Home دسته‌بندی نشده متن کامل سخنرانی محمود صادقی در کنگره بیستم تیرماه 98 سازمان معلمان ایران
متن کامل سخنرانی محمود صادقی در کنگره بیستم تیرماه 98 سازمان معلمان ایران

متن کامل سخنرانی محمود صادقی در کنگره بیستم تیرماه 98 سازمان معلمان ایران

0
0

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمة الله

من برنامه ام این بود که همراه کمیسیون آموزش مجلس در بیرجند باشیم دیروز هم برنامه پرواز داشتیم منتها چون پنجم مرداد روز دادگاه من هست وکیلم گفت بمون لایحه رو بنویسیم، داشتیم لایحه رو می نوشتیم آقای داوری زنگ زد و با آقای حضرتی گفتندکه فردا کنگره هست گفتم شاید قسمت بوده که در کنگره بیایم و چندتا عنوان اتهامی دیگه هم به این کیفرخواست اضافه کنیم .(تشویق حضار)
خب بسیار خوشبخت هستم که در جمع شما معلمان گرامی که به تعبیر امام و آقای باقی هم یادآوری کردند کار انبیا رو میکنید این فرصت را پیدا کردم که در محضر شما باشم سخنرانی را هم گفتم جابجا کنید که سخنان آقای باقی را بشنوم بعد در خدمت شما باشیم از سخنرانی خانم نقی یی هم استفاده کردیم، من پرسیدم که محور اصلی صحبت ها در این نشست چی هست گفتند بیشتر بحث جامعه مدنی و توسعه و مشارکت هست یه خورده خیالم راحت شد که در واقع بنا نیست که من به عنوان نماینده مجلس به مطالبات صنفی نمایندگان جواب بدم، این کار خیلی سختی بود که اگر به بنده می سپردن.

من میگم که همین که من در دادگاه هستم یعنی اصل ۶۸ قانون اساسی مرده

باید هزینه داد مثل گذشته 

در هر حال ما یک نظامی را مستقر کردیم و پیشکسوتان انقلاب مبارزان و مجاهدان که انقلاب کردند و با همه تنوع افکار و سلایق, رهبری حضرت امام را پذیرفتند و متحد و یکپارچه علیه نظام استبدادی پهلوی قیام کردند و یک نظامی را مستقر کردند اول معروف هست که ما نمی دونستیم چی میخواهیم ، میدونستیم چی نمی خواهیم یعنی نظام مستبد را نمی‌خواهیم این رو میدونستیم اما این که چی می خواهیم این رو خیلی نمی دونستیم ولی به هر حال وقتی رفته رفته کمتر از یک سال از انقلاب گذشت به هر حال معلوم شد که چی میخواهیم اونم در یک سندی به عنوان قانون اساسی که در واقع باز به رای ملت گذاشته شد. در آذرماه سال ۵۸ یعنی هنوز بهمن ۵۸ نیامده بود در حدود ده ماه از پیروزی انقلاب گذشته، معلوم شد که ما چی میخواهیم به هر حال من فکر می کنم که هنوز هم این سند ظرفیت این را دارد که بعد از ۴۰ سال مورد مطالبه قرار بگیره و در واقع بخش زیادی از اصولش به خواسته های عمومی ما تبدیل بشه و روز به روز بیان کنیم. یکی از عنوانهای اتهامی من در کیفرخواستی که  ۱۵ ،۱۶ بند است این است که من در یک جایی گفتم که قانون اساسی مرده، از مرگ قانون اساسی صحبت کردم البته بعدا گفتند که اگر قانون اساسی مرده پس چرا تو توی مجلس هستی، من میگم که همین که من در دادگاه هستم یعنی اصل ۶۸ قانون اساسی مرده اونجا میگه من نماینده مجلس مصونیت پارلمانی دارم و صدور همین کیفرخواست و صدور قرار دادسرا به این معناست که قانون اساسی هنوز روی کاغذ مرده ما در هرحال باید تلاش کنیم البته ناامید نشیم از امید صحبت کردن و اینکه همانطور که پیشینیان ما هزینه دادن، زندان رفتن و شهید شدن و در واقع جانشان را فدا کردند برای استقرار این نظام هم نیاز به مجاهدت داره نیاز به هزینه داره و ۴ دهه و ۴۰ سال زمان بلندی نیست در طول فرآیند تکاملی یک ملت و باید هزینه داد مثل گذشته .علیرغم توطئه های دشمنی که می‌گفت شما چهلمین سال پیروزی را نخواهید دید ترامپ و دشمنان این ملت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب را هم دیدیم و پشت سر گذاشتیم و امسال در واقع چهلمین سال انقلاب را داریم تجربه میکنیم.

سازمان برنامه و بودجه کشور یک جزوه ای را سال گذشته منتشر کرد برای اینکه ما که میریم سخنرانی به مردم بگوییم که این ۴۰ ساله چی شده. گزارش عملکرد خیلی مختصر و فشرده ای در قالب نمودار و گراف و آمار از عملکرد های جمهوری اسلامی در پنج حوزه آموزشی و علمی ،بهداشت و سلامت، زیرساختها و اقتصاد ،عدالت و رفاه اجتماعی، و توسعه انسانی ارائه کرده که حقیقتاً باید اینها را گفت و بیان کرد .کارهای زیادی شده علیرغم همه نقدهایی که وجود داره کارهای زیادی شده افزایش نرخ باسوادی جمعیت ۶ ساله و بالاتر از ۴۸ درصد در سال ۵۶ به ۸۸ درصد در سال ۹۶ .افزایش نرخ باسوادی جمعیت ۱۰ ساله تا ۴۹ ساله از ۵۳ دهم درصد به ۹۵ و دو دهم درصد .بهبود نسبت عدالت جنسیتی در آموزش، افزایش سهم دانش آموزان دختر در کل دانش آموزان از سی و هشت و سه دهم به ۴۹ و سه دهم و به همین ترتیب کاهش تراکم دانش آموزان در کلاس. افزایش تعداد دانشجویان آموزش عالی از ۱۶۰۰۰۰ به ۴ میلیون و ۷۴ هزار نفر .افزایش نسبت دانشجو به جمعیت از ۴ درصد به ۴۷ و پنج دهم درصد.و همچنین در حوزه بهداشت و سلامت، افزایش امید به زندگی در بدو تولد طول عمر متوسط از ۵۶ و شش دهم در سال ۵۶ به هفتاد و پنج و هفت دهم در سال ۹۶. کاهش میزان مرگ و میر اطفال زیر یک سال از ۱۱۱ مورد سالانه به دوازده و نیم و همینطور آمارهایی در بخش حمل و نقل .افزایش طول آزادراه ها ۱۳۷ کیلومتر به ۲ هزار و ۴۰۱ کیلومتر افزایش طول بزرگراه ها از ۵۳۹ کیلومتر به ۱۶ هزار و ۸۲۰ کیلومتر ۳۲ برابر شده و به همین ترتیب در حوزه خطوط ریلی ،ظرفیت تخلیه و بارگیری بنادر، بخش مسکن ،بخش آب شرب، بخش فاضلابو …….. اگر بخوام آمار بدم بخش گاز طبیعی و بخش برق، بخش کشاورزی، صادرات بخش کشاورزی، افزایش آبیاری، بخش صنعت تولید سیمان اینها چیزهایی هست که اگه بخوایم یه مروری از همین رو بکنیم همه رشد نشون میده و همچنین حوزه رفاه و عدالت اجتماعی مطابق آمارهای که اینجا است نسبت به جمعیت تحت پوشش بیمه های اجتماعی شاغل و بازنشسته از ۲۳ درصد به ۷۲ درصد پوشش بیمه درمان به جمعیت کل کشور از ۲۳ درصد به ۹۵ و دو دهم درصد و همچنین بهبودی که در شاخص ضریب جینی ایجاد شده از چهار دهم به سه دهم کاهش پیدا کرده از ۴۳۶ صدم چون خیلی ریزه اینها به ۳۹۰ صدم.

در بحث توسعه انسانی هم اتفاقاً من امروز صبح نگاه کردم آمارها را در اینترنت که ایران از جهت توسعه انسانی در اون دسته بندی های که شده که بسیار بالا -بالا و متوسط به پایین در رده بالا قرار دارد در بخش شاخص توسعه انسانی آمار من به روز است همین صبح نگاه کردم برای اینکه چک بکنم به هر حال وضع نسبتا میشه گفت قابل قبولی داریم به هر حال این شاخص نشون میده که از لحاظ توسعه انسانی در رتبه شصتم هستیم البته نوسان داریم بین ۶۰ تا ۶۵ در کشورهای با توسعه انسانی بالا قرار گرفتیم و در بحث شاخص مشارکت هم ما به هر حال در طی چهار دهه گذشته به طور متوسط هر سال یک انتخابات داشتیم یعنی حدود ۴۰ تا انتخابات سطوح مختلف برگزار شده اعم از ریاست‌جمهوری، مجالس ده تا مجلس را پشت سر گذاشتیم در دوره اصلاحات انتخابات شوراها اضافه شد شورای شهر و روستا مجلس خبرگان و انواع انتخابات، در واقع نهادهایی که با رای مردم انتخاب شده اند.

در دهه گذشته شاهد فرسایش سرمایه اجتماعی بودیم

وضع معلمان خوشبختانه در این پیمایش های جدید رتبه خیلی خوبی دارد

اما کنار همه این آمار و ارقام ما خب باید ببینم مشکل کجا هست که خود من وقتی در جمع هایی که امکان یه دیالوگ بین مخاطب و سخنران فراهم هست این آمارها را میگم نوعا با یک چهره‌ های درهم گرفته و بیان اعتراضی هم روبروم میشیم که علیرغم همه این آمارها احساس رضایت عمومی در کشور ما بسیار سطحش پایین است.خب این احساس رضایت باید مطالعه بشه و کار علمی بشه که چرا به نظر میاد سطحش پایینه شاید به نظر من میاد باید از نظر آمار و ارقام کار علمی کار درستی بشه. حالا در قسمت سرمایه اجتماعی مطالعاتی که صورت گرفته به نظرم اینجا میشه دید که چندین پیمایش مربوط به سرمایه اجتماعی در ایران انجام شده که آخرینش سال گذشته بوده که هنوز داده هاش بیرون نیامده داده هاش تحلیل نشده اما بنابر آمارهایی که بنده دیدم ما طی به خصوص دهه گذشته شاهد فرسایش سرمایه اجتماعی بودیم که مهمترین مولفه و عنصر سرمایه اجتماعی بحث اعتماد عمومی است حالا اعتماد عمومی چیه اعتماد مردم به حاکمیت تا حتی چه اعتماد گروه‌های مردم به یکدیگر و گروه های مرجع و البته وضع معلمان خوشبختانه در این پیمایش های جدید رتبه خیلی خوبی دارد و در واقع در اعتماد مردم به صنوف اندازه گیری شده اما به هر حال در مجموع اما در مجموع اعتماد عمومی پایین است و نکته مهم به نظر من مهم در ارزیابی این شاخص‌ها که باید بررسی دقیق بشه بحث کیفیت حکمرانی یا حکمروایی است یعنی ما ببینیم شاخص‌هایی که مربوط به کیفیت حکمرانی آنچه که امروزه تحت عنوان حکم روایی خوب ازش تعبیر می شه ما در چه وضعیتی هستیم خب یکی از شاخص‌های حکمرانی خوب و حالا کیفیت نظام تدبیر بحث حاکمیت قانون است .حکومت قانون است. خب ما در این بحث واقعاً باید ارزیابی کنیم چه مقداری رفتارها بر اساس قانون است و به نظرم این یک شاخص را اگر ارزیابی بکنیم و اصلاحش بکنیم میتونه بسیار موثر باشه در احساس رضایت عمومی ما به طور تاریخی مردممون قانون را مساوی با زور می دانند یعنی تاریخ استبدادی گذشته در واقع نوعا قانون مساوی با زور است.حالا این قانون میتونه قانون راهنمایی و رانندگی باشه میتونه قانون مالیات باشه و سایر قوانین به هر حال منشا این که مردم زور می دونند باید مطالعه بشه به نظرم یکیش همین حکومت قانون است حکومت قانون به این معناست که قانون باید به صورت برابر بر همه حاکم باشد این گونه نباشد که به صورت نابرابر یکی به محض اینکه حرف میزنه بعد بگن قانون باید اعمال بشود و به هر حال با انواع تدابیر نرم و سخت دچار تنگنا راه بشی اما یکی تریبونش باز باشه و هر گونه تهمت و دروغ و اینها خواست بزنه آزاد باشه یا یکی تو خیابون انواع ویراژها را بده اما یکی به محض اینکه بخواد یه خورده از چراغ قرمز عبور کنه با جریمه پلیس روبرو بشه.

 

منی که نماینده مجلس هستم چه مقدار احساس می‌کنم که می‌توانم خواسته‌های انتخاب کنندگان و رای دهندگان را در مجلس تبدیل به قانون کنم

حال ما در آستانه انتخابات هستیم.یک گروهی قبل از این که بازی شروع بشه داور با کارت قرمز همه بازیکنان خوبش را از زمین نرفته خارج کنه و یک گروه دیگر همه مهره های مورد دلخواه خودش را به بازی زمین بفرستد. این عدم حکومت قانون به صورت برابر هست که در ذهنیت تاریخی ما قانون را مساوی با زور کرده البته شاخص دیگر مشارکت است یعنی در واقع قانون باید با مشارکت مردم نوشته بشه وضع بشه قانون قانونی باشه که برآمده از رای مردم باشه خب ما نهادهای قانونگذاری داریم مجلس شورای اسلامی در راس آنها است اما منی که نماینده مجلس هستم چه مقدار احساس می‌کنم که می‌توانم خواسته‌های انتخاب کنندگان و رای دهندگان را در مجلس تبدیل به قانون کنم و این نهاد قانونی چه مقدار کارکرد خودش رو داره آیا مردم خروجی‌های این مجلس را که در قالب قانون وضع میشود و سایر نهادهایی که به نوعی قانون گذاری می کنند چقدر متناسب با اراده و خواست خودشان می یابند.

در حکومت صدام هم مشارکت بالای ۹۰% داشتیم

وقتی آمدیم مجلس فکر می کردیم اینکه فاعل بالاختیاریم  اما آخر فهمیدیم مفعول بالاضطراریم

و این خب مستلزم مشارکت است و اتفاقا در این بحث سرمایه اجتماعی مهمترین عنصر ودر تقویت سرمایه اجتماعی وجود مشارکت است نهادهای مشارکت کننده در واقع در زندگی اجتماعی و بهرحال سیاسی و اقتصادی مردم ببینند مشارکت می‌کنند مشارکتی که به تعبیر بعضی میگن شما در حکومت صدام هم مشارکت بالای ۹۰% داشتیم ممکن است آمار رای دهندگان حضور در انتخابات به دلایل مختلف از جمله هیجانی شدن مردم دو قطبی کردن فضا و به هر دلیلی یا زور و یا به هر شکلی آمار بالا باشد اما صرف بالا بودن آمار مشارکت رای دادن لزوماً به معنای مشارکت موثر در تصمیم گیری ها نیست ما اوایل که مجلس رفتیم سال ۹۵ یک شوخی نمایندگان ادوار می کردند که البته من بعدا در یکی از تذکرهای صحن مجلس هم گفتم آقای لاریجانی هم ناراحت شد اینکه گفتم وقتی آمدیم مجلس فکر می کردیم اینکه فاعل بالاختیاریم حالا شوخیش یک خورده زننده است اما آخر فهمیدیم مفعول بالاضطراریم. من در بحث بودجه اولین سال بودجه سال ۹۶ که داشتیم بررسی می کردیم بودجه صندوق توسعه ملی که مطرح شد که مشارکت نمایندگان مجلس در برداشت از منابع صندوق در حد صفره یعنی ما اصلا نمیدونم که با چه فرایندی از منابع صندوق توسعه ملی اساساً بودجه برداشته بشه فقط به ما میگن اگر مجلس رای بده در واقع تصویب میشه.خب میاد و با یک کلیک قبلا قیام و قعود بود الان با کلیک رای میاره مثلاً میبینی ۲۰۰ میلیون دلار بودجه صدا و سیما از منابع صندوق توسعه ملی. شما یه آمار از مردم بگیر کی راضی است که ۲۰۰ میلیون دلار به این صدا و سیما بودجه ارزی تخصیص داده بشه اونم فرآیندش به گونه ای است که چون صندوق توسعه ملی برداشت از صندوق خلاف قانون است یعنی اساسنامه صندوق اساسا اجازه نمی دهد که از منابع صندوق شما صرف بودجه های جاری و این ها کنید منابعی است که صرف امور توسعه بین نسلی باید بشه و عمدتاً از طریق اهدای تسهیلات به بخش خصوصی اونم طرح‌هایی که برای حفظ ذخایر و منابع بین نسلی است یعنی ما از نفت ذخیره می کنیم برای این که به روزمرگی نیفتیم و خرج توسعه های زیرساختهایی بشه که انتقال بین نسلی پیدا می‌کند و خب شما ببینید آقای لاریجانی جواب می‌دهند که به هر حال ما این جدول را میبریم دفتر مقام معظم رهبری و بعد تاییدیه ایشان را میگیریم حالا شما میتونید رای ندید.خب چه جوری اصلاً اجازه می دهید در موردش صحبت کنیم در مورد ردیف هاش صحبت کنیم که چرا این ۲۰۰ میلیون دلار این ۵۰ میلیون دلار مال آموزش عالی ۵۰ میلیون دلار مال صدا و سیما ۲۰۰ میلیون دلار این نسبت چرا اصلا مجلس حتی امکان چونه زنی نداره خب این می‌شود که بعد این احساس نارضایتی احساس عدم اعتماد در واقع رشد میکنه حالا شما آمار بده طول بزرگراه های ما انقدر زیاد شده مثلا آمار شاخص امید به زندگی انقدر افزایش پیدا کرده یک جا صحبت می کردم میگه درسته شاخص امید به زندگی انقدر افزایش پیدا کرده اما شما اندازه بگیر شاخص نا امیدی چقدر توسعه پیدا کرده چقدر بالا رفته حالا این آدم که متوسط عمرش به ۷۵ سال رساندید بعضا در جوانی احساس پیری میکنه و امیدی به آینده نداره.

کارکرد اصلی نهادهای جامعه مدنی که مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی است کمتر دیده می شود

خودمان در درون این سازمانها و نهادهایی که هست چقدر تمرین جامعه مدنی می کنیم

به نظر میاد که  حالا سازمان معلمان یک نمونه خیلی خوبی از نهادهایی است که البته  من سعی دارم فقط نیمه خالی لیوان را نبینیم گاهی به ما میگن فراکسیون امید چه کار کرد بعد که میشینیم بعد اول هم اعتراف می کنم که کاری نکردیم وقتی که آمارها را در عمل میبینی همینکه فراکسیون امید توانست به عنوان مثال در کمیسیون ماده ۱۰ احزاب دو تا نماینده منتخبینش حضور پیدا کنند و اکثریت را به نفع نهادهای انتخابی اینها بگیرند و بعد مجوزهای تعداد زیادی از نهادهای جامعه مدنی احزاب از همین کمیسیون بیرون آمده کم کاری نیست در این فضایی که همه شما می دونید به چه نحو است یعنی مثلاً نمایندگان فراکسیون امید در هیئت های نظارت بر انتخابات شوراهای شهر و روستا توانستند حضور پیدا کنند و شما دیدید که به هر حال تغییر کرد چهره شوراها به خصوص در کلان شهرها کار کمی نیست البته ما به دلیل اینکه نهادهای مدنی در جامعه ایران ضعیف هستند پشتوانه ها در واقع نمایندگان مجلس حتی کسانی که تمایل به استفاده از عقبه های حزبی و نهادهای جامعه مدنی دارند در واقع چنین ظرفیتی ایجاد نشده البته معلمان همواره از صنوفی هستند که دائم پیامک هاشون به دست ما میرسه یا بعضاً تلاش میکنن ریسک میکنن در جلوی مجلس تجمع میکنن بصورت تجمع‌های اعتراضی اما آن کارکرد اصلی نهادهای جامعه مدنی که مشارکت در تصمیم گیری و تصمیم سازی است کمتر دیده میشه اینکه حالا معلمان اعتراض بکنند همین الان یکی از دوستان مثلاً می گوید پاداش بازنشستگی ما چرا پرداخته نمیشود خوب این حقشان است که اعتراض کنند یکی از دغدغه‌های اصلی ما.حالا جناب آقای محمدی تشریف بردندبنده جزو اون کمیته آموزش عالی هستم ایشان کمیته آموزش و پرورش یکی از دغدغه های هر روزه ما در کمیسیون چونه زنی با دولت و با نهادهای دیگر است برای تامین این ارقام بودجه ای که هی هم همیشه یه مدتی خیالمان راحت می شه مثلا می‌گفتند تا شهریور فلان سال پرداخته شد یعد دوباره این عقب می ماند خب این خوبه اما مشارکت جامعه مدنی بسیار باید فراتر از این باشه اولا خود این نهادها به نظر بنده که خود منم البته دبیرکل یک انجمنی هستم انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها ماها به رغم همه محدودیت‌هایی که وجود دارد خودمان در درون این سازمانها و نهادهایی که هست چقدر تمرین جامعه مدنی می کنیم یکی از شاخص هایی که در بحث سرمایه اجتماعی موثر هست در واقع به سطح روابط افقی است یعنی همین شبکه‌ها که تاسیس میشه نهادهایی که تاسیس میشه باز در درون این اگر روابط عمودی باشد یعنی بالا به پایین باشه حتی یک حزب یک نهاد مدنی می‌تونه به شکل غیر مدنی اداره بشه بعضی از احزاب حتی در بین بعضی احزاب اصلاح‌طلب ما ببینیم که یه نفر حرف میزنه و اگر اون یک نفر فیتیله رو بکشه پایین کل این تشکل فیتیلش پایین کشیده میشه مثلا اراده کنه مثلا در فلان نهاد حضور نداشته باشه حتی اعضای شورای مرکزی سایر احزاب به خودشون این جرأت را نمی‌دهند که به دبیرکل اعتراض کنند و باید بگن که تو که می ری در آن جمع حضور پیدا می کنی باید نماینده این تشکل باشی نه خودت . به هر حال عرض کنم که می خوام اینو بگم که ما باید تمرین بکنیم در دل خود همین نهادهایی که ولو خیلی دلچسب نیستند و بعضا نیم بند هستند.جناب آقای باقی اشاره کردند حالا به بحث وعده‌هایی که رئیس‌جمهور دادند برای به کارگیری نهادهای جامعه مدنی عرض کنم که می خوام اینو بگم یعنی ما باید تمرین کنیم از دل همین نهادهایی که ولو خیلی دلچسب نیستند یا بعضاً نیم بند هستند جناب آقای باقی اشاره کردند به بحث وعده هایی که رئیس جمهور داده بودند برای به کارگیری نهادهای جامعه مدنی مشارکت در تصمیم گیری و اینها ولی به هر ترتیب به نظر می رسد علیرغم همه این  تنگناها حدوداً حدود ۲۰۰ حزب و تشکل در وزارت کشور ثبت شده و بالای ۶۰۰ انجمن علمی ما داریم در وزارت علوم ، قبل از مجلس دبیر کمیسیون انجمن علمی وزارت علوم بودم مدتی دارای 300انجمن علمی در وزارت علوم بود حدود ۲۰۰ و ۳۰۰ تا هم در حوزه وزارت بهداشت داریم خب اینها بعضا دیده میشه که در مناسبات بین خودشان یاد نگرفتند که به صورت مدنی عمل کنند یعنی دائم شما می‌بینید که یک تشکلی اعضاش همونایی هستند که سی سال پیش هم بودند یعنی چرخش نخبگان و چرخش مسولین در درون خود این نهادهای مدنی هم تمرین نمیشه و شکل نمی‌گیره.

واقعاً اینجا می خوام مستقیماً حوزه تعلیم و تربیت را مورد اشاره قرار بدم راه حل مشکلات ما در تعلیم و تربیت است یعنی تعلیم و تربیت از سطوح پیش دبستانی تا متحول نشه جامعه ما متحول نمیشه یعنی ما باید دموکراسی رو در واقع همین روابط افقی رو که از بالا به پایین نباشند از درون خانواده از درون مدرسه از درون پیش دبستانی و مهد کودک‌ها به بچه هامان یاد بدیم تا این بچه که میاد رشد میکنه میاد بعداً میشه رئیس و مدیر و نماینده مجلس و وکیل و در واقع مسئولیت های دیگه رو میگیره یاد بگیره که در واقع به دیگران احترام بگذارد و خرد جمعی در واقع مبنای تصمیم‌گیریش باشد ما در کمیسیون آموزش یه سفری رو دو سال پیش در ۹۶ به کشورهای اسکاندیناوی داشتیم فنلاند و سوئد اینها برای همین نظام تعلیم و تربیت شون خوب واقعا خیره کننده بود این نظام های تعلیم و تربیتی که چگونه تعدادی از مدرسه را از نزدیک بازدید کردیم اینها در واقع محصول خرد جمعی و مشارکت مردم هست بر اساس آراء عمومی شکل میگیره شوراها چقدر موثر هستند شهرداری ها چقدر اساسا موثر هستند در مدیریت این مدارس حتی منطقه به منطقه استکهلم خودش در واقع منطقه های شهر استکهلم هر کدوم از اون مناطق شهرداری شون مدیریت می کنه در واقع اینها رو و بعد چقدر یاد میدن به بچه‌ها از همون ابتدا یک زیست اجتماعی را چیزی که در استکهلم درواقع در آموزش و پرورش و شهرداری اونجا باهاش روبرو شدیم بعنوان یک نگرانی در چند جلسه ازش یاد می‌کردند اینکه می‌گفتند که ما متوجه شدیم که بخشی از دانش‌آموزان که مهاجرین سیاهپوست در واقع هستند اینها بیشتر گرایش پیدا کردن به مدارس حاشیه شهر و و در مدارس مرکزی شهر تمایل ندارند منعی هم وجود نداره یعنی میتونن یکی از یه منطقه شهرداری به یه منطقه دیگر ثبت نام کنه و این را به عنوان یک خطر تلقی می کردند که این باعث ایزوله شدن اینها میشه باعث میشه که جامعه پذیری نداشته باشند باعث افزایش عقده ها می شه و دائمی می گفتند اینها میخوان فردا بشن نماینده مجلس فردا بشن وزیر فردا می‌خواهند باشند نخست وزیر و اینها نمی تونه با انبوهی از عقده های اجتماعی که جامعه پذیری درش شکل نگرفته و احساس بی عدالتی می کنه در واقع بیاد و بعدا چگونه می‌خواهد متصدی امور بشه بعد سیاستگذاری می‌کردن برای اینکه تشویق کنن کمک کنن این بچه‌ها تسهیلاتی براشون بزارن درمورد حمل و نقل و چیزای دیگه که بتوانند از حاشیه بیان در نقاط مرکزی تحصیل بکنن.

نوع نگاه به انسان مشکل اصلی ماست

من به آقای دکتر زاهدی گفتم یه گزارش بدیم به کمسیون از آنچه که دیدیم ولی الان ۲ سال میگذره امکان ارائه گزارش در کمیسیون وجود ندارد خب تحلیل باید بکنیم من حالا فرصت نیست واقعاً به نظر خودم نوع نگاه به انسان مشکل اصلی ماست ما مشکلمون تو این قسمت هست ، نوع نگاه ما در واقع به انسان هست که بسیار اثرگذار هست در بسیاری از تصمیماتمون حالا وقتی میگیم نوع نگاه به انسان فوری تبدیلش میکنن به یک فحش بعد میگن اومانیسم همون اومانیسم فلان فلان شده مثلاً تبدیلش کردن به فحش به نظرم میاد که البتّه مبانی ما در قانون اساسی خیلی از این هارو دیده ولی شاید یک پارادوکس هایی در واقع وجود دارد در همین متن احتمالاً در فرصت‌های مناسب باید بهش نگاه بکنیم که امکان بروز و ظهور در واقع اون نوع نگاه به انسان که میگه انسان رو یک موجود خداگونه می بینه خیلی افق بالاتر از اومانیسم در واقع لیبرالیستی است که انسان رو تجلی خدا در روی زمین میبینه فقط یک وجه مادی انسان رو نمی بینه خلیفةالله می بینه جزو مبانی قانون اساسی انسان خلیفةالله، خب این باید خیلی متعالی تر از اون اومانیسم غربی ما در مقام عمل ببینیم.

وقتی آمار مشارکت بالا میره طبیعی است که اون گروه تمامیت‌خواه به حاشیه میره

به هر حال من در عین حال به هیچ وجه خودم ناامید نیستم و معتقد هستم که همه ما باید در واقع مشارکت بکنیم و به رغم محدودیت هایی که کم و بیش بهرحال وجود داره حاضر بشویم برای مجاهدتی شبیه پیشینیان مون و از همه وجودمان باید مایه بزاریم برای اینکه به هر حال به تعبیری ما در حال نظام سازی هستیم و نظام را بتوانیم آن گونه که طراحی شده است در واقع از روی کاغذ به روی زمین و در مقام عمل بیاریم. انتخابات پیش رو هم هست شاید مناسب بود که بعضی نکات رو هم در این رابطه بگیم که ولی فرصت تمام شده اما من فقط در یک جمله می خوام بگم که قهر با صندوق های انتخاباتی استراتژی خوبی نیست در واقع ما اگرچه بعضی از بزرگان صحبت از مشارکت مشروط کرده اند که باید توضیح بیشتری در این باره بدهند اما به نظرم میاد که قهر با صندوق و در واقع این خودش منجر به ناامیدی مردم میشه ما باید امید بدیم به جامعه که به رغم همه تنگناهایی که وجود داره همین بسترهای که وجود داره برای مشارکت مردم این ها رو زنده کنیم بیشتر و به هر حال کسانی تلاش می‌کنند که ما را ناامید بکنند از صندوق های رای اونم به این ترتیب که نهادهایی که مردم انتخاب می کنند وقتی اجازه پیدا نکنند که خواسته‌های مردم رو در واقع دنبال بکنند بعد مردم میگن برای چی ما باید بریم رای بدیم اما به نظر میاد که سیاست قهر با انتخابات و صندوق‌های رأی سیاست خوبی نیست و اتفاقاً تمامیت خواهان دنبال ترویج چنین تفکری هستند فکر نکنید که حالا ما در واقع اگر تهران مثلا با ۲۰۰، ۳۰۰ هزار رأی نمایندگان شون انتخاب بشن کسی نگران میشه بعد میگن آی چی شد نه با همون ۲۰۰، ،۳۰۰ هزار رای نشان داده که مجلس شکل می‌گیرد و کار میکنه اما ما هستیم که باید در واقع آمار شرکت کنندگان در انتخابات رو افزایش بدیم و وقتی آمار مشارکت بالا میره طبیعی است که اون گروه تمامیت‌خواه به حاشیه میره امیدوار هستیم در دوم اسفندوبا تکاپو هایی که مقدماتی می‌کنیم یک بار دیگر شاهد حضور پرشکوه مردم در پای صندوق‌های رأی باشیم و زمینه ی مشارکت بیشتر مردم در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی ها فراهم بشه .متشکرم

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *