Home دیدگاه نقد کتاب هفت قانون معنوی موفقیت
0

نقد کتاب هفت قانون معنوی موفقیت

0
0


•    عليرضا هاشمي سنجاني / دبير کل سازمان معلمان ايران
هفت قانون معنوي موفقيت 

هفت قانون معنوي موفقيت، دکتر ديپاک چوپرا، ترجمه گيتي خوشدل، نشر قطره، 1393 (چاپ بيست و سوم )
 
کتاب خود گوياي نيازي در جامعه ماست، چگونه مي توان يک زندگي خوب و موفق (فردي- اجتماعي) داشت؟ اگر چه بايد کرد و چه نبايد کرد را استخوان بندي هر گونه مکتب اخلاقي بدانيم، بايد اين کتاب را مکتبي اخلاقي دانست که به اخذ اخلاق از طبيعت مبادرت نموده است. اخلاقي که در روش زندگي قائل به پيروي از مشي خلقت (هستي) بوده است. {طبيعت يک ارکستر است که به طور خاموش در بستر غايي آفرينش همنوا مي شود}
قوانين مطرح در کتاب را همدلانه روايت کرده ام تا در آينده به نقد آن بپردازم.
1- قانون اول چيزي جز وحدت وجود (توحيد) نيست. {منشاء همه آفرينش، آگاهي مطلق است}
در کثرت نامحدود حيات، وحدت "جاني" يگانه نهفته و همه چيز را فراگرفته است و همه چيز عالم را متجلي مي سازد.
هيچ چيز نيست جز او، که نا متجلي تجلي بخش است، او ناصورت صورت بخش است.
ضمير راستين ما (روح) ، (جان) نيز از جنس آن توانايي مطلق است.
من آنم، تو آني و همه آن است و جز او نيست!
در فرهنگ ايراني- اسلامي نيز هندسه هستي به صورت دايره ترسيم شده و پايان هر چيز بازگشت به آغاز آن شناخته شده است. (انا لله و انا اليه راجعون). مرتضي مطهري در کتاب بيست گفتار (ص222) مي گويد: جاي دوري نمي خواهد برويد، بايد در حقيقت و کنه همين نظام عادي طبيعت (عمل طبيعي در طبيعت) دقيق شويد تا خداوند را در جلوه خلاقيت مستمر و ايجاد هميشگي و تکميل دائم ببينيد. جهان مرآت حسن شاهد ماست (فشاهد وجهه في کل مرات)
2- قانون دوم مبادله پوياست، جريان داشتن، نوعي بده بستان حقيقي، مقابله با احتکار و تکاثر ثروت در مفهوم عام است. فراواني يعني جريان داشتن، مانند رودخانه بايد در جريان بود وگرنه در نيروي حيات خود، راکد، فاسد، بسته و خفه مي شود. هر چه بيشتر ببخشيد (نيست + ر ضايت) و شادمانه، بيشتر دريافت خواهيد کرد.
بهترين راه براي اجراي اين قانون، اين است که تصميم بگيريد هر گاه با کسي ارتباطي مي يابيد چيزي به او بدهيد. هرگز بدون هديه به خانه کسي نرويد (حتي شده با يک لبخند، تحسين يا دعايي) (بخشيدن خاموش را تجربه کنيد!)
من نديدم دو صنوبر با هم دشمن
من نديدم بيدي سايه اش را بفروشد به زمين
رايگان مي بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ
 
من آموخته ام                                        نياموخته ام
 به خود گوش فرا دهم                             گوش فراوان به صدايي را
و صدايي بشنوم                                    که با من در سخن است
که با من مي گويد                                  و بي وقفه مي پرسد
"اين لحظه" مرا چه هديه خواهد داد                من "بدين لحظه" چه هديه خواهم داد
قانون سوم قانون کارما است، مفهوم ضمني کارما "انتخاب آگاهانه" مي باشد. (عمل و نتيجه)
به هنگام هر انتخاب به دو سوال بايد پاسخ داد:
الف) عواقب اين انتخاب چيست؟
ب) آيا اين انتخاب براي خودم و اطرافيانم شادماني مي آورد؟ ( در ژرفاي دل به پاسخ مي رسيم! به همين سادگي)
آگاهانه توجه تان را به قلب خود معطوف کنيد و از آن بپرسيد که چه کنيد؟ آنگاه در انتظار پاسخ بمانيد. گاه شايد عقلاني ننمايد ولي دل ، توانايي محاسبه يي را دارد که بسيار دقيق تر و جامع تر از محدوديت هاي انديشه عقلاني است.
هر چه بکاوي (انتخاب کني) همان را درو مي کني! آنچه امروز پيش مي آيد نتيجه انتخاب هاي گذشته مان است. اگر در گذشته انتخابي کرده ايم نبايد در آن بمانيم بايد با تحول کارهاي خود، آن ار به تجارب خوشايندتري تبديل کرد. بايد دريافت که از اين تجربه ي خاص (حتي رنج آور)،  چه چيزي و چه درسي را مي توانم بياموزم و چه پيامي براي من دارد. مي توان کارهاي گذشته را به تجربه هاي مثبت تبديل کرد (تبديل تهديد به فرصت).  حتي مي توان از آن بالاتر رفت! فرا رفتن از کارما، بردن در سطح کلان هستي و هر حادثه اي را ابتلايي دانست براي پاک شدن بيشتر .
4- قانون چهارم، قانون کم ترين تلاش است. (در اقتصاد بودايي مي خوانيم اگر مراد از پوشاک به دست آوردن ميزاني از حرارت مطلوب براي بدن و يک ظاهر آراسته و زيباست، اين هدف را با کمترين تلاش ممکن يعني با صرف کمترين مصرف سالانه پارچه و طرح هايي با کم ترين کاربرد نيروي انساني برآورده ساخت! کتاب کوچک زيباست ص 44) علف نمي کوشد تا رشد کند! ماهي نمي کوشد شنا کند …. اين طبيعت فطري آنهاست، مي توان تجلي آرمان را بدون تلاش داشت! هيچ نمي کنيد و همه چيز به انجام مي رسد! (معجزه) … کمترين تلاش زماني روي مي دهد که انگيزه اعمال تان عشق باشد. وقتي براي "من"! پول يا قدرت مي جوييد، نيرويتان را صرف دويدن از پي توهم شادماني کرده ايد. کام جويي از شادماني همين لحظه را بايد جست و جو کنيد، هرگاه انگيزه عشق باشد، نيرو هدر نمي رود، چندين برابر مي شود و گردآوري مي گردد. توجه به "من" بيشترين انرژي را مصرف مي کند وقتي قدرت را يا تسلط بر ديگران را يا حتي تاييد ديگران را مي جوييد، در واقع مصرف بي فايده انرژي مي کنيد.
اين قانون سه چيز مهم دارد:
 الف) "امور را همان گونه که هستند مي پذيريم نه آن گونه که آرزو مي کردم در اين لحظه آن گونه باشند". مي توانيد آرزو کنيد که امور در آينده متفاوت باشند اما در اين لحظه بايد امور را همان گونه که هستند بپذيريد. اگر از دست شخص يا وضعيتي احساس ناکامي يا ناراحتي مي کنيد –اينها احساسات خودتان هستند- مسئوليت احساس خود را به عهده بگيريد و آن را تغيير دهيد.
ب) دومين جزء مسئوليت است يعني ملامت نکردن هيچ کس يا هيچ چيز براي وضع فعلي خود از جمله خودتان! مسئوليت يعني توانايي پاسخي خلاق به وضعيتي، همان گونه که اکنون هست. در پس همه رويدادها معنايي نهفته است و اين معناي نهفته به تکامل شما خدمت مي کند.
ج) جزء سوم "عدم تدافع" است. رها کردن نياز! نياز به مجاب يا ترغيب کردن ديگران براي آن که نقطه نظرتان را دريابند! ما نود و نه درصد وقت خود را صرف دفاع از نقطه نظر خود مي کنيم، با رهايي از اين نياز، به انرژي عظيمي دست مي يابيم .
گذشته تاريخ است، آينده رمز و راز و اين لحظه "هديه" است.
نياز نداشته باشيد که توجيه کنيد، فقط قصدتان را به خود اعلام کنيد، تا توفيق و وجد و شادي و آزادي و اختيار هر لحظه از زندگي تان را تجربه کنيد.
5- قانون پنجم قانون قصد و آرزوست، به هر چه توجه کنيد، در زندگي تان آن چيز نيرومندتر مي شود و هر آنچه که توجه خود را به آن معطوف نکنيد، محو و متلاشي و ناپديد مي شود! توجه نيرو مي بخشد و قصد متحول مي سازد، از طريق قصد مي توانيد به قوانين طبيعت فرمان دهيد، مي توانيد کامپيوتر کيهاني را با قدرت نظام دهنده نامحدودش، براي خود به کار وا داريد. قصدتان را براي خير و صلاح بشريت به کار ببريد. قصد و آرزو متراکم کردن انرژي و اطلاعات است و آن نام ديگر توانايي مطلق (قانون اول) است. ( طبيعت بنيادي کلي کائنات، حرکت انرژي و اطلاعات است).
توجه در زمان حال و قصدتان براي آينده است! هرگز نبايد بر ضد حال بستيزيد، گذشته و حال و آينده جميعا ما يملک آگاهي اند- گذشته ياد آوري و خاطره، آينده، اميد و انتظار و اکنون هوشياري!
بياموزيد قدرت قصد را (خصوصا قصد متمرکز) را در اختيار بگيريد تا بتوانيد هر آنچه را که خواهانيد بيافرينيد! با فهرستي از آرزوها و سپردن به آفرينش، آينده را متجلي مي سازيم.
6- قانون ششم ، قانون عدم دلبستگي است. در ادامه قانون قبل است با آنکه از قصد و آرزو دست نمي کشيم ولي از دلبستگي به ثمره آن دست بايد کشيد، اينکه قطعا بايد از نقطه آ به نقطه ب رسيد يعني به طور کامل خشک و قطعي بدانيم که هفته بعد يا سال بعد چه خواهيم کرد! اين دلبستگي سرسختانه دروازه هاي بسياري از امکانات را به روي ما مي بندد – از آ به ب- امکانات نامحدودي در اختيار ما قرار مي گيرد که اگر آرماني والاتر يا چيزي هيجان انگيزتر بيابيم چه بسا تغيير مسير بدهيم!
7- آخرين قانون دارما (غايت حيات) نام دارد. اين قانون مي گويد هر کدام از ما براي به انجام رساندن هدفي منحصر به فرد در قالب جسماني متجلي شده ايم، خدا در قالب انسان تجلي يافت تا هدفي را به انجام برساند. هر فرد صاحب استعدادي بي همتاست، کاري هست که بهتر از هر کسي ديگر در اين جهان مي تواند انجام دهد! ما به دليلي به اينجا آمده ايم! بايد آن را دريابيم! هر کسي در زندگي غايتي دارد، استعداد يکتايي دارد که با پاسخ به سوال " چگونه مي توانم به بشريت خدمت کنم" بايد آن استعداد را کشف کرد.
الف) بايد جان جان مان (ضمير راستين خويش) را کشف کنيم. (ضمير معنوي)
ب) نمايان ساختن استعداد يکتاي خود
ج) خدمت به بشريت چگونه؟ به جاي سوال ديگران چه نفعي براي من دارند؟ اين سوال را پاسخ مي دهيم که من چگونه منفعتي به ديگران برسانم؟
اين هفت قانون از نظر کتاب مي تواند موفقيت را نصيب ما کند، البته تعريف کتاب از موفقيت نيز جالب است "موفقيت يک سفر است نه مقصد". فراواني مالي (با همه تجليات آن) يکي از آن چيزهايي است که اين سفر را دلپذيرتر مي کند، اما موفقيت، تندرستي و نيرو و انرژي و شور و شوق زندگي و روابط موفقيت آميز، آزادي خلاق و ثبات عاطفي و رواني و احساس آسودگي و آرامش ذهن را نيز شامل مي شود. (ص 8)
موفقيت در زندگي را مي توان به صورت گسترش مدام شادماني و تحقق فزآينده هدف هاي ارزشمند تعريف کرد. (ص8)
بنابراين جمع بندي کتاب از اين هفت قانون اين است که " با وقوف به قانون معنوي و کاربرد آن خود را در هماهنگي با طبيعت قرار مي دهيم و سبک بالي و شادماني و عشق مي آفرينيم. (ص8)
در پايان ناگفته نماند که اجراي اين آموزه ها زحمت مي طلبد، مراقبه بايد کرد، تمرين روزانه سکوت و عدم داوري درباره پيش آمدها و … ، براي بعضي از نظر جسمي و روحي طاقت فرساست! البته اين نکته در مورد تکنيک هاي ديگري که در اين زمينه ارائه شده و مي شود صادق است و صرف آگاهي از اين قوانين به تنهايي راه گشا نخواهد بود، درک و عمل به اين قوانين به همين روال و ترتيبي که در کتاب آمده را به شما توصيه مي نمايم.
لحظه اي مکث کرده ايم تا با يکديگر روبه رو شويم، يکديگر را ملاقات کنيم و دوست بداريم
و تسهيم کنيم، اين لحظه ايي گران قدر، اما گذراست. بسان دمي در ابديت
اگر با توجه و خوشدلي و عشق تسهيم کنيم، براي يکديگر فراواني
و شادماني خواهيم آفريد و آنگاه اين لحظه ارزشمند بوده است.
 يکشنبه, 17 خرداد 1394 

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *