Home یادداشت سوسیال دمکراسی
سوسیال دمکراسی
0

سوسیال دمکراسی

0

عباس کاظمی

عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران

در این روزها ، همه علاقمندان گذاربه توسعه مسالمت آمیز ، دغدغه تدوین مانیفستی اصلاح طلبانه دارند تا شاید بدور از تحمیل هزینه های سنگین و با تامین مطالبات سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی مردم ، راهی بسوی توسعه همه جانبه بگشایند .استادسروش در پاسخ خبرنگار روزنامه اعتماد گفته‌اند که: «ای کاش سوسیال دموکراسی شدنی بود، دریغا که نیست» در واقع بطور ضمنی نظام سیاسی سوسیال دمکراسی را تایید ،اما نشدنی دانسته اند . اما دکتر حمیدرضا جلایی پور جامعه شناس در پاسخ ایشان می گویند :
درباره این گزاره، نکته من برخلاف نظر استاد این است: براساس تجربه قرن بیستم (یا از منظر جامعه‌شناسی سیاسی) تاکنون «سوسیال‌ دموکراسی» بعنوان یک گرایش سیاسی (و یک برنامه عمل)، حزب سیاسی، جنبش سیاسی، دولت و نوع‌ حکمرانی نه‌تنها «شدنی» بوده که عملا محقق شده است.
بسیاری از احزاب عدالت‌جو و دموکرات و دولت‌ها، بویژه در کشورهای اسکاندیناوی و اروپای غربی و کانادا، برنامهٔ عمل سوسیال‌ دموکرات داشته‌اند.
بیمهٔ درمانی همگانی، آموزش عمومی باکیفیت رایگان، حمل و نقل عمومی و زیرساخت‌های شهری بهتر در اغلب کشورهای توسعه‌یافته محصول تلاش‌های جریان‌ها، احزاب و دولت‌های سوسیال‌دموکرات بوده است.
تلاش صدوپنجاه سالهٔ سوسیال دموکراسی‌ها در اروپا از رادیکالیسم تاریخی این قاره شروع شد و به‌تدریج به پذیرش حقوق فردی لیبرالیسم سیاسی؛ پلورالیسم؛ دموکراسی؛ تعادل بهتری میان حقوق فردی و خیر همگانی و مسئولیت اجتماعی؛ تعادل میان نهاد بازار و حمایت‌‌های دولتی و تعادل میان رشد اقتصادی و بازتوزیع ثروت رسیده است.
تجربه سوسیال دموکرات‌ها در اغلب کشورهای توسعه‌یافتهٔ جهان آشکارا با تجربه «سوسیالیسم انقلابی و غیردموکراتیک» و «بنیادگرایی بازار‌» قابل تمیز است.
اکنون بیش از دوسوم دولت‌های اروپایی سوسیال دموکرات‌اند که هشتاد درصد جمعیت اروپا را در بر می‌گیرد و تقریبا در تمام جوامع اروپایی احزاب سوسیال‌دموکرات در دهه‌های گذشته یکی از دو جریان اصلی تاثیرگذار سیاسی بوده‌اند.
در اواخر قرن نوزده که جوامع سرمایه داری پیشرفته ، دچار بحران گسترده اقتصادی شدند ، اندیشمندان نظریه لیبرالیسم ، نظریه لیبرالیسم رفاهی را برای عبور از بحران مطرح ساختند که ترکیبی بود از دیدگاههای لیبرالی و سوسیالیسم. اندیشه لیبرایسم کلاسیک بر آزادی های فردی و مالکیت خصوصی و دولت کوچک تاکید دارد اما اندیشه سوسیالیسم انقلابی تماما مالکیت خصوصی را رد می کند و آزادی را در سلطه مالکیت عمومی و اشتراکی می بیند . تلفیقی از این دو اندیشه ، نظام سیاسی سوسیال دمکراسی را شکل می دهد که در آن آزادی های فردی و آزادی های اجتماعی و مالکیت و دولت بزرگ مولفه های آن هستند . در این نظام مالکیت های بزرگ و زیر بنایی در اختیار دولت است و سیاست گذاری ها و توزیع اقتصادی به نفع اکثریت کمتر برخوردار تدوین می گردند .کشور هایی که امروزه در نوشتار ها و سخنان تحلیل گران سیاسی مورد تایید و تجلیل قرار می گیرد . وحتی در این بحران کرونا هم از دیگر نظام های سیاسی دیگر موفق تر عمل کردند ، دهه هاست براساس نظام سوسیال دمکراسی اداره می شوند . در تاریخ ایران نیز افراد و جریانات سیاسی متعددی مدافع این نظام سیاسی بوده اند در قبل از انقلاب دولت کوتاه دکتر مصدق را با گرایش سوسیال دمکراسی ارزیابی می کنند و هم چنین آقای خلیل ملکی را بنیان گذار نظریه سوسیال دمکراسی ایرانی می دانند و …. در بعد از انقلاب دکتر جلایی پور می گوید : دولت مهندس موسوی در دوران جنگ، تعدادی از نیروهای جمهوری‌خواه چپ‌گرا (از نوع فرخ نگهدار)، و تعدادی از احزاب عدالت‌جوتر اصلاح‌طلب (بویژه مشارکت، اتحاد ملت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و توسعهٔ ملی) از بسیاری جهات تحت تاثیر الگوی سوسیال‌دموکراتیک بوده‌اند و به نظرم در آینده این گرایش و توجه توامان بیشتر به دموکراسی و عدالت در احزاب پیشروی اصلاح‌طلب تقویت خواهد شد.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + نه =