Home اخبار مرگ هاشمي رفسنجاني و ابهامات آن و تاثير آن در عملكرد روحاني و اصلاح طلبان
مرگ هاشمي رفسنجاني و ابهامات آن  و تاثير آن در عملكرد روحاني و اصلاح طلبان
0

مرگ هاشمي رفسنجاني و ابهامات آن و تاثير آن در عملكرد روحاني و اصلاح طلبان

0
0

بخش دوم سخنان فائزه هاشمي رفسنجاني و پرسش و پاسخ هاي نشست مرداد ماه سازمان معلمان

 

هنوز در مورد مرگ آیت الله هاشمی رفسنجانی ابهاماتي  وجود دارد
وقتی ایشان فوت کردند، بدلیل عدم پی گیری بحث کالبد شکافی و موضوعات مربوطه یک کوتاهی از سوی ما شکل گرفت. در آن شرایط امکان تفکر و تصمیم گیری را نداشتیم. پس از فوت و اتمام مراسم، برادران و خواهران متفاقا پی گیر شدیم و شورای امنیت موضوع را در دستور کار قرار داد از آنجا که جناب هاشمی در استخر فوت کرده بودند و مادرم و فاطمه نیز از آن استخر استفاده می کردند، آب استخر را آزمایش کردند. از مادرم و فاطمه آزمایش گرفتند. از محل کار ، صندلی، محل خواب و مکان هایی که ایشون استفاده می کردند، نمونه برداری کردند.
پس از مدتی ما را به شورای امنیت دعوت کردند و اعلام کردند که در بدن آقای هاشمی ده برابر، مادرم سه برابر و خواهرم فاطمه یک برابر حد مجاز رادیو اکتیو وجود دارد. کارشناسان اعلام کردند که علت مرگ نمی تواند رادیواکتیو باشد. این مسأله برای ما پیش آمد که چرا در بدن ایشان تا این حد رادیواکتیو وجود دارد؟ موضوع را با کارشناسان و متخصصان در میان گذاشتیم . همگی اتفاق نظر داشتند که رادیواکتیو علت مرگ نیست . رادیواکتیو سرطان می آورد در حالیکه ایشان بعلت سکته فوت کرده بودند. پزشکان این مسأله براشون مهم نبود. در نهایت نظر کارشناسان بر این قرار گرفت که نتیجه گزارش ردگم کنی است و به نوعی سلب مسئولیت است. بعد آقای روحانی دستور پی گیری مجدد دادند که تا بحال جوابی به ما داده نشده است. نه تنها پاسخی دریافت نکردیم بلکه برخوردهای تهدیدآمیز نیز با من و خواهرم صورت گرفت که شما چرا مصاحبه کردید و شما برای متشنج کردن فضا تقسیم کار کردید. گفتند این موضوعات بعلت محرمانه بودن نباید گفته می شد. در حالیکه به ما محرمانه بودنش را اعلام نکرده بودند. هنوز این ابهام در مورد مرگ آیت الله هاشمی رفسنجانی وجود دارد و هیچ دلیلی برای مرگ طبیعی و یا غیرطبیعی ایشان در دست نداریم.

احتمالا وصیت نامه ای وجود دارد که ما از وجود آن بی خبریم
از آیت الله هاشمی، وصیت نامه ای منتشر نشده است. این مطلب برای مردی مانند جناب هاشمی عجیب بنظر می رسد.ما هنوز نتوانستیم وصیت نامه ای که مربوط به سالیان اخیر باشد را پیدا کنیم. یک وصیت نامه مربوط به سال های اول دهه هفتاد که بروز شده بود را در اختیار داریم ولی این طبیعی بنظر نمی رسد. بعد از فوت جناب هاشمی به مجمع رفتند و خیلی چیزا را بردند . پلمپ و مهر و موم کردند. احتمالا وصیت نامه ای وجود دارد که ما از وجود آن بی خبریم .

ضعف روحاني و اصلاح طلبان و خلا وجود هاشمي رفسنجاني
خلاء وجودی ایشان بالاخص از دی ماه ۹۶ به این طرف کاملاً محسوس است. ایشون اهل تدبیر بود. می توانست مردم را آرام کند. از مسیرهای مختلف برای حل مسأله ورود پیدا می کرد.مرگ ایشان باعث خالی شدن تکیه گاه اصلاح طلبان و آقای روحانی شده است. شاید اگر آقای هاشمی زنده بود، آقای روحانی قوی تر ظاهر می شد. بهرحال علی رغم اینکه رابطه آقای هاشمی با رهبری مثل قدیم نبود ولی می توانستند با رایزنی خیلی از مسائل را تعدیل کنند. آقای روحانی آن پشتوانه را از دست داده. ناگفته نماند این مسأله به این معنا نیست که آقای روحانی مرتب با جناب هاشمی مشورت می کرد. مثلاً در مورد جریان عربستان و مکه، انتظار می رفت که آقای رئیس‌جمهور با جناب هاشمی بیشتر مشورت می کردند. آقای هاشمی این تجربه را قبلاً پشت سر گذرانده بود.ایشان توانسته بودند روابط به آن بدی را به روابط حسنه تبدیل کنند.
یکی دیگر از دلایل احساس خلاء وجودی ایشان، عملکرد خود اصلاح طلبان است. متاسفانه بعد از انتخابات شورای شهر اخیر ، اختلاف بین اصلاح طلبان شروع شد. قبلاً با برگزاری جلسات بین جناب خاتمی و سید حسن و مرحوم هاشمی ، توافقاتی صورت می گرفت و این تصمیمات به پایین هدایت می شد. الان این خلاء د روابط بین اصلاح طلبان کاملاً محسوس است.

من نهضت آزادی را اصلاح طلبان واقعی می دانم
من با این نظر که اصلاحات از سال ۷۶ شروع شده است، موافق نیستم. اصلاحات از زمان مرحوم بازرگان شروع شد. من نهضت آزادی را اصلاح طلبان واقعی می دانم. از اصول کوتاه نیامدند. مرعوب هم نشدند. حمله به سفارت با هدایت چه کسانی صورت گرفت. جریان آقای منتظری توسط چه کسانی صورت گرفت و چه کسانی مقاومت می کردند. اینها کلیدواژه اطلاح طلبی است.
من به شدت با این حرف که آقای هاشمی به توسعه سیاسی توجه نداشته، مخالفم. ایشان اهل تبلیغات نبودند. ایشان اهل لابی پشت پرده بودند. ایشان معتقد بودند که خیلی از عملکردها، اگر علنی شود قربانی می شود و به نتیجه نمی رسد. یک کتاب آقای میرزاده بنام آمارها سخن می گویند، تألیف کردند و به بررسی شاخص های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی طی سال های ۶۸ تا ۷۶ پرداختند. من در یک جمله خلاصه می کنم: نتیجه دولت آقای هاشمی می شود آقای خاتمی ولی نتیجه دولت آقای خاتمی می شود احمدی نژاد. یا حتی در جریان مذاکره با آمریکا، در دوران آقای هاشمی چه اتفاقی افتاد و بعدها به کدام سمت رفت.

 ایشان تنها کسی است که بیشترین آراء مردم را بخود اختصاص داده و در معرض رأی مردم قرار گرفته است
اگر ایشان به توسعه سیاسی اعتقاد نداشت، تا به این حد در انتخابات شرکت نمی کرد. ایشان تنها کسی است که بیشترین آراء مردم را بخود اختصاص داده و در معرض رأی مردم قرار گرفته است. کسیکه به توسعه سیاسی و دموکراسی اعتقاد نداشته باشد، خودش را در معرض رأی مردم قرار نمی دهد. بدنبال مناصبی می رود که به رأی مردم نیاز نداشته باشد. بارها به ایشون ریاست قوه قضاییه پیشنهاد داده شد ولی نپذیرفتند. می گفتند که من این روحیه را ندارم.
از دیگران نمی توانستند نام ببرند همه چیز را بر سر آقای هاشمی خراب می کردند

چون ما در حال حاضر از نظر سیاسی در یک وحدت با دیگر احزاب اصلاح طلب بسر می بریم، به صلاح نمی دانم که به نقد اصلاح طلبان در باب تخریب آقای هاشمی بپردازم. بعدها آنها بدلیل عملکرد اشتباه شون آمدند و معذرت خواهی کردند. حتی من در مورد آقای گنجی بطور غیرمستقیم شنیدم که گفتند منظورشان از عالیجناب سرخپوش، آقای هاشمی نبوده است. از دیگران نمی توانستند نام ببرند، همه چیز را بر سر آقای هاشمی خراب می کردند. این از بزرگی ایشان بود که همه این مطالب را تحمل می کردند تا نظام حفظ شود. یا مثلاً روزنامه سلام در دوران آقای هاشمی بسته نشد در دوران خاتمی بود. قتل های زنجیره ای در دوران آقای خاتمی رخ داد ولی آنها را به آقای هاشمی منتسب کردند.‌

سلام نماینده چپ ها و کیهان نماینده راست ها، بیشترین حملات را به برنامه های آقای هاشمی داشتند
در دوران آقای هاشمی، سلام نماینده چپ ها و کیهان نماینده راست ها، بیشترین حملات را به برنامه های آقای هاشمی داشتند و همین باعث شد که برنامه تعدیل آقای هاشمی تعطیل و ایشان نتوانند در دور دوم از وزرایی که خودشان می خواهند، استفاده کنند. آقای عبدی معتقد است که هاشمی اونجا را تسخیر کرده ، این دروغ است. کسانی می گویند که بعلت نوشتن نامه باهاشون برخورد شده، اینا دروغ است. با نهضت آزادی هم از طرف جناب هاشمی برخوردی صورت نگرفت.
آقای هاشمی اولین کسی است که در سال ۵۸ می گوید امیرانتظام جاسوس نیست
آقای هاشمی اولین کسی است که در سال ۵۸ می گوید امیرانتظام جاسوس نیست. کی این جرأت را داشت؟ چپ ها که این چیزا و سفارت آمریکا و …. را علم کرده بودند، الان مدنی شدند و حرفای دیگه می زنند.‌برای شناخت آقای هاشمی ، خاطرات ایشان را مطالعه کنید. خیلی از پاسخ ها روشن می شود.‌تاریخ واقعی از بین این خاطرات بیرون می آید. بسراغ تاریخ تحریف شده نروید.

ما متاسفانه مرده پرست و اسطوره کش هستيم

متاسفانه نخبه کشی فرهنگ ما ایرانی ها شده است. معمولا در حیات افراد قدر بزرگان را نمی دانیم. از زمان امیرکبیر به این طرف حداقل این موضوع نخبه کشی در کشور وجود داشته است. وقتیکه امیرکبیر کشته شد، جامعه چقدر عکس العمل بخرج داد؟ معمولا در حیات مردان بزرگ بدنبال تخریب آنها هستیم. وقتی فوت کردند و یا از صحنه فعالیت خارج شدند، بیاد خدمات آنها می افتیم و متوجه می شویم که ایشان کی بود و چه عملکردی داشتند.‌تازه بعدها می توانیم بفهمیم که عملکرد به کجا رسیده و چه نتایجی به بار آورده است.متاسفانه نخبه کشی در فرهنگ ماست و در طول تاریخ بارها و بارها اتفاق افتاده است و ما متاسفانه مرده پرست و اسطوره کشهستيم. این فرهنگ ممکن است گاهی اوقات خوب باشد و گاهی اوقات هم بد باشد و بتوان از آن بعنوان یک فرهنگ منطقی یاد کرد ولی بهرحال وجود دارد .

لازم به ذكر است پرسش ها از متن حذف و فقط پاسخ ها آورده شده است.

بخش پاياني سخنان ايشان نيز بزودي منتشر خواهد شد

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *