Home انتخاب سردبیر هستي و نيستي
هستي و نيستي

هستي و نيستي

0
0

محسن آزموده

همه‌چيز در كسري از ثانيه اتفاق مي‎افتد؛ در يك چشم به هم زدن. منتظر اتوبوس است و به لحن و جملات مدير مالي فكر مي‌كند: «يعني منظورش از اينكه گفت به زودي بعضي‎ها بايد بروند، چيست؟ آن لبخند ژكوندش براي چه بود؟ ناگهان صداي ويراژ يك موتور مي‎آيد. تا به خودش مي‎جنبد، مي‎بيند كه كيف روي دوشش نيست. جواني كه ترك موتور نشسته، برگشته و او را نگاه مي‎كند و مرد فرياد مي‎زند: «بردند، بردند، ‌اي دزد! كيفم را بردند، خاك بر سرم شد، همه هستي و نيستي‌ام را بردند! همه كارت‎هايم در كيف بود، گوشي‎ام، همه اطلاعاتم، بيچاره شدم، بگيريد، دزد رو بگيريد…»

تصويري را شبيه آنچه آمد عموم ما يا ديده‎ايم يا از نزديكان‎مان شنيده‎ايم، اگر خودمان تجربه مشابهي نداشته باشيم (كه متاسفانه بسياري از ما داريم!) نكته جالب توجه تعابيري است كه مرد (يا زن) مالباخته به كار مي‎برند: «همه هستي و نيستي‌ام را بردند!» هستي و نيستي يا چنان كه در زبان فلسفي فارسي رايج‌تر است، وجود و عدم، دو تا از اصلي‎ترين و مهم‎ترين مفاهيم در فلسفه هستند، اگر نگوييم مهم‌ترين‎ها هستند. اصولا فلسفه كوششي است به حد ظرفيت بشري براي ارايه تبييني عقلاني از هستي يا وجود. اگر چه ارايه هر گونه تعريفي از هستي يا وجود و توصيف چيستي آن غيرممكن است، چرا كه هستي يا وجود عام‌ترين و به تعبير فلاسفه بديهي‌ترين مفاهيم است. از سوي ديگر مهم‎ترين دغدغه انسان در سراسر زندگي‎اش مواجهه با نيستي يا عدم است. نيستي در قالب مرگ، چونان حفره يا مغاكي فراروي همه موجودات ناطق زنده دهان گشوده است و آدميزاد، دمادم، آگاهانه يا ناخودآگاه مدام با حضور آن كلنجار مي‎رود. در برخي مقاطع نيز نيستي يا عدم در چارچوب حالات يا روحياتي بر وجود او سايه مي‎اندازد و مثل خلأ يا فقداني ضمير او را به چالش مي‎كشد. از اين مباحث فلسفي اما اگر بگذريم، «هستي و نيستي» در تعبير روزمره فوق، اشاره به همه مايملك آدم دارد و فرد بيچاره مذكور كه كيف حاوي موبايلش را دزديده‌اند، منظورش از «هستي و نيستي‌ام را بردند»، آن است كه همه زار و زندگي‌اش از دست خارج شده. اما مگر در كيف و گوشي موبايل آدم چيست؟ بهتر است بگوييم چه چيزي نيست! همه اوراق هويت فرد از جمله كارت ملي، شناسنامه، گواهينامه، كارت پايان‌خدمت، دفترچه بيمه، دسته چك، مدارك خودرو و مهم‌تر از همه اينها گوشي موبايل آدم. يك بانك اطلاعاتي جامع از همه اطلاعات و مسائل شخصي آدم اعم از عكس‌ها و فيلم‌هاي شخصي، شماره تلفن‌ها، پيام‎هاي خصوصي، ده‌ها برنامه كه شخصي‌سازي شده‌اند و… به عبارت دقيق‌تر اين روزها كيف مداركي كه شامل موبايل آدم باشد، همه ابزار ارتباطي او با جهان و ساير انسان‌هاست و كسي كه اين دو را از دست مي‌دهد، در واقع وسيله ارتباطي‎اش با همه ‌چيز و همه كس را از دست داده. پس ناگزير است از فرداي سرقت دوباره در جهت برقراري اين مناسبات اقدام كند، يعني اول اعلام سرقت كند و بعد بيفتد دنبال المثناي مدارك شناسايي و براي تجديد كارت‎هاي بانكي اقدام كند و يك گوشي موبايل بخرد و سيم كارت قبلي را بسوزاند و… مشهور است كه ابوحامد محمد غزالي با كارواني در سفر بود، در حالي كه همه آثارش در بسته‌اي همراهش بود و از قضا كاروان گرفتار راهزنان شد. دزدان به سراغ مايملك شيخ رفتند و خواستند بسته كتاب‌هايش را بگيرند كه او التماس كرد هر چه مي‎خواهيد ‌برداريد، اين بسته را نه! دزدان شگفت‌زده پرسيدند مگر در اين بسته چيست؟ غزالي پاسخ داد، علم من! سردسته دزدان گفت علمي را كه دزد ببرد، به چه كار آيد؟! ترديدي نيست كه زندگي در روز و روزگار ما به‌واسطه فناوري‎هاي جديد بسيار ساده‎تر و آسان‎تر شده است. اما همزمان انسان‎ها به اشيا و چيزهايي بيرون از خودشان متكي شده‎اند، اموري كه مي‎توان به سادگي آنها را دزديد و فرد را از «هستي و نيستي» ساقط كرد! غزالي در مواجهه با پاسخ كوتاه مرد راهزن سخت تكان خورد و آدمي ديگر شد. مساله آن است كه ما در مقابل يك كيف‌زن يا سارق موبايل چه واكنشي از خودمان نشان مي‎دهيم.

منبع: روزنامه اعتماد 4 اسفند 97

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *