Home انتخاب سردبیر ما و قانون‌گريزي
ما و قانون‌گريزي

ما و قانون‌گريزي

0
0

نعمت احمدي

فضاي مجازي آيينه‌اي تمام‌نما شده كه حسن و عيب آدمي را جلوي چشم ديگران باز مي‌كند. كافي است اندك شهرتي داشته باشيد و عملي انجام دهيد كه تصاوير آن وارد فضاي مجازي شود آن زمان است كه بايد حسن و قبح عملت را پيش‌روي ميليون‌ها نفر به داوري بنشينيد. موضوع فرهاد مجيدي و كليپي كه ظاهرا خود ايشان از برخوردش با پليس حين رانندگي و توقف اتومبيل او به علت سرعت غيرمجاز پخش كرده است، مصداق همان سركنجبيني است كه حضرت مولانا فرمود
گاهي وقت‌ها صفرا مي‌افزايد قصه ساده است اتومبيلي در يكي از بزرگراه‌هاي شهر به ادعاي پليس به علت سرعت غيرمجاز متوقف مي‌شود و چون سرنشين اتومبيل فرد سرشناسي است متوقع نبوده كه پليس او را نگه دارد يا اگر متوقف كرده بعد از آنكه او را شناخته لابد بايد با يك عذرخواهي از او بخواهد به راه خود و حتما به تخلف خود ادامه دهد. متاسفانه سطح توقعات مسوولان و نيز سلبريتي‌هاي وطني مافوق قانون است، والا در ديگر كشورها وقتي دستور توقف به اتومبيلي داده مي‌شود، راننده و سرنشينانش موظف به توقف و ماندن در اتومبيل هستند. اگر پياده شوند اين حق براي پليس هست كه گمان كند سرنشينان قصد برخورد با پليس را دارند و مي‌تواند براي دفاع از خود به راكبين پياده شده از اتومبيل حتي شليك هم بكنند. چرچيل نخست‌وزير معروف انگليس خاطره‌اي را از دوره نخست‌وزيري خود در زمان جنگ جهاني دوم و بمباران لندن نقل مي‌كند كه راننده نخست‌وزيري كه او را به محل ملاقات محرمانه مي‌رساند به علت ضيق وقت ترجيح داد وارد خيابان ورود ممنوعي شود، مامور راهنمايي و رانندگي دستور توقف اتومبيل را مي‌دهد. راننده اشاره به نخست‌وزير مي‌كند اينكه بايد به جلسه‌اي محرمانه سر ساعت برسند و مجبور بوده. مامور وظيفه‌شناس مي‌گويد هم ماشين را مي‌شناسم و هم شخص نخست‌وزير را اما خيابان ورود ممنوع است و شما تخلف كرده‌ايد و بايد جريمه شويد. وقتي جريمه مي‌شوند راننده قصد دارد به راه خود ادامه دهد، اما مامور دستور مي‌دهد كه دور بزند. راننده مي‌گويد جريمه شدم، بگذار حداقل به‌موقع نخست‌وزير را به جلسه محرمانه برسانم. مامور مي‌گويد من چنين اجازه‌اي ندارم و… . چرچيل با خوشحالي مي‌گويد جنگ را برديم جنگ را برديم يا جنگ را مي‌بريم. راننده مي‌پرسد چه ربطي به جنگ دارد؟! چرچيل مي‌گويد جنگ را به اين علت مي‌بريم كه در لندن قانون حاكم است حتي وقتي كه زير بمباران دشمن هستيم و قانون يكسان براي همه پياده مي‌شود. به صحت و سقم خاطره نقل شده از چرچيل كاري ندارم به اين مهم كار دارم كه جامعه بپذيرد همه در مقابل قانون يكسانند موضوعي كه در اصل بيستم قانون اساسي آمده است اما موضوع آقاي فرهاد مجيدي؛ ماده 607 قانون مجازات اسلامي هرگونه حمله يا مقاومتي كه با علم و آگاهي نسبت به مامورين دولت در حين انجام وظيفه آنان به عمل‌ آيد، تمرد محسوب مي‌شود و مجازات آن به شرح زير است:

1- هرگاه متمرد به قصد تهديد، اسلحه خود را نشان دهد حبس از شش ماه تا دو سال

2- هرگاه متمرد در حين اقدام دست به اسلحه ببرد حبس از يك سال تا سه سال

3- در ساير موارد حبس از سه ماه تا يك سال

تبصره: اگر متمرد در هنگام تمرد مرتكب جرم ديگري هم شود به مجازات هر دو جرم محكوم خواهد شد.

در مورد اسلحه بايد درنظر گرفت منظور سلاح مجاز است والا اگر سلاح غيرمجاز باشد كه مجازات خاص خود را دارد. ظاهرا درخصوص مورد آقاي مجيدي افسر پليس به علت سرعت زياد فكر كرده كه راننده از الكل استفاده كرده و مي‌خواهد كه تست الكل بگيرد. نمي‌دانم چنين تستي گرفته شده يا نه و اگر راننده مشروب خورده باشد هم مجازات ديگري دارد؛ برابر ماده 718 قانون مجازات اسلامي هرگاه راننده يا متصدي وسايل نقليه در موقع وقوع جرم مست بوده يا پروانه نداشته يا زيادتر از سرعت مقرر حركت كرده است يا آنكه دستگاه موتوري را با وجود نقص و عيب مكانيكي موثر در تصادف به كار انداخته است … به بيش از دو‌سوم حداكثر مجازات‌هاي مذكور در مواد مربوط به جرايم ناشي از رانندگي محكوم خواهد شد و دادگاه مي‌تواند علاوه بر مجازات فوق مرتكب را براي مدت 5 سال از حق رانندگي يا تصدي وسايل موتوري محروم نمايد.

كاش آقاي فرهاد مجيدي كه به عنوان ورزشكار در سطح ملي مورد علاقه هواداران بي‌شمار خود است سعه‌صدر نشان مي‌داد و به دستور پليس توجه مي‌كرد. اما از اين بابت كه با توجه به شهرت آقاي مجيدي موضوع اتفاق افتاده در سطح ملي مطرح شد، خوشحالم كه اين واقعه تجربه تلخي شود براي ديگران و اينكه نظم و قانون است كه باعث امنيت افراد جامعه مي‌شود و تفاوتي هم بين افراد شناخته ‌شده و گمنام نيست و كاش مسوولان قضايي فلان نماينده خاطي يا بهمان فرماندار قانون‌گريز را هر چه زودتر محاكمه و در صورت محكوميت، اجراي حكم را به اطلاع عموم برسانند تا درسي باشد براي ديگران تا با تكيه بر پست و عنوان يا شهرت، خود را تافته جدا‌بافته ندانند. هم‌اكنون كه مطلب را مي‌نويسم چندين اتومبيل نمره سفيد و شخصي در خط ويژه در حال حركت هستند، نمي‌دانم اين خطوط را براي وسايل نقليه خاص ايجاد كرده‌اند يا وسيله ويژه‌خواري از ما بهتران است.

منبع: روزنامه اعتماد 12 اسفند 97

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *