Home دیدگاه صد نكته غير حسن
صد نكته غير حسن
0

صد نكته غير حسن

0
0

درباره استاد محمدرضا شجريان كه شكر خدا در آستانه بهبودي قرار گرفته‌اند

احمد طالبي‌نژاد

واژه «ملي» از آن دست كلماتي است كه معمولا راحت درباره بسياري از آدم‌ها به كار برده مي‌شود؛ بي‌اينكه ارزش واقعي آن را مدنظر قرار دهيم. درست مثل واژه اسطوره كه درباره فوتباليست‌ها و كشتي‌گيرها و همه ورزشكاران از آن استفاده مي‌كنيم.
واژه ملي هم متاسفانه در فرهنگ ما يك چنين باري پيدا كرده است، علتش هم اين است كه تعريف روشني از آن در دست نيست.
به نظر من ساده‌ترين مفهومي كه از واژه «ملي» مي‌توان ارايه كرد، اين است كه آن شخص يا اثر يا مقوله به گونه‌اي باشد كه يك ملت بر سر آن اشتراك نظر داشته باشند.
در تاريخ فرهنگ و هنر اين مرز و بوم كم نبوده‌اند و هستند هنرمنداني كه به راحتي بتوان آنها را هنرمند ملي ناميد و همه درباره‌شان توافق داشته باشند؛ از خواننده، موسيقيدان، شاعر و… گرفته تا ديگران. سال‌ها پيش اگر خاطرمان باشد بر سر اينكه شاعر ملي ما كيست بحث‌هاي زيادي در گرفت، اما اين صحبت‌ها به نظرم بي‌نتيجه است براي اينكه به صورت مصداقي و در عمل مردم بايد تشخيص بدهند بر سر چه كسي توافق جمعي دارند.
استاد محمدرضا شجريان يكي از بزرگ‌ترين آوازخوان‌هاي ايراني است كه با صداي جادويي و بي‌نظيرش و با انتخاب اشعاري كه خوانده و نوع موسيقي كه ارايه كرده و با توجه به رويكرد اجتماعي‌اش محبوبيت زيادي كسب كرده است. او كسي است كه به راحتي مي‌توان هنرمند ملي ناميدش. اين واژه از زماني جلوي نام استاد شجريان قرار گرفت كه در كوران حوادث اجتماعي يك دهه اخير همراه و همگام با مردم شد.
در واقع از آن به بعد بود كه مردم ما متوجه شدند در ميان هنرمندان ما كسي هم هست كه بي‌ريا همراه آنهاست و حاضر است در راه مردم فديه دهد و فديه دادنش هم به گونه‌اي است كه خود خواسته بگويد من با صدا و سيما كار نمي‌كنم و ديگر صداي من از اين رسانه پخش نشود و صدا و سيما هم لج كند و به تلافي «ربناي» استاد را از راديو و تلويزيون پخش نكند در حالي كه آنها نمي‌دانستند عملا اين اتفاق باعث محبوبيت بيشتر استاد شجريان خواهد شد.
به هر حال استاد شجريان آوازه‌خوان، هنرمند و موسيقيدان ملي است به مفهومي كه مي‌شناسيم و نامش در كنار سرداران ملي همچون ستارخان يا عارف قزويني به عنوان شاعر ملي و ديگر كساني كه تا به حال به اين صفت متصف شده‌اند، قرار مي‌گيرد. براي اينكه مردم در وجود او، صداي او، در جهت‌گيري و نگرش او به مسائل اجتماعي، دردها و آلام خودشان را مي‌بينند.
به نظرم مي‌آيد استاد شجريان در وضعيتي است كه به راحتي مي‌توان او را كنار هنرمندان ملي بعضي از كشورهايي كه دوراني تاريخي را سپري كردند قرار داد؛ كساني مثل « اوا پرون» آرژانتيني يا «ويكتور خارا» شيليايي كه به عنوان خوانندگان معترض آنها را مي‌شناسند. البته اين نكته را هم اضافه كنم كه صرف معترض بودن، صرف سياسي خواندن و كار سياسي كردن وجهه ملي نمي‌آورد؛ مساله توافق جمعي مردم و يك ملت بر سر يك شخصيت است. حالا اين شخصيت مي‌تواند رزمنده، شاعر يا نويسنده باشد.
حتي ممكن است يك شخصيت سياسي باشد. وقتي مي‌گوييم دولت ملي دكتر مصدق، براي اين است كه مردم بر سر شخصيت، نگاه و هويت او توافق جمعي دارند.
صرف‌نظر از برخي برخوردهايي كه در چهاردهه گذشته با او شده، ولي واقعيت اين است كه به راحتي به هر كسي نمي‌شود صفت ملي را اطلاق كرد، به صرف اينكه او نسبت به موضوعي اعتراض كرده و شخصيتي معترض است. خير؛ سالم بودن و داراي هويت بودن و البته هنرمند خاص بودن آن چيزي است كه آقاي شجريان را تبديل به هنرمند ملي كرده است.
گرچه اين مثال خوبي نيست ولي داشتيم خواننده‌هايي كه ترانه‌هاي معترض – چه به سبك پاپ و چه به سبك سنتي – خوانده‌اند و به‌رغم محبوبيتي كه داشتند هيچ‌كدام نتوانستند وجهه ملي پيدا كنند، اما پاك و سالم بودن، مناعت طبع داشتن و سرخم نكردن در مقابل قدرت و كرنش نكردن در برابر مقام و مسوول از آن دست چيزهايي است كه خود به خود طي پنجاه سالي كه از حضور ايشان در عرصه موسيقي ايران مي‌گذرد، وي را به پديده منحصربه‌فردي تبديل كرده است به نام محمدرضا شجريان.
خاطرم هست من براي اولين‌بار زماني كه بچه بودم ايشان را به اسم سياوش در برنامه‌اي راديويي (با نام مشاعره اجراي مهدي سهيلي) شناختم.
همان زمان لابه‌لاي آيتم‌هاي آن برنامه راديويي جوان خوش‌صدايي مي‌خواند به نام سياوش كه بعدها فهميدم سياوش اسم مستعار آقاي محمدرضا شجريان است.
اين اسم مستعار به دليل اين بود كه ايشان از خانواده‌اي مذهبي مي‌آمد و چون پدرش قاري قرآن بود، اين اسم مستعار را انتخاب كرده بود. ولي خوشبختانه آنقدر آن صدا جادويي و گيرا بود كه من فكر مي‌كنم هم خاندان خودش به وجود ايشان افتخار مي‌كنند و هم ملت ايران به داشتن چنين هنرمند درجه يكي مفتخر هستند.
خدا را شكر اينك خبرهاي خوشي از سوي پزشكان معالج وي شنيده مي‌شود، اينكه استاد كم‌كم به سوي حالت معمولي و نرمال پيش مي‌رود و اميدوارم هر چه زودتر به خانه و كاشانه و آغوش ملت ايران بازگردد كه حتما اين اتفاق خواهد افتاد و به نظرم بايد اين اتفاق فرخنده را به فال نيك گرفت.

منبع: روزنامه اعتماد 2 شهریور 99

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *