Home یادداشت عشق و آزادی/ برای کاکای نازنینم
عشق و آزادی/ برای کاکای نازنینم
0

عشق و آزادی/ برای کاکای نازنینم

0
0

سیدمحمد مرد

عضو شورای سازمان معلمان تهران

… پانزده سال پیش بود و شاید پیش تر
کاکا را دیدم در جلسات سازمان گاهی طنازی می کرد و گاه ترانه ای می سرود. در عقایدش طعم آزادی بود و آرمانگرایی…

برای شناخت آدمهای معمولی برای شناخت آدمهای ساده و خوب کافی است کنارشان باشی و برای بهتر شناختن شان باید همسفر شوی.کاکا اما خودش مرد سفر بود و سنگ محک شناخت آدمهای دور و برمان .
کاکا اما دنیایی بی همتا بود .مفاهیم انسانی را درک می کرد؛ نقش و سهمی برای خودش قائل بود در جهانی که می زیست.
درد داشت نه درد خودش
یادم هست که مطلبی و خاطره ای نوشته بود از جریان هفده شهریور و زبان حال یک درخت که شاهد چه واقعه ای بوده .
زبان درختان را می فهمید.
روایت زندگی کاکا روایت یک نسل پر شور انقلابی و آرمانی است. قصه نسلی است که در تمامی زندگی شان مسئولیت اجتماعی جاری و ساری است. نسلی که انقلاب کرد و در جنگ بود و بعد از آن از میراث آزادی دفاع کرد .
کاکا بدون منت و نیاز به دیده شدن همواره حضور داشت تمامی جاهایی که حادثه بود. جاهایی که کمتر آدم هایی بی طمع دیده شدن شاید باشند .کاکا برای بودنش در جامعه و نقش آفرینی اش نیاز به پست و عنوان نداشت ساری بود جاری و البته زلال و موثر
کاکا درد دیگری و دیگران را خوب می شناخت و می فهمید و حس می کرد .بی تفاوت نبود و حتما کاری می کرد شاید بقدر خنداندن یا گریاندن صاحب درد…
کاکا درک عمیق و درست اجتماعی داشت سیاست را می فهمید و حس و حساسیت بالایش خیلی زود نیرنگ و دروغ را تشخیص می داد و هرگز مسیر درست را گم نمی کرد.

«عشق»
هر آنکس نیست عاشق نیست مردم
رفته بودیم شمال صبح که بیدار شدم کاکا نبود رفته بود با دریا عشق بازی کند رفته بود ترانه بخواند دل در طبیعت و زیبایی داشت.
تنها عشاق چنین زندگی می کنند که گویی جهان و جدی بودنش برایشان پشیزی ارزش ندارد .تنها روح های صیقل یافته با عشق می توانند چنین رها و آزاده باشند و کاکا چنین بود شعر را می فهمید ترانه و موسیقی را درک می کرد واژه را زندگی می کرد .آنقدر این قلب تند و پر طپش و گرم بود که همه را مجذوب می کرد.انقدر پر ضربان آنقدر پر تپش که تحمل چنین روحی را نداشت و خسته شد ناگهان و ایستاد و بعد ما تنها شدیم و جهان خاموش
تو میروی..
که بماند
تو خاموشی..
که بخواند
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند..

تنها عشاق چنین اند و حال جمعی را خوب می کنند. کاکا بیشتر اوقات علت حال خوب جمع ما بود .حال جمع ما اینروزها خوب نیست.
برای توصیف کاکای نازنین جملات جمع نمی شوند در مفهوم یک کلمه هم نمی توان اورا گنجاند فقط باید آه کشید …آه

 

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *