Home یادداشت ناعدالتی آموزشی و باز تولید فقر آموزشی
ناعدالتی آموزشی و باز تولید فقر آموزشی
0

ناعدالتی آموزشی و باز تولید فقر آموزشی

0

گودرز بهرامی

مسئول کمیته اجتماعی و سیاسی سازمان معلمان ایران

متاسفانه پس از فقر اقتصادی و اجتماعی باید فقر آموزشی را نیز به آن ها اضافه کرد.
مدتی است که اعلام نتایج نفرات اول کنکور سراسری، فضای اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است و باعث طرح مباحث علمی و اجتماعی و اظهار نظر های زیادی و واکنش افراد مختلفی در پرداختن به این مسئله شده است، اگر چه متاسفانه طرح و پرداختن این گونه مسائل موقتی و مربوط به زمان های خاص ومحدود است و کارشناسان و دست اندر کاران مربوطه به صورت مستمر به ناعدالتی های آموزشی از این گونه کمتر می پردازند و تاسف بار تر از آن این است که هیچ کس جوابگوی این همه ناعدالتی و تبعیض آموزشی نیست.اما به هر حال باید این فرصت را نیز غنیمت شمرد و قدری، ولو موقت به پدیده تبعیض آشکار آموزشی پرداخت، شاید متولیان آموزش و پرورش قدری به خود آیند و نسبت به مطالبات آموزشی حداقل در قالب اصل ۳۰ قانون اساسی که آموزش رایگان تا پایان دوره متوسطه را از وظایف دولت می داند، حساس و آن را جزء وظایف خود بدانند .
دسته بندی مدارس به سمپاد، نمونه دولتی، هیئت امنایی، غیر انتفاعی و نمونه های دیگر و جدا سازی دانش آموزان، عامل بسیار موثری در بازتولید ناعدالتی و نابرابری آموزشی و در نهایت ناکام ماندن دانش آموزان از طبقات پائین تر جامعه بادامکانات کمتر، در چرخه رقابت های علمی و آموزشی ودر ورود به دانشگاه و رشته های برتر دانشگاهی خواهدشد.
اگر چه یکی از عوامل توسعه پایدار،فعال تر کردن بخش خصوصی و سرمایه گذاری در آن است اما باید به این نکته توجه کرد که واگذار کردن آموزش و پرورش به بخش خصوصی در خیلی از کشورها حتی کشورهای پیشرفته و توسعهدیافته امری نامتعارف و نامقبول است.
متاسفانه اکثر وزیرانی که سکان وزارت خانه مهم آموزش و پرورش را به عهده گرفته بر این باور بوده اند که آموزش وپرورش در کشور ما گران است و برای این که مقبول دولت واقع شوند به جای کسب بودجه کافی از دولت در فکر واگذاری گوشه ای از آموزش و پرورش از بدنه اصلی به بخش خصوصی بوده اند و این سیاست را در تقویت آموزش و پرورش دانسته اند. طرهایی هم چون فروش خدمات آموزش، تاسیس مدارس غیر انتفاعی و انواع مدارس دیگر، در این راستا بوده اند بعضی از وزراء مثل فانی و فرشیدی که خود از بنیان گذاران و صاحب مدارس غیر دولتی بوده اند.
معلوم نیست با این روشهای در پیش رو و گماردن افراد ضعیف در راس بزرگترین و مهمترین وزارتخانه، آموزش و پرورش به کدام مسیر و باتلاق خواهد رفت مدارس دولتی هرروز لاغرتر و در عوض مدارس غیر دولتی هر روز فربه تر می شوند‌، عدالت آموزشی به گمشده ای تبدیل کشته که حاصل آن منجر به بوجود آمدن شکاف آموزشی شده، که به تبع آن افزایش شکاف طبقاتی را در پی خواهد داشت که در آینده نه چندان دور گوشه های دیگراز این شکاف نمایان و باعث به وجود آمدن مشکلات جدیدی برای آموزش و پرورش خواهد شد که حاصل آن نارضایتی های عمومی را در پی خواهد داشت.البته نویسنده اعلام نتایج اولیه کنکور را تنها مبنای قضاوت خود قرار نداده است بلکه این نتیجه گیری در زمینه تبعیض های آموزشی را حاصل سال ها تجربه زیسته معلمی خود می داند که با این نتایج گوشه ای از این تبعیض ها خود را نمایان ساخته است. چطور می توان دانش آموزی که ۱۲ سال از عمر تحصیلی اش را در مدارس دولتی سپری کرده با دانش آموزی که در مدارس خاص با شرایط و امکانات ویژه تحصیل کرده است را وارد رقابتی برابر کرد این امر نه تنها به نابرابری آموزشی دامن میزند بلکه نابرابری اجتماعی را هم به دنبال خواهد داشت. چطور ممکن است در مدارس دولتی تراکم کلاس ها در بعضی مناطق تا ۴۰ نفر با حداقل امکانات آموزشی باشد اما در مدارس خاص پولی این تراکم کمتر و با حداکثرامکانات آموزشی باشد. حال تصور کنیم این دانش آموزان باید در شرایطی برابر برای ورود به دانشگاه و رشته های به اصطلاح لوکس با هم به رقابت بپردازند. امید می رود که وزیر آینده آموزش وپرورش نیز در رعایت اصل عدالت آموزشی سرنوشتی متفاوت با وزرای سابق داشته باشد و باعث اختلاف طبقاتی و فقر آموزشی بیشتر بین دانش آموزان نشود.
البته ذکر این نکته هم ضروری است که بنابه اظهار نظرسرپرست آموزش وپرورش موفقیت این دانش آموزان در کنکورسراسری می تواند حاصل استعداد شخصی و شرایط خانوادگی هم باشد که حرف درستی هم هست، ولی نباید از این نکته غافل شد که توزیع ناعادلانه امکانات آموزشی خود نیز عامل بسیارموثری در به وجود آمدن فقر و تبعیض های آموزشی است.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × دو =