Home انتخاب سردبیر فریاد باز نشستگان
فریاد باز نشستگان

فریاد باز نشستگان

0
0

عباس کاظمی

عضو شورای مرکزی و مسئول کمیته آموزش سازمان معلمان ایران

طبق گزارش های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در بهار 1399،قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال 1390 به حدود یک سوم کاهش یافته و نرخ تورم بالاتر خوراکی ها و آشامیدنی ها در سال های اخیر حاکی از بدتر شدن وضعیت معیشتی خانوار های با در آمد پایین تر می باشد .

در همین گزارش فقر مطلق را ناتوانی در کسب حداقل استاندارد زندگی تعریف کرده یعنی در واقع فقر مطلق عدم دسترسی به حداقل های معیشت در جامعه می باشد . این گزارش رسمی خط فقر اعلامی را چهار و نیم میلیون تومان در آمد ماهانه ذکر کرده در حالیکه کارشناسان اقتصادی در جراید خط فقر را بسیار بالاتر از این رقم می دانند و هم چنین تورم انتظاری در دوره های زمانی آتی را بالاتر از 45 درصد ذکر کرده اند همه این آمارها حکایت از افزایش قابل توجه نابرابری و شکاف روزافزون عمیق اجتماعی دارند .

این وضعیت اجتماعی را کدامین تصمیم گیری و سیاست ورزی رقم زده است ؟ چه کسی پاسخگو ست ؟ عدالت اجتماعی را چگونه می شود معنا کرد ؟ این وضعیت هرگز شایسته کشور ثروتمندی مانند ایران نیست .

بازنشستگان که موثرترین سال های عمر خود را وقف جامعه کرد ه اند انتظار دارند در این دوره زندگی مورد توجه قرار گیرند و جایگاه و منزلت اجتماعی آنان متزلزل نشود و مورد حمایت کانون ها و تشکل های صنفی باشند .

باز نشستگی ، واقعیت مهمی است که ناگزیر در زندگی شغلی اتفاق می افتد و دارای ابعاد و تبعات مختلف فردی و اجتماعی و اقتصادی است که نه تنها با امنیت شغل و امنیت از جهت درآمد مرتبط است ، بلکه سلامت شرایط زیست انسانی را چه برای بازنشسته و چه برای دیگران متاثر می سازد .

دوره بازنشستگی اگر با تدابیر اصولی و برنامه های متناسب با شرایط فرهنگی واجتماعی و اقتصادی همراه نباشد زمینه های نگرانی و اضطراب را برای بازنشستگان به ارمغان می آورد و در روابط آنان با خود و اطرافیان و جامعه آثاری منفی ایجاد و بر جای می گذارد .

سیاست های اعمال شده در خصوص باز نشستگان باید ضمن حفظ شان و منزلت انسانی آنها و مراقبت های شرافتمندانه ، زمینه استقلال آنها را فراهم سازد .

اصل 29 قانون اساسی، برخورداری از تامین اجتماعی در دوران باز نشستگی ، پیری و از کار افتادگی را به عنوان یک حق مطرح می کند که دولت از محل در آمد عمومی مکلف به تحقق آن است در آمد ناکافی و نامتعادل با هزینه زندگی و مسایل مربوط به درمان و مشکلات مسکن ، بیکاری ، ازدواج ،تحصیل فرزندان ، مشکلات رفاهی و توقعات اطرافیان از عمده ترین مسائل این قشر از جامعه هستند که متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته اند .

بازنشستگان اگر در زمینه های رفاهی و درآمدی نزد همسر و فرزندان و اطرافیان تحقیر و شرمنده نشوند و هم چنان حرمت و شأن آنان حفظ گردد، می توانند با کوله باری از تجربه سی ساله کار عملی راهنما ی فرزندان و اطرافیان خود باشند و در نهاد های مدنی فعال اجتماعی باشند و از خطاها و کژ ی ها ممانعت بعمل آورند .

برای همین است که در برخی کشور های توسعه یافته ، نهادهایی بنام شورای ریش سفیدان ساخته اند تا آن تجارب که در فرایندی طولانی حاصل شده اند به باد فنا نروند . اما با تاسف وضعیت امروز این قشر جامعه ما ، افسردگی و کسر شأن و… به بار آورده است .

در حال حاضر جمعیتی حدود یک میلیون بازنشسته فرهنگی داریم . اگر اخبار جراید و رسانه ها را بررسی کنیم ، سالیان سال است این قشر زحمتکش با صدای بلند ، با طومار و گردهمایی و … نابرابری و تبعیض در حداقل در آمد را فریاد زده اند ، اما جز وعده های بی ثمر تغییری در عمل نیافته اند ، معلمانی که با هزاران شوق به تعلیم فرزندان این آب و خاک پرداخته اند سزاوار تحمل این ناملایمات زندگی نیستند . در سنین سالمندی فاقد امکان دست یابی به شغل و در آمدی دیگر و مواجه با افزایش هزینه های بهداشت و درمان و افزایش نرخ ها و هزینه های زندگی هستند.

با این چشم انداز گزارشات اقتصادی رسمی ، چه آینده ای در انتظار این جمعیت زیر خط فقر قرار دارد ؟چه کسی فریاد رس است ؟ تا کی این وضعیت قابل تحمل است ؟ چه نهادی قادر به دگرگونی این وضعیت نا بهنجار اجتماعی است؟ چرا گشایشی صورت نمی گیرد ؟

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جائی نرسد فریاد است

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *