Home انتخاب سردبیر ناتوان از گفت و گو / بحران کرونا ونیازمندی به شفافیت،اعتماد و صداقت
ناتوان از گفت و گو /  بحران کرونا ونیازمندی به شفافیت،اعتماد و صداقت

ناتوان از گفت و گو / بحران کرونا ونیازمندی به شفافیت،اعتماد و صداقت

0
0

محرم برهانی

دانشجوی دکترای فلسفه و مدیر مدرسه

گویا اولین بار، جان سِرل فیلسوف تحلیلی معاصر ،به این نکته تفطن یافت که هنجارمند بودن ،ذاتی زبان و تکلم است و به خاطر همین ویژگی است که زبان خصیصه ی منحصر به فرد عالَم انسانی است.از آنجا که تکلم و سخن گفتن در دل خود تابع قواعد و ضوابط اخلاقی است و چون انسان تنها حیوانی ست که قواعد اخلاقی را به کار می بندد،پس زبان فقط امری انسانی ست.و تنها آدمیان قادر به سخن گفتن( بر طبق ساختار آوایی و آلفبایی خاص) هستند.

این مقدمه ی مختصر را آوردم تا بگویم وقتی رابطه ی بین مردم و مسولان یک کشور مبتنی بر قرارداد، شفافیت،اعتماد و صداقت باشد،آنگاه آنها زبان همدیگر را می فهمند.در غیر این صورت وقتی پیش فرض های اخلاقی و فرهنگی میان دو طرف گفتگو تحقق نیافته باشد،اصولا گفتگویی شکل نمی گیرد و اگر هم کلامی رد و بدل شود،تفسیر آن سرشار از سوئ تفاهم و پیش داوری خواهد بود‌.
معمولا در شرایط بحرانی و اضطراب های فراگیر،در یک نظام سیاسی سالم ،چشم و گوش مردم به دهان مسولان و مدیرانش است تا راههای برون شد از بحران و تدبیرها و وحدت رویه ها را دریابند.اما چه می شود که وقتی رئیس جمهور یک کشور در بحرانی به فراگیری و وحشتناکی کرونا اعلام موضع می کند،کثیری حرف او را نمی فهمند یا با طعن و تمسخر و نیش و کنایه آن را رد کرده و مقابلش می ایستند؟

پاسخ در همان ندیدن یا رعایت نکردن پیش فرض های هنجارین گفتگوست‌.مثلا یک پیش فرض اخلاقی این است که شخصیتی در جایگاه و پایگاه ریاست جمهوری اگر سخنی می گوید اولا همچون ما ( این ” ما” یعنی بطور شفاف ملت گوشت و خون دار و نه مفاهیم و توصیفات انتزاعی مثل ملت شجاع و غیور و خستگی ناپذیر و همیشه پیروز ایران اسلامی) و بلکه بیشتر از “ما” دغدغه کاهش درد و رنج ملت را دارد.یقین یافته ایم وقتی رئیس ما با ما حرف می زند ” برای ” ما و “با” ما حرف می زند و نه مثلا برای اهالی مریخ یا برای حفظ ژست سیاسی در برابر فلان دشمن یا اپوزیسیون. بنابراین برای او بالاتر از کاهش درد و رنج ملموس و عینی ملت و موکلانش هیچ حقیقت و مصلحتی اولویت ندارد.

حال اگر در میانه ی بحرانی به چنین وسعتی رئیس جمهوری با توسل به ادبیاتی ایدئولوژیک و لحنی احساسی و حماسی بجای تمرکز بر مدیریت بحران و آگاه سازی مردم از واقعیت ها و حتی کمبودها به فکر طعنه به رقبای سیاسی داخلی و خارجی بود،آیا اولویت او همان اولویت و مصلحت مردم و مخاطبانش بوده است؟آیا در چنین وضعیتی او توانسته است با مردمش سخن بگوید ؟

پیش فرض بعدی این است که سخن رئیس جمهور از کارشناسی ترین و حرفه ای ترین کانال های مشاوره ای گذشته و آنگاه بر زبان او جاری شده است‌. پس هر چه بگوید درست ترین و قابل اعتمادترین است.اما می دانیم که برای تحقق این منظور رئیس جمهور باید از بهترین و متخصص ترین مهره ها و مشاوران بهره گرفته باشد. طبق ساختار سیاسی حقیقی و حقوقی ایران آیا رئیس جمهور می تواند از بهترین و تخصصی ترین مشورت ها بهره ببرد ؟ آیا کسی که در انتخاب یک وزیر باید چندین مصلحت و محدودیت را رعایت کند می تواند وزیر قدرتمندی داشته باشد؟و به دنبال آن آیا می تواند کارشناسی ترین و به مصلحت ترین موضع ها را بگیرد؟
اینها فقط دو نمونه از پیش فرض هایی ست که تامل در آنها نشان می دهد به علت تناقض های ساختاری و تفاوت در بسیاری مبانی و اهداف ، میان مردم و مسولان در کشور ما هیچگاه گفتگو به معنای واقعی شکل نمی گیرد.آنچه هم رد و بدل می شود،نه گفتگو و نه گزاره ی خبری بلکه دستورات یک طرفه و خالی از اقناعی است که نهایتا در قالب بخشنامه و حکم و فرمان ” صادر” می شود.که از قضا نه فهم می شود و نه به نحو مطلوب به کار بسته می شود‌.
بر همین اساس می گویم تا زمانی که بنای یک گفتگوی اخلاقی و انسانی میان مردم و مسولان شکل نگیرد.ما هیچکدام زبان همدیگر را نمی فهمیم.حتی در بحرانی ترین شرایط و این چنین و در شرایط ” بی دولتی” هر کسی به راه خودش می رود.

 

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *