Home انتخاب سردبیر «سوراخ دعای اصلاح طلبی »
«سوراخ دعای اصلاح طلبی »

«سوراخ دعای اصلاح طلبی »

0

هوشنگ گودرزی

دبیر شورای مرکزی سازمان معلمان ایران

سوراخ دعای اصلاح طلبی چه نسبتی با چهار استراتژی انتخاباتی تسلیم،تحریم،تشریط و تحزیب در مقابل برساخت با وضع موجود را دارد ؟؟؟!!!

دو مورد اول و دوم در وضعیت فعلی بسیار پر هزینه و اگربه پرتگاه ختم نشود حتما به لیست شکستهای تاریخی ملت ایران منتهی میگردد

چرا؟!
زیرا استراتژی تسلیم و سر سپردگی محض ،به اراده حاکمان از لحاظ انسانی تناسبی با منش و مقاومت پایدار انسانی ندارد ،وخلاف حریت و خوی انسانی است ، حتی ذوب شدگان ولایت معنی مولا ولایت را از نظری تاریخی درک نکرده اند مولوی گری هم آدابی داشته و مرید و مرادی ناشی از این استراتژی در تاریخ استبداد زده ختم به خیر نشده است.
حقیقتی در ولایتمداری است که آن دمیدن روح مودت و حقیقت طلبی و روح آزادگی و واکردن بند بردگی و رقیت از پای انسان هاست نه افکندن طوق بندگی در برابر غیر خداست
به قول مولانا
کیست مولا آنکه آزادت کند
بند رقیت زپایت واکند

اما استراتژی تحریم ، اگر فعال نباشد در غلتیدن در جبهه سرنگونی طلبان به هرقیمت حتی دعوت از بیگانه برای تدبیر و تقدیر جامعه است، اعتیاد اکثریت جامعه به رای ندادن هم خود نوعی تحریم منفعلانه بوده ، ایجاد این خوی و خصلت هم عمق استراتژیک بخشی از حاکمیت است که مخالفان را در انتخاب از چند جهت سرگردان کنند و مایوس میکنند
اول اینکه با روند انتخاب دو مرحله ای نهادینه شده شورای نگهبان با دفع رای مخالفان فکری خود را یا به قولی آرای ناپاک را با مکانیسم حداقلی از ا نتخابات و آرای پاستوریزه شده در صندوق رای سر و ته انتخاب نمایشی را به هم آورند.

دوم اینکه این بخش پر قدرت چون خود را نماینده خدا تصور کرده لذا مکانیسم رای دادن را برای پز دادن و، مشت محکم بر دهان دشمن تصور کرده اند والا اصل رای و صندوق ، محلی از اعراب در حکمرانی مکشوف حضرات ندارد .
صندوق رای زینت الحکومت است تا مفری برای تمشیت امور.

لذا تحریم هم طرفداران محکمی در درون وبرون حکومت داشته و خواهد داشت.

مخالفان رای مردم یا طرفداران تحریم در برون از حکومت هم به دلیل وابستگی عمیق به نیروی خارجی هم هیچوقت خیر عموم را دربر نداشته، بلکه غلبه یک نوع تنبلی ،و سست عنصری تاریخی بوده ،که ناجی را یا از غیب یا از قهرمانان و اسطوره های تاریخی و مذهبی و یا از نیروی اجنبی طلب کرده که این مشی در سیاست هم ملک را عقیم خواهد کرد.

اما استراتژی تشریط و تحزیب با صندوق رای هم طی ۲۰ سال گذشته، با سرمشقی که مدعیان اصلاحات طلبان حکومتی در پیش گرفتندنیز گویا سرابی بیش نبوده، چون این مدعیان خود طفیلی از برساخت موجود بوده و هستند و اکثرا بجای اینکه چشم «بر زیرساخت» داشته باشند و در حقیقت قدرت جامعه غور کنند و تحزب عمیق پیشه کنند در زیست وجودی ۴ دهه خود نقشی برای مردم یا همان « زیر ساخت » هرگز قائل نبودند مگر برای فشار از پایین و معامله در بالا، چشم حضرات اکثرا خیره« برساخت »بود و خصوصا در۲۰ سال اخیر از طریق سوراخ «برساخت» ادای اصلاح طلبی را نقش بازی کردن ! گویاحضرات اصلاح طلب« برساختی » سوراخ دعا را عمدا گم کرده اند.
.
به قول مولوی

گفت شخصی خوب ورد آورده ای
لیک سوراخ دعا گم کرده ای

اگر نگاه کنشگران سپهر سیاسی جامعه معطوف به زیر ساخت و قدرت حقیقی جامعه باشد و به سازکار و ساماندهی تمامی اقشار جامعه باور داشته باشند آنگاه توان این را خواهند داشت که هم برساخت حقوقی قدرت و نا کارآمد موجود مشروط کرده وکمال بخشد و هم به قاطبه ملت ، جهت تحول طلبی اصلاحگرانه مستظهر خواهد بود والا اگر بر سبیل بیست سال گذشته مشق سیاست کند زیره به کرمان برده و آب در هاون کوبیده است و سوراخ دعا را علی رغم ورد اصلاح طلبی پیدا نخواهد کرد.

تحزب طلبی و مشروطه طلبی در سپهر سیاسی ما همواره با فراز فرود مواجه بوده وخواهد بود چرا ؟!
چون تحزب عالمانه را با فرقه گری و ایل و تبار و دوست و رفیق بازی اشتباه گرفته ایم
و معتاد به کار های شکلی و بی محتوای تحزب می شویم یا با عادت های کهن و نا کار آمد وارد تحزب مدرن نخواهیم شد و لذا اگر دقت نکنیم تبدیل به مافیای به ظاهر موجه خواهیم شد یا سر در آخور اجنبی برده و یا به طفیل حاکمان وضع موجود تبدیل میشویم . که مردم ازین تجربه ها بسیار متنفر. و سست عنصری پیشه خواهند کرد

و آنگاه است مردم
گویند :
زین یاران سست عناصر هم دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست.

و اما در مشروطیت طلبی هم تجربه تقریبا موفقی داشته ایم ولی درک ناقص حاکمان از شرط گذاشتن مردم برای حکومت قابل هضم نبود و لذا دیده شد در اکثر ممالک راقیه ، شاه شرط مردم را قبول دارد فقط به امر شاهی و سمبل بودن راضی میباشد و در سیر و پیاز کشور دخالت نمیکند ولی تنها در کشور مصیبت زده ایران در تاریخ مشروطه است که شاه ایران میخواهد نخست وزیر هم باشد و در همه امورات دخالت کند و شرط را رعایت نکند و مصدق را شاه با کودتای اجنبی ساقط تا شاه نخست وزیر شود لذا بازی شرط بندی در سپهر سیاست ممالک استبداد زده حتی اگر طرف مدعی سایه خدا باشد یا آیه خدا، از ابتدا بازی دو سر باخت است بنا بر این شرکت مشروط هم را باملاحظاتش در نظر گیریم و باور کنیم رستم دستان این بازی هم تمام احاد ملت ایران است.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 20 =