Home دیدگاه نماد گفتمان صلح
نماد گفتمان صلح
0

نماد گفتمان صلح

0
0

ضياالدين صبوري

اعلام استعفاي ناگهاني محمدجواد ظريف، وزير خارجه كشورمان در فضاي مجازي با سرعتي باور‌نكردني در تيتر اول رسانه‌هاي معتبر جهاني قرار گرفت. سرعت پخش اين خبر به حدي قوي بود كه انگار اتفاقي بزرگ براي نظام و جامعه بين‌الملل در راه است. اگر رسانه‌هاي وابسته به اسراييل و عربستان را فاكتور بگيريم، تيتر غالب رسانه‌ها در دنيا حاكي از اظهار نگراني و نااميدي از اين بود كه معمار بزرگ توافق برجام و مرد خندان ديپلماسي ايران در حال ترك مسند وزارت خارجه است. نكته در اينجاست كه چرا و به چه دليلي ظريف به اين ميزان مورد توجه رسانه‌هاي جهاني است و از همه مهم‌تر منشأ و دليل نگراني‌ها در كجاست؟ براي پاسخ به اين پرسش، از يك سو نيازمند تأمل در شرايط كنوني جهان و از سوي ديگر توانمندي و مهارت‌هاي ديپلماتيك ظريف هستيم. در نگاه نخست بايد گفت كه جهان سخت نيازمند آرامش، دوستي و گفت‌وگوست. هر كجا و هر فردي در دنيا نداي صلح‌طلبي و منطق مذاكره بدهد، پژواك صدايش به وسعت جهان شنيده شده و هوادار خواهد يافت. ظريف از اين منظر، جزو تك‌خال‌ها در ميان انبوه وزراي خارجه در ۲۰۰ كشور دنياست. حضور فعال و توأم با اخلاق ظريف در نشست‌هاي مهم جهاني نظير داووس و مونيخ از ظريف چهره‌اي جهاني ساخته است. ظريف در اين نشست‌ها به خوبي توانسته ارتباط منطقي و هوشمندانه ميان امنيت ايران و امنيت جهان برقرار كرده و اين پيام را به افكار عمومي جهان بدهد كه ايران برخلاف پروپاگانداي تبليغاتي مثلث امريكا، عربستان و اسراييل، ستون و بخشي از ثبات جهاني است. دكتر ظريف با دست گذاشتن بر آنچه پاشنه آشيل امنيت خاورميانه است و كسي جرات بيانش را در محافل علمي و مطبوعاتي دنيا ندارد بيش از هر زمان ديگري ملت‌هاي خاورميانه را به منبع اصلي تهديد در منطقه (اسراييل و خريد‌هاي تسليحاتي عربستان) آگاه و بيدار ساخته است. سخنراني اخير ظريف در مونيخ كه در آن از نگراني‌اش بابت آغاز جنگي جديد در خاورميانه سخن گفت، به يك‌باره توجهات را به اين دو محور عبري و عربي سوق داد. شايد بيش از ظريف و روي كار آمدن دولت تدبير و اميد، وقتي سخن از جنگ در خاورميانه به ميان مي‌آمد همه به اتفاق ايران را فاكتوري تعيين‌ كننده به حساب مي‌آوردند و به غلط تصور اين را داشتند كه ايران به دنبال بلندپروازي‌هاي نظامي است. اما امروز هوشندي و ذكاوت ديپلماتيك ظريف، نه تنها اين تصور و حس را از ميان دولتمردان جهاني نسبت به تهديد ايران برداشته بلكه همگان متوجه تهديدآميز بودن خاورميانه از ناحيه محور تل‌آويو و رياض هستند. سخن درباره جايگاه و مهارت‌هاي ديپلماتيك ظريف بسيار است اما آنچه بايد به آن توجه داشت و…

آن را قدر دانست، اينكه امروز دولت جمهوري اسلامي ايران بعد از گذشت 40 سال از انقلاب، فردي را بر مسند وزارت خارجه دارد كه حمايت و پشتيباني جهاني را با خود دارد. بي‌دليل نيست كه امروز اتحاديه اروپا به عنوان قطب مهم قدرت در دنيا، اعلام استعفاي ظريف را بدترين حادثه ممكن براي ثبات خاورميانه و امنيت جهاني مي‌داند. خانم موگريني، بلندپايه‌ترين مسوول سياست خارجي اروپا اظهار اميدواري كرده كه استعفاي ظريف فضاي موجود گفت‌وگو و اعتماد‌سازي ميان محور تهران و بروكسل را تحت تاثير قرار ندهد. اينجاست كه جايگاه و عيار ديپلماتيك يك وزير خارجه در سطح جهاني مشخص مي‌شود. براي همين بايد قدر و اعتبار ظريف و اهميتش را براي حفظ و ارتقاي منافع و امنيت كشور دانست. وقتي دنيا ظريف را سمبل صلح و ديپلماسي مي‌داند و خروجش از قدرت را مساوي با تشديد بي‌ثباتي در خاورميانه در نظر مي‌گيرد در داخل هم بايد نه‌تنها عرصه را براي تداوم فعاليت ظريف تنگ‌تر نكنيم بلكه با ميدان‌داري بيشتر از ظرفيت وي در خنثي‌سازي سياست‌هاي تحريمي امريكا و بي‌اثر‌سازي رويكرد تنش‌زاي عربستان بهره ‌گيريم. بايد توجه داشت كه در دنيا غير از سه محور ترامپ، بن‌سلمان و نتانياهو كه خوشحال و سرمست از استعفاي ظريف هستند هيچ كشوري به استقبال استعفاي ظريف نرفته و همه به طريقي خواستار ادامه حضور ظريف در سكان ديپلماسي ايران شدند. خود اين واقعيت گوياي حقانيت و تاثيرگذاري اوست. مقامات اسراييلي بهتر از همه مي‌دانند كه هيچ ديپلماتي به اندازه ظريف توان به چالش طلبيدن سياست‌هاي توسعه‌طلبانه و مداخله‌گرايانه‌شان را ندارد. اوست كه با زباني حقوقي، اسراييل را در هر نشست و مجمعي در موضع ضعف و اتهام قرار داده است. مساله مهم ديگري كه مطرح است فضاي بين‌المللي و حضور پديده ترامپ است. اروپايي‌ها و خيلي ديگر از كشورهاي تازه ظهور كرده اقتصادي، به‌شدت از اين پديده نگران هستند. از يك منظر، ترامپ الگو و نماد بي‌نظمي و هنجارشكني در اقتصاد جهاني است. ماجراجويي‌هاي ترامپ و شتاب زدگي در تصميماتش همه قدرت‌هاي بزرگ جهاني را از به راه انداختن خشونت و جنگي جديد مستاصل ساخته است. در اين بين رويكرد تنش‌زا و صلح‌آميز ايران طي دو سال اخير هر گونه بهانه و فرصت را از تيم جنگي ترامپ گرفته است. براي همين قدرت‌هاي اروپايي از احتمال رفتن ظريف و تغيير رويكرد خارجي ايران در هراسند. از ديد اين كشورها هيچ فردي در شرايط كنوني در ايران شايستگي‌هاي ظريف را براي پر كردن خلأ حضورش ندارد و چه‌ بسا اين امر زمينه و شرايط را براي جبهه امريكا و اسراييل جهت تندتر كردن فضا در خاورميانه فراهم كند. از همين رو بايد توجه داشت كه مساله رفتن يا نرفتن ظريف دغدغه‌اي صرفا داخلي نبود؛ بلكه چشم و گوش همه كشورها در دنيا به سمت ايران بود و اينكه آيا ايران با پذيرش استعفاي ظريف، مسير ديپلماسي‌اش را تغيير مي‌داد؟ اصحاب قدرت در كشور بايد به اين امر توجه جدي كنند كه خروج ظريف از قدرت نشانه و پيام مثبتي را از كشور به جهان مخابره نمي‌كند و بايد با كاربست همه تلاش‌ها و به كارگيري همه ظرافت‌ها، ظريف را در كسوت وزرات خارجه حفظ كرد.

منبع: روزنامه اعتماد 9 اسفند 97

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *