Home دیدگاه لبنان به يك شروع تازه نياز دارد
لبنان به يك شروع تازه نياز دارد
0

لبنان به يك شروع تازه نياز دارد

0
0

خاوير سولانا

لبنان در حال حاضر جدي‌ترين بحران خود از زمان جنگ داخلي 1975 تا 1990 را سپري مي‌كند و انفجار اخير در بيروت تنها نوك كوه يخ محسوب مي‌شود. اگر اين كشور مي‌خواهد دوباره سرپا بايستد بايد مثل تونس به مردم خود اجازه دهد صداي‌شان را فرياد بزنند و بگذارد جنبش‌هاي اجتماعي پويا جان بگيرند. «پايتخت فكري شرق جهان عرب» و «مكاني ايده‌آل براي شكوفايي و تكثرگرايي» القابي است كه امين مألوف، يكي از بزرگ‌ترين فرزندان بيروت، در توصيف اين شهر در دهه 1960 ميلادي به كار برده است. مألوف در آخرين اثر خود يعني «كشتي به گل نشسته تمدن‌ها» از افول آن نسل پويا و درخشان در لبنان خبر مي‌دهد و مقصر آن را قوم‌گرايي مي‌داند كه آينده روشن را از بسياري كشورهاي خاورميانه گرفت. انفجاري كه اوايل ماه جاري ميلادي بيروت را به لرزه درآورد، تنها نوك كوه يخ است. لبنان پيش از اين اتفاق نيز با بحران اقتصادي و مالي عميقي روبرو بود و همين بحران مردم را در اكتبر سال گذشته به خيابان‌ها كشاند. مردم در آن موج از تظاهرات به بن‌بست سياسي، فساد سيستماتيك و مداخله مستمر دولت‌هاي خارجي در امور داخلي لبنان معترض بودند. از آن زمان تاكنون اوضاع نه تنها بهتر نشده، بلكه بدتر هم شده است.

برنامه غذاي سازمان ملل تخمين مي‌زند از اكتبر 2019 تا ژوئن 2020 قيمت غذا در لبنان 109 درصد افزايش يافته است. به اين هزينه‌ها آثار ناگوار شيوع بيماري كرونا و هرج و مرج ناشي از انفجار بيروت را نيز اضافه كنيد. به علاوه اين كشور بيشترين سرانه پناهندگان جهان را دارد و در حال حاضر 30 درصد از جمعيت آن را آوارگان سوري تشكيل مي‌دهند. لبنان در حال حاضر جدي‌ترين بحران خود از زمان جنگ داخلي 1975 تا 1990 را سپري مي‌كند، اما بايد گفت در عمل هيچگاه خشونت و خونريزي در اين كشور به پايان نرسيده است. اين كشور اكنون درگير «جنگ‌هاي جديد» است. در اين نوع جنگ، گروه‌هاي مخالف دست به تشويق افراط‌گرايان مي‌زنند و خصومت‌ها را بالا مي‌برند، چرا كه با اين كار مي‌توانند به اهداف سياسي خود دست يابند. به علاوه، رهبران گروه‌هاي سياسي اغلب از توافق‌هاي صلح براي تقويت جايگاه خود در قدرت و شبكه‌هاي حمايتي خود استفاده مي‌كنند. اين مساله در توافق 1989 طائف كه به جنگ داخلي لبنان منجر شد، مشاهده مي‌شود. اين توافق نظام سهميه‌بندي طايفه‌اي را كه از زمان استقلال لبنان بر نهادهاي دولتي اين كشور حكمفرما بود، تا حدي تغيير داد. اين نظام جلوي حكمراني اثربخش را گرفته و نمي‌گذارد هويت ملي لبنان ساخته شود. خلاصه اينكه لبنان سال‌هاست بلاتكليف است و جامعه بين‌الملل هم نمي‌تواند نسبت به آن بي‌تفاوت باشد. فراموش نكنيم حكومتي كه قبل از حكومت فعلي در لبنان روي كار بود دقيقا يك قرن قبل به دست ابرقدرت‌هاي پيروز در جنگ جهاني اول و پس از فروپاشي حكومت عثماني به قدرت رسيده بود. لبنان تا سال 1943 تحت قيموميت فرانسه قرار داشت و اكنون دو كشور روابط بسيار نزديكي با يكديگر دارند. امانوئل مكرون، رييس‌جمهور فرانسه دو روز پس از انفجار بيروت از اين كشور ديدن كرد و بعد از آن كنفرانسي را با حمايت سازمان ملل براي جمع‌آوري كمك‌هاي بين‌المللي ميزباني كرد. وي تاكيد كرد فرانسه و ديگر كشورهاي جهان وظيفه دارند فورا كمك‌هاي اضطراري در اختيار لبنان قرار دهند. اتحاديه اروپا اين كار را به سرعت و با بخشندگي فراوان انجام داده است.
اما كشورهاي جهان، به ويژه غربي‌ها، از نظر تاريخي وظايف بزرگ‌تري بر دوش دارند. از جمله اينكه لبنان و ساير كشورهاي منطقه را به داشتن نظام حكومتي اثربخش تشويق كنند. با اين حال، غرب به اين ميزان بسنده نكرده و اغلب دست به مداخله‌هاي افراطي و رويكردهاي پدرسالارانه زده است تا بتواند كنترل آن كشور را در دست داشته باشد. براي مثال بحران ليبي نشان مي‌دهد استكبار غرب چگونه بدون داشتن برنامه‌هايي براي بازسازي اين كشور، دست به تغيير رژيم آن زده و باعث فروپاشي ليبي شده است. هر اقدام سياسي كه به دلايل انساني انجام مي‌شود بايد در ابتدا به اين اصل مهم پزشكي توجه كند؛ اول مراقب باشيد آسيبي به بيمار نرسد و سپس به درمان آن بپردازيد. غرب بايد براي كمك به لبنان با خضوع به خواسته‌هاي مردم محلي آن گوش كرده و قاطعانه از آن حمايت كند.
اعتراضات مردمي پس از انفجار بيروت باعث استعفاي دولت لبنان شد، اما اين كافي نيست. معترضان خواستار سرنگوني كامل نظام هستند و در اين راه، حتي از شعارهاي بهار عربي استفاده مي‌كنند. نه طبقه حاكم لبنان و نه همسايگان بانفوذتر اين كشور حاضر نيستند به راحتي اصلاحات بنيادي را بپذيرند و تجربه بهار عربي نيز اصلا اميدوار‌كننده نيست. در ميان كشورهاي عربي، تنها تونس بود كه انقلابش منجر به دموكراسي شد، هر چند همان هم نتوانسته مشكلات كشور را حل كند. با اين حال اگر لبنان مي‌خواهد دوباره سرپا بايستد بايد مثل تونس به مردم خود اجازه دهد صدايشان را فرياد بزنند و بگذارد جنبش‌هاي اجتماعي پويا جان بگيرند.
مترجم: هديه عابدي

منبع: روزنامه اعتماد 2 شهریور 99

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *