Home یادداشت فرآیند تاثیر “رای ها “و”رأس ها” و سرنوشت ملت ایران
فرآیند تاثیر “رای ها “و”رأس ها” و سرنوشت ملت ایران
0

فرآیند تاثیر “رای ها “و”رأس ها” و سرنوشت ملت ایران

0
0

هوشنگ گودرزی

عضو سازمان معلمان ایران

روندها و پروسه ها امری دفعی و بدون مقدمه نیستند ،رای بی رای پدیده جدیدی نیست رای و نظر امری ذاتی و از هستی مندی متعالی انسانی حکایت دارد، و بی رایی و کتمان نظر از سقوط و هبوط حق ابراز نظر در رفع مشکلات جوامع تحت سیطره رأس ها ناشی میشود.
بخشی از این وضعیت و عارضه حاصل از تقلب و تغلیبی است که راس ها بر « رای های»  جوامع کرخت و سست تحمیل میکنند.
بخش دیگر منبعث از بی سامانی و عدم همبستگی و رخوت و تنبلی عدم تشکل و نهادمندی در اجتماع انسانی است. در جوامعی که مهمترین مسائلش آزادی و عدالت و عدم پذیرش استبداد نباشد ، تفاوتی بین رای دادن ها و رای ندادن ها احساس نخواهد شد.

تاریخ جوامع مشحون از عدم تاثیر گذاری رای قاطبه مردم بر سرنوشتشان است.
ازمنظر موثر بودن اعمال نظر و رای، رؤسا و رأس قبائل و طوایف حاکم زمانه حاکی از این است که « رأس ها » بر «رای »ها غلبه دارند،و قدرت پول کثیف کار آمد است.
این امتدادِ فضای بی عملی جامعه توده وار و صاحب رای است لازم است باور کنیم در واقع منشاء حقیقی قدرت ،همین مردم مدعی رای هستند.
اما اگر چشم قاطبه مردم وکنشگران فقط خیره به تصاحب ساختارها حکومتی برای رفع معضلات درونی جامعه بدون تحزب وجامعه محوری باشد ،وقتی از ساختارها و نهادهای مدنی و همبستگی های حزبی و غفلت نمایند ، در این شرایط است رؤسا و مفتی ها و مراجع و بزرگان قبیله بی اعتنا به رای مردم مشق سیاست مبتنی برتبانی و گاوبندی اعمال کرده نهایتا رییس بزرگِ عده قلیل برای قاطبهِ کثیرتقدیرِ ِِسرنوشت میکند.

رای ها و نظرها در نهاد های ناشکفته سرخورده و شده و با ابراز «رای بی رای » قصد تسخیر فضا دارند در پی احقاق حق انکار شده به فریاد زیر آب دست می یازند.
عاملیت انسانها را به بوته فراموشی سپرده و پدیده ساختار و حکومت ها چنان توانمندیهای برخاسته از نهادهای همستگی درونی مردم را به بیراهه برده است ، و این غفلت چنان بر نخبگان سیاسی دو دهه مدعی اصلاحات سایه افکند ، عاملیت رای و سوژگی مردم و نهادهای مدنی به ماشین واریز رای به صندوق تقلیل دادند و اکنون هم اصلاح طلبان و هم مردم و کنشگران با دیواره عظیمی از توده بی سامان و تحزب مواجه شده اند ،و فریاد بر ٱورده اند که ما را به اصلاحات شما امیدی نیست .
مردم متوجه بی تاثیری آراء و نظراتشان شده فریاد بر می آورند که «رای بی رای» . و همه میدانیم خط رای بی رای تا اعماق تاریخ بشر امتداد دارد .

و این مشق توده وار سیاست به مثابه فریاد زیر آب امواج طوفانهای اعماق تیره و تار تاریخ بشری است و اثری بیش از این نخواهد داشت.
به دلیل اینکه نظامات فردمحور اساسا نیازی به رای ندارند و رای جهت تزیین اسباب حاکمیتشان است.

مگر اینکه این ادعای رای بی رای عبرتی باشد جهت تصحیح روندهای غلط که رای و صاحبان رای را با تدارک سازکارهای همبسته مدنی و حزبی و در تمام لایه های جامعه چون مویرگهایی به پیکر جامعه پخش کنند و رای دهنده همیشه با ابراز رای احساس عاملیت و کفایت داشته باشد.
فاعتبرویا اولالابصار.

این« رای بی رای ها » مدعیانی در جلوت و خلوت دارد که یک سر طیفش به هسته های فاسد قدرتهای حاکم که تمام همت خود برای «بی تاثیر کردن وتزیینی »کردن رای و نظر مردم در گردش امور مصروف کرده و میکنند .
یک سر طیف رای بی رای به خارج از کشور امتداد داشته برخی چنان خیره سرانه درپی تصاحب ساختارهای حکومتی اند که حاضرند با کوله پشتی سربازان ناتو سوغات دموکراسی را با چاشنی مصنوعی رای منطبق بر اراده رأس ها بر مردم به تنگ آمده از استبداد داخلی و بی تشکل و نهاد مدنی تحمیل نمایند و تجربه بشری ازین مشقهای شکست خورده کم ندارد
چرا؟و چگونه جوامع چنیین سرنوشتی را برایشان رقم میخورد؟ آیا غلبه صندوق رأسها بر صندوق رای ها امرمحتوم بشر امروز خواهد بود؟

در جامعه هر گروهی از منظر خاص به رای ها و بی رای ها چشم دوخته، برخی رای دهنده را ابزاری برای تحکیم مناسبات ساختار خود تصور کرده و مردم ماشین رای آنها هستند که هراز چند گاهی جهت شارژ دوره ای به آنها نیاز است

و این از چالشهای مهم دموکراسی نمایندگی ختم به صندوق رای است که میتواند از این صندوقهای رای فاشیستها و دیکتاتورانی چون هیتلر و موسیولینی و صدام و بشار اسد تا نظامات سوسیال دموکرات کشورهای اسکاندیناوی سر بر آورد.
مهم بر ساختن برساختها نیست بلکه آنچه مهم است بستر و سامانه هایی است که در متن جوامع بالیدن و رشد کرده تا بتوانند برساختها را تابع مشق سیاسی خود برافرازند.

از منظر نزدیک به صندوق رای و خطرات فوری جناح مقابل بنگریم باید کمر همت ببندید و به همتی رای دهید، ولی اگر از آرای خود عبرت گرفته باشیم افرادی چون همتی آنچنان جنم تقابل لشکر اشقیا را ندارد نه فقط نفوذ رفسنجانی در حاکمیت و نه اقبال و عقبه مردمی خاتمی و نه مثل روحانی سابقه امنیتی و آشنایی به چم وخم های حکومت رادارد لذا شاید نقش یک سرعت گیر یا چوب لای درب یا چرخ درمقابل انحصار طلبان نظامی امنیتی باشد. با تحزب و جامعه محوری و همبستگی حول منافع ملی امکان دارد با وجود افرادی مثل همتی اگر رغبت به همبستگی و نهادمندی مدنی را نصب العین کنشگری خود قرار دهیم حتما خیر عموم از بدنه جامعه جوشش خواهد کرد.

#یادداشت اختصاصی برای سخن معلم

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *