصلاح‌طلبان هرگز نمي‌توانند با صندوق راي خداحافظي كنند. اين فعال سياسي اصلاح‌طلب كه در بخشي از مصاحبه خود با تسنيم، به شنيده‌هاي گاه و بي‌گاه درخصوص حمايت كارگزاراني‌ها از علي لاريجاني و ترجيح مكرر او بر عارف در رقابت‌هاي درون‌پارلماني براي كرسي رياست پاسخ داده و هرگونه حمايت اصلاحات از كانديداتوري لاريجاني را از اساس منتفي دانسته، در بخش ديگري از سخنان خود درباره نفس حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس پيش‌رو گفته است: «تا زماني كه اصلاح‌طلبيم، پيوند ناگسستني با صندوق راي داريم.» همزمان بهزاد نبوي، نايب‌رييس مجلس ششم و ازجمله ديگر چهره‌هاي صاحب‌نفوذ در جريان اصلاحات نيز رويكردي يك‌سر مخالف حجاريان اتخاذ كرده و ضمن انتقاد به حاميان ايده «تحريم انتخابات» گفته است: «مسير اصلاحات همچنان از صندوق راي مي‌گذرد.»

مرتضي الويري عضو شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان نيز در اين رابطه با «خبرآنلاين» صحبت كرده و درباره آنچه اين خبرگزاري ميانه‌رو، «مشاركت مشروط» خوانده، واكنش نشان داده است. الويري گفته است: «تلاش جريان اصلاح‌طلبي در شرايط فعلي بر اين است كه هرگونه التهاب را از فضا دور كرده تا امكان حضور فعال در انتخابات فراهم شود، ضمن اينكه اصلاح‌طلبان بر اين باورند كه تنها راه توفيق در حل مشكلات كشور و البته در چارچوب نظام صندوق راي است و راه ديگري جز صندوق راي نمي‌شناسيم، بنابراين تلاش و اميدواري‌مان اين است كه شرايط مطلوبي داشته باشيم تا بتوانيم از طريق صندوق راي مسير اصلاحات را پيش برده و مشكلات مردم را حل كنيم.» به گفته اين عضو شوراي شهر تهران، «اگر به هر دليل، مسير حركت اصلاح‌طلبان براي حضور موثر در انتخابات آينده بسته شود، به عبارتي قلع و قمع كانديداها شروع شود و ما به مقطعي برسيم كه ببينيم از طريق صندوق راي حتي نمي‌توانيم كوچك‌ترين قدمي براي اصلاحات ‌برداريم. به طور طبيعي سرفصل جديدي باز خواهد شد كه ممكن است هيچ ليستي ارايه ندهيم، علت آن هم اين است كه نمي‌توانيم ليستي را به جامعه معرفي كنيم كه در آينده نتوانيم از آن دفاع كنيم در اين شرايط است كه بگوييم ما ليستي نخواهيم داد.» رييس شوراي عالي استان‌ها با بيان اينكه نحوه برخورد اصلاح‌طلبان فارغ از نظرات شخصي افراد زماني مشخص مي‌شود كه شوراي نگهبان به موضوع بررسي صلاحيت نامزدها ورود كند، تاكيد كرد: «بعد از اينكه شوراي نگهبان بررسي صلاحيت‌ها را در دستور كار قرار داد و ليست‌ها مشخص شد در آن مقطع اگر اصلاح‌طلبان ببينند كه حضور آنها در انتخابات براي حل مشكلات مردم ميسر است به‌طور طبيعي با شور و هيجان حضور پيدا خواهند كرد اما اگر ببينند اين اميد وجود ندارد سياست ديگري را اجرايي مي‌كنند.» الويري همچنين از رايزني اصلاح‌طلبان با شوراي نگهبان پيش از آغاز بررسي صلاحيت نامزدها صحبت كرده و مي‌گويد: «ازجمله وظايفي كه براي يكي از كميته‌هاي شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان تعيين شده رايزني با برخي مسوولان و نهادهاي ذي‌ربط ازجمله شوراي نگهبان است، در اين زمينه بناست تا گفت‌وگوها و تعاملاتي با نمايندگان شوراي نگهبان صورت گيرد با اين هدف كه آنها را متقاعد كنيم، سياست جريان اصلاح‌طلبي حركت در چارچوب نظام است و زماني كه خود را در اين چارچوب تعريف مي‌كند، به‌طور طبيعي تمام تمهيدات لازم را به عمل خواهد آورد.»

بهزاد نبوي نيز كه عصر پنجشنبه گذشته در نشست «راه‌هاي برون‌رفت از وضعيت موجود» در دفتر حزب اتحاد ملت شركت كرده بود، در اين رابطه گفته است: «اصلاحات به ‌معناي تغيير وضع موجود به وضع مطلوب با روش‌هاي قانوني و مسالمت‌آميز در چارچوب يك نظام سياسي است؛ بنابراين حركت اصلاحي پيچيده و آسيب‌پذيرتر است.» او گفته است: «تنها حركت اصلاحي از صندوق راي مي‌گذرد تا وقتي امكان برگزاري و حضور در انتخابات وجود دارد، اصلاح‌طلبي به بن‌بست نمي‌رود، بنابراين كماكان تنها راه اصلاح‌طلبان حضور در صحنه است.» به ‌گفته نبوي، «مخالفان اصلاحات پس از خرداد ۷۶
دو پاتك عليه اصلاح‌طلبي زدند؛ يكي اينكه سعي كردند تا آنجا كه مي‌توانند نهادهاي انتخابي را تضعيف كنند و ديگر اينكه مردم را نسبت به صندوق راي مأيوس كنند. ما بايد به جاي اينكه بگوييم انتخابات به بن‌رسيده است با تمام قوا تلاش كنيم انتخابات پرشور در كشور برگزار شود.» نايب‌رييس مجلس ششم گفت: «اصلاح‌طلبان و حاكميت بايد بكوشند تا برگزاري انتخابات پرشور تبليغ شود، اين موضوع به سود منافع ملي است و احتمال بروز حوادثي مشابه دي‌ماه ۹۶ را كم مي‌كند و بدون انتخابات پرشور شكستن تحريم‌هاي موجود امكان‌پذير نيست.» او با اشاره به «3 دسته مخالف انتخابات پرشور» تاكيد كرد كه «ضدانقلاب يكي از آنهاست. اين گروه دنبال كم‌رونقي انتخابات و در نتيجه كمتر شدن مشروعيت نظام هستند تا با رخ دادن حوادثي مشابه دي ماه ۹۶ به نظام آسيب بزنند.»

نبوي در ادامه با اشاره به چالش‌هاي مشابه در جريان رقيب گفته است: «چالش اصولگرايان بيشتر از ماست و احتمالا به جان هم مي‌افتند، اصولگرايان را يكپارچه نمي‌بينم چرا سعي مي‌كنيد اين جريان را يكپارچه ببينيد؟ علي‌اكبر ناطق‌نوري يا حتي علي مطهري هيچ‌وقت نمي‌گويند اصلاح‌طلبيم و خود را كماكان اصولگرا مي‌دانند. پايه و منشا [فكري] حسن روحاني و همكارانش اصولگرايي است.» او معتقد است: «منافع حاكميت و مردم در برگزاري انتخابات پرشور است. به اصلاح‌طلبان مي‌گويم آيه يأس نخوانند و براي پرشور كردن انتخابات دنبال راهكار باشيد.» نبوي گفت: «از طريق برهان خلف مطالب‌تان را اثبات كنيد، بگوييد چه راه ديگري وجود دارد؟! جايي مجبوريم ميان بد و بدتر دست به انتخاب بزنيم. در انتخابات مجلس دهم خيلي نامزد گردن‌كلفت داشتيد؟ اگر داشتيد چرا از طريق اينترنت آگهي داديد كه هر كس اصلاح‌طلب است، ثبت‌نام كند. ۲۰۰ نفر ثبت‌نام كردند و از ميان آنها ۱۰ تا ۱۵ نفر ناشناس انتخاب شدند؛ چرا آن موقع [اين حرف‌ها را] نگفتيد؟ آن موقع فكر مي‌كرديد [در انتخابات] راي مي‌آورديد در هر شرايطي در انتخابات شركت مي‌كرديد، الان مي‌ترسيد راي نياوريد و انتقاد مي‌كنيد.» نبوي در پايان گفته است: «به شكل صريح اعلام مي‌كنم جز حضور در انتخابات راهي بلد نيستم هر كس بلد است و راهش اصلاح‌طلبانه است بسم‌الله…»

همزمان علي شكوري‌راد نيز در همين نشست گفت: «ما هرگز در پي تغيير ساختاري نيستيم اگرچه احتمال اين كار وجود ندارد، چون پايه‌هاي نظام از لحاظ اقتصادي، نظامي و رسانه‌اي قوي است. ما اصل نظام را قبول داريم. آنچه مدنظر ماست، اصلاح در رويكردها و قانونمداري و حفظ حقوق شهروندان است كه همان حكمراني خوب محسوب مي‌شود.» به‌ گفته دبيركل حزب اتحاد ملت، «چالش اصلاح‌طلبان اين است كه دنبال فربه كردن پوسته و جناح مقابل درپي فربه كردن هسته هستند. انتخابات آينده ما را درمعرض اين قرار داده كه پوسته را كنار بگذاريم تا آن هسته عريان شود، اگرچه در سه دوره قبلي انتخابات ميان اين دو توازن ايجاد كرديم.» اما او نيز همچون نبوي گفته است: «اصولگرايان بيش از اصلاح‌طلب‌ها دچار چالش هستند، بنيان‌هاي اعتقادي آنها براساس فسادي كه دوران دولت نهم و دهم شكل گرفت، دچار چالش جدي و در درون دچار تشتت هستند. اگر امروز اصلاح‌طلبان صحنه را خالي كنند، اصولگرايان به جان هم خواهند افتاد و بيش از پيش خود را افشا خواهند كرد.» او گفت: «انتخابات در نظام جمهوري اسلامي داراي ظرفيت‌هايي است كه بخشي از اين ظرفيت در قانون اساسي و بخش ديگر آن تاكيد مسوولان نظام بر افزايش مشاركت است. براي بالا بردن اعتبار بين‌المللي بايد انتخابات و مشاركت بالا برگزار شود.»

«اعتماد» آخرين فعاليت‌هاي انتخاباتي قاليباف و نزديكانش و موانع پيش روي اين جريان را بررسي ‌مي‌كند

اعوان و انصار 1400 نفره

سامانه jahad.net را كه باز كنيد، صفحه‌اي با پيش‌زمينه يكي از بندهاي سال گذشته ضلع شمال شرقي ميدان وليعصر مواجه خواهيد شد. رهبري در نقطه طلايي اين عكس ايستاده و زنان و مرداني در كنار ايشان در حال حركت؛ زنان و مرداني كه پوشش هر كدام‌شان نشاني تلويحي از تخصص آنها است. سمت راست اين صفحه با شعار سبزرنگ «جهاد ادامه دارد …» حك شده است، شعاري آشنا از تكنوكرات‌هاي اصولگرا . ذيل اين شعار كه تكليف شما را با سامانه‌اي كه به آن وارد شده‌ايد، روشن مي‌كند دو لوگوي «مجلس نو» و «عدالت و پيشرفت» ديده مي‌شود؛ يكي ايده جديد همان تكنوكرات‌هاي اصولگرا براي مجلس يازدهم و ديگري نامي است كه بر يكي از جدي‌ترين تشكيلات اين جريان «نو» اصولگرا نهاده شده است. شما براي اينكه بتوانيد در اين سامانه چرخي بزنيد 3 گزينه پيش رو داريد: «ورود به سامانه»، «دريافت شاخص‌ها» و «متن فراخوان».

اگر بر روي مستطيل قرمز رنگ «متن فراخوان» كليك كنيد متني پيش روي شما است كه ظاهرا «جوانان عزيز انقلابي و دلسوز ايران» را خطاب قرار مي‌دهد؛ متني كه نگارنده آن تاكيد دارد «قرار نيست محور باشد» اما مي‌تواند «صدا باشد» و «خواسته‌ها و مطالبات را از مسوولان و رئوس جريان انقلاب ضريب دهد و پيگيري كند.» متن آشنايي كه مشابه آن در روزهاي پاياني خرداد منتشر شد. مستطيل قرمز رنگ ديگري هم با عنوان «دريافت شاخص‌ها» در نظر گرفته شده است. شاخص‌هايي كه به تفكيك «صلاحيت‌هاي عمومي و فردي»، «نگرش‌ها و باورهاي انقلاب» و «تخصص، توانايي و مقبوليت مردمي» را بيان كرده است. شاخصي‌هاي فراگيري كه آنقدر كلي به نظر مي‌آيد، ارزيابي را مشكل مي‌كند. همچنين در ذيل آنها تاكيد شده كه شاخص‌ها فاقد اولويت و به صورت برآيندي بررسي مي‌شود و متغير سن براي انتخابات مجلس حايز اهميت است.اما اصل حرف پايه‌گذاران اين سايت مستطيل قرمز رنگ ديگري است كه شما را به «ورود به سامانه» دعوت مي‌كند. اگر بر روي آن كليك كنيد در درجه اول بايد براي ثبت‌نام اقدام كنيد، اطلاعاتي معمول همچون نام كاربري، رمز عبور، ايميل، شماره تلفن و … از اينجا به بعد لازم است كه فرم‌هاي اطلاعات را دقيق‌تر و جزيي‌تر پر كنيد. «اطلاعات فردي»، «مدارك»، «سوابق تحصيلي»، «سوابق شغلي»، «فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي»، «آثار، تاليفات و سخنراني‌ها» فيلدهايي هستند كه بايد آنها را تا انتها پر كنيد. وقتي بر روي كلمه ثبت كليك كرديد شما يك «كانديداي بالقوه انتخابات مجلس شوراي اسلامي دوره يازدهم» و البته بخشي از «اعوان و انصار محمدباقر قاليباف» در اين كنش سياسي مهم خواهيد بود.

لشكر هزار و 400 نفره

26 خرداد محمدباقر قاليباف ويديويي از خود منتشر كرد كه در آن «جوانان عزيز انقلابي و دلسوز ايران» را خطاب قرار داد و فراخوان آمادگي و حضور براي رقابت در انتخابات مجلس شوراي اسلامي پيش روي را اعلام كرد. او تاكيد كرد حالا كه كشور در شرايط سختي به سر مي‌برد بايد وارد ميدان انتخابات شد و نبايد منتظر دستور از بالا به پايين بود بلكه بايد «آتش به اختيار»، «مجلسي نو» را به «همت جوانان» تشكيل داد. در پايان هم با معرفي سامانه‌اي كه در بالا شرح آن رفت از مردم بالاخص جوانان خواست «امروز كه زمان اصلاح ريل گذاري در مسير سياستگذاري كشور است» دست به كار شده و اعلام آمادگي كنند.

20 روز بعد تعداد آنهايي كه توانسته‌اند تا اينجاي كار دست كم يك كانديداي بالقوه و در مظان گزينش باشند، 1400 نفر است. محسن پرهادي، دبير حزب پيشرفت و عدالت در گفت‌وگو با «نامه‌نيوز» مدعي شده كه تاكنون 6 هزار نفر در اين سامانه ثبت‌نام كردند كه هزار و 400 نفر از ميان آنها كل فرآيند ثبت نامي مندرج در سامانه را كامل كردند. پيش از آن هم البته مرتضي طلايي چند روز بعد از اعلام عمومي فراخوان اعلام كرده‌بود كه هزار نفر در سامانه قاليباف ثبت‌نام كرده‌اند. پيرهادي هيچ صحبتي از بررسي‌هاي صورت گرفته در مورد اين هزار و 400 نفر به ميان نياورده‌ اما همچون باقي مصاحبه‌هاي خود تلاش كرده اين امر را القا كند كه «نواصولگرايان قاليبافي» هم مي‌خواهند در چارچوب شوراي وحدت حركت كنند و «وحدت شكن» نيستند.

آنچه در گفت‌وگوي اخير پيرهادي همچون هميشه –كه به نظر مي‌رسد تلاش دارد نقش سخنگوي قاليباف را ايفا كند- به چشم مي‌خورد تاكيد بر «حضور نيافتن محمدباقر قاليباف» در انتخابات مجلس دوره يازدهم است. او مي‌گويد كه «تصميم امروز آقاي قاليباف اين نبود كه وارد انتخابات مجلس شود كه حالا بخواهد سرليست باشد و بعد رييس مجلس شود» و همچنين تاييد مي‌كند كه حضور قاليباف در انتخابات مجلس در خراسان و تهران با استقبال مواجه شده و هر سياستمداري بايد آماده باشد كه هر لحظه براي كشور مفيد است پا پيش بگذارد. با اين حال اصرار دارد كه هنوز قاليباف تصميمي در اين خصوص اتخاذ نكرده است.

آن‌طور كه به نظر مي‌رسد بازي آمار و ارقام كليد خورده است. آنها به 1400 نفري اشاره مي‌كنند كه قطعا مي‌دانند اگر با استفاده از تاثيرگذاري قاليباف وارد فهرست‌هاي انتخاباتي نهايي شوند بايد زير پرچم او قرار گيرند. همچنين اين رقم حتي بعد از پالايش نيز رقم كمي براي اعلان رويارويي با فهرست‌هاي ديگر اصولگرايان نيست. اما سوال اينجا است كه آيا اين اعوان و انصاري كه به راه انداخته‌اند با پذيرش ساير اصولگرايان مواجه خواهد شد يا نه؟

ملازمت با شوراي وحدت يا ملازمت شوراي وحدت

آنچه در انتخابات 1398 اهميت دارد «شوراي وحدت» است. اصولگرايان كه در آستانه هر انتخابات دم و دستگاهي جديد راه مي‌اندازند تا به «وحدت» برسند، اين‌بار هم تصميم گرفته‌اند كه «شوراي وحدت» را تصميم‌گير اصلي و جمنا يا احزاب و تشكل‌هاي ديگري همچون جامعه روحانيت مبارز را در مراتب ديگر قرار دهند. از اين روي آنچه امسال بايد براي قاليباف اهميت داشته‌باشد «جمنا» نيست بلكه تشكيلات جديد «شوراي وحدت» است كه اتفاقا اعضاي آن موثران جريان اصولگرايي به شمار مي‌آيند. بنابراين قاليبافي‌ها دو راه پيش رو دارند. آنها يا بايد ملازمت و همراهي اين شورا با فهرستي كه احتمالا خروجي ثبت‌نام‌كنندگان در سامانه جهاد است را به دست آورند يا بايد به ناچار ملازم شوراي وحدت حركت كنند. البته راه سومي نيز وجود دارد كه از دو راه ديگر محتمل‌تر به نظر مي‌رسد.

پيچيدگي ارتباط اصولگرايان با يكديگر و همچنين سهم‌خواهي جرياني از فهرست‌هاي انتخاباتي نهايي سال 94 هم گريبان‌گير اين جريان فكري بود از همين روي شاهد يك فهرست اصلي و چند فهرست فرعي از سوي اين جريان بوديم. از سويي چهره‌هاي تاثيرگذار حاضر در شوراي وحدت نيز به نظر نمي‌رسد كه به راحتي صندلي‌ چهره‌هاي آشناي خود را به نيروهاي گمنام قاليباف بدهند كه در سامانه ثبت‌نام كرده‌اند. در صورتي كه نيروهاي نزديك به قاليباف كه شناخته شده‌ هستند نيز خروجي اين سامانه به حساب بيايند باز هم احتمال تكرار داستان «جمنا و قاليباف» در انتخابات 96 بسيار است. بنابراين وحدت في‌النفسه در جريان اصولگرايي مشكل است و قطعا قاليباف هم نمي‌تواند حلقه مفقوده اين وحدت باشد. از همين روي مي‌توان برداشت كرد كه بعد از تكميل فرآيند فراخوان قاليباف، اين جريان بنا بر شرايط موجود و عدم پذيرش از سوي باقي اصولگرايان ساز جدايي كوك كنند. اما هدايت اين جريان جديد نيز خود حديث پر ابهامي است.

شنيده‌هاي خبرنگار «اعتماد» حكايت از آن دارد كه محمدباقر قاليباف بالاخره تير‌ماه امسال به عنوان رييس بنياد مستضعفان و جايگزين محمد سعيدي‌كيا انتخاب خواهد شد. ما اين خبر را تاييد نمي‌كنيم ضمن اينكه اسامي ديگري نيز براي اين مسووليت مطرح است. به هر روي در صورتي كه قاليباف به رياست بنياد مستضعفان برسد قطعا براي انتخابات كانديدا نخواهد شد و ترجيح مي‌دهد نقش خود را احتمالا به حزب نزديك به خود واگذار كرده و كار خود را در بنياد كليد بزند، در اين صورت نگراني‌هايي در مورد سوءاستفاده‌هاي احتمالي از قابليت‌هاي اين بنياد در راستاي فعاليت‌هاي انتخاباتي به وجود خواهد آمد و البته برنامه‌ريزي بلند‌مدت قاليباف براي انتخابات 1400 نيز محتمل به نظر مي‌رسد. به هر روي تاكيد اطرافيان قاليباف بر كانديدا نشدن او نشان مي‌دهد كه احتمالا شنيده‌ها در مورد كوچش به بنياد درست خواهد بود و در اين حال اظهارات دو پهلوي نزديكانش از جمله پيرهادي نشان مي‌دهد كه آنها پايان داستان را باز گذاشته‌اند.

سوداي رياست

قاليباف نشان داده كه به شهردار تهران بودن يا عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام ماندن بسنده نمي‌كند. او درپي نشستن بر كرسي رياست‌جمهوري يا شايد هم تكيه بر صندلي وكالت است، شايد هم پيش و بيش از هر دو اينها ميل به ليدري يك جريان فكري جديد دارد. قرار گرفتن نام محمدباقر قاليباف بعد از «عليرضا زاكاني» و حتي «مهرداد بذرپاش» در فهرست كانديداهاي رياست‌جمهوري جمنا نشان داد بدنه تصميم‌ساز اصولگرايي چندان تمايلي به حضور جدي‌تر قاليباف ندارد. حذف دقيقه نودي او كمي بيش از 24 ساعت مانده به انتخابات نيز روشن كرد كه او نه تنها فعلا بايد قيد اجماع روي نامش را بزند بلكه شانسي هم براي نشستن در كنار رهبران اين جريان ندارد. از همين رو بعد از انتخابات به تنهايي پرچم نواصولگرايي را بالا برد و با انتقاد از جريان متبوعش خواست ميان حاميان و همراهانش با باقي اصولگرايان مرزبندي مشخصي داشته‌باشد. موضوعي كه احتمالا انشعاب جديدي در انتخابات پيش رو را رقم بزند.

اصولگرايان همچنان به ‌دنبال «عمود خيمه»؛

غياب وحدت در «جامعتين»، «جمنا»، «شاجا» و «شوراي وحدت»

«ما پاي صندوق‌هاي راي، پاي صندوق‌هاي راي اين حرف را مي‌زنيم» جمله‌اي از غلامعلي حدادعادل، فعال سياسي اصولگرا كه پس از چند دوره نمايندگي مجلس و رياست پارلمان در دوره هفتم، از آغاز دوره هشتم و با حضور علي لاريجاني، كرسي رياست خود را تا 8 سال بعد از دست رفته ديد و در جريان انتخابات مجلس دهم، به‌عنوان يكي از نمايندگان تهران و البته رييس فراكسيون طيفي خاص از اصولگرايان كه عمدتا‌ به جبهه پايداري نزديك بودند از پارلمان خداحافظي كرد.

حالا اما در حالي كه چند ماهي تا برگزاري انتخابات مجلس يازدهم در اسفندماه 98 باقي مانده، اوضاع اصولگرايان و حدادعادل اين‌طور كه لااقل او، بخش عمده فعالان سياسي اصولگرا و البته برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب گفته و مي‌گويند، با آنچه در هفتم اسفندماه 94 رقم خورد، متفاوت است. اين‌طور كه گفته شده و مي‌شود ديگر بعيد است، اصلاح‌طلبان بتوانند به‌ حكم «تكرار خاتمي» و ترغيب جامعه ازسوي بزرگان نزديك به او، براي حضور پرشور پاي صندوق‌ها و «راي دادن به تمامي افراد فهرست اصلاحات»، كار جريان اصولگرا را تمام كرد. هر چند همزمان به ‌باور بسياري ديگر از همين چهره‌هاي اصلاح‌طلب، اين جريان سياسي همچنان مهم‌ترين گزينه خود براي سياست‌ورزي و حضور در مناسبات قدرت را «صندوق راي» و داغ نگه داشتن تنور انتخابات مي‌داند و حال چنانكه بهزاد نبودي، نايب‌رييس مجلس ششم و از جمله چهره‌هاي برجسته اصلاح‌طلب، همين روز گذشته بار ديگر تاكيد كرده، اصلاح‌طلبان باز هم بايد همچون هميشه پاي صندوق‌هاي راي حاضر شوند و پيام‌شان در راستاي تقويت بعد جمهوريت نظام و صندوق راي را تكرار كنند. با اين همه اما به نظر مي‌رسد لااقل آنچه در شرايط كنوني و در حالي كه هنوز چند ماهي تا فرارسيدن موعد انتخابات مجلس يازدهم باقي مانده، دغدغه اصلي حدادعادل و ديگر اصولگرايان همراهش باشد، نه لزوما حضور يكپارچه يا نامنظم اصلاح‌طلبان در اين رقابت انتخاباتي، بلكه تشتت آرا و عدم وحدت اصولگرايان حول محوري واحد است. عدم انسجام و تشتت رايي كه اين سال‌ها، هر بار به ‌شكلي و هر نوبت به نحوي آشكار ساخته و اين‌بار، اگر نگوييم حال و روز «وحدت» در اردوگاه اصولگرايان آشفته‌تر از هميشه است، لااقل بايد اعتراف كنيم كه اوضاع سياسيون وابسته به اين جريان سياسي، چندان بهتر از هميشه نيست. چنانكه هم‌اكنون چندين و چند تشكيلات گوناگون به عنوان جبهه‌هاي سياسي وحدت‌آفرين، خود را محور تحركات انتخاباتي اين جناح سياسي معرفي كرده و جالب آنكه هر روز، به ‌جاي آنكه از ادغام برخي از آنها در يكديگر بشنويم، اخباري درباره رشد و نمو دوچندان اين تشكل‌ها به گوش مي‌رسد و حكايت وحدت و انسجام در جريان اصولگرا، تبديل شده به حكايت حروف الفبا كه بنا به قاعده زبان، هر چند صامت و مصوتش، كنار هم مي‌ايستند و كلمه‌اي تازه مي‌سازند. چنانكه اصولگرايان يك ‌روز از «جمنا» (اصطلاحي برساخته از حروف نخست عبارت «جبهه مردمي نيروهاي انقلاب») به اين عنوان پرده‌برداري مي‌كنند، روز بعد يكي از اين جريان برخاسته و خبر از پايان كار «جمنا» مي‌دهد و بعد، هنوز اين ادعا از سوي ديگر اصولگراي فعال در اين عرصه تكذيب نشده و در زبان و ادبيات سياسي-رسانه‌اي كشور دروني نشده، عبارات نامتعارفي ديگر شبيه به «شاجا» (اصطلاحي برساخته از حروف نخست عبارت «شوراي ائتلاف جريان ارزشي انقلاب») ورد زبان اصولگرايان مي‌شود و باز اصحاب رسانه، بايد به هر ترفند رسانه‌اي كه بلدند، خود را با اين اصلاحات نوظهور به‌اصطلاح به‌روز كنند!

هرچند شايد تنها دشواري كار اصحاب رسانه در روايت اوضاع و احوال اصولگرايان، تنها ناشي از تعدد اين كلمات اختصاري، بديع و نوظهور باشد اما مشكل عدم انسجام اصولگرايان، به‌ مراتب پيچيده‌تر از اين حرف‌هاست. چنانكه آنها همين چند وقت پيش از تشكيل نهادي جديد با عنوان «شوراي وحدت» نيز خبر داده بودند كه آن‌ زمان تصور مي‌شد نامي نو براي همان تشكيلاتي نسبتا قديمي «جمنا» باشد اما حالا پس از مدتي معلوم شده «شوراي وحدت» همان «جمنا» نيست، بلكه شايد بتوان آن را به ‌نحوي اين‌هماني «شاجا» دانست.

مهدي چمران، سياستمدار اصولگرا و از جمله چهره‌هاي اصلي «جمنا»، همين روز گذشته در واكنش به نقل قولي از حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحي‌مقدم، سخنگوي جامعه روحانيت مبارز واكنش نشان داده و اظهارات اين روحاني اصولگرا در خصوص پايان كار «جمنا» و «شاجا» را تكذيب كرده است. چمران كه با ايلنا گفت‌وگو كرده، مي‌گويد: «جمنا تغييري نكرده و نمي‌دانم آقاي مصباحي‌مقدم از كجا چنين حرفي را گفته‌اند؛ چون ايشان با جمنا ارتباط نداشته و در جمنا مسووليتي ندارند كه در مورد تمام شدن جمنا مطلبي را اعلام كنند.» اين عضو «جمنا» با تاكيد بر اينكه مصباحي‌مقدم بايد پاسخگوي اين اظهارات باشد، درباره تشكيل «شاجا» و حضور مصباحي‌مقدم در اين تشكيلات نوظهور گفته است: «حالا بگذاريد تشكيل شود، خودشان اخبار مربوط به آن منتشر را مي‌كنند و اگر تشكيل شده است، كساني كه در تشكيل آن نقش داشته‌اند، اخبار آن را اعلام كنند.» جالب آنكه چمران همزمان نسبت به حضور مصباحي‌مقدم در «شاجا» نيز ابراز بي‌اطلاعي كرده است.

مصباحي‌مقدم اما درباره منظور خود از آنچه به نقل از او در رسانه‌ها منتشر شد و خبر از «پايان كار جمنا» داد، به ايلنا مي‌گويد: «من تعبيري مبني بر اينكه (كار) «جمنا» تمام شده است، نداشتم.» سخنگوي جامعه روحانيت مبارز در ادامه اين توضيحات در مصاحبه اخير خود با يكي از روزنامه‌هاي كثيرالانتشار داخل كشور اشاره و تاكيد كرده است: «با نگاهي به متن آن مصاحبه مي‌بينيد كه در آنجا گفته‌ام «جمنا» هم در «شوراي نيروهاي ارزشي و انقلابي (شاجا)» حضور دارد و خودش مستقلا كاري نمي‌كند و برنامه‌اي هم ندارد.» اظهارنظري كه رسانه‌ها به‌ حكم منطق از آن به عنوان پايان كار «جمنا» تعبير كرده‌اند اما به ‌باور اين فعال اصولگرا، «برخي سايت‌ها، قصد خبرسازي دارند» و مصباحي‌مقدم هم «نمي‌خواهد به آنها جواب بدهد!» او مي‌گويد: «جمنا در شاجا دعوت شده اما كاري نمي‌كند و همچنين شوراي نيروهاي ارزشي انقلابي (شاجا)، همان شوراي وحدت است!» نقل‌قولي كوتاه از سياستمداري كهنه‌كار كه موفق به انجام كاري شده كارستان. اينكه هر 3 عنوان اختصاري و غيراختصاري نوظهور در ادبيات تشكيلاتي اصولگرايان را كنار هم بنشانيد كه مگر تنها در سطح زبان و عالم كلمات بتوان به تحققش اميد بست.

البته بايد به اين تشكيلات متعدد نوظهور، اضافه كنيم جريان‌ها و تشكل‌هاي جبهه‌هاي قديمي‌تري كه در گذشته، هر يك سعي در قرار گرفتن در جايگاه شيخوخيت اصولگرايان را داشته‌اند و امروز هم اگرچه اصولگرايان چندان نامي از آنها نمي‌برند اما به هر حال آنها همچنان هستند، فعال هم هستند و احتمالا همچون انتخابات پيشين، تمام تلاش خود را براي نقش‌آفريني و سهم‌خواهي به كار خواهند بست. تشكيلات سياسي- مذهبي همچون «جامعه روحانيت مبارز» و «جامعه مدرسين حوزه علميه قم» (جامعتين) و تشكيلات و سازوكارهاي صرفا سياسي همچون «جبهه پيروان خط امام و رهبري» متشكل از 17 حزب و تشكيلات اصولگرا و به دبيركلي محمدرضا باهنر است.

اما واقع امر در اردوگاه اصولگرايان، از اوضاعي به‌مراتب پيچيده‌تر حكايت دارد. چنانكه حتي اگر تمامي اين تشكيلات جديد و قديمي موازي را به معجزه‌اي يك‌كاسه كنيم، باز هم برخي از مهم‌ترين چهره‌ها و جريان‌هاي تاثيرگذار در جريان اصولگرايي بيرون خط مانده و امكان اتحادشان زير يك پرچم ميسر نمي‌شود. از محمدباقر قاليباف، شهردار سابق تهران و نامزد چند دوره انتخابات رياست‌جمهوري از جانب اصولگرايان گرفته تا علي لاريجاني، رييس فعلي مجلس شوراي اسلامي و طبيعتا مهم‌ترين گزينه براي ورود به انتخابات مجلس بعد. از محمود احمدي‌نژاد و همراهان تحليل‌رفته‌اش در اين روزگار فطرت گرفته تا سياستمداران معقول و معتدل نزديك به جريان سياسي همچون حجت‌الاسلام ناطق‌نوري، رييس مجالس سال‌هاي دور و البته حسن روحاني، رييس‌جمهوري فعلي كه اگرچه در اين دو انتخابات اخير رياست‌جمهوري، گزينه مورد حمايت اصلاح‌طلبان بود اما هم سابقه سياسي‌اش از نزديكي گفتماني جدي به اصولگرايان ميانه‌رو حكايت دارد و هم مواضع اخيرش در دولت دوازدهم. در چنين شرايطي است كه به نظر مي‌رسد افراد و چهره‌هاي شاخص و موثر جريان اصولگرا، در نهايت نه با «شاجا» همدلند، نه با «جمنا» همراه. نه علاقه‌اي به «شوراي وحدت» دارند، نه چنانكه به‌خصوص اين سال‌ها از لاريجاني و نزديكانش مي‌شنويم، تمايلي به ايستادن كنار ديگر اصولگرايان. بنابراين چنانكه مي‌بينيم، اگرچه اوضاع اصلاح‌طلبان ديگر همچون اسفند 94 كه 30 بر صفر پيروز انتخابات تهران مي‌شدند، نيست اما اوضاع اصولگرايان بسيار شبيه به 4 سال قبل، ادوار پيش از آن است. آنها همچنان مشكلي بزرگ دارند و آن، اينكه بزرگان‌شان، دل خوشي از يكديگر ندارند. آنها نه آنقدر بزرگند كه بتوانند با تواضع كنار هم بايستند، نه آنقدر كوچك كه يكي را بالا بنشانند و باقي، خود را ذيل آن يكي، جا بدهند.

اصولگرايان ميانه‌رو به دنبال جلب حمايت ناطق‌نوري و روحاني از لاريجاني هستند

ائتلاف 1+2 و روزهاي پُرابهام

سيد ميلاد علوي

يازدهمين دوره انتخابات مجلس 7 ماه و 18 روز ديگر در حالي برگزار خواهد شد كه تماشاگران از هم‌اكنون شاهد چرخش مهره‌ها و تغيير تاكتيك طرف‌هاي درگير هستند. در اين شرايط اما اگر قائل به فعاليت دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا در كشور و تعريف ساير جريان‌ها ذيل اين دو تفكر ريشه‌دار باشيم، اصولگرايان اگر بيش از حريف خود فعال نباشند، قطعا كم‌كارتر نبوده‌اند كمااينكه از هم‌اكنون بسياري از چهره‌هاي اين جريان كه سابقه 3 شكست پياپي از ائتلاف اصلاح‌طلبان با نيروهاي به نسبت معتدل‌تر را در كارنامه دارند، با بررسي شرايط، از عزمي جزم براي ورود به پارلمان يازدهم سخن به ميان مي‌آورند؛ پارلماني كه در دوره دهم و به‌رغم حضور سه تفكر در قالب سه طيف سياسي، باز هم نتوانست آنچنان كه بايد و شايد انتظارات را برآورده كند.

دست بسته مجلس و فقدان نظارت صددرصدي در كنار دست رد معتدلان به سينه ائتلاف خود با اصلاح‌طلبان به‌علاوه هزار و يك موضوع رخ‌داده در بهارستان، سبب شد تا با قرارگيري اين موارد در كنار ناكارآمدي‌هاي اقتصادي دولت دوازدهم و افزايش فشارهاي اجتماعي، دوباره كليدواژه «كاهش مشاركت» به تيتر خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي داخل و خارج از كشور برگردد، تيتري كه در صورت تحقق، بيش از اصولگرايان، اصلاح‌طلبان را با مشكل مواجه خواهد كرد؛ مشكلي كه شايد بهايش، خداحافظي با فراكسيون اكثريت مجلس باشد.

اصولگرايان امروز با 4 جبهه دروني به فعاليت براي بهارستان 98 مي‌پردازند، احمدي‌نژاد و رفقايش با شعارهاي خود، قاليباف و نواصولگرايي‌اش، حدادعادل و سازوكار جمنا به‌علاوه علي لاريجاني و اصولگرايان معتدل 4 خرده‌جرياني هستند كه در درون اين جريان سياسي به فعاليت مي‌پردازند. در اين ميان، طيف لاريجاني بيش از سايران
مورد اتهام قرار گرفته؛ طيفي كه در انتخابات دهم مجلس شوراي اسلامي با حضور در ليست اميد و استفاده از سبد راي اصلاح‌طلبان راهي بهارستان شد ولي به محض ورود به پارلمان، راه ديگر
در پيش گرفت و به دست باد سپرد، عهد روزهاي پيشين را.

شانس اصولگرايان

محمدرضا باهنر، دبيركل جامعه اسلامي مهندسان كه ازجمله افراد فعال در طيف اصولگرايان ميانه‌رو محسوب مي‌شود، روز گذشته در اظهاراتي صراحتا از «فراهم بودن زمينه براي راي‌آوري اصولگرايان در انتخابات مجلس» سخن به ميان آورد. او كه در نشست فصلي جامعه مهندسان با دبيران استاني سخن مي‌گفت، وحدت اصولگرايان را لازمه استفاده از اين شرايط معرفي مي‌كند اما سوال اينجاست؛ عملكرد نه‌ چندان مطلوب اصلاح‌طلبان شانس اصولگرايان است يا كاهش احتمالي مشاركت؟ اگر مشاركت‌ها در انتخابات مجلس شوراي اسلامي و به‌طور كلي انتخابات‌ برگزار شده در جمهوري اسلامي كاهش يابد، به گواه تجربه، پيروزي اصولگرايان محتمل‌تر خواهد شد، هر چند كه پيروان اين جناح سياسي با رد هميشگي اين مدعا، به انتخابات پر از حاشيه سال 88 اشاره كرده و پيروزي خود را به رخ مي‌كشند؛ پيروزي كه البته همچنان اصلاح‌طلبان انتقادات بسياري را به آن وارد مي‌دانند و همچون مصطفي تاجزاده، معاون سياسي وزير كشور دولت اصلاحات، از لزوم تشكيل كميته حقيقت‌ياب براي بررسي رخ‌دادهاي اين انتخابات سخن به ميان مي‌آورند.
با اين حال آنچه در اين بين مي‌تواند گفته‌هاي اصولگرايان را نقض كند، آمار رسمي ارايه شده توسط وزارت كشور جمهوري اسلامي است.به‌عنوان نمونه مي‌توان مجالس هشتم و نهم، به‌عنوان مجالسي كه اكثريت بلامنازع آنان دراختيار اصولگرايان بود، را درنظر گرفت. هشتمين دوره انتخابات مجلس، بيست‌وچهارم اسفند سال 86 با رقابت 4 هزار و 500 تن برگزار شد و جز پيروزي اصولگرايان نتيجه‌اي در پي نداشت؛ پيروزي‌اي كه تنها با مشاركت 55درصد از واجدان شرايط به دست آمد. در جريان اين انتخابات اصولگرايان در بهترين حالت 217 كرسي و اصلاح‌طلبان نيز 58 كرسي از مجموع 290 كرسي ساختمان ميدان بهارستان را به خود اختصاص دادند تا محمود احمدي‌نژاد و دولتش روزهاي آرامي را پشت‌سر بگذارند؛ آرامشي كه دوام چنداني نداشت.نهمين دوره انتخابات مجلس نيز كه نخستين انتخابات بعد از سال 88 محسوب مي‌شد، درحالي با پيروزي اصولگرايان همراه شد كه عاري از حاشيه نبود، وزارت كشور ميزان مشاركت در انتخابات را 63درصد اعلام كرد ولي بسياري از فعالان سياسي اين آمار را «غيرواقعي» خوانده و به آن انتقاداتي را وارد كردند ولي درنهايت اين مهم تاثيري در نتايج كسب شده نداشت و درنتيجه مجلسي تشكيل شد كه علي‌اكبر صالحي در آن تهديد به دفن زير بتون شد، محمدجواد ظريف با جوجه خروس قياس شد و هزار و يك اتفاق ديگر ولي اين مجلس نيز نتوانست پابرجا بماند و هفتم اسفند ماه 94 با مشاركت بيش از 33 ميليون نفر از واجدان شرايط، 137 كرسي به ليست اميد، 120 كرسي به اصولگرايان و مابقي نيز به افراد خارج از دو فهرست رسيد ولي بازهم اين موضوع تاثيري در رياست علي لاريجاني نداشت.

سنگ بزرگ

لاريجاني كه در انتخابات مجلس نهم با ليست اصولگرايان و در مجلس دهم با ليست اصلاح‌طلبان وارد پارلمان شد، امروز به يكي از اصلي‌ترين ستون‌هاي جريان اصولگرايي تبديل شده، ستوني كه هم محبوب است و هم مغضوب، دقيقا مشابه وضعي كه او در ميان اصلاح‌طلبان دارد. ركورددار رياست بر پارلمان هرگز خود را چهره‌اي اصلاح‌طلب معرفي نمي‌كند ولي با اين حال برخي جريان‌هاي سياسي نزديك به اصلاح‌طلبان همچنان از او به عنوان يكي از گزينه‌هاي ائتلاف ياد مي‌كنند، گزينه‌اي كه مي‌تواند يادآور روزهاي انتخابات رياست‌جمهوري سال 92 و ائتلاف با حسن روحاني باشد.

دوازدهمين روز از نخستين ماه سال 98، بهروز نعمتي به عنوان يكي از نزديك‌ترين چهره‌ها به لاريجاني، در اظهاراتي از احتمال ائتلاف بزرگ براي انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي خبر مي‌دهد. او سيدمحمد خاتمي، ناطق‌نوري و علي لاريجاني را سه چهره تاثيرگذار انتخابات 98 معرفي كرده و با يادآوري تجربه ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدالگرايان در انتخابات‌ 92، 94 و 96، از «شدني بودن اين ائتلاف» سخن به ميان مي‌آورد؛ موضوعي كه امروز و باتوجه به تغييرات رخ‌داده در جريان اصلاح‌طلب و تعويض تركيب‌ها، ناممكن به نظر مي‌رسد هر چند كه در سپهر سياست ايران، هرگز نمي‌توان موضوعي را به صورت كامل رد يا تاييد كرد.

در اين بين و بيش از نام خاتمي، نام ناطق‌نوري است كه جلب‌توجه مي‌كند، رييس اسبق مجلس شوراي اسلامي كه حالا سال‌هاست چهارگوشه ميدان سياست را بوسيده و از ورود به جدال‌هاي سياسي خودداري مي‌كند ولي باهنر خبر از افزايش احتمال حضور او مي‌دهد. نايب‌رييس مجلس نهم در اظهاراتي كه اخيرا در رسانه‌هاي مختلفي انعكاس يافته، گفته: «تا آنجايي كه من اطلاع دارم آقاي ناطق نوري با اصرار و خواهش ما درنهايت مي‌گويند من احساس تكليف مي‌كنم اما عالم سياست نيستم و نظر سياسي او بروز پيدا نمي‌كند.» اين جملات باهنر را مي‌توان آن‌گونه تفسير كرد كه اصولگرايان ميانه‌رو با استفاده از روزهاي بدون بزرگ‌تر اين جريان، قصد ايجاد اجماعي بزرگ بين اصولگرايان حول محور ناطق‌نوري را دارند؛ شيخي كه شايد در صحنه حاضر نشود ولي ثابت كرده كه مي‌تواند صحنه‌گردان قهاري باشد.

بازگشت به آغوش اصولگرايان

با اين حال و به‌رغم سختي كار براي جلب‌نظر ناطق‌نوري و سيدمحمد خاتمي، به نظر مي‌رسد اصولگرايان ميانه‌رو، سنگ بزرگ اتحاد را رها نكرده باشند ولي با علم به تغيير تركيب اصلاح‌طلبان، حسن روحاني را جايگزين سيدمحمد خاتمي كرده‌اند؛ گزينه‌اي با پيشينه‌اي تماما اصولگرايانه و مواضعي به مراتب همسو‌تر با اين خرده جريان سياسي. آنچه در اين ميان احتمال همراهي روحاني با لاريجاني و دوستانش و شايد ناطق‌نوري را بيشتر مي‌كند، اتفاقات رخ‌داده بين او و اصلاح‌طلبان است. در جريان آخرين استعفا يا در عبارتي صحيح‌تر، اختلاف بين رييس‌جمهوري با اسحاق جهانگيري، او جريان اصلاحات را با اتهاماتي مواجه مي‌كند؛ اتهاماتي كه به محض انتشار در رسانه‌هاي مختلف خبري، با واكنش‌هاي بسياري از فعالان اين جريان سياسي مواجه شد.

معادلات در زمين اصولگرايان به‌گونه‌اي رقم خورده كه به نظر مي‌رسد آغوش لاريجاني و يارانش براي پذيرفتن روحاني باز است؛ آغوشي كه باتوجه به باقي‌ماندن دو سال از عمر دولت تدبير و اميد، بعيد است به صورت علني اعلام شود ولي مي‌تواند در چگونگي تقسيم كرسي‌ها در يازدهمين دوره انتخابات مجلس تاثير بسزايي داشته باشد. در اين بين نبايد شايعات مبني بر پرهيز لاريجاني در انتخابات مجلس به منظور حضور در انتخابات 1400 را از خاطر برد؛ شايعه‌اي كه با درنظرگيري خوي سياست‌گرايانه رييس مجلس، چندان عملي به نظر نمي‌رسد كمااينكه لاريجاني اگر قصد ورود به پاستور را هم داشته باشد كه گويا چنين است، مي‌تواند از مسير «بهارستان 98» بگذرد تا نه‌تنها با گوشه‌نشيني رنگ فراموشي به چهره‌اش ننشيند بلكه شايد بتواند به ميزان مقبوليت خود بيفزايد.

اما اگر چنين باشد، بدان معناست كه روحاني در كنار خود، در حال تقويت نزديك‌ترين فرد به لحاظ مشي سياسي به خويش است؛ فردي كه در روزهاي 88 نه تنها به آتش اصولگرايان وارد نشد، بلكه پشت‌پرده ماند و نقش واسطه را ايفا كرد تا هرقدر كه قشر دانشگاهي جمهوري اسلامي بابت حوادث رخ‌داده بعد از انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري اصولگرايان را مقصد مي‌دانند، انگشت اتهام‌شان از لاريجاني دور بماند. اينكه نزديكي لاريجاني و روحاني تا چه حد در روزهاي باقي‌مانده به انتخابات 98 پايدار بماند، تاثير زيادي روي ائتلاف مدنظر اصولگرايان ميانه‌رو دارد؛ ائتلافي كه شايد همراهي همه‌جانبه لاريجاني با روحاني كه فرياد اصولگرايان را نيز بلند كرده، در روزهاي اخير را توجيه‌پذير كند.

بازي با چهره‌ها

دوستان لاريجاني در ميان اصولگرايان تبحر خاصي در چينش مهره‌ها دارند. آنچه در جريان تشكيل فراكسيون مستقلان رخ‌داد، ثابت كرد كه اين طيف به خوبي مي‌دانند كه پيش و پس از انتخابات به دنبال چه اهدافي هستند و از اين‌رو همواره در مواجهه با بخش قابل‌توجهي از هم‌جناحي‌هاي خود، دست برتر را دراختيار داشته‌اند، به همين سبب به نظر مي‌رسد طرح نام افرادي چون ناطق‌نوري از سوي اين جناح سياسي به منزله استفاده از نام اين افراد براي كسب آراي افرادي باشد كه نسبت به لاريجاني حب و بغض خاصي در دل ندارند و صرفا به دنبال راي دادن به افرادي هستند كه قابل دفاع باشند.

در اين بين چندي پيش بود كه منابعي موثق در دفتر علي لاريجاني به خبرنگار اعتماد گفتند كه ليستي 300 نفره از چهره‌هاي نزديك به رييس مجلس و جريان حامي‌اش براي حضور در انتخابات مجلس شوراي اسلامي تهيه شده است؛ ليستي كه باتوجه به فيلترهاي موجود براي حضور افراد در كارزار انتخابات، طبيعتا قصد كسب كرسي‌هاي اكثريت بهارستان را ندارند ولي به نظر مي‌رسد استراتژي اين قشر، همان باشد كه در مجلس دهم گذشت، فراكسيوني نسبتا كم‌تعداد ولي تاثيرگذار در چينش و تقسيم كرسي‌ها به‌ويژه كرسي داراي امضاي طلايي پارلمان.

در اين بين نمي‌توان احتمال نزديكي كارگزاران به‌عنوان حزبي اصلاح‌طلب با اصولگرايان ميانه‌رو را ناديده گرفت. هر چند كه محمد عطريانفر، عضو شوراي مركزي اين حزب نزديكي به لاريجاني را باطل خوانده ولي بازهم نمي‌توان با اتكا به اين مهم، بر احتمال تغيير نظرات چشم پوشيد. غلامعلي جعفرزاده ايمن‌آبادي، نايب‌رييس فراكسيون مستقلان كه لاريجاني رياست معنوي آن را عهده‌دار است، با تاكيد بر اينكه «در ائتلاف نبايد گفت فلاني اخ است» به اظهارات عطريانفر واكنش نشان داده، جالب اينكه جعفرزاده همان كسي است كه در جريان احتمال ائتلاف با اميدي‌ها بر سر كرسي‌هاي هيات‌رييسه، گفته بود كه لاريجاني خط قرمز اين فراكسيون محسوب مي‌شود.احتمال بازگشت بي‌سر و صداي ناطق به عالم سياست، حضور لاريجاني از حوزه انتخابيه‌اي غير از قم در كنار تهيه ليستي 300 نفره براي انتخابات يازدهم مجلس به‌علاوه روابط سرنوشت‌ساز لاريجاني و روحاني، نمي‌تواند پاياني باشد بر اخبار ميانه‌روهاي اصولگرا و شيوه حضورشان در انتخابات اسفند 98؛ انتخاباتي كه تحليلگران معتقدند ميزان تاثيرگذاري چهره‌ها در آن به حداقل خود رسيده ولي سياسيون از تغيير تصميم مردم در دقيقه 90 سخن به ميان مي‌آورند ولي با اين حال يك سوال همچنان پابرجاست، آن هم اينكه طيفي كه تماميت‌خواهي‌اش را در پارلمان دهم ثابت كرده، در پارلمان يازدهم به ائتلاف خود با ساير جريان‌ها پايبند خواهد ماند يا اينكه بازيگردانان اين روزهاي بهارستان، رويايي ديگر در سر دارند.

احمدي‌نژادي‌ها و تكرار يك شعار

«اصلاح‌طلب، اصولگرا، ديگه تمومه ماجرا…»، شعاري است كه دي ماه 96 و با اقداماتي كه جرقه آن به گواه برخي مسوولان به‌ويژه اسحاق جهانگيري، معاون اول رييس‌جمهوري از مشهد خورد، بارها و بارها تكرار شد، شعاري كه تحليلگران بيان آن را نشانه‌اي از ناكارآمدي هردو جناح سياسي دانستند و بر لزوم توجه جريان‌ها و احزاب داخل كشور به مطالبات و خواسته‌هاي اقتصادي مردم تاكيد كردند، با اين حال اين شعار دوباره تكرار شد اما اين‌بار نه در جريان يك تجمع اعتراضي عليه دولت يا مسوولان اجرايي و قضايي و امثالهم بلكه در جريان حضور حاميان رييس‌جمهوري سابق جمهوري اسلامي.

محمود احمدي‌نژاد كه بعد از خداحافظي با پاستور در سال 92 و رد صلاحيت در انتخابات رياست‌جمهوري 96 با اتكا به اظهارات برخي نزديكان به او، مشي متفاوتي در پيش گرفت، اين روزها شاهد حضور اسفنديار رحيم‌مشايي و حميد بقايي به عنوان نزديك‌ترين چهره‌ها به خود در زندان اوين است، پنجشنبه مورخ سيزدهم تيرماه در مراسمي كه تحت عنوان ميلاد حضرت معصومه(س) برگزار شد، حاضر و مطابق معمول، در اظهاراتي دوپهلو، ضمن انتقاد از شرايط كنوني كشور و بيان مشكلات اقتصادي عموم مردم، از ناكارآمدي مسوولان سخن به ميان آورد.او كه در مسجدي نه‌چندان بزرگ سخن مي‌گفت، هنگام ورود با شعار مذكور در فوق مواجه شد و جالب اينكه كانال اطلاع‌رساني دولت بهار كه روزهاست به عنوان نزديك‌ترين رسانه نزديك به رييس‌جمهوري سابق مشغول فعاليت است، نه‌تنها انتقادي به اين موضوع ندارد بلكه از آن استقبال مي‌كند. احمدي‌نژاد در جريان اظهاراتش در اين مراسم فشار اقتصادي موجود در كشور را در تاريخ بي‌سابقه خواند و به انتقاد از مديران اقتصادي كشور پرداخت. اينكه رييس‌جمهوري سابق به اتهامات نزديكان خود در دوران حضورش در پاستور اشاره نمي‌كند و صرفا انگشت اتهام را به سمت مديران اقتصادي فعلي كشور بلند مي‌كند، يكي از شگردهاي فعاليت سياسي احمدي‌نژاد محسوب مي‌شود، او و جريان تحت مديريتش امروز يكي از 4 خرده جريان حول محور اصولگرايي هستند كه به نظر مي‌رسد براي ورود به انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي نيز برنامه‌هايي در سر داشته باشند. آنچه مي‌تواند تقابل بين جريان بهار و اصولگرايان ميانه‌رو را به عنوان دو جريان ذيل تفكر اصولگرايي جذاب‌تر كند، نه رقابت احتمالي‌شان براي كسب كرسي‌هاي بيشتر در بهارستان يازدهم بلكه تضاد شخصي بين علي لاريجاني و محمود احمدي‌نژاد است، تضادي كه نتيجه‌اش شد يكي از عجيب‌ترين روزهاي پارلمان؛ «يكشنبه سياه».

اينكه احمدي‌نژاد و حاميانش در روزها و ماه‌ها و سال‌هاي بعد از دوري از پاستور همواره كوشيده‌اند در نقش اپوزيسيوني دروني ايفاي نقش كنند، ذيل پرچم اصولگرايي وارد انتخابات خواهند شد يا خير، موضوعي است كه زمان بايد آن را مشخص كند ولي اگر قرار باشد اصولگرايان به وحدتي بزرگ نظير آنچه طيف لاريجاني به دنبالش هستند، تن دهند و از چهره‌هايي چون ناطق‌نوري به عنوان صحنه‌گردان استفاده كنند، بعيد است اثري از احمدي‌نژادي‌ها در بين آنان ديده شود هرچند كه در اين بين نمي‌توان از تلاش‌هاي پشت‌پرده محمدرضا باهنر براي ايجاد اجماعي بزرگ چشم‌پوشي كرد، با اين حال بايد ديد سرنوشت احمدي‌نژاد و اصولگرايان، اين رفقاي ديروز و دو قطب دور از هم سپهر سياست ايران، در روزهاي باقيمانده تا دوم اسفند ماه 98 چگونه رقم خواهد خورد.

پوست‌اندازي به‌علاوه بازنشستگي

معاون سياسي نداي ايرانيان: اصلاح‌طلبان بايد مسووليت بپذيرند

آتش توپخانه را دبيركل روشن كرد. خيمه انتقادهاي تند و تيز كه بر پا شد، باقي اعضا نيز زير آن سينه زدن شروع كردند. «اصلاح‌طلبان بايد مسووليت بپذيرند» تنها يك هشدار ساده از سوي يك اصلاح‌طلب به ساير اصلاح‌طلبان نيست. محمدحسين شيخ‌محمدي، معاون سياسي حزب نداي ايرانيان كه ديروز در گفت‌وگويي با ايسنا كه گويي تلويحا تاكيد شده مرزبندي‌هاي «حزب نداي ايرانيان» با ساير اصلاح‌طلبان در حال پررنگ شدن است. شيخ‌محمدي اين پرسش را مطرح كرده كه «چرا اين حجم نااميدي و نارضايتي در بدنه اصلاحات و مردم مشاهده مي‌شود و صداي اميدوارانه‌اي از اين اردوگاه به گوش نمي‌رسد؟ اصلاح‌طلبان بايد مسووليت اين وضعيت را بپذيرند.»

چندي پيش اين حزب با انتشار اطلاعيه‌اي اعلام كرده ‌بود كه 60درصد از اعضا موافق شركت مستقل در انتخابات پيش‌رو هستند. اين اطلاعيه احتمال حضور مستقل ندا در انتخابات را تقويت كرد و نشان داد، انتقادات تند و تيز صادق خرازي به اصلاح‌طلبان بي‌پشتوانه نبوده است.

معاون سياسي ندا همچنين در جريان اين گفت‌وگو اصلاح‌طلبان مجلس را نقد كرده و گفته: «مهم‌ترين نقدي كه به اصلاح‌طلبان مجلس شوراي اسلامي وارد است؛ تشكيل فراكسيون اميد است. با توجه به شرايطي كه پيش از انتخابات مجلس وجود داشت، ليست اميد، فهرستي ائتلافي شامل افرادي با ديدگاه‌هاي سياسي متفاوت بود. اصلاح‌طلب، اصولگرايان معتدل، اعتداليون و… كه اهداف سياسي مشترك داشتند در ليست حضور پيدا كردند. پس از پيروزي اين ليست تاكيد بر تشكيل فراكسيون اميد باعث شد انتظار از جريان اصلاحات بالاتر از توان واقعي اين جريان در مجلس باشد. شايد اگر از ابتدا به‌ جاي تشكيل فراكسيون بزرگ اميد و بعد ريزش‌هاي فراوان و بدعهدي‌ها كه قابل پيش‌بيني بود، يك فراكسيون كوچك و خالص اصلاح‌طلب تشكيل مي‌شد، امروز شاهد بسياري از نااميدي‌ها نبوديم.»

او همچنين يادآور شد: «اصلاح‌طلبان نسل اولي طي اين سال‌ها برنتابيدند كه نسل دومي‌ها قدرت بگيرند و مستقل شوند. واكنش‌هايي كه نسبت به تشكيل حزب نداي ايرانيان در سال ۹۲ و ۹۳ وجود داشت، گواهي بر اين ادعاست. حزبي كه در ابتداي تاسيس خود بحث پوست‌اندازي و تغيير نسل، آسيب‌شناسي اصلاحات، جوانگرايي و بازنشستگي نسل گذشته را مطرح كرد، مورد چه هجمه‌ها و تهمت‌هاي گسترده‌اي قرار گرفت؛ ولي امروز همان ايده‌ها به گفتمان غالب در جريان اصلاحات تبديل ‌شده است و در اكثر جلسات و سخنراني‌ها مباحث پوست‌اندازي در اصلاحات و جوان‌گرايي مطرح مي‌شود، البته صرفا در سخنراني‌ها و نه در عمل. اكنون نيز مشاهده مي‌شود كه نسل اولي‌ها مقابل پوست‌اندازي، تغيير و دگرديسي همچنان مقاومت مي‌كنند.»

بعد از روي كار آمدن ندا برخي اصلاح‌طلبان واكنش‌هاي متفاوتي به ان داشتند و البته از نهادن نامي با عنوان «نسل دوم اصلاحات» گلايه كردند، گلايه‌هايي كه همان زمان هم به بروز اختلافاتي منجر شد. با اين حال مجموعه اصلاح‌طلبان حضور ندا در شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان را پذيرفتند و براي آنها سهمي قائل شدند.

معاون سياسي ندا همچنين گفته: «بر اساس تجربه اين چند سال معتقدم، پوست‌اندازي بدون بازنشستگي نسل اول و تغيير نسل امكان‌پذير نيست. شما به تركيب ديدار رييس‌جمهور با فعالان سياسي در ماه مبارك رمضان نگاه كنيد، اين ديدار اگر سال ۱۳۶۰ هم برگزار مي‌شد، همين تركيب را شاهد بوديم، در سال ۹۸ هم همان تركيب با ميانگين سن بالاي ۶۰ سال در جلسه شركت مي‌كنند. افراد محترمي كه عامل بخش عمده‌اي از نارضايتي‌هاي معيشتي و اقتصادي و اجتماعي و… ايران طي اين سال‌ها بوده‌اند.»

شيخ‌محمدي معتقد است: «امروز عده‌اي به نام اصلاح‌طلبي بزرگ‌ترين مانع در مسير تحول و پويايي جريان اصلاحات هستند. افرادي كه حتي در داخل جريان خود اعتقادي به اصول اوليه اصلاحات ندارند. شما مشاهده مي‌كنيد با وجود شعارهايي كه در لزوم تقويت تحزب، گسترش احزاب، شفافيت، پاسخگويي و… در تريبون‌ها داده مي‌شود، در عمل ساختارهايي طراحي مي‌شوند كه نتيجه آن تضعيف تحزب، عدم شفافيت و عدم پاسخگويي
است.»

اين فعال سياسي گرچه تاكيد دارد كه «انتخابات مجلس مي‌تواند فرصت مناسبي براي اين تغيير نسل باشد، پيشنهاد ما به هر دو جريان سياسي، بازنشستگي نسل اول و عدم كانديداتوري براي مجلس است. بايد از چهره‌هاي تكراري، خسته‌كننده و شعارزده عبور كرد و به سمت معرفي چهره‌هاي جديد، تحصيلكرده، داراي برنامه، توسعه‌گرا و پرمحتوا براي مردم حركت كرد.» اما مجموعه اظهارات اعضاي اين حزب نشان مي‌دهد كه آنها يا به دنبال حضور مستقل و جدا كردن خود از اصلاح‌طلب و اصولگرا هستند و مي‌خواهند از فضاي موجود استفاده كنند تا رايي براي خود بخرند يا با اين فضاسازي‌هاي رسانه‌اي در پي سهم‌خواهي بيشتر از اصلاح‌طلبان در جريان انتخابات مجلس يازدهم هستند.

**********************************************************************************************

چند كلمه انتخاباتي

ما اينجا، پيش از هرچيز روزنامه‌نگاريم و وظيفه‌مان، به عنوان روزنامه‌نگاران سياسي، گفتن از همه آنچه گفتني است، در عالم سياست. روزنامه «اعتماد» البته روزنامه‌اي است اصلاح‌طلب اما پيش از آنكه چپي باشد يا راستي، رسانه است و وظيفه‌اش، همچون ما اصحاب رسانه، روشنگري و فراهم كردن بستر مناسب براي شنيده شدن نظرات مختلف. با اين حساب، آنچه در اين صفحه و صفحات ديگر «اعتماد» در 7 ماه و 18 روزي كه تا فرارسيدن انتخابات مجلس يازدهم مانده مي‌خوانيد، نه لزوما نظرات خودماست و موردتاييدمان، نه الزاما برخلاف باورهاي سياسي كه در سر داريم. آنچه حالا به اقتضاي روزگار به ما روزنامه‌نگاران سرويس سياسي محول شده، اين است كه در اين روزها و ماه‌هاي پيش‌رو، همه توان‌مان را به كار ببنديم تا اين فرصت را براي همه احزاب، تشكل‌ها و فعالان سياسي، از منتهي‌عليه چپ تا منتهي‌عليه راست، از نهضت آزادي تا جبهه پايداري، از اعتماد ملي، اتحاد و كارگزاران تا موتلفه و رهپويان فراهم كنيم و تريبوني باشيم براي آنها تا نظرات‌شان را، چه طرفدار مشاركت حداكثري در انتخاباتند، چه حامي تحريم آن، چه از مشاركت مشروط سخن مي‌گويند، چه از تحريم بلاشرط بازگو كنند تا لااقل به آن ميزان كه بلديم و مي‌توانيم وظيفه‌مان را انجام دهيم و اينكه تا چه ميزان در انجام اين وظيفه خطير توفيق خواهيم داشت، با شماست.

منبع: روزنامه اعتماد 15 تیر 98

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 9 =