Home دیدگاه عدالت علی (ع ) و رسالت حاکمان و زمامداران
عدالت علی (ع ) و رسالت حاکمان و زمامداران
0

عدالت علی (ع ) و رسالت حاکمان و زمامداران

0
0

مقدمه: ادیان الهی وجوه مشترک فروانی  با هم دارند،  در برخی از ابعاد، اسلام با دیگر ادیان الهی و از  جمله مسیحیت در غرب تفاوت ماهوی دارد. روشن است دینی که انباشته از سنن غلط و خرافات اجتماعی بوده، و دستمایه ای برای توجیه منافع فردی، گروهی و طبقاتی باشد نه تنها پیشرفتی به بار نخواهد آورد، بلکه موجب انحطاط و عقب ماندگی خواهد شد. اما دینی که از معارف زلال الهی سرچشمه گرفته، و در پی ساختن جامعه ای تکامل یافته بوده، و انسان جایگاه اصلی را برای رسیدن به کمال دارا باشد، نه تنها موجب عقب ماندگی و انحطاط نیست، که خود، محرک و عامل پیشرفت، توسعه و تعالی است، و اسلام اینگونه است.هدف ما در این تحقیق بررسی شیوه های حکمرانی یکی از مهمترین شخصیتهای جهان اسلام یعنی حضرت علی (ع)  است.
1-  عدالت: در تمام صفحات تاریخ نام امام علی(ع) همیشه همراه (عدل و عدالت) بوده و تمام نویسندگان و اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان، بر این باورند که حضرت علی (ع) به خاطر شدت عدالتش شهید شده و این ویژگی مهمی است.  در تعریف عدل آمده است: (العدل وضع کل شیء موضعه) و (اعطاء کل ذی حقه) عدل عبارت از اینکه هر چیز در جای خوش قرار بگیرد و هر ذی حقی به حق خود برسد. یعنی هر چیز و هر کس، به اندازه استحقاق و ظرفیتش بهره مند شود و به اندازه تواناییش کار انجام دهد. در راستای اجرای عدالت در نظام اجتماعی و سیاسی، امام علی  ابتدا از خود و یاران نزدیکش شروع کرده و این مهمترین ویژگی اوست. امام علی (ع) عدل را بر چهار شعبه  می داند. برفهمی ژرف نگرنده و دانشی پی به حقیقت برنده و نیکو داوری نمودن و در بردباری استوار بودن می داند.(1) امام علی (ع)عدل را رستگاری و کرامت، برترین فضائل، بهترین خصلت و بالاترین موهبت الهی می داند.(2) و آن را مانوس خلائق و رعایت آن را موجب افزایش برکات می داند.(3) به نظر امام علی (ع)  جوهره و هستی اصلی ایمان، عدالت است و تمام نیکی ها از آن سرچشمه می گیرد.(4) ملاک حکمرانی، عدل است.(5) و عدالت محکمترین اساس و بنیانی است که در نظام  اجتماعی وجود دارد.(6) رعایت عدالت از سوی رهبران و نخبگان سیاسی در سطوح مختلف سیستم سیاسی و جامعه، آثار و نتایج فراوانی به دنبال دارد این آثار برای رهبران عبارتند از: استقلال و توان، نافذ شدن حکم، ارزشمندی، بی نیازی از یاران و اطرافیان، مورد ستایش قرار گرفتن زمان حکمرانی و بالا رفتن شان، عظمت و عزت آنان می باشد.(7) امام علی (ع) معتقد است که  هیچ چیزی همانند عدالت دولتها را محافظت نمی کند(8) و عدل چنان سپر محکمی است(9) که رعایت آن موجب تداوم قدرت و اقتدار نظام سیاسی می گردد.(10) اما مهمترین و فراگیرترین اثر عدالت در سازندگی و اصلاح جامعه متبلور می شود چرا که عدل سبب انتظام امور مردم و جامعه می باشد.(11) و هیچ چیز به اندازه عدالت نمی تواند مردم را اصلاح نماید.(12) اجرای عدالت؛ مخالفتها را از بین برده و دوستی و محبت ایجاد می کند.(13) در توسعه و عمران و آبادانی تاثیر زیادی دارد.(14)اگر عدالت در جامعه  اجرا نشود ظلم و ستم جای آنرا خواهد گرفت و ظلم جز آوارگی و بدبختی و در نهایت خشونت چیزی به دنبال نخواهد داشت.(15)
گام  اول عدالت در جامعه بشری:  امام علی(ع)، دور نمای عدالت را در یک جامعه بشری اینگونه معرفی می کند.( جامعه لاجرم باید حاکمی داشته باشد نیکوکار یا تبهکار، تا در حکومت او مرد با ایمان کار خود را انجام دهد و کافر بهره خویش برد، تا آنگاه که وعده حق فرا رسد و مدت هر دو رسد. در سایه حکومت او مال دیوانی فراهم آورند و با دشمنان پیکار کنند و راها را ایمن سازند و به نیروی او حق ناتوان را از توانا بستانند تا نیکوکار روز به آسودگی به شب برساند و از گزند تبهکاران در امان ماند.) (16) در حقیقت از نظرامام علی (ع) جامعه باید دارای یک نظام سیاسی باشد تا ابتدائی ترین و ضروری ترین امور زندگی مردم به چرخش درآید. گام دوم  عدالت در نظام اسلامی: امام علی(ع) معتقد است پس از تشکیل نظام اسلامی گام مهمی دیگر این است که همه ارکان حاکمیت باید بر اساس عدالت حرکت کنند. بر همین اساس زمانیکه به اصرار مردم حکومت را پذیرفت تصمیم گرفت که سیستم غیر عادلانه را بهم ریخته  و مجموعه ای جدید مبتنی بر عدالت تنظیم نماید. در یکی از اولین خطبه های خود فرمود:( به خدایی که پیامبر را مبعوث کرد به هم خواهید درآویخت و چون دانه که در غربال ریزند یا دیگ افزار که در دیگ ریزند روی هم خواهید ریخت تا آن که در زیر است زبر شود و آن که بر زبر است به زیر در شود و آنکه واپس مانده اند پیش برانند و آنان که پیش افتاده اند وا پس مانند.)(17)

2-  عدم وجود ظلم در نظام سیاسی: با روشن شدن عدل، مفهوم ظلم نیز به آسانی قابل فهم و تبین است. هر جا عدل نیاشد ظلم است و بینا بین آن وجود ندارد. از دیدگاه امام علی (ع) مهمترین عامل عقب ماندگی، تشتت
و انحطاط کشور ها ظلم است. زیرا تمام امور از مسیر اصلی خود خارج می شود. امام بدترین نظام سیاسی را نظامی می داند که در آن ظلم وجود داشته باشد. و تنها راه حلی که برای جوامع عقب مانده ارائه می دهد، برگشتن به عدالت است.(18) به عقیده امام علی (ع) با وجود ظلم در سطح نظام سیاسی، نه تنها جامعه راه سعادت و کمال و توسعه را طی نخواهد کرد، بلکه تمام امور دین و دنیای مردم آشفته گردیده و نظام  و جامعه از مسیر خود منحرف می شود. همین ویژگی که او در نظام سیاسی بنی امیه دیده بود.(19) اینچنین است ظلم و ستم شیرازه جامعه را از هم می پاشد. و جایی برای تفکر، تعلیم، اندیشیدن به رشد و توسعه و کمال باقی نمی گذارد. امام علی (ع) رهبران ظالم را بدترین افراد امت، دشمنان رهبران عدل، وزیران بد، مددکاران ظالمان و برادران گناهکاران می داند. و زشت ترین پدیده را ظلم حاکمان می شمارد.(20) او معتقد است نخبگانی که ظالم و گمراه باشند جامعه ای را به دنبال خود می کشانند و تاثیر ظلم با اشتباهات آنها در عقب ماندگی کشور صد چندان می شود. بنابر این رهبران در درجه اول باید از ظلم پرهیز کنند. امام معتقد است که اگر هفت اقلیم را به من بدهند تا خدا را نافرمانی کرده و پوست جوی را از مورچه ای به ناروا بربایم، چنین نخواهم کرد.(21) ابننوع نگرش از عدل و ظلم، اگر با بینش مذهبی و اعتقادی نیز همراه باشد با سرعتی شگرف جامعه انسانی را به سوی رشد و توسعه هدایت خواهد کرد.
3- اصل لیاقت و شایسته سالاری: امام علی (ع) معتقد است که اداره جامعه باید توسط افراد شایسته و لایق انجام شود، زیرا اداره نظام سیاسی یک کار تخصصی است و هر کس باید در جایگاه خود قرار گیرد. امام معتقد است که مدیران جامعه و نخبگان یساسی محورهای جامعه بوده که باید هر کدام در جایگاه خود قرار گرفته تا کارها سر و سامان گیرد. در غیر اینصورت ضعف، نارسائی، بی عدالتی،بی قانونی، و پوسیدگی  درونی، جامعه و تشکیلات اداره ان را فرا گرفته و افراد لایق کنج عزلت اختیار می کنند.(22) از نظر امام علی افراد باید دارای شایستگی هایی از جمله میزانی از تخصص، تعهد، اخلاق، آداب معاشرت، گذشت و فداکاری و… باشند. بنابر این لازم است برای اداره جامعه افرادی با چنین ویژگیهایی حضور داشته باشند. بنابر این، اصل لیاقت و شایسته سالاری همان تخصص گرایی در سطح سیستم است. او معتقد است افرادی لیاقت رهبری جامعه را دارند که بهترین کفایت را از خود نشان دهند.(23) او در کلامی دیگر معتقد است که کارها را باید به افراد متخصص و خبره سپرد.(24) امام علی (ع) در نامه معروف خود به مالک اشتر که به منشور حکمرانی   برای رهبران تبدیل شده است تاکید می کند که برای انتصاب افراد باید از افراد شایسته و لایق و دارای کمالات انسانی و اخلاقی استفاده کرده و در درجه اول تلاش می کرد تا همه این اصول را خود رعایت کند.(25)امام در حقیقت به تخصص گرایی کارکردی معتقد بود وزمانی که محمد بن ابوبکر را عزل کرده و مالک را برای فرماندار مصر فرستاده بود و او از این عزل ناراحت بود همین ویژگی را به او گوشزد کرده بود.(25)
4- عدم حاکمیت افراد نالایق: امام علی(ع) معتقد است که افراد نالایق، سست رای، بی شخصیت و کم ظرفیت نظام را دچار انحراف کرده و عامل خطرناکی برای نظام اسلامی  محسوب می شوند.(26) امام علی معتقد است که دلیل سقوط حکومتها چهار چیز است. ضایع شدن اصول، تمسک به فروع، مقدم داشتن مردمان پست و موخر داشتن مردمان فاضل و دانشمند.(27) او معتقد است که دولت احمقان و بی عقلان بر ظلم و فساد بنا شده است و طبیعی است که در چنین نظامی، افراد نیک وانسانهای با کفایت جایگاهی نخواهند داشت و کنج عزلت می گزینند.(28) چنین نظام هایی، بزودی پرده از عیوب خود کنار زده، چهره زشت، پستی و بی کفایتی خود را نشان داده و زمینه نابودی شان را فراهم می آورند.(29) امام علی (ع) در بیانی دیگر نیز هشدار می دهد که افرادی از علم و شایستگی لازم برخوردار نبوده و با فراگیری دانشی سطحی، خود را در قالب دانشمندان و متخصصان امور در آورده و با بدست گرفتن قدرت در سطوح مختلف، امور را به فساد و تباهی می کشانند.(30)
5- اصل نظارت و پاسخگویی:امام علی(ع)معتقد است که حاکم اسلامی باید در برابر مردم پاسخگو بوده و لازم است افراد را تحت کنترل قرار داده و بر کار انها نظارت شود.

امام به مالک اشتر فرمان می دهد  که در سراسر نظام سیاسی از بالا تا پایین باید کنترل دقیق به صورت آشکار و پنهان انجام گیرد و میزان و کیفیت کار افراد مورد ارزیابی دقیق قرار گرفته تا امور مردم به بهترین نوع و در اسرع وقت رسیدگی شود.(31)امام علاوه بر حاکمان جامعه به مردم نیز توصیه می کرد که بر کار زمامداران و رهبران جامعه نظارت کرده و مراقب فعایتهای آنها باشند. به آنها می گفت که اگر حاکمی ظلم کرد او را اطاعت نکرده و به او موارد را گزارش دهند(32) امام معتقد بود که در نظام سیاسی باید راه هرگونه تخلف و فساد و رانت بسته شود و لازمه رشد و پیشرفت جامعه منوط به سلامت نظام سیاسی و به خصوص رهبران و نخبگان جامعه است. به همین دلیل هشدار می داد که با کوچکترین تخلف مدیران باید برخورد شود.(33) یکی از ابعاد مهم فساد در نظام مدیریتی بحث رشوه است. امام علی معتقد بود که رشوه موجب تباهی و گرایش به سوی باطل است و عامل آن نیز رهبران و کارگزاران سیاسی هستند، زیرا رهبران و زمانداران کار مردم را به خوبی انجام نداده و مردم مجبورند برای انجام کارهای خود از این شیوه استفاده کنند.(34) بدیهی است زمانی که مردم حق خود را با رشوه دادن بدست می آورند در مرحله بعد تلاش می کنند تا با دادن رشوه چیزی را که حق خودشان نیست را هم بدست آورند.
۶-برابری در مقابل قانون:
امام (ع) معتقد است که همه در برابر قانون یکسان هستند و از حقوق برابر برخوردارند. در برابر قانون، حزب ، گروه، طبقه،لباس ، ثروت وقدرت و … نمی تواند  موجب تبعیض و برتری افرادی بر افراد دیگر شود. همین نگاه باعث شد که بسیاری از ثروتمندان و بزرگان قبایل و متنفذین، از اطراف امام پراکنده شوند.امام معتقد بود که حتی مسوولان و دست اندرکاران حکومتی نیز حق ندارند خود را برتر از مرپم بدانند.
امام علی به مالک دستور می دهد که خود را مقدم بر امور مردم نداند.(۳۵) او خود در این راه پیشقدم شده و با تبعیض و نابرابری به صورت مستقیم برخورد می کرد. حدزدن نجاشی و  ولید بن عقبه  با اینکه یکی شاعر طرفدار امام بود و دیگری والی کوفه از مواردی است که امام به خاطر شراب خوردن آنها آنرا در مورد شان اجرا کرد.امام  همواره می فرمود: در جامعه ای که قانون فقط برای ضعیفان و بی پناهان اجرا شود و اقویا و ثروتمندان از آن مستثنی باشند هرگز روی سعادت و رشد و توسعه را نخواهند دید.(۳۶)
اولین فردی که در نظام سیاسی اسلام به حقوق عمومی توجه کرد علی (ع) بود. او هموراه به قضات و دستگاه قضاءدر مورد رعایت حقوق مردم تاکید کرده و مسوولان را به نظارت بر عملکرد آنان توصیه می کرد.(۳۷)
۷-حاکمیت گفتمان و پرهیر از خشونت:
امام علی(ع) هرگز راضی  نمی شد در کاری که به نوعی امکان حل آن از طریق مسالمت آمیز وجود داشت به خشونت،جنگ و خشونت متوسل شود.او علی رغم دارا بودن شحاعت و قدرت تا حد اعلای آن در حل مشکلات از زور استفاده نمی کرد. بارها یاران امام در برابر مخالفان می خواستند از روش خشونت آمیز استفاده کنند اما امام آنها را از این کار منع می کرد.
اساس حکومت امام علی(ع) بر صلح، همزیستی مسالمت آمیز و منطق بود. چون او به سازندگی درونی معتقد بود و سازندگی داخلی کشور فقط در سایه صلح، امنیت و آرامش امکان پذیر است.(۳۸)
امام معتقد بود که حاکم اسلامی حق نداردبه بهای ریختن خون انسانها، پایه های حکومت خود را تقویت کند. امام حتی جایز می داند که اصل نظام و حکومت از بین برود اما خون ناحقی به زمین ریخته نشود اگر چه خون ناحق خود موجب سقوط حکومت خواهد شد.(۳۹)
امام همواره با مخالفان خود با ملاطفت و مهربانی برخورد می کرد و تا زمانی که دست به قیام مسلحانه نزدند بت آنها برخوردی نداشت. نمونه روشن آن را شما در مورد خوارج و طلحه و زبیر می بینید که تا زمان جنگ جمل و نهروان با آنها از راه گفتگو و منطق وارد می شد.(۴۰)
امام جوهره سیاست را ملایمت و همواری دانسته و ابزار سباست را سعه صدر و تحمل مخالف و مهربانی با آنها می دانست.(۴۱)
امام معتقد بود که  نظام سیاسی باید با حفظ حالت پدرانه نسبت به ملت،عفو و اغماض را پیشه خود قرار داده و اشتباهات و خطاهای مردم نسبت به خود را نادیده بگیرد .(۴۲)
امام معتقد بود که نخبگان و رهبران جامعه هنگام غضب و خشم باید خود را کنترل کرده و از روش های خشونت آمیز تا حد امکان پرهیز کرده و با مردم مهربان باشند.(۴۳)
۸-مشارکت مردم در تصمیم گیری
امام علی(ع) بکی از راه های ماندگاری حکومت ها را مشورت با مردم می دانست. مشورت از نظر امام علی تصارب آراء،، افکار و اندیشه های موافق و مخالف است تا از میان آنها صحیح ترین، منطقی  ترین و کامل ترین  را انتخاب کند.از دیدگاه امام مشورت کردن یعنی شریک شدن در عقل دیگران است و هیچ پشتیبانی بهتر از مشورت وجود ندارد. مشورت عامل هدایت است و انسان با مشورت گرفتن از دیگران جلوی خطاهای خود را می گیرد.(۴۴)

امام همواره حضور گروهی از نخبگان و دانشمندان که اهل ستایش و چاپلوسی نباشند را برای حاکم لازم و ضروری دانسته و عدم توجه به نظرات آنها را ظلم  و خیانت می شمرد.
او همواره تاکید می کرد که با صراحت و شجاعت در مورد سخن حق با او گفتگو کرده و از این جهت نگران چیزی نباشند و گمان نکنند که او او حاکم ظالم و ستمگری است که کسی نباید به او انتقاد کند.(۴۷)
آنچه از دیدگاه های امام برداشت می شود این است که مشورت نوعی مشارکت در تصمیم گیری نخبگان سیاسی و اداره جامعه است. هدف از این کار تبادل افکار و اندیشه ها، برای یافتن راه حل بهتر و پرهیز از خطا است. منظور از مشاور هم فقط نزدیکان امام نبود بلکه تاکیدات مکرر امام دلیل بر این است که امام از همه اندیشه های مردم در اداره حکومت استفاده می کرد.
۹-نظام سیاسی و امور مالی
یکی دیگر از ویژگیهای نظام سیاسی از منظر امام علی(ع) مسائل مالی و توجه به حفظ بیت المال بود. او در این مورد سختگیری جدی داشت و همین امر باعث شده بود که سران قریش از اطرافش پراکنده شوند. او خطاب به مردم می گفت که من هم مثل شما هستم و در گرفتن بیت المال با شما مساویم و اجازه نمی دهم که کسی بیشتر از انچه که حقش است از بیت المال بگیرد.(۴۸)
امام به استانداران خود ابلاغ کرد که هیچ کس نباید بیش از حق خود از بیت المال دریافت کند و هر کس درخواست کرد از حق خود تعدی کرده و نباید به او پرداخت گردد.(۴۹)
این برخورد باعث شد که بسیاری از افراد به سوی معاویه می رفتند و امام را تنها گذاشته و در حقیقت مقابل امام بودند. برخی از یاران نزد علی  آمدند و به او می گفتند که با اینها کمی ملایم تر باشد نا به دشمن ملحق نشوند، اما امام با قاطعیت جواب رد به آنها داده و می گفت که از من میخواهید که ظلم کرده و به اینها بیشتر از حقشان بدهم. اگر مال خودم هم بود چنین کار ناروایی را انجام نمی دادم چه رسد به اینکه مال خداوند است.(۵۹)
۱۰- فقرزدایی:
یکی از محورهای اساسی نظام سیاسی از منظر امام علی(ع) مبارزه با فقر در میان جامعه و ایجاد جامعه ای عادلانه که در آن مردم در رفاه و آسایش نسبی باشند. به همین دلیل امام به مسوولان و حاکمان خود دستور می دهد که باید تلاش کنید تا جامعه را از فقر پاک کرده و به فکر محرومان و مستضعفان جامعه بوده و بدانید فقر در یک جامعه باعث گریز مردم از دین شده و آنها راه ضلالت و گمراهی و کفر را انتخاب خواهند کرد.
در حقیقت ففر بزرگترین مرگ است. فقر عقل راسرگردان کرده و عقل سرگردان نمی تواند در حل مشکلات جامعه نقشی رایفا کند.(۵۱)
در نامه خود به مالک اشتر نیز تاکید بر فقرزدایی از جامعه دارد.(۵۲)
این میزان از تاکید بر این امر نشانده این حقیقت است که فقر زدایی از اولویت های برنامه های اقتصادی امام علی بوده است.در جامعه ای که فقر در آن حاکم باشد خلاقیت، نوآوری، امید به زندگی،عشق به کار و تلاش و… رخت بر بسته و مردم همواره نگران حال و آینده خود هستند.
۱۱- نقش نظامیان در نظام سیاسی:
امام علی (ع) معتقد بود که نظامیان فقط بایددر جهت تامین امنیت، حفظ صلح و ثبات و یاری دین خدا به کار گرفته  و حاکمان و رهبران جامعه نبایددر جهت حفظ و موقعیت خویش از وجود نظامیان استفاده کنند.(۵۳)
امام تاکید می کند که حاکم باید امورنظامیان را زیرنظرداشته و  مشکلات معیشتی آنها را برطرف نمایند. باید محبت آنها را به حکومت افزایش داده و با مهربانی به امورات آنهارسیدگی نمایند.(۵۴)
۱۲-تقدم اصلاحات داخلی:
از مجموعه دیدگاه های مدیرتی امام علی(ع) مشخص می شود که ایشان به سیاست داخلی توجه ویژه ای داشته و اصلاحات داخلی را مهمتر از اصلاحات خارجی دانسته وپرداختن به آن را در اولویت قرار میدادند. امام با شدت هر چه تمام تر، شروع به  مبارزه با فساد حاکم در نظام سیاسی و جامعه کرد.(۵۵)
امام معتقد بود که اگر کشو ی از یک نظام سیاسی سالم، پیشرفته،باسواد،فرهنگ غنی،آگاهی و عقلانیت بالا برخوردار نباشد نه تنها در سطح نظام بین الملل نمی تواند موثر باشد، حتی در داخل نیز نمیتواند به رشد و توسعه برسد.(۵۶)
بنابر این امام اصلاحات داخلی را مهم می دانست و در داخل هم اصلاحات داخل سیستم را مهم  تر از خارج از آن می داند و در داخل نیز اصلاحات نقاط مهم و اصلی را مهمتر از اصلاحات غیرآن یعنی؛ هر چه به  داخل برویم نقش و اجزاء جزء داخلی اهمیت بیشتری پیدا کرده و اصلاحات آن ضروری تر می شود.خلاصه آنکه امام معتقد است جامعه ای می تواند روی سعادت و خوشبختی را ببیند که از هر جهت به عدالت نزدیک شده و از ظلم دور ی کند.

شاید بتوان به جرئت بیان کرد که تمام اندیشه های امام علی(ع)  در مورد توسعه سیاسی بر اساس همین مفهوم عدالت پی ریزی شده و دارای اصولی جزئی تر در هر زمینه هستند. در حقیقت همه دوازده اصول مطرح شده در این مقاله حول محور تحقق عدالت و مبارزه با ظلم امکان پذیر است. امیدوارم مسوولان ما این اصول را محور فعالیت ها و برنامه های اساسی خود قرار دهند. انشاء ا…
منابع در دفتر نشریه موجود است.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *