Home اخبار متن سخنان علیرضا هاشمی در دیدار با سعید جلیلی
متن سخنان علیرضا هاشمی در دیدار با سعید جلیلی

متن سخنان علیرضا هاشمی در دیدار با سعید جلیلی

0
0

 

سیاست زدگی ،ایدئولوژی زدگی و تمرکزگرایی دلایل اصلی ناکارآمدی آموزش و پرورش است

سازمان معلمان ایران در راستای احترام به افکار عمومی و شفاف سازی و پیرو مصوبه شورای مرکزی و اعلام دبیرکل و سخنگوی این تشکل متن سخنان علیرضا هاشمی عضو و دبیرکل سابق و مشاور دبیرکل فعلی را که در دیدار تشکل ها با سعید جلیلی ایراد نموده بود را منتشر می کند و بزودی متن سخنان دو تن دیگر از نمایندگان سازمان در این دیدار را هم رسانه ای خواهد نمود.

متن کامل سخنان علیرضا هاشمی در دیدار تشکل ها با سعید جلیلی به این شرح است:

در شروع، وضعیت کلی آموزش و پرورش را می شود در یک بیت خلاصه کرد

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد                   در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

علت وجودی تشکل ها، نارضایتی از وضع موجود آموزش و پرورش است و البته تنوع و تفاوت در نگاه به نارضایتی ها و تحلیل آن باعث به وجود آمدن تشکل های متنوع معلمی شده است که قاعدتا روش های متفاوتی را هم در عمل دارند.

بحث من شامل توصیف و تبیین و تجویز خواهد بود.

در بخش توصیف، ناخشنودی و نارضایتی ما خودنمایی می کند. نیازهای اولیه معلمان (خوراک، پوشاک، مسکن، استراحت، تفریح … ) که تحت عنوان نیازهای معیشتی می شناسیم برآورده نمی شود و معلمان برای جبران دست به فعالیتهای دیگری می زنند که زیبنده حرفه معلمی نیست!

معلمان دیگر شاد نیستند، امید در آنها کم رنگ است، بی معنایی تدریس و زندگی زنگ خطر است که باید به آنها توجه کرد.

نیازهای فردی، اجتماعی مانند ثروت، قدرت، شهرت و احترام … به شدت بی پاسخ مانده و حتی آموزش و پرورش نیازهای اجتماعی جامعه را هم جواب نمی دهد.

برونداد آموزش و پرورش، فارغ التحصیلان آن در مسیر توسعه، آزادی، عدالت قرار ندارند، بچه ها اهل گفت و گو، تحمل مخالف نبوده و برای زندگی اجتماعی آماده نمی شوند.

خلاصه آموزش و پرورش فقط هست ولی فراموش شده و فاقد کارکرد!

در تبیین و چرایی این وضعیت به علل و دلایل عمده اشاره می کنم.

اولین و اصلی ترین موضوع “سیاست زدگی” آموزش و پرورش است. به این معنی که قدرت سیاسی بر آن سیطره تام دارد. از عزل و نصب ها تا راهبردهای کلان و برنامه ریزش! این سیطره شایسته سالاری را حذف و ارادت را جایگزین کرده است.

تاثیر دیگر حاکمیتی دیدن آموزش و پرورش، ایدئولوژی زدگی آن است، روند علمی در این وزارتخانه با اختلال روبه روست. علت دوم “تمرکز گرایی” شدید در این نهاد است، مشارکت گریز است، نه اولیاء، نه معلمان، نه دانش آموزان نقشی تاثیر گذار ندارند.

اولیاء فقط به عنوان تامین کننده مالی مطرحند نه سیاست گذار و تعیین کننده خط مشی ها، دانش آموزان که اصلا دیده نمی شوند! ما معلمان هم که با نگاه ابزاری به اجرایی کردن تصمیمات دعوت می شویم!

– در این راستا مساله خصوصی سازی هم جالب است. از نگاه ما خصوصی باید شامل مشارکت جامعه در کل فرایند آموزش و پرورش باشد هم در اهداف هم در خط مشی ها و سیاست گذاری ها، نه اینکه همه چیز در اختیار حاکمیت باشد و جامعه (خانواده) فقط پول (هزینه های مالی) آن را تامین کند.

در قسمت تجویز و توصیه هم یک نکته بگویم.

کلید حل مشکلات “مشارکت” است، مشارکت در صفر تا صد مسائل آموزش و پرورش، نباید فقط خواستار حضور بود باید حضور به مشارکت تاثیرگذار تبدیل شود.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *