Home گفتگو كانديداتوري روساي‌جمهور و نامزدهاي هميشگي
كانديداتوري روساي‌جمهور و نامزدهاي هميشگي
0

كانديداتوري روساي‌جمهور و نامزدهاي هميشگي

0
0

«اعتماد» از رويكرد نامتعارف و البته قانوني در كانديداتوري چندباره در ايران گزارش مي‌دهد

مهدي روزبهاني

 

انتخابات رياست‌جمهوري در ايران گويا براي عده‌اي هر 4 سال يك بار تنوعي است در زندگي سياسي‌شان! كساني كه هر 4 سال تا زمزمه برگزاري انتخابات در فضاي سياسي كشور شنيده مي‌شود، نام‌شان بر زبان‌ها مي‌افتد. هر فهرستي كه از كانديداهاي احتمالي منتشر شود، اسمي از اين افراد در آن فهرست‌ها به چشم مي‌خورد. هر بار هم كه شركت كنند و راي نياورند، ولي همان لحظه اعلام نتايج دوباره به اين فكر مي‌كنند كه دور بعد با شعار و ژستي جديد در انتخابات شركت كنند. جالب اين است كه آنان در اين دور تسلسل شركت در انتخابات رياست‌جمهوري تنها نيستند و عده‌اي هم از ايده آنان حمايت مي‌كنند. هر بار به اميدي مي‌آيند كه شايد نظر مردم تغيير كند يا شرايطي پيش بيايد كه اينان بتوانند وارد «پاستور» شوند و كليد ساختمان رياست‌جمهوري را به دست بگيرند. اين موضوع آنقدر تكرار شده كه حتي برخي از چهره‌هاي سياسي كه ساليان سال در مناصب مهم فعاليت مي‌كرده‌اند، حالا مردم آنان را بيشتر با حضورشان در انتخابات رياست‌جمهوري مي‌شناسند. برند انتخاباتي‌شان باعث شده هربار هم فعاليتي مي‌كنند و سخني مي‌گويند ديگران اين‌گونه تفسير كنند كه اين افراد قصد انتخاباتي دارند و احتمالا از الان تا زماني كه انتخابات بعدي رياست‌جمهوري برگزار شود، در حال برنامه‌ريزي و تبليغات هستند.
طي دوره‌هاي گذشته هم چند بار شاهد اين اتفاق بوده‌ايم كه يك كانديدا با اينكه در ادوار گذشته نتوانسته اعتماد مردم را جلب كند و به «پاستور» برسد براي دو و حتي چند نوبت وارد عرصه رقابت شده و گويا قرار است انتخابات 1400 نيز شاهد اين تكرار چهره‌ها باشيم. آنچنان كه از شواهد پيداست محمدباقر قاليباف كه ازجمله اين چهره‌هاي ثابت انتخاباتي است و حالا البته پس از نخستين توفيق در يك انتخابات، كليددار «بهارستان»، مي‌خواهد بار ديگر در انتخابات رياست‌جمهوري 1400 نام‌نويسي كند. اين تصميم قاليباف هرچند به مرحله عمل نرسيده اما از حالا حتي همقطاران اصولگرايش نيز نسبت به آن انتقادهايي را مطرح كرده‌اند. به‌غيراز او هم سيدمحمد غرضي و محسن رضايي ازجمله كساني هستند كه احتمالا دوباره در انتخابات نام‌نويسي كنند. در اين باره اسماعيل گرامي مقدم فعال سياسي اصلاح‌طلب و از اعضاي حزب اعتماد ملي به «اعتماد» مي‌گويد كه اين اقدام نادر و منحصر به فرد ايران است. جداي از اين يك رسم ديگر هم در انتخابات رياست‌جمهوري ايران درحال شكل‌گيري است. فردي كه يك دوره 8 ساله رييس‌جمهوري بوده دو يا حتي چندباره بخواهد در انتخابات شركت كند. دوره قبل محمود احمدي‌نژاد با وجود توصيه نهي كانديداتوري، به وزارت كشور رفت و نام‌نويسي كرد و اين دوره هم درباره او زمزمه‌هايي به گوش مي‌رسد. علاوه بر اين، عده‌اي هم سخن از كانديداتوري سيدمحمد خاتمي رييس‌جمهوري دولت اصلاحات به عنوان گزينه مطلوب اصلاح‌طلبان سخن به ميان آورده و مي‌گويند كه چه خوب است كه او در انتخابات ثبت‌نام كند. آنچه با اين مقدمه در ادامه مي‌خوانيد گفت‌وگوي «اعتماد» است با دو چهره سياسي اصلاح‌طلب و اصولگرا درباره اين دو سنت سياسي نامتعارف و البته مجاز به‌لحاظ قانوني در انتخابات رياست‌جمهوري ايران؛ سنت‌هايي كه ازقضا هم اسماعيل گرامي‌مقدمِ اصلاح‌طلب و هم اميررضا آشتياني اصولگرا چندان روي خوشي به آن نشان نداده و نمي‌دهند.

گفت‌وگوي «اعتماد» با اسماعيل گرامي‌مقدم، كنشگر سياسي اصلاح‌طلب

كانديداتوري روساي‌جمهوري و نامزدهاي ناكام ادوار گذشته خلاف دموكراسي است

آقاي گرامي‌مقدم با نزديك شدن به انتخابات 1400 زمزمه حضور چهره‌هاي مختلف براي اين رقابت سياسي مطرح‌ شده است. در اين ميان نام محمدباقر قاليباف كه حالا چند ماهي است در مقام رياست مجلس شوراي اسلامي فعاليت مي‌كند و حتي سيدابراهيم رييسي، رييس قوه قضاييه نيز شنيده مي‌شود. هرچند حضور اين دو در عرصه انتخابات رياست‌جمهوري به‌لحاظ قانوني منع نشده، آيا به نظر شما اين اتفاق به‌لحاظ سياسي براي ايران مفيد است يا مي‌تواند تبعات منفي درپي داشته باشد؟

از نظر من، اينكه فردي در رأس يكي از قواي كشور است و بيشتر از چند ماه نيست كه ايشان به اين سمت رسيده و حالا بخواهد اين سمت را رها كند، استعفا بدهد براي اينكه در انتخابات يك قوه ديگر شركت كند، اين اتفاق اساسا دهن‌كجي به مردم و ترويج بداخلاقي است. اين اتفاق اعتماد عمومي را از بين مي‌برد. اينكه فردي كه در حال حاضر در يكي از قوا در حال خدمت است و هنوز آنقدر زمان نگذشته كه توان خود را در اين قوه نشان دهد، براي قوه ديگر خيز برمي‌دارد، نشان مي‌دهد كه آن شخص صرفا در پي قدرت‌طلبي است. كسي كه صرفا قصد دارد جايگاه قدرت را به دست آورد، نمي‌تواند در آينده، كاري اساسي براي رفع بسياري از مشكلات مردم داشته باشد.

به نظر شما حضور اين دست مقامات ارشد در انتخابات رياست‌جمهوري چه تاثيري در افكار عمومي دارد؟

اين كه روساي قوه فعلي دنبال رسيدن به رياست قوه ديگري باشند، در واقع با زبان بي‌زباني مي‌گويند كه به ما اعتماد نكنيد. اين حركت آنان خطاب به مردم اين پيام را دارد كه مردم اعتمادتان از ما سلب شود. به همين خاطر هم هست كه مسائل را غير واقعي مطرح مي‌كنند. مثلا يكي از روساي قوا مي‌گويد كه تحريم‌ها اثري بر زندگي مردم و كشور و مشكلات جاري ندارد و صرفا مديريت دولت كنوني باعث شده كه ايران در چنين وضعيتي قرار بگيرد. اين اظهارنظر غير واقعي و توهم‌آميز است. چراكه خيلي وقت است كه خزانه دولت از ارز خالي شده و در مقابل، به‌خاطر نيازهاي ضروري كشور دچار مشكل شده‌ايم. همين هم باعث افزايش قيمت ارز مي‌شود و به تبع ارزش ريال كاهش پيدا مي‌كند و شاهد هستيم كه گراني به وجود آمده است. اين سلسله اتفاق به دولت فعلي و حتي به دولت قبل از آن هم ارتباطي ندارد چون تحريم اثر خودش را مي‌گذارد ولي اين فرد كه خود را نامزد احتمالي مي‌داند متأسفانه مسائل را وارونه جلوه مي‌دهد و همه مشكلات ناشي از تحريم را به گردن دولت مي‌اندازد. در گذشته نيز يك مساله غير واقعي را مطرح مي‌كردند مثلا وقتي كه ريال در برابر دلار كاهش پيدا مي‌كرد مي‌گفتند ما تمام مبادلات را با يورو يا ساير ارزها انجام مي‌دهيم اما مشاهده كرديم كه اين اقدام ميسر نيست. كارشناسان اقتصادي توضيح دادند كه وقتي ارزش ريال در برابر دلار كاهش پيدا مي‌كند در واقع در برابر تمام ارزها ارزش ريال ريزش مي‌كند. ما بايد توليد و صادرات داشته باشيم تا ارز وارد كشور شود و به اين ترتيب بتوان ارزش ريال را تقويت كرد. از نظر من غيرواقعي جلوه دادن و انتزاعي برخورد كردن خيانت به مسائل ملي است. اينكه ما صرفا به فكر اين باشيم كه خود ما يا باند ما در قدرت حضور داشته باشند، بدون اينكه نگاهي به حل معضلات كشور و جلب اعتماد عمومي داشته باشيم صرفا در اين مسير حركت كرده‌ايم كه سرمايه اجتماعي را نابود كنيم.

جداي از اين بحث حضور سران قوا در انتخابات رياست‌جمهوري، اتفاقي كه در دوره‌هاي قبل انتخابات رخ داده و به نظر مي‌رسد اين دوره هم شاهد آن باشيم، اين است كه روساي‌جمهور قبلي كساني كه دو دوره سكان قوه مجريه را به دست داشته‌اند، دوباره وارد ميدان شوند. براي اين افراد هم منع قانوني وجود ندارد اما از نظر سياسي اين اتفاق ضرورت دارد يا برعكس مي‌تواند تأثير منفي بر توسعه سياسي ايران داشته باشد؟

به غير از آنكه افراد از قواي ديگر مي‌خواهند استعفا بدهند تا در انتخابات يك قوه ديگر شركت كنند، اين موضوعي كه شما به آن اشاره كرديد هم هردو منحصر به فرد ايران هستند. يكي از شيوه‌هاي بد اين است كه يك فردي دو دوره رييس‌جمهوري بوده و حالا بخواهد براي بار سوم وارد رقابت انتخابات رياست‌جمهوري شود. درست است كه قانون به او اجازه مي‌دهد ولي براي بار سوم كانديدا شدن هم به نوعي دهن‌كجي به مردم محسوب مي‌شود. اگر فردي توانمندي داشته در همان 8 سالي كه رييس‌جمهوري بوده، توانمندي‌هاي خود را به ميدان آورده و خود را به مردم نشان داده، ديگر چه ضرورتي دارد كه براي بار سوم وارد عرصه شود. ضمن اينكه در ايران كه قحط‌الرجال نيست. افراد بايد از اين تلاش براي به قدرت رسيدن دست بكشند. فردي كه مي‌خواهد براي بار سوم به ميدان انتخابات بيايد صرفا دنبال قدرت‌طلبي است و مي‌خواهد كه صرفا جايگاهي را اشغال كند. اما بهتر آن است كه شركت نكنند و ميدان را براي چهره‌هاي جديدتر خالي بگذارند.

اما شاهد بوديم محمود احمدي‌نژاد هم برخلاف توصيه‌هايي كه به او شد، در جريان برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري دوره دوازهم، اقدام به نام‌نويسي كرد و اگرچه در ادامه ردصلاحيت شد اما شخصا وارد ميدان انتخابات شد و هم‌اكنون نيز در آستانه انتخابات 1400 پيش‌رو زمزمه‌هايي درباره كانديداتوري‌اش مطرح شده است. همين‌طور طي ماه‌هاي گذشته برخي چهره‌هاي سياسي به‌نحوي غيرمستقيم از آقاي سيدمحمد خاتمي به عنوان گزينه مطلوب در انتخابات 1400 نام بردند.

شخصا اين شيوه را نمي‌پسندم. در گذشته هم در اين باره گفته‌ام. يكسري رفتارهاي سياسي در كشور ما اتفاق مي‌افتد كه صرفا منحصر به فرد ايران است. اين رفتارها هم برخلاف منافع ملي است و هم باعث ضربه زدن به اعتماد عمومي مردم مي‌شود. ما مي‌گوييم چرا اعتماد از بين مي‌رود ولي بعد به سراغ كساني براي كانديداهايي مي‌رويم كه در گذشته نه‌تنها براي كانديداتوري اقدام كرده‌اند، بلكه در مقام رياست‌جمهوري نيز فعاليت كرده‌اند. بنده زماني از مدافعان مرحوم هاشمي در مجلس هفتم بودم ولي در ادامه در كارزار انتخاباتي آقاي كروبي وارد شدم. همان زمان بسياري از دوستان مي‌پرسيدند، چرا؟ شما كه از نظر فكري به آقاي هاشمي نزديك هستيد! اما حرفم اين بود كه اساسا منطقي نمي‌دانم فردي هرچقدر كه عزيز باشد، بيش از دو دوره بخواهد وارد ميدان شود. از نظر من، فردي هرچقدر محترم و عزيز باشد، بيشتر از اين نمي‌تواند كاري انجام دهد. درمورد آقاي احمدي‌نژاد هم همين ديدگاه را دارم. او دو دور رييس‌جمهوري بوده و هركاري كه مي‌توانسته براي ايران انجام داده است. آقاي خاتمي هم عزيز همه ما است و ما به ايشان افتخار مي‌كنيم اما براي سومين‌بار كه دنبال ايشان مي‌روند، به نظر من خود آقاي خاتمي هم راضي نيست. ما چهره‌هاي بسياري داريم و بهتر است كه دنبال آنان برويم. به هرحال راه صحيح اين است كه از نحله‌هاي فكري و متفاوت استفاده كنيم. شايد برخي از من گلايه‌مند باشند!

تجربه جهاني در اين زمينه چه مي‌گويد؟ در كشورهاي ديگر و البته در كشورهايي كه دموكراسي پيشرفته و فرهنگ سياسي توسعه‌يافته‌اي دارند، آيا واقعا وقتي فردي دو دوره رييس‌جمهوري بوده، براي دوره سوم هم تلاش مي‌كند؟

بايد گفت در دنياي امروز كه جمهوريت جريان دارد و مردم نقش اصلي را در جابه‌جايي قدرت ايفا مي‌كنند و اين مردم هستند كه در رأس امور قرار دارند و معني ندارد كه نامزدي كه نتوانسته يك بار از مردم رأي بگيرد، دوباره وارد ميدان انتخابات شود. ولي ما شاهد هستيم در ايران فردي 3 دوره نتوانسته از مردم رأي بگيرد و مردم به او جواب منفي داده‌اند ولي دوباره نامزد مي‌شود. شما اگر به فضاي انتخاباتي ساير كشورها نگاه كنيد، مي‌بينيد كه اين اتفاق رخ نمي‌دهد. در امريكا فردي كه نتوانسته بود، دوره قبل رأي بياورد، ديگر به ميدان نيامد. اين تجربه منحصر به فرد ايران و البته برخي كشورهايي است كه فرهنگ سياسي‌شان چندان توسعه‌يافته نيست و در اين كشورهاست كه فردي براي بار سوم تلاش مي‌كند رييس‌جمهوري شود. به نظر من اين شيوه خلاف رفتارهاي سياسي معقول در دنيا است.

و درنهايت اينكه به نظر شما علت طرح نام روساي جمهوري قبلي به عنوان گزينه‌هاي مطلوب و احتمال در بزنگاه انتخابات از جانب برخي چهره‌ها و جريان‌هاي سياسي و رسانه‌اي چيست؟

به نظر من اين رفتار به ‌نحوي مصداق و مترادف نابود كردن نخبگان و رجال سياسي كشور است. به نظر مي‌رسد اين بزرگان خودشان نبايد وارد شوند. چون در گذشته ديده‌ايم هركسي كه به اين مولفه‌ها توجه نكرده و براي بار دوم، مجدد وارد عرصه انتخابات شده، اين تجربه را به دست آورده كه موفق نمي‌شود و حتي نتوانسته تأييد صلاحيت بگيرد. من به نظرم، اين شخصيت‌ها بايد در جايگاه مشاوره قرار بگيرند و به اجماع‌سازي جريان خود كمك كنند. آنها بايد تلاش كنند تا به ساختن رييس‌جمهوري جديد كمك كنند تا اينكه بخواهند يك بار ديگر كانديدا شوند. اين اقدام از نظر عرف سياسي به نظر من خلاف است و با ساز وكار دموكراسي هم در تضاد است.

گفت‌وگوي «اعتماد» با اميررضا واعظ آشتياني، كنشگر سياسي اصولگرا

كانديداتوري مجدد روساي‌جمهوري سابق خلاف عُرف سياسي است

آقاي واعظ آشتياني در انتخابات گذشته محمود احمدي‌نژاد كه قبلا يك دوره 8 ساله رييس‌جمهوري بود، با وجود توصيه به عدم حضور، مجددا نام‌نويسي كرد و البته درنهايت ردصلاحيت شد. هرچند هم‌اكنون دوباره زمزمه كانديداتوري‌اش به گوش مي‌رسد. در همين حال برخي چهره‌ها و احزاب اصلاح‌طلب نيز در آستانه انتخابات 1400 از كانديداتوري سيدمحمد خاتمي سخن مي‌گويند و پيشنهاد مي‌دهند كه ايشان در انتخابات آينده نام‌نويسي كند. اين مساله را كه سياستمداري بخواهد پس از يك دوره 8 ساله رياست‌جممهوري، دوباره در انتخابات رياست‌جمهوري شركت كند، چطور ارزيابي مي‌كنيد و تاثير مثبتي بر توسعه سياسي كشور دارد يا خير؟

كساني كه 8 سال رييس‌جمهور بوده‌اند، هرآنچه را كه در توان داشتند، انجام داده‌اند. به هر حال در بخشي از فعاليت‌هاي خود يا موفق يا ناموفق بوده‌اند. بايد پرسيد در اين فضايي كه مي‌خواهند مجدد كانديدا شوند، چه چيزي را جست‌وجو مي‌كنند و به دنبال چه موضوعات جديدي هستند. آنها هر آنچه داشتند در گذشته عمل كرده‌اند و نتيجه آن مشخص است. شما اگر به كشورهاي ديگر هم نگاه كنيد مي‌بينيد كه به ندرت پيش مي‌آيد كسي بخواهد بعد از يك يا دو دوره رياست‌جمهوري دوباره پيش‌قدم شود و در انتخابات رياست‌جمهوري اعلام كانديداتوري كند. مگر در يك‌سري كشورها كه آنها هم استثنا هستند. مثلا در روسيه پوتين يك استثنا است. ولي در تمام دنيا رسم بر اين است كه يك فردي مي‌آيد رييس‌جمهور مي‌شود و در يك دوره چهار ساله يا 8 ساله بستگي به انتخابات دارد، طرح و برنامه‌هاي خود را پياده مي‌كند و هر آنچه در توان و ظرفيت خود دارد را به عرصه نمايش مي‌گذارد. ديگر بعد از اين حضور مجدد در انتخابات معني ندارد. اين رفتار هم خارج از عرف سياسي و هم خارج منطق است زيرا او هر آنچه در توان و دانش خود داشته و توانسته عملياتي كرده است. از طرف ديگر بايد توجه كرد كه فضا باز براي نيروهاي جديدتر باز باشد. بايد فضايي فراهم كرد تا نيروهايي با كارآمدي بهتر بتوانند بيايند و نقش‌آفريني كنند. يكي از علت‌هاي اينكه اين رفتار در دنيا رخ نمي‌دهد اين است كه آنها به اين باور مي‌رسند كه كار را بايد تحويل نسل بعدي بدهند. نه اينكه مدام عقبگرد كنند و باز به تفكراتي برگرديم كه در گذشته حاكم بوده و با آنها بخواهيم كشور را اداره كنيم.

ضمن احترام به افرادي كه در گذشته رييس‌جمهوري بودند بهتر است ولي بهتر است كه اينان تجربيات خود را به روساي جمهور جديد منتقل كنند. ‌اي‌كاش رييس‌جمهوري جديدي در دوره بعد روي كار بيايد كه اين توانايي و منطق را داشته باشد كه بتواند از تجربيات روساي جمهوري گذشته استفاده كند و براي پركردن خلأ‌هاي موجود از تجربيات اين افراد استفاده كند. روساي جمهوري گذشته به جاي اينكه بخواهند كانديدا شوند، ‌بهتر است بيايند و تجربيات خود را به رييس‌جمهوري بعدي ارايه كنند. مهم اين است كه رييس‌جمهوري كه مي‌آيد از اين ظرفيت تجربه به خوبي استفاده كند. وقتي رييس‌جمهوري دست به اين اقدام بزند قطعا وزرا هم از وزراي گذشته استفاده و سعي مي‌كنند به گونه‌اي عمل كنند كه استفاده از اين تجربيات در راستاي توسعه كشور باشد.

در دوره‌هاي اخير انتخابات رياست‌جمهوري شاهد اين بوديم افرادي باوجود كانديداتوري در ادوار گذشته و ناكامي در كسب آراي مردم، دوباره وارد ميدان كانديداتوري شده و مي‌شوند. اين اقدام اگرچه به ‌لحاظ قانوني هيچ ايرادي ندارد و اساسا حق افراد است و نمي‌توان حقوق شهروندان را محدود كرد اما برخي اين رويه را چندان با اصول دموكراسي همخوان نمي‌دانند و معتقدند كه به ‌لحاظ عرف سياسي هم چندان پسنديده نيست؛ نظر شما در اين باره چيست؟

منع قانوني براي اين افراد وجود ندارد؛ كما اينكه درباره روساي جمهوري قبلي هم منعي وجود ندارد و آنان همچنان مي‌توانند كانديدا شوند. ولي منطق حكم ديگري مي‌دهد. در ارتباط با اينكه برخي كه در گذشته در انتخابات راي نياورده‌اند بايد خودشان ‌وضعيت خود را ارزيابي كنند و بسنجند. هيچ‌كس بهتر از خود فرد نمي‌تواند وضعيت و جايگاه خود را اندازه‌گيري كند و بگويد كه براي دوره بعد مجدد كانديدا بشود يا خير. اما به‌طور منطقي كسي كه در يك دوره راي نياورده، قطعا در دوره‌هاي بعد وضعيت بهتري نخواهد داشت. اگر هم راي بيشتري بياورد با درصد ناچيزي اين اتفاق مي‌افتد. اين دسته افراد اگر از شركت در انتخابات پرهيز كنند وضعيت‌شان مي‌تواند به مراتب بهتر باشد. مي‌توانند سعي كنند در جايگاهي كه هستند خدمات بهتري به كشور و نظام ارايه دهند.

غير از خود اين اشخاص كه بعضا مي‌بينيم تمايلي به حضور چندباره در انتخابات دارند، برخي از جريانات هم به طور مداوم از چهره‌هايي نام مي‌برند كه قبلا بخت خود را در اين رقابت سياسي آزموده‌اند. به نظر شما علت اصرار اين جريانات به چهره‌هاي گذشته چيست؟

از اين منظر احتمالا اين تلاش صورت مي‌گيرد كه فضاي انتخابات پورشورتر شود. شايد تحليل اين است كه انتخابات با حضور برخي چهره‌ها داغ‌تر ‌مي‌شود. انتخابات ايران به خصوص در رياست‌جمهوري قابل پيش‌بيني نيست و نمي‌شود گفت چه كسي رييس‌جمهوري مي‌شود. به جز بعد از دفاع مقدس كه مرحوم هاشمي در انتخابات رقيبي نداشت و معلوم بود كه ايشان برنده انتخابات است، در دوره‌هاي بعد كسي نمي‌توانست پيش‌بيني كند كه چه كسي در انتخابات به پيروزي مي‌رسد. اين قابل پيش‌بيني نبودن در دوره‌هاي مختلف از زمان آقاي خاتمي گرفته تا احمدي‌نژاد و روحاني وجود داشته است.

اين نشان‌دهنده اين است كه مردم ايران قابل پيش‌بيني نيستند. البته موضوع تحزب هم وجود دارد و ما فاقد احزاب كارآمد هستيم و اين هم دليل مهمي است. شايد علت اينكه عده‌اي هر دوره كانديدا مي‌شوند هم اين باشد كه مردم ايران قابل پيش‌بيني نيستند و آنان نيز تصور مي‌كنند شايد در دوره جديد بتوانند راي بياورند.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *