Home انتخاب سردبیر مدرسه بايد آماده بحران‌باشد
مدرسه بايد آماده بحران‌باشد

مدرسه بايد آماده بحران‌باشد

0
0

ساعت مدرسه‌ها بايد به افق سلامت كوك شود و اين موضوع هميشگي باشد

الهه حسن‌پور

معاون تربيت ‌بدني و سلامت اداره كل آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران

از سال 2002 كه بحث اپيدمي سارس در چين مطرح و بعد مرس كه در سال 2012 در عربستان شروع شد و حالا كه از اواخر ماه آذر كه با شيوع ويروس كرونا در حال دست و پنجه نرم كردن هستيم، تجربه به ما ثابت كرد كه در هر اپيدمي كاسه «چه‌ كنم؟» دست مي‌گيريم و خيلي جاها به جاي اجراي پروتكل‌ها دست به اعمال سليقه مي‌زنيم. همه اينها سبب مي‌شود كه تصميم‌گيري خوب دچار اخلال ‌شود. تعريف سلامت اين است: وجود رفاه جسمي، رواني و اجتماعي، يعني سلامت فقط به معناي نبود بيماري يا معلوليت نيست. وقتي تعريف سلامت اين است يعني مي‌توان آن را در مثلث امنيت، تربيت و سلامت بگذاريم. يعني اگر سلامت نداشته باشيم، امنيت نداريم و اگر تربيت درستي نداشته باشيم، سلامت‌مان به خطر مي‌افتد. در مدارس چند چالش بزرگ داريم؛ آموزش‌هاي لازم به صورت مهارتي در بسياري جاها وجود ندارد. خيلي جاها بچه‌ها فقط به صورت شفاهي مواردي را ياد مي‌گيرند اما در رفتارشان ديده نمي‌شود. در موضوع شيوع كرونا تاكيد ما بر اين است كه بچه‌ها سه گام ابتدايي را ياد بگيرند: بپوشانيد (هنگام سرفه و عطسه)، دست ندهيد و روبوسي نكنيد و دست‌ها را درست بشوييد. اما واقعيت اين است كه اينها هنوز براي بچه‌ها به رفتار تبديل نشده است. ما آموزش شستن صحيح دست‌ها را خيلي وقت است شروع كرده‌ايم اما واقعا اين 20 ثانيه طول كشيدن و شستن درست كف دست، لاي انگشت‌ها و مچ فقط در زمان اپيدمي‌هاست كه جدي گرفته مي‌شوند. از طرف ديگر ما بايد زيرساختي كار كنيم و به خصوص به سمت همكاري خانواده‌ها برويم كه به هنگام بيماري بچه‌ها را راهي مدرسه نكنند. خيلي وقت‌ها مي‌گويند بچه درسش عقب مي‌افتد و يك جوري سعي مي‌كنند ظاهر قضيه را جوري درست كنند كه اين فرهنگ جا بيفتد كه به محض ديدن علايم بيماري بچه‌ها را در خانه نگه دارند.

در بحث تجهيزات مدارس كه در وضعيت فعلي مطرح مي‌شود بايد گفت كه مدرسه هميشه بايد كمك‌هاي اوليه داشته باشد، هميشه سرايداران بايد از روپوش و دستكش استفاده كنند و كارت سلامت داشته باشند. صابون مايع و محلول‌هاي گندزدا بايد هميشه در مدارس وجود داشته باشد نه اينكه وقتي با مشكل مواجه شدند. به محض مبارزه با اپيدمي و پاندمي كه همه‌ چيز بايد آماده باشد تازه شروع مي‌كنيم به رسيدگي به وضعيت زيرساخت‌هاي بهداشتي و درست كردن فرهنگ. در بحران است كه به فكر مي‌افتيم و نياز به فرهنگ و تجهيزات و همدلي اوليا. نوسازي مدارس بايد مدرسه‌اي كه مي‌سازد را با تجهيزات كامل تحويل دهد تا در چنين مواقعي بشود از آنها استفاده كرد. نبايد مثلا در زمان زلزله به اين فكر بيفتيم كه مدرسه آيا راه خروج درست و امن دارد يا درهايش به داخل باز مي‌شود يا بيرون. مدرسه بايد هميشه آماده بحران باشد. ساعت مدرسه‌ها بايد به افق سلامت كوك شود و اين موضوع هميشگي باشد.

در موقعيتي ايده‌آل كه مدرسه‌ها آمادگي مقابله با بحران را داشته و ارتباط ميان بخشي درستي بين آنها و مسوولان باشد، مي‌توانيم بگوييم كه از مردم جلوتر هستيم، اما در موقعيت فعلي مردم از ما به عنوان آموزش و پرورش جلوتر هستند. مردم هستند كه در فضاي مجازي اعلام مي‌كنند: اين ما هستيم كه بچه‌هاي‌مان را مدرسه نمي‌فرستيم، در صورتي كه ما بايد تصميمي مي‌گرفتيم كه براي مردم ايجاد آرامش ذهني كند و اعتماد آنها به ما بذر اميدي در دل‌شان بكارد.

همه اينها نشان مي‌دهد كه در برنامه درسي بچه‌ها حتما بايد هفته‌اي دو ساعت زنگ سلامت وجود داشته باشد. حدود 12 سال پيش هيات وزيران مصوب كردند كه دو ساعت در هفته دانش‌آموزان درس سلامت داشته باشند اما هرگز اجرايي نشد. به واسطه اين مصوبه، ساعت كار مراقبان سلامت مدارس (كه 30 ساعت موظفي در هفته دارند) به سيستم17-12 تغيير مي‌كرد، يعني بخشي از كارشان آموزشي و بخشي از آن عملي مي‌شد. اين موضوع هم هيچ‌ وقت محقق نشد و الان مراقبان سلامت از زنگ‌هاي بيكاري بچه‌ها براي آموزش شستن دست‌ها و مراقبت‌هاي بهداشت فردي و بهداشت بلوغ استفاده مي‌كنند. الان زنگ خطر خوبي است براي اينكه اين موضوع هم در ساعت درسي بچه‌ها فكر شود و هم جذب مراقبان سلامت. استاندارد جهاني مي‌گويد كه به ازاي هر 750 نفر يك مراقب سلامت بايد وجود داشته باشد و اين موضوع با اولويت ابتدايي مورد توجه قرار گيرد. ما با اين استاندارد فاصله زيادي داريم و حالا بايد دست به جذب مراقبان سلامت بيشتري بزنيم.

سراغ هر خانواده‌اي كه برويد روي كلاس‌هاي فوق‌برنامه درسي تاكيد دارند. اگر موضوع ضرورت سلامت بچه‌ها و اولويت آن براي خانواده‌ها جا بيفتد، ديگر آنها هستند كه بايد براي تجهيزات و امكانات سلامت مطالبه‌گر باشند. خانواده‌ها بايد بخواهند كه فرهنگ سلامت ارتقا پيدا كند. همين حالا بخشي از اين اپيدمي به رفتار خانواده‌ها بازمي‌گردد. ببينيد وقتي مدرسه‌ها تعطيل مي‌شوند به دنبالش جاده هراز و چالوس و مسير قشم و بندرعباس شلوغ مي‌شود، در صورتي كه وقتي باور خانواده اين باشد كه بايد در موضوعات سلامت‌محور مشاركت داشته باشد، اعلام لزوم ماندن در خانه‌ها را جدي مي‌گيرد.

منبع: روزنامه اعتماد 11 اسفند 98

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *