Home انتخاب سردبیر معرفی و نقد کتاب “رئیس در دادگاه نهج البلاغه”
معرفی و نقد کتاب “رئیس در دادگاه نهج البلاغه”

معرفی و نقد کتاب “رئیس در دادگاه نهج البلاغه”

0
0

علی تفکری

عضو شورای مرکزی سازمان معلمان

ویراستار ادبی کتاب

نخستین بار که کتاب “رئیس در دادگاه نهج البلاغه” را دیده و خواندم، چنان مسحور واژه گزینی های مناسب و نثر دلربای آن شدم که بی درنگ ویراستاری آن را به برادر فرهیخته ام، جناب آقای دکتر محمدثانی، پیشنهاد دادم و ایشان نیز بزرگوارانه، ویرایش آن را به بنده واگذار نمودند.

نثر ادبی و شعرگونه ای که در این کتاب جلوه گر است، بی شک حاصل دلباختگی نویسنده به نهج البلاغه امیر مومنان و متاثر از فصاحت و بلاغتی است که در “اخ القرآن” موج می زند. تو گویی نهج و آیین گفتار را از مولایش وام گرفته است.

کتاب “رئیس در دادگاه نهج البلاغه”، با به چالش کشیدن انحصارطلبیِ جزم اندیش و عصبیت مدنی، حرکت بر مدار عدل و حقِ پرسشگری مردم از زمامداران را بعنوان مشی امام علی (ع) معرفی می کند؛ طریقی که در پی روشن بینی علوی است.

یکی از نقاط قوت این کتاب، بهره گیری نویسنده از منابع مستند در خلال مطالب است.

“رئیس در دادگاه نهج البلاغه”، تلفیقی از فیلم نامه نمابه نما- که بر چگونگی حرکت دوربین مبتنی است- و فیلم نامه داستانی -که بر عناصر روایی وابسته است- می باشد.

نویسنده به وقایع داستان، نمایی تصویری می بخشد و در دیالوگ ها، میان عشق، فلسفه و حق جویی پیوند می زند. ترکیبی منحصر به فرد از شاعرانگی، دانایی و عدالت طلبی!
البته استفاده از اصطلاحات کاربردی سینمایی، درک برخی از آنها را برای مخاطب عام و ناآشنا با این اصطلاحات، دشوار کرده است.

این اثر به تعبیری دیگر، بازنمای سمبولیسم اجتماعی است.
رئیس، نماد جزم اندیشی است.
آرزو (از شخصیت های مهم داستان)، نماد روشنفکر رها شده از پارادایم کاریزما زده و جزم اندیشی است.
دانیال، نماینده ی روشنفکر رها از جزمیت زاییده ی عصبیت مدنی است.
نسیم (شخصیت اصلی زن که عاشق آریا است)، نماد ساحت پاک انسان ایرانی است که به دست ایدئولوژی کشته می شود.
آذر، نماد روشنفکر دارای عصبیت مدنی است که هم قدم با دور_بین و دانیال، کم کم از جزمیت رها می گردد.
آرزو، شهاب، نیلوفر، نگار و فرامز نیز هر کدام چون آیینه ای، بازتابنده ی دردهای کهنه و نوی پهنه هایی از ایران هستند که چون روایتی بیشتر اگزیستانسیالیستی رخ می نمایند.

نویسنده علاوه بر آن که سیر خطی داستان را رعایت کرده، از جریان سیال ذهن و پرش های زمانی هم بهره برده است.

ارسطو در “بوطیقا”، حد زمانی را برای تراژدی، به میزانی مجاز می شمرد كه در طی آن، رشته ای از رویدادها كه به صورت احتمالی یا ضروری در پی هم می آیند، قهرمان داستان را از شوربختی به شیرین كامی یا از بهروزی به تیره روزی بكشاند.
این اصل در کتاب به خوبی رعایت شده است و از این منظر نیز این اثر را می توان یک اثر تراژیک دانست.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *