Home یادداشت هفت پرسش برای خودآزمایی سلامت عقل سیاسی
هفت پرسش برای خودآزمایی سلامت عقل سیاسی
0

هفت پرسش برای خودآزمایی سلامت عقل سیاسی

0
0

1) آيا از کشته شدن هم‌وطنان خود خوشحال هستيد؟ آيا ناامني جامعه‌ي ايران، هراس عمومي، بي‌اعتمادي رهگذران به يکديگر به نظرتان امر خوبي مي‌رسد؟ آيا خير عمومي‌اي در خيال‌تان مي‌گنجد که مسير رسيدن به آن از مرگ بيگناهان بگذرد؟
2) آيا مي‌توانيد بين مفاهيم مجردي مانند داعش، آمريکا، عربستان، جمهوري اسلامي و مفاهيم عيني و ملموسي مثل يک شهروند تهراني يا کابلي که گلوله خورده و کشته شده تفکيک ايجاد کنيد؟ اين امکان هست که موضع‌گيري‌ سياسي‌تان در هواداري يا دشمني با مفاهيم رده‌ي اول، باعث شود مفاهيم رده‌ي دوم را ناديده بگيريد؟
3) آيا نظمي معنادار، الگوهايي از سازمان‌يافتگي، زنجيره‌اي از رخدادهاي پيوسته به هم را تشخيص نمي‌دهيد که امنيت و آسايش و منافع ملي مردم ايران زمين را نشانه گرفته باشد و خواهانِ ويراني و آشوب در منطقه باشد؟ اجلاس رياض و بمب‌گذاري‌هاي کابل و هرات و حمله‌ي آمريکا به مواضع ارتش سوريه و کشمکش قطر و عربستان و انفجارهاي تهران برايتان رخدادهايي بي‌ربط است؟ جبهه‌بندي‌اي در اين ميان نمي‌بينيد؟ خود را در يکي از طرفهاي اين جبهه نمي‌يابيد؟
4) احيانا همچنان هوادار تحريم، قهر و عدم مشارکت در سرنوشت سياسي کشورتان هستيد؟ يعني برايتان فرقي نمي‌کرد که الان آقاي رئيسي رئيس جمهور باشد، يا آقاي روحاني؟ رفتارهاي جمعي يکپارچه و خودجوش مردم طي سالهاي گذشته – به ويژه در جريان راي‌گيري‌ها- در ذهنتان حرکتي توده‌اي و کور و ابلهانه است، يا سازمان يافتگي‌اي عقلاني و سنجيده و هوشمندانه؟
5) آيا رويکردي هوادارانه، روادارانه، و نرمخويانه درباره‌ي گفتمانهاي ضدملي داريد؟ آيا به نظرتان پيوند ميان تجزيه‌طلب‌هاي پان‌ترک و پان‌عرب و پان‌هاي ديگر با کوشش براي تجزيه‌ي کشور کنوني ايران وجود دارد؟ کنجکاو نيستيد که طي صد سال گذشته ارتباط اين گفتمانها با تجزيه‌ي ايران زمين به بيست سي کشور آشفته‌ي کنوني را رديابي کنيد؟ به نظرتان در برخورد با يک سلفي که کشتن ايرانيان شيعه را راه رستگاري مي‌داند يا قوم‌گرايي که تخريب ميراث تاريخي را وظيفه‌ي حزبي‌اش قلمداد مي‌کند چه نوع رفتاري درست و سزاوار است؟
6) آيا حاضريد به خاطر حفظ امنيت و «شرايط بحراني کنوني» چشمتان را بر فساد اداري پردامنه، بلاهت جاري در برخي از تصميم‌گيري‌هاي کلان و پخمه‌سالاري حاکم در ديوانسالاري کشور ببنديد؟ معتقديد بايد در مواقع بحراني به نظمهاي موجود تن در داد و خاموش ماند، يا اين که فکر مي‌کنيد بحران به جاي آن که توجيهي براي تداوم نقصها باشد، فرصتي براي اصلاح‌ ريشه‌اي‌شان است؟
7) آيا به مفهومي تاريخي و ديرپا به نام هويت ايراني و مليت ايراني قايل هستيد، که دسيسه‌هاي سنجيده‌ي بيروني و دستکاري‌هاي ابلهانه‌ي دروني مايه‌ي فرسايش و بحران‌اش شده باشد؟ دلبستگي‌اي، پيوندي، و تعلق خاطري به آن داريد؟
پ.ن: آنچه امروز ديديم، بخشي بسيار جزئي، تحمل‌پذير و به نسبت خوش‌خيم از ويراني‌اي بود که همه‌مان را تهديد مي‌کند. گام نخست براي رويارويي با اين بحران و ستونِ فقراتِ آن همبستگي‌ رهايي‌بخشي که همه در جستجويش هستند، فهمِ موقعيت کنوني‌مان و آشکارسازي موضع و جايگاهي است که برگزيده‌ايم. پاسخهاي من به هفت پرسشي که طرح کردم روشن و آشکار است. پيشنهاد مي‌کنم شما هم پاسخي روشن برايشان داشته باشيد.

شروین وکیلی جامعه شناس و تاریخ پژوه

برگرفته از “صدانت”

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *