Home دیدگاه وقتي تهران عذر لندن را خواست
وقتي تهران عذر لندن را خواست
0

وقتي تهران عذر لندن را خواست

0
0

نگاهي به فرآيند قطع رابطه ايران و انگليس در دولت ملي دكتر محمد مصدق

وقتي تهران عذر لندن را خواست

محمود فاضلي

پس از رد پيشنهاد مشترك ترومن- چرچيل، دولت ايران درصدد قطع رابطه سياسي با دولت انگليس برآمد. تصميم نخست‌وزير به قطع رابطه اجتناب‌ناپذير بود زيرا پس از خلع يد از شركت نفت و اخراج كاركنان خارجي از خوزستان، انگليسي‌ها به انواع تبليغات و كارشكني‌ها در داخل و خارج عليه ايران دست زده بودند. با رد پيشنهاد ايران در پاسخ به پيام ترومن- چرچيل ديگر واضح بود كه انگليس با استفاده از عوامل خود كه با ديپلمات‌ها و كاركنان سفارت انگليس و كنسولگري‌ها ارتباط داشتند، فعاليت‌هاي ضد دولتي را در ايران تشديد خواهد كرد. انگليس، ايران را به اعمال زور توسط نيرو‌هاي زميني و دريايي و هوايي خود كه دور و نزديك مرزهاي ايران متمركز بود، تهديد كرد. آنها تا توانستند ملت ايران را در انظار جهاني، مردمي غاصب معرفي كردند. در چنين شرايطي ادامه حضور ماموران سياسي آنها در ايران جز كمك به كوشش‌هاي خرابكارانه آنها نتيجه‌اي نداشت.

ادعاي نادرست انگليس

ادعاي دولت انگليس در مورد خودداري ايران از پرداخت غرامت به شركت سابق بابت لغو يكجانبه قرارداد 1933 نادرست و بي‌پايه بود. دولت ايران در پاسخ به پيشنهاد مشترك انگليس و امريكا، آمادگي خود را براي رسيدن به دعاوي شركت بابت غرامت براساس هر قانوني كه در يكي از ممالك براي ملي شدن صنايع در موارد مشابه اجرا شده، اعلام كرده بود اما دولت انگليس نه تنها از اين پيشنهاد استقبال نكرد بلكه با ادامه تحريكات در داخل ايران و اعمال فشار به ويژه اقتصادي ثابت كرد هيچگاه درصدد رفع اختلافات از راه عادلانه نبوده و نيست.

اعتراف وزير خارجه انگليس

آنتوني ايدن، وزير خارجه انگليس در يادداشت‌هاي خود به سياست «تفرقه و تعلل» و تضعيف دولت ايران تا سقوط مصدق اعتراف كرد:«دولت انگليس روي مفاد پيشنهاد مشترك انگليس و امريكا ايستادگي كرد. ما معتقد بوديم چنانچه خود را براي مذاكره درباره پيشنهاد جديدي آماده نشان دهيم، اين اقدام موضع ما را تضعيف خواهد كرد و براي مصدق فرصت و مجال بيشتري به منظور تهديد ما فراهم مي‌كند. من به موضع ديگري نيز سخت توجه داشتم كه دولت امريكا در اين مورد با ما توافق نداشت. من معتقد بودم كه هر قدر بيشتر مصدق در مسند قدرت بماند، حزب كمونيست در ايران نيرومندتر خواهد شد، سود و صلاح بين‌المللي ايجاب مي‌كرد كه مصدق را آسوده نگذاريم».

براي اينكه مصدق را آسوده نگذارند و موجبات سقوط او را فراهم كنند، انگليسي‌ها در دو جبهه داخلي و خارجي، فعاليت خود را تشديد كردند. در جبهه داخلي ايادي كاركشته و سرسپرده آنها درباره مجلس و ارتش كه در انتظار فرمان بودند، دست به كار اجراي توطئه‌هاي از پيش تهيه شده، شدند. در جبهه خارجي دولت جديد انگليس در انتظار نتيجه انتخابات رياست‌جمهوري امريكا و پيروزي جمهوريخواهان بود تا ژنرال آيزنهاور را متقاعد كنند كه ادامه زمامداري مصدق به صلاح جهان غرب نيست.

مصدق قطع رابطه با انگليس را اعلام كرد

مصدق در 24 مهر ماه 1331 در مجلس شوراي ملي حضور يافت و قطع روابط با انگلستان را اعلام كرد. او در سخنان خود تاكيد كرد:«قطع رابطه با اين دولت مداخله‌گر تاثيري در روابط و علايق مردم دو كشور نخواهد داشت. ما در 19 ماه گذشته كوس رسوايي دولت استعمارگر انگلستان را زديم و آبرويش را در دنيا برديم و اقتدار آن را تا توانستيم تضعيف كرديم. اين دولت در اين مدت از تحريم اقتصادي ما، توسل به دولت‌هاي ديگر بر ضد ما، رشوه دادن به دست نشاندگان داخلي و تحريك ايادي خود در ايران و تهديد و ارعاب نتيجه نگرفت. قبلا تهديدهاي نظامي آن هم اثري نكرده بود. ما خواستيم كه با قطع روابط به اين تحريكات و تشبثات پايان دهيم. ما روابط گرگ با ميش را نمي‌خواهيم. در طول تاريخ از اين روابط، رنج‌هاي فراوان برده‌ايم. انگلستان مثل هر امپرياليست ديگر نمي‌خواهد ملل ضعيف رشد و ابراز وجود كنند بنابراين داشتن رابطه با چنين دولتي درست و منطقي نبوده است. ما مي‌خواهيم رشد كنيم و روي پاي خود بايستيم و خودمان باشيم كه با داشتن رابطه با انگلستان، تحقق اين آرزو امكان‌پذير نخواهد بود».

يك مامور عاليرتبه سازمان اطلاعات مركزي انگليس كه مامور خدمت در ايران بود درباره قطع روابط سياسي ايران با انگليس پيش از اعلام آن از سوي دولت ايران چنين گفته است:«… از خوش‌ شانسي يك منبع مفيد كه به دلايل امنيتي ما نام مستعار- عمر- بر او گذارديم در اختيار من قرار گرفت. يك روز صبح يك كارمند عاليرتبه ايراني وارد سفارت انگليس شد تا اطلاعاتي در اختيار ما بگذارد. او مانند اكثر ايرانيان تحصيلكرده، اعتقاد داشت كه در ايران هيچ چيز اتفاق نمي‌افتد مگر به ميل و اراده انگليسي‌ها. او يك‌باره به من گفت كه همه در تهران گمان مي‌كنند كه ما عمدا مصدق را به حكومت رسانده‌ايم چراكه پالايشگاه آبادان ديگر مقرون به صرفه نيست و ما مي‌خواهيم از راه ملي كردن آن غرامت دريافت كنيم… اين شخص استدلال مي‌كرد كه به هر حال همه اختيارات ايران در دست انگليسي‌هاست… وزير مافوق عمر استعفا داده بود و كسي به جانشيني او تعيين نشده بود. بنابراين «عمر» شخصا به نمايندگي از طرف سازمان مربوط در هيات دولت مصدق شركت مي‌كرد. من و او هفته‌اي دو، سه بار به طور خصوصي ملاقات مي‌كرديم و جزييات اخبار محرمانه دستگاه حكومتي را مي‌شنيديم… يك ‌بار عمر به من اطلاع داد كه در اوايل ماه اكتبر، قطع روابط ديپلماتيك با انگليس تصويب شده است».

مصدق به روايت كاردار سفارت انگليس در تهران

جورج ميدلتن، كاردار سفارت انگليس در تهران در اين زمينه مي‌گويد:«تا يك روز پيش از قطع رابطه سياسي با انگليس به وسيله ايران، دكتر مصدق روابط دوستانه خود را با او حفظ كرده بود». او خاطره آن دوره را به اين شرح نقل مي‌كند:«ما چند ساعت در كنار تختخواب او (مصدق) نشسته بوديم و گفت‌وگوي گرمي داشتيم. ناگهان زنگ كوچكي را به صدا درآورد و مستخدمي با يك بشقاب بزرگ شيريني وارد اتاق شد. مصدق گفت: حالا نوبت عكاس‌هاست كه بگوييم، وارد شوند. من گفتم: ببينيد، آقاي نخست‌وزير ما الان درگير يك بحث هستيم. واقعا فكر مي‌كنيد حالا موقع شيريني خوردن و عكس گرفتن است؟ او گفت:«بله براي اينكه شيريني حال‌تان را جا مي‌آورد. شكر براي شما بسيار نافع است. اين واكنش غريزي همه است كه وقتي عكاسي وارد مي‌شود، تبسم مي‌كنند. ما در اينجا 50 عكاس داريم و شما مجبوريد 50 دفعه لبخند بزنيد. بعد من آنها را پي‌كارشان مي‌فرستم و ما گفت‌وگوي‌مان را ادامه مي‌دهيم. شما هم در وضع روحي خيلي بهتري خواهيد بود. به طور قطع او در اين مورد حق داشت، او واقعا شخص فوق‌العاده متمدني بود».

مخالفت شاه با قطع رابطه تهران – لندن

گفته مي‌شود، شاه قويا با قطع كامل روابط با انگليس مخالف بود و عقيده داشت كه قطع روابط با انگليس ضرورتي ندارد چراكه تماس مستقيم با آن دولت را در آينده ناممكن كرده و برعكس سوءظن غرب را نسبت به اصيل بودن نهضت ملي و هدف‌هاي سياست خارجي آن برمي‌انگيخت. حتي گزارش شده است كه شاه به نخست‌وزير گفته بود كه در صورت قطع روابط با انگليس از سلطنت استعفا خواهد كرد. خبرگزاري يونايتدپرس از لندن گزارش داده است، پادشاه ايران در آخرين دقايق از دكتر مصدق درخواست كرده بود كه در تصميم خود داير به قطع رابطه با دولت انگليس تجديدنظر كند.

اصرار مصدق بر قطع رابطه

اما مصدق معتقد بود، دولت انگليس با ادامه تحريكات در داخل ايران و اعمال فشار اقتصادي و مالي عليه ايران ثابت كرد كه هيچگاه درصدد رفع اختلافات از راه عادلانه نبوده و نيست و در ادامه چنين مي‌گويد:«از همان ابتدا كه دولت ايران اقدام به ملي كردن نفت كرد، دولت انگلستان و شركت سابق شروع به يك سلسله كارشكني‌ها و تحريكات عليه دولت ايران در داخل و خارج كشور به دست عمال خود كردند. دولت انگلستان ايران را به سزاي اينكه از يكي از حقوق اوليه خود استفاده كرده بود به اعمال زور توسط نيروي زميني و دريايي و هوايي خود تهديد كرد سپس به مراجع بين‌المللي شكايت برد.»

استقبال مردم تهران از قطع رابطه با انگليس

در روز 26 مهر چند ساعت پس از پخش سخنان دكتر مصدق از راديو تهران كه در آن تصميم به قطع روابط با انگلستان را براي مردم توجيه كرده بود، مصوبه مجلس در اين زمينه به سفارت انگلستان در تهران ابلاغ شد. مردم كه اين خبر را از راديو تهران شنيده بودند به سوي خيابان فردوسي كه ساختمان سفارت در آن واقع است، روانه شده و ضمن برگزاري يك تظاهرات ضد انگليسي گسترده و دادن شعار، تابلوي سفارت را كه علامت رسمي دولت انگلستان بر آن وجود داشت به عنوان مظهر استعمار از جاي كندند و از سردر سفارت پايين آوردند. موجي از شادي در سراسر ايران به وجود آمد كه قبلا سابقه نداشت زيرا ايرانيان پس از ملي شدن صنعت نفت بود كه از جزييات مداخلات دولت انگلستان در امور وطنشان آگاه شده بودند. مصدق در نطق قبلي خود در مجلس مواردي از اين مداخلات برشمرده بود و به مصلحت ايران دانسته بود كه با چنين استعمارگري روابط نداشته باشد.

يك شب پيش از قطع روابط سياسي ايران و انگليس(30 مهر 1331) تلاش شديدي در مجلس شوراي ملي از سوي طرفداران مصدق براي انحلال مجلس سنا صورت گرفت. در اين مجلس رقيبان سياسي مصدق از جمله سرلشكر زاهدي عضويت داشتند. در تاريخ 27 مهر كه مجلس شوراي ملي در پي دو ماه تعطيلات تابستاني گشايش يافت، نمايندگان تندروي جبهه ملي صداي مخالفت خود را با ادامه كار مجلس سنا بلند كردند. تاخير سنا در تصويب لايجه مجلس براي مصادره اموال قوام، نخست‌وزير سابق و مخالفت با آزاد كردن خليل طهماسبي، قاتل سرلشكر رزم‌آرا دلايل انحلال اين مجلس دانسته‌اند.

بيانيه دكتر فاطمي خطاب به سفارت انگليس

در 30 مهر ماه 1331 دكتر فاطمي، وزير خارجه ايران ضمن يادداشتي خطاب به سفارت انگليس، تصميم دولت ايران را به قطع رابطه سياسي با دولت انگليس اعلام كرد و موجبات اخذ اين تصميم را خودداري انگليس از كمك به حل اختلاف و حمايت غيرقانوني از شركت سابق و مداخلات مامورين رسمي آن دولت در ايجاد تحريكات و اخلال در نظم و آرامش كشور بيان كرد. در اين يادداشت آمده است:«هر گاه دولت انگلستان به منظور ملت و دولت ايران كه منحصرا درصدد استيفاي حقوق تضييع شده خود بوده و هست، توجه عادلانه و مطابق با انصاف و دوستي مبذول داشته بود هرگز روابط بين دو دولت به اين مرحله نمي‌رسيد ولي متاسفانه دولت متبوع شما در اين امر كه براي ما حياتي است نه تنها كمك به حل اختلاف نكرد بلكه با حمايت غيرقانوني از شركت سابق، مانع از حصول نتيجه شد. به علاوه بعضي از ماموران رسمي آن دولت نيز به واسطه تحريكات و مداخلات نارواي خود مشكلاتي به قصد اخلال در نظم و آرامش كشور فراهم كردند».

پيام مصدق به مردم انگليس

در پايان اين نامه دولت ايران اظهار اميدواري كرده بود كه «دولت انگليس در روش خود تجديد نظر كند و در مقام ايجاد حسن تفاهم برآيد كه در آن صورت دولت ايران با علاقه‌اي كه به حسن رابطه با دولت انگليس دارد، اقدام در تجديد روابط سياسي خواهد كرد». دكتر مصدق پيامي به ملت انگليس تهيه كرده بود كه همان روز به وسيله راديو منتشر شد. طي پيام مزبور دكتر مصدق به ملت انگليس اطمينان مي‌داد كه با وجود قطع روابط سياسي بين دو دولت، نهايت صميميت را نسبت به افراد و ملت انگلستان باقي و رابطه دوستانه بين دو ملت همچنان برقرار است.

پيش از از قطع روابط ايران با انگلستان در جريان خلع يد از شركت سابق نفت انگليس و ايران و همزمان با اخراج كارمندان انگليسي شركت نفت، دولت ايران كنسولگري‌ها و مراكز مختلف فرهنگي انگلستان در شهرهاي اصفهان، مشهد و تبريز را منحل كرد و در مرداد ماه نيز ادامه فعاليت بانك شاهنشاهي كه از سال 1328 با عنوان بانك انگليس و ايران در خاورميانه كار مي‌كرد، جلوگيري كرد. به اين ترتيب اين بانك عمليات بانكي خود را تعطيل كرد و با تعطيلي اين بانك يكي ديگر از لانه‌هاي جاسوسي او از اهرم‌هاي فشار اقتصادي بر ملت ما از كار افتاد.

به گفته دكتر شايگان با قطع رابطه انگلستان بايد ساير مراكز فعاليت ضد ملي و ضد حكومتي انگلستان نيز قطع مي‌شد و به تعبير او «وقتي ريشه خشك شد بايد شاخه هم خشك شود. بر اين اساس يك روز پس از قطع رابطه با انگلستان، مجلس شوراي ملي با استفاده از اختيارات قانوني و با استناد به يكسان بودن دوره قانونگذاري به انحلال مجلس سنا كه به توصيه انگليسي‌ها تاسيس شده و محافل اساسي دسيسه‌ها و تحريك‌ها عليه نهضت ملي شدن صنعت نفت و حكومت ملي دكتر مصدق بود، راي داد.

واكنش رسانه‌ها به قطع روابط تهران – لندن

به دنبال قطع روابط دو كشور تعدادي از نمايندگان سياسي ايران در كشورهاي مختلف جهان بازتاب مطبوعاتي اين اقدام ايران را به تهران ارسال كردند. الهيار صالح، سفير ايران در امريكا و يكي از ياران مصدق، يك جلسه مطبوعاتي در واشنگتن تشكيل داد به ايراد سخنراني پرداخت و به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. او تاكيد كرد:«امروز دولت ايران، قطع روابط سياسي با دولت انگلستان را اعلام كرد. اين اقدام براي اعتراض نسبت به روش خصمانه‌اي كه دولت انگلستان براي تحميل خواسته‌هاي شركت نفت سابق به دولت ايران پيش گرفته بود، انجام شد. دكتر مصدق در 18 ماه گذشته با وجود اين روش نامساعد انگلستان از هر اقدام ممكن براي تشويق دولت انگلستان در همكاري با دولت ايران، در پيدا كردن راه‌حل، كوتاهي نكرد.»

در مقابل، دولت انگلستان در روش خود به اين طريق پافشاري كرد:«محاصره اقتصادي و مسدود كردن اعتبارات ايران، جلوگيري از آمدن كشتي‌ها به بنادر ايران، تهديد كردن خريداران احتمالي نفت ايران و سعي در مضطرب كردن دولت ايران به وسيله كشاندن ايران به شوراي امنيت و ديوان دادگستري بين‌المللي؛ در صورتي كه هر دو اين دستگاه‌ها از طرفداري از درخواست‌هاي انگلستان خودداري كرده و راي دادند كه اختلاف بين دولت ايران و يك شركت خصوصي است نه بين دو دولت ايران و انگلستان. اين سياست تحميل باعث سختي‌هاي اقتصادي فراواني براي ملت ايران و بر هم زدن نظم سياسي كشور شده است. قطع روابط سياسي نبايد باعث تعجب دولت انگلستان شود زيرا تنها دو راه براي ايران باقي مانده بود كه يا روابط سياسي خود را قطع كند و يا زير فشار محاصره اقتصادي غيرقانوني انگلستان، زانو به زمين زند. ملت ايران مصمم است استقلال سياسي خود را حفظ كند و با وجود سختي‌هاي اقتصادي فراواني كه در نتيجه امپرياليسم انگلستان بر ملت تحميل شده به هيچ‌وجه حاضر نيستند از استقلال سياسي خود دست بردارند… دنيا مي‌داند كه ايران محتاج به منافع تجارت بين‌المللي به خصوص در معامله نفت است ولي نه به قيمت تسليم شدن به انگلستان، من صميمانه اميدوارم كه دولت انگلستان در اعمال خود تجديدنظر كرده و سياست جديد همكاري پيش گيرد تا بتوانيم بار ديگر روابط بين دولتين را برقرار كنيم».

اعضاي سفارت انگليس، تهران را ترك كردند

بدين ترتيب پس از 93 سال روابط سياسي ايران و انگليس قطع شد و در 10 آبان اعضاي سفارت انگليس، تهران را ترك كردند. پس از اعلام رسمي قطع روابط دو كشور اينك نوبت اعضاي سفارت و ماموران رسمي دولت انگليس بود كه خاك ايران را ترك كنند. در تاريخ 6 آبان 1331 وزارت امور خارجه در يك نامه «خيلي فوري» به وزارت كشور نوشت:«پيرو تصميم محترم دولت، ماموران رسمي دولت انگليس به تدريج عزيمت مي‌كنند و آخرين دسته آنان كه عبارت از ماموران سياسي سفارت كبراي انگليس است، قرار است روز شنبه دهم آبان ماه از طريق مرز خسروي به بغداد عزيمت كنند. جناب آقاي وزير مختار سوييس كه از طرف دولت متبوع خود، عهده‌دار حفظ منافع اتباع انگليس در ايران شده‌اند همچنين آقاي عباس نيري، كارمند اداره تشريفات وزارت امورخارجه اين ماموران را تا مرز خسروي مشايعت خواهند كرد. خواهشمند است به فرمانداري و استانداري‌هاي بين راه، تلگرافا دستور فرمايند كه اولا از جريان مستحضر باشند ثانيا در صورت لزوم در حدود مقررات از بذل مساعدت و انجام تسهيلات لازم به آنها خودداري ننمايند…».

عباس نيري، كارمند عاليرتبه وزارت امورخارجه از طرف اين وزارتخانه و سرهنگ دوم عزت‌الله دفتري به عنوان نماينده وزارت دفاع ملي موظف بودند كه كاروان كارمندان سفارت انگليس را از تهران تا مرز خسروي همراهي كنند. اداره تشريفات وزارت امور خارجه همچنين در يك نامه خيلي فوري به وزارت دفاع ملي درخواست كرد كه با تلگراف به مقام‌هاي نظامي شهرهاي بين راه تهران(كرمانشاه) مرز خسروي اعلام شود كه با كارواني كه كارمندان سياسي سفارت انگليس، عده‌اي از كارمندان دفتري و خانواده‌هاي ايشان را با اتومبيل به سوي خاك عراق حمل مي‌كند، مساعدت لازم را انجام دهند.

منابع:

– زندگي سياسي مصدق، فواد روحاني، انتشارت زوار، 1381

– معرفي و شناخت دكتر محمد مصدق، محمد جعفري‌قنواتي، انتشارات قطره، 1380

– جنبش ملي شدن صنعت نفت، غلامرضا نجاتي، سهامي انتشار، 1373

– مصدق و اخراج انگليسي‌ها از ايران، اميرهوشنگ بختياري، نشريه پايگاه نور شماره 25

– روابط خارجي ايران 1357-1320، عليرضا ازغندي، نشر قومس، 1395

– گذشته چراغ راه آينده است، جامي، چاپ پنجم، ققنوس، 1367

– مصدق، سال‌هاي مبارزه و مقاومت، غلامرضا نجاتي، موسسه رسا، ج اول، 1378


ادعاي دولت انگليس در مورد خودداري ايران از پرداخت غرامت به شركت سابق بابت لغو يكجانبه قرارداد 1933 نادرست و بي‌پايه بود. دولت ايران در پاسخ به پيشنهاد مشترك انگليس و امريكا، آمادگي خود را براي رسيدن به دعاوي شركت بابت غرامت براساس هر قانوني كه در يكي از ممالك براي ملي شدن صنايع در موارد مشابه اجرا شده، اعلام كرده بود اما دولت انگليس نه تنها از اين پيشنهاد استقبال نكرد بلكه با ادامه تحريكات در داخل ايران و اعمال فشار به ويژه اقتصادي ثابت كرد هيچگاه درصدد رفع اختلافات از راه عادلانه نبوده و نيست.

آنتوني ايدن، وزير خارجه انگليس:«من معتقد بودم كه هر قدر بيشتر مصدق در مسند قدرت بماند، حزب كمونيست در ايران نيرومندتر خواهد شد، سود و صلاح بين‌المللي ايجاب مي‌كرد كه مصدق را آسوده نگذاريم».

در جبهه خارجي دولت جديد انگليس در انتظار نتيجه انتخابات رياست‌جمهوري امريكا و پيروزي جمهوريخواهان بود تا ژنرال آيزنهاور را متقاعد كنند كه ادامه زمامداري مصدق به صلاح جهان غرب نيست.

مصدق در 24 مهر ماه 1331 در مجلس شوراي ملي حضور يافت و قطع روابط با انگلستان را اعلام كرد. او در سخنان خود تاكيد كرد «قطع رابطه با اين دولت مداخله‌گر تاثيري در روابط و علايق مردم دو كشور نخواهد داشت… انگلستان مثل هر امپرياليست ديگر نمي‌خواهد ملل ضعيف رشد و ابراز وجود كنند بنابراين داشتن رابطه با چنين دولتي درست و منطقي نبوده است. ما مي‌خواهيم رشد كنيم و روي پاي خود بايستيم و خودمان باشيم كه با داشتن رابطه با انگلستان، تحقق اين آرزو امكان‌پذير نخواهد بود».

شاه قويا با قطع كامل روابط با انگليس مخالف بود و عقيده داشت كه قطع روابط با انگليس ضرورتي ندارد چراكه تماس مستقيم با آن دولت را در آينده ناممكن كرده و برعكس سوءظن غرب را نسبت به اصيل بودن نهضت ملي و هدف‌هاي سياست خارجي آن برمي‌انگيخت. حتي گزارش شده كه شاه به نخست‌وزير گفته بود كه در صورت قطع روابط با انگليس از سلطنت استعفا خواهد كرد. خبرگزاري يونايتدپرس از لندن گزارش داده است، پادشاه ايران در آخرين دقايق از دكتر مصدق درخواست كرده بود كه در تصميم خود داير به قطع رابطه با دولت انگليس تجديد نظر كند.

منبع: روزنامه اعتماد 1 آبان 98

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *