Home گزارش سه گانه اتحاد، انتقاد و تخریب در مواجه با دولت روحاني
سه گانه اتحاد، انتقاد و تخریب در مواجه با دولت روحاني
0

سه گانه اتحاد، انتقاد و تخریب در مواجه با دولت روحاني

0
0

علوی‌تبار: وضعیت «اتحاد – انتقاد» با دولت

ایرنا: علیرضا علوی‌تبار با بیان اینکه در مجموع عملکرد دولت موجب نارضایتی در میان اصلاح‌طلبان شده است، افزود: اصلاح‌طلبان برای خودشان از دولت چیزی نمی‌خواهند. به نظر می‌رسد بخشی از مشکلات، به هسته مشاوران اصلی روحانی بازگردد؛ به‌هرحال باید وضعیت «اتحاد – انتقاد» را با دولت حفظ کرد؛ هرچند عقاید ایدئولوژیک اصلاح‌طلبان از رئیس‌جمهوری و هسته اصلی مشاورانشان روشن است.
علوی‌تبار گفت: به گمانم نقد دولت از موضع «تنش‌زدایی از سیاست خارجی»، «اصلاح ساختار اقتصادی»، «کارآمدترکردن ترکیب دولت» و «شفاف‌کردن محدوده اختیارات و مسئولیت‌های دولت» به‌ نفع کشور است.
او ادامه داد: به‌هرحال باید دید نقد از چه موضعی صورت می‌گیرد، آن‌گاه درباره فایده و ضرر آن حرف زد؛ اما اکنون با توجه به پیشینه و دیدگاه‌های جریان راست رادیکال که پیشتاز نقد و نفی دولت است، متأسفانه این نوع نقد برای «بخش غیررسمی اقتصاد»، «مخالفان امنیت ملی ایران در خارج» و «متحجران» خواهد بود.
اقدامات لازم برای رفع بی‌اعتمادی
علوی‌تبار در پاسخ به پرسشی درباره عوامل سلب اعتماد عمومی نیز گفت: بدون انجام تغییرات ملموس و قابل مشاهده در ترکیب و رفتارها، نمی‌توان به بازگشت اعتماد امیدوار بود. می‌توان فهرستی از این تغییرات ضروری را ارائه کرد که من فقط به بخشی از آنها اشاره می‌کنم؛ نخست، ترکیب دولت باید با کناررفتن افراد ناتوان و در معرض اتهام جدی رانت‌خواری و افزودن افراد کاردان‌تر و بدون شائبه تغییر کند؛ به‌ویژه به نظر می‌رسد افزودن افرادی که به داشتن دانش و توانایی کافی در اداره امور اقتصادی و داشتن برنامه‌ای برای تغییر ساختار اقتصادی مشهور هستند، ضروری باشد.
دوم، دولت در مذاکره جدی با سایر ارکان حاکمیت، باید هدایت سیاست خارجی کشور را به‌ویژه در مناطق حساس، بر عهده گیرد. در این زمینه باید دولت پافشاری کرده و همه اجزا را قانع کند که سیاست خارجی واحد و تحت هدایت دیپلمات‌ها ضروری است؛ به‌ویژه انجام فعالیت‌های گسترده دیپلماتیک برای بازگشت آرامش به جامعه ضروری است. سوم، قوه قضائیه باید به‌ گونه‌ای محسوس دگرگون شود. سیمای بیرونی قوه قضائیه باید نشان‌دهنده بی‌طرفی سیاسی و توانایی علمی باشد. مقابله با فساد در این قوه، احتیاج به دگرگونی روش‌های نظارت و کنترل مدرن دارد. چهارم، اعضای شورای نگهبان نباید مانند افراد وابسته به یک حزب و گروه خاص سخن گفته و عمل کنند؛ جهت‌گیری سیاسی داشتن یک چیز و آن را به رخ جامعه کشیدن چیز دیگری است. پنجم، از صداوسیما نباید غافل شد؛ نقشی را که صداوسیما در ضربه‌زدن به اعتماد مردم بازی کرده است، با هیچ نهاد دیگری نمی‌توان مقایسه کرد؛  عمل‌کردن به‌عنوان رسانه یک جناح خاص سیاسی و ناتوانی در تولید برنامه‌های کیفی باید پایان گیرد. با این صداوسیما نمی‌توان به جلب اعتماد عمومی امیدوار بود. ششم، به‌طور کلی باید برخی از نهادها را خارج از رقابت‌های طبیعی جناحی و سیاسی قرار داد؛ به‌طوری‌که مردم باور کنند با نهادهای ملی مواجه‌اند. علوی‌تبار تأکید کرد: به‌هرحال بازگرداندن اعتماد عمومی کار بسیار دشواری است که نوعی تحول بنیادی در ساختار و رفتار ایجاب می‌کند.
او درباره ریشه‌های اجتماعی ناآرامی‌ها دی‌ماه 1396 گفت: این اعتراض‌ها را لزوما نمی‌توان به طبقات پایین جامعه نسبت داد؛ ویژگی غالب فعالان این اعتراض‌ها، جوان‌بودن آنهاست (ظاهرا 75 درصد آنها زیر 30 سال داشته‌اند). پیام اصلی این اعتراض‌ها، این است که «ادراک و احساس تحقیر و یأس» در بخشی از جامعه «انباشته» شده است.
«البته این «انباشت تحقیر و یأس» یک‌شبه و یکباره پدید نیامده است؛ زمینه‌ها و دلایل گوناگونی برای این انباشت وجود دارد. نباید اشتباه کرد؛ جامعه ما در شرایط انقلابی قرار ندارد، بلکه در شرایط عصیانی قرار دارد. اگر این وضعیت به سوی توازن حرکت نکند، می‌تواند مستعد پیدایش خشونت‌های فراگیر باشد.

صفايي‌فراهاني: انتقاد از دولت تخریب نیست

اعتمادآنلاين: محسن صفايي‌فراهاني درباره شکل‌گيري هسته سخت در ميان اصلاح‌طلبان گفت: جريان اصلاحات البته مي‌تواند رنگين‌کمان نباشد، اما من با هر اقدام غيردموکراتيکي مخالف هستم؛ يعني اگر قرار است هر اتفاقي رخ دهد، بايد نهادهاي اصلاح‌طلبي در آن مشارکت داشته باشند و هر هسته‌اي بخواهد به‌وجود آيد، بايد جميع نظرات در آن دخيل باشد، چون کار ديگري انجام شود باز هم انتصابي مي‌شود. هر نهاد انتصابي امروز جواب نمي‌دهد؛ يعني امروز تنها نهادي که انتخابي باشد و براساس يک مکانيسم جمعي و با خرد جمعي انتخاب شده باشد، مي‌تواند جواب دهد. بديهي است که اگر هسته سالمي به ‌وجود آيد و تلاشش در جهت اعتلاي اصلاح‌طلبي در کشور باشد، مي‌تواند به مردم در شرايط کنوني اميد بيشتري دهد. بنابراين اگر قرار است هسته‌اي هم شکل بگيرد، بايد براساس يک مکانيسم انتخاباتي باشد. نمي‌شود که عده‌اي را شما خودتان بچينيد؛ حالا چه اين چهره‌ها جوان يا شاخص باشند. امروز جامعه به قدري از طريق فضاي مجازي اطلاعات دارد که به راحتي افراد شناخته مي‌شوند و مردم شناخت کافي نسبت به آنها دارند، بنابراين مي‌توان با يک انتخابات منطقي يک هسته متشکل را به وجود آورد که بيايد و روي جريان اصلاح‌طلبي کار مؤثر انجام دهد.
اصلاح اصلاحات ميان‌مدت است
صفايي‌فراهاني درباره موضوع اصلاح اصلاحات هم گفت: به نظر من راه‌حل رفع انتقادات مردم اين موضوعات نيست. مردم که همه سياسي نيستند، مردم مي‌خواهند زندگي خود را بکنند. مردم اگر امروز ناراضي هستند، از نتايجي است که عامل مي‌شود زندگي راحت‌تري نداشته باشند و ناراضي هستند. آنها با همه مسائل سياسي درگير نيستند و مانند شما مدام مسائل سياسي را مورد تجزيه و تحليل قرار نمي‌دهند. آنها مي‌خواهند زندگي عادي خود را داشته باشند، مي‌خواهند صبح سر کار بروند و شب برگردند و مي‌خواهند زندگي‌شان بچرخد. بديهي است که يک حرکت سياسي امروز نتيجه آن فورا به مردم برنمي‌گردد. نتايج طرح‌هايي مانند اصلاح اصلاحات معمولا ميان‌مدت است؛ يعني در ميان‌مدت نتيجه مي‌گيريد اما در کوتاه‌مدت اين نتيجه را نمي‌گيريد.
او درباره ائتلاف بين اعتدالي‌ها و اصلاح‌طلبان در سال 92 هم گفت: بستگي به اين دارد که ائتلاف را به چه معني نگاه کنيم و چه ائتلافي مي‌تواند شکست‌خورده باشد يا شکست‌خورده نباشد. از اين بعد مي‌تواند شکست‌خورده باشد که نتايج مطلوبي نداشته است. از اين بعد که قول‌هاي بيخودي به مردم داده شده و نبايد اين قول‌ها داده مي‌شد. همان‌طور که گفتم مردم سياسي نيستند، زماني که به عنوان نمونه فردا مي‌گوييد که حقوق‌ها را اضافه مي‌کنيم، کاري به اين ندارند که شما اين قدرت را داريد يا نه، روي اين قول حساب باز مي‌کنند. پس شمايي که داريد اين قول را مي‌دهيد، بايد ببينيد که ابزار اين قول‌دادن را داريد يا نه، بعد بايد آن قول را بدهيد. اگر ابزار اجرائي‌شدن آن قول‌ها را نداريد، بايد بدانيد که داريد در ذهن مردم نهال منفي مي‌کاريد. اين باعث شده که مردم امروز مشکل داشته باشند. او درباره نقد به دولت روحاني هم گفت: ببينيد، وعده‌هاي محقق‌نشده دولت آقاي روحاني عمدتا سياسي است؛ يعني باز هم به شرايط مردم بازنمي‌گردد. به عنوان مثال فرض کنيد که آقاي مهندس موسوي يا آقاي کروبي از حصر خارج شوند، خب، خيلي خوب است اما مشکل مردم را حل نمي‌کند. به عنوان مثال مردم از اين موضوع خوشحال مي‌شوند. مانند برد تيم ملي است که وقتي به آن طرف دنيا مي‌روند و پيروز مي‌شوند مردم خوشحال مي‌شوند اما مشکل مردم که حل نمي‌شود. شايد به مردم يک انرژي جديد و روحيه بدهد اما اين نمي‌تواند بلندمدت باشد. چون بحران‌هايي که در زندگي‌شان به وجود آمده آن‌قدر روي آنها تأثير منفي مي‌گذارد که اين شادي به‌زودي پاک مي‌شود و بار ديگر به معضلات و مشکلاتي که از قبل داشته‌اند بازمي‌گردند… انتقاد به دولت روحاني به معني تخريب آن نيست بلکه به آن معناست که آقا توجه کن و سيستمت را اصلاح کن.

منبع: روزنامه شرق 6 مرداد 97

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *