Home گزارش همه راه‌هاي اصلاحات
همه راه‌هاي اصلاحات
0

همه راه‌هاي اصلاحات

0
0

«اعتماد» راهبردهاي پيش‌ روي اصلاح‌طلبان را در آستانه انتخابات بررسي مي‌كند

گروه  سياسي

اصلاح‌طلبان همواره ارتباطي جدايي‌ناپذير با صندوق راي و انتخابات داشته‌اند. آن‌قدر درهم تنيده و وثيق كه گاه در اين بيش از دو دهه‌اي كه مشخصا با اين عنوان در پهنه سياست ايراني شناخته مي‌شوند، متهم شده‌اند به اتكاي بيش از حد به انتخابات و گاه حتي هدف اين اتهام جدي‌تر قرار گرفته‌اند كه آنها، مردم و فراتر از آن، مشاركت سياسي شهروندان را صرفا براي فصل انتخابات مي‌خواهند و فرداي انتخابات، عنان كار مي‌افتد به دست «مجاهدان روز شنبه» كه اگر اين منتخب خوشبخت، اصلاح‌طلب صددرصدي، ژنتيك يا آن‌طور كه بيشتر مصطلح‌ است «تماما اصلاح‌طلب» باشد، «نگذاشتند كار كند» و اگر منتخب و كانديداي اصلاح‌طلبان، كانديداي ائتلافي، اصولگراي ميانه‌رو با نگاه مصلحانه يا باز آن‌طور كه بيشتر جا افتاده و آشناي ذهن است «كانديداي ائتلافي» باشد، هم «نگذاشتند كار كند»، هم برخلاف انتظار اصلاح‌طلبان، «گردش به راست» كرده و خلاصه، اين اصلاح‌طلبان نيستند كه مرتكب خطا شده‌اند.
اصلاح‌طلبان البته طي اين بيش از دو دهه از حيات سياسي تحت عنوان «اصلاحات»، مقاطعي پذيرفته‌اند كه مرتكب خطا شده و اين‌طور هم نبوده كه هرگز حاضر به پذيرش اشتباهات‌شان نشده‌اند. اما جالب آنكه اين مقاطع معدود هم باز به ‌نحوي به انتخابات مربوط بوده است. چنان‌كه شايد كمتر اصلاح‌طلبي باشد كه قائل به خطاي راهبردي اين جريان سياسي در انتخابات رياست‌جمهوري 84 نباشد. آنها همچنين درمورد تجربه ائتلاف و حمايت از گزينه از اردوگاه رقيب كه بيشترين قرابت را به ‌لحاظ سياسي به اصلاح‌طلبان داشته باشد، معترف به اين هستند كه دست‌كم راهبردشان واجد ايرادهايي بوده و اين‌طور نيست كه هيچ عيب و ايرادي به آن وارد نباشد. اما درحالي طي حدود 3 سال اخير، از اين خطاها و دست‌كم كوتاهي در نظارتِ پس از انتخابات، بر عملكرد گزينه مورد حمايت‌شان مي‌گويند كه اين تجربه نه صرفا در انتخابات اخير و در جريان رقابت انتخابات رياست‌جمهوري دوازدهم در ماه‌هاي نخست 96، بلكه همچنين در جريان انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم در سال 92 نيز در دستور كار جريان اصلاحات قرار داشت. البته استدلال اصلاح‌طلبان اين است كه حسن روحاني به عنوان اصولگرايي ميانه‌رو كه پس از انتخابات دور دوم آرام‌آرام به سوي راست گردش كرد و دست‌كم بخشي از وعده‌هاي مصلحانه‌اش در جريان دو انتخابات 92 و 96 را به فراموشي سپرد، در دولت يازدهم عملكردي قابل‌قبول داشته و اصلاح‌طلبان وقتي در جريان انتخابات سال 96، همچنان بر لزوم تداوم حمايت‌شان از او تاكيد مي‌كردند، طبيعتا از آينده بي‌خبر بودند و همان‌طوركه نمي‌دانستند روحاني ممكن است پس از انتخابات گردش به راست كند، از اينكه ممكن است فردي چون دونالد ترامپ در ينگه دنيا به رياست‌جمهوري برسد و زحمات چند ساله تيم مذاكره‌كنندگان هسته‌اي و دستگاه ديپلماسي دولت روحاني را بر باد دهد، بي‌اطلاع بودند. اما نكته‌اي كه در اين استدلال محل تامل است، آن است كه در فاصله برگزاري اين دو انتخابات، انتخابات مهمي ديگر نيز رقم خورد و ازقضا راهبرد ائتلاف در آن انتخابات نيز تجربه شد و چندان موفق نبود؛ انتخابات مجلس دهم كه طي آن، اصلاح‌طلبان با ليست اميد چيزي در حدود يكصد و هفتاد كرسي از دويست و نود كرسي پارلمان را به دست آوردند اما وقتي نوبت به كار پارلماني رسيد و مجلس آغاز به كار كرد، ناگهان متوجه شدند كه چيزي در حدود يك‌سوم از كانديداهاي‌شان -كه اغلب از همان اصولگرايان ميانه‌رو و اعتداليون بودند- مسيري متفاوت از فراكسيون اميد پي گرفته و به راه خود رفتند. اين شد كه اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراي شهر پنجم به ‌تاكيد از تكرار تجربه ائتلاف سر  باز زده و گفتند صرفا با فهرست‌هاي تماما اصلاح‌طلبانه وارد ميدان رقابت مي‌شوند و همين كار را هم كردند. اما همزمان با آن انتخابات، بار ديگر از حسن روحانيِ ميانه‌رو حمايت كرده و تجربه ائتلاف را در انتخابات رياست‌جمهوري تكرار كردند. آنها البته چنانچه اشاره شد استدلال مي‌كنند كه وقتي دولت روحاني در چهار سال اول عملكردي قابل‌قبول داشته، دليلي نداشتند كه حمايت‌شان را ادامه ندهند. استدلالي كه اتفاقا آن‌گاه مي‌تواند موجه باشد كه به ياد بياوريم حسن روحاني در جريان رقابت‌هاي انتخاباتي سال 96، حتي شعارهايي اصلاح‌طلبانه‌تر از انتخابات 92 سر مي‌‌داد و با اين حساب، طبيعي بود كه اصلاح‌طلبان وقتي در عمل، عملكرد به‌ نسبت قابل‌قبول دولت يازدهم را مي‌ديدند و در كلام نيز شاهد بودند كه كانديداي مورد حمايت‌شان گاه حتي از خودشان هم اصلاح‌طلبانه‌تر شعار مي‌دهد، در تداوم حمايت از او ترديد نكنند. نيمه نخست سال 96 كه گذشت اما ورق برگشت و روحاني حتي پيش از ورود به فصول سرد سال، در جريان معرفي كابينه دوازدهم، به‌ نحوي عمل كرد كه كليدواژه «چرخش به راست روحاني» به تيتر مطبوعات راه يافت و بعد، چند تكانه اقتصادي و ارزي و البته وضعيت نامساعد موسسه‌هاي پولي و بانكي غيرمجاز، شهروندان را به خيابان كشاند و روزگار سخت آقاي روحاني آغاز شد. روزگاري كه البته وقتي به‌ واقع دشوار شد كه ارديبهشت ‌ماه 97 از راه رسيد و دونالد ترامپ ضمن خروج از برجام، روند اعمال سنگين‌ترين تحريم‌هاي تاريخ معاصر را عليه ايران كليد زد. مجموعه اين شرايط بود كه اصلاح‌طلبان را در راهبرد حضور در انتخابات صرفا با كانديداي تماما اصلاح‌طلب مصرتر كرد و نتيجه آنكه در اولين انتخابات پس از اين رويدادها، اصلاح‌طلبان وقتي با فهرست بلندبالاي ردصلاحيت‌شدگان انتخابات مجلس يازدهم مواجه شدند، ديگر حاضر نشدند با حمايت از گزينه‌هاي ميانه‌رو و به اصطلاح يارگيري از حريف، فهرستي براي انتخابات اسفندماه 98 دست و پا كنند و راهي ميدان شوند. اصلاح‌طلبان دست‌كم در پايتخت از هيچ فهرستي حمايت نكردند و كرسي‌هاي مجلس در پايتخت و البته در بسياري از ديگر شهرهاي كشور به دست اصولگرايان افتاد و حالا بار ديگر در آستانه انتخاباتي ديگر، اين اصلاح‌طلبانند و گزينه‌هاي به ‌شدت محدودي كه روي ميز دارند.  اصلاح‌طلبان حالا مي‌توانند بار ديگر با حمايت از گزينه‌هايي چون لاريجاني و حتي ظريف – البته درصورتي كه اين دو و به‌ خصوص دومي عزم كانديداتوري كنند-  دست به تكرار تجربه ائتلاف بزنند. تجربه‌اي كه البته چنانچه اشاره شد، چندان هم موفق نبود. آنها همچنين مي‌توانند بر مشي تماما اصلاح‌طلب خود اصرار كنند و تنها در شرايطي از مردم براي راي دادن به كانديدايي مشخص دعوت كنند كه آن كانديدا، اصلاح‌طلبي تمام‌عيار باشد كه هم معيارهاي اصلاح‌طلبان را دارا باشد، هم معيارهاي دشوار شوراي نگهبان را. راهبردي كه البته لزوما به حضور كامل در انتخابات نمي‌انجامد اما نمي‌توان انكار كرد كه اين هم نوعي مشاركت در انتخابات است. مشاركتي مشروط مبتني بر نحوه عملكرد نهاد ناظر بر انتخابات در بررسي صلاحيت كانديداها. ضمن آنكه اصلاح‌طلبان چنان‌كه پيش از اين‌ بارها گفته و در جريان انتخابات مجلس يازدهم نيز در عرصه عمل نشان دادند، حتي اگر از كانديدايي مشخص حمايت نكنند، به ‌نحوي ديگر دست به مشاركت مي‌زنند و به بيان ديگر، عدم‌ حمايت از كانديدا، به ‌معناي تحريم  انتخابات   نيست.

تاجگردون از شرايط تكرار تجربه ائتلاف توسط اصلاح‌طلبان مي‌گويد

لاريجاني و روابط اصلاحات – اعتدال

كانديداتوري علي لاريجاني مورد توجه اغلب جريان‌هاي سياسي است و ازجمله موضوعات انتخابات رياست‌جمهوري 1400 مي‌شود كه هنوز نمي‌توان درباره آن اظهارنظر دقيقي كرد. براي گروه‌هاي سياسي _چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب_ مهم است كه لاريجاني چه تصميمي در اين باره اتخاذ مي‌كند. حتي آنان كه مخالف حضورش هستند؛ چون به ‌هر حال تصور بر اين است كه در صورت اعلام حضور او صف‌بندي انتخاباتي در سال 1400 تحت‌تاثير قرار گرفته و دگرگون خواهد شد. هم اصولگرايان مهره‌هاي خود را تغيير مي‌دهند و هم اصلاح‌طلبان موضع‌گيري متفاوتي را پي مي‌گيرند.
با اين حال به نظر مي‌رسد مساله كانديداتوري علي لاريجاني مانند كانديداتوري سيدابراهيم رييسي همچنان از مجهول‌هاي انتخاباتي است. البته جنس عواملي كه بر كانديداتوري اين دو تاثير مي‌گذارد، كاملا با يكديگر متفاوت است. به ‌هر حال تا اينجاي كار مشخص شده لاريجاني به‌ دقت در حال رصد و تحليل فضاي سياسي كشور و البته اوضاع و احوال سياست بين‌الملل است و هنوز به تصميم قطعي نرسيده است. تاكنون بارها چهره‌هاي سياسي نزديك به او رسما اعلام كرده‌اند اين‌گونه نيست كه لاريجاني حضور خود در انتخابات 1400 را رد كرده باشد ولي هنوز هم به تصميمي قطعي براي حضور نرسيده است. برخي معتقدند او احتمالا منتظر است تا شرايطي شكل بگيرد كه علاوه بر حاميان و ياران كلاسيكش در ميان اصولگرايان ميانه‌رو و جريان اعتدال، دست‌كم طيف‌هايي از اصلاح‌طلبان نيز از او حمايت كنند تا به اين ترتيب احتمال موفقيتش در انتخابات افزايش پيدا كند؛ موضوعي كه از اظهارنظر اصلاح‌طلبان مي‌توان فهميد شايد كمي دور از ذهن باشد.
به‌ هر حال يكي از فاكتورهاي مهم و تاثيرگذار بر كانديداتوري لاريجاني ائتلاف او و حاميان است با اصلاح‌طلبان؛ اتفاقي كه البته فعلا در دستور كار اصلاح‌طلبان نيست، هر چند همچنان محور گمانه‌زني‌ها هست. البته برخي احزاب اصلاح‌طلبي كه به دولت نزديك هستند، از حالا ترجيح مي‌دهند تكليف را مشخص كنند و وارد بحث حمايت از لاريجاني شوند. چنان‌كه برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب چنين مشي و روشي را پي گرفته‌اند. غلامرضا تاجگردون كه از معدود اصلاح‌طلبان دوره نهم و البته يكي از اعضاي هيات رييسه فراكسيون اميد مجلس دهم بود، ديروز گفته است: «به نظر من اگر شرايطي فراهم شود كه اصلاح‌طلبان براي پيروزي بتوانند ائتلاف كنند و ببرند بايد اين كار را انجام دهند. چون تجربه دور قبل نشان داد كه اگر ائتلاف نمي‌كردند، پيروز نمي‌شدند. حالا نمي‌شود اسم اين ائتلاف را خراب كرد و گذاشت اجاره‌اي و يا چيز ديگر.» اين اظهارنظر از جانب تاجگردون البته چندان دور از ذهن نيست؛ چه آنكه حتي در جريان رقابت‌هاي درون‌پارلماني دوره دهم مجلس و آنجا كه عارفِ اصلاح‌طلب و لاريجاني اصولگرا براي كرسي رياست روبه‌روي يكديگر مي‌ايستادند، همواره دست‌كم زمزمه‌هايي از حمايت تاجگردون از لاريجاني به گوش مي‌رسيد. زمزمه‌هايي كه البته تاجگردون در معدود مواردي، صراحتا و در اغلب مواقع، به ‌طور تلويحي آن را خلاف واقع عنوان مي‌كرد.
تاجگردون البته در عين حال پيش‌بيني كرده كه اصلاح‌طلبان حاضر نمي‌شوند با لاريجاني ائتلاف كنند. تاجگردون به پايگاه خبري-تحليلي مدارا گفته است: «بعيد مي‌دانم باتوجه به شرايطي كه پيش‌رو است، اصلاح‌طلبان اصلي بتوانند از آقاي لاريجاني حمايت كنند. ولي ممكن است بدنه و يا به عبارتي معتدلين، در صورت كانديداتوري ايشان، پشت سر آقاي لاريجاني قرار بگيرند. اين موضوع بستگي به تركيب كانديداها دارد. اگر چهره ممتاز اصلاح‌طلبي مطرح شود، شايد اصلاح‌طلبان از آقاي لاريجاني حمايت نكنند. فرض كنيم آقاي سيدحسن خميني بيايد، معلوم است همه اصلاح‌طلبان پشت ايشان مي‌روند. ولي فرض كنيم ظريف بيايد كه ظريف اگر بيايد، او يك چهره اصولگرا است اما الان در وادي اصلاح‌طلبان است. من فكر مي‌كنم بين ظريف و لاريجاني فرقي وجود ندارد، شايد حتي آقاي لاريجاني در بسياري از موارد نسبت به آقاي ظريف برتري داشته باشند.»
كانديداتوري لاريجاني اما تنها مساله اصلاح‌طلبان نيست و براي اصولگرايان هم مهم است؛ چراكه آنان نگران هستند با حضور او اجماعي ميان گروه‌هاي حامي دولت و اصلاح‌طلبان شكل گيرد و اين ائتلاف بتواند بار ديگر مردم را به راي دادن تشويق كند. احتمالي كه البته چندان قوي نيست اما در صورت تحقق، شرايط براي هر كانديدايي كه ازسوي اصولگرايان مطرح شود، دشوار خواهد بود. به نظر مي‌رسد اصولگرايان در معرفي كانديداي نهايي خود اين شرايط اصلاح‌طلبان را هم درنظر مي‌گيرند و احتمالا اگر چنين ائتلافي شكل بگيرد، آنان ترجيح مي‌دهند دست از اختلافات خود بردارند و بر سر يك شخص به توافق برسند.
به‌ هر حال در حال حاضر اين تنها اعتدالي‌ها و دولتي‌ها هستند كه از لاريجاني حمايت مي‌كنند و بخش قابل‌توجهي از اصلاح‌طلبان به ‌دليل تجربه ائتلاف 92 و 96 با روحاني، صرفا با چهره‌اي اصلاح‌طلب وارد انتخابات شوند. تاجگردون در اين باره گفته است: «در تمام دنيا هم اين‌گونه است كه در انتخابات نيروهايي كه به ‌لحاظ فكري شبيه به هم هستند، ائتلاف مي‌كنند و پيروز مي‌شوند و اكثريت كرسي يا دولت را به دست مي‌آورند. در كشور ما هم ائتلاف كردند؛ حالا اينكه بعد از آن بلد نيستند به نتيجه برسند، دست خودشان است. ولي استفاده از واژه «اجاره‌اي» غلط است. مي‌توانند واژه ائتلاف را به كار ببرند كه هم منطق و هم اخلاق سياسي پشت آن است. ما چون بلد نيستيم بازي را تا آخر پيش ببريم، اول شروع مي‌كنيم و بعد در آخر، خودمان بازي را خراب مي‌كنيم.» اشاره او به تجربه همكاري اصلاح‌طلبان با دولت روحاني است كه اين روزها كاملا از هم جدا شده تلقي مي‌شوند و ظاهرا هر كدام از اين دو جريان، آينده خود را به‌ نحوي جدا از يكديگر مي‌بينند. جريان‌هايي كه هنوز هم درواقع يا دست‌كم روي كاغذ، جريان حاكم بر قوه مجريه كشورند.

منبع: روزنامه اعتماد 30 بهمن 99

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *