Home اخبار سخنراني عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران در همايش تعاملي دستگاه هاي مختلف استان فارس
سخنراني عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران در همايش تعاملي دستگاه هاي مختلف استان فارس
0

سخنراني عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران در همايش تعاملي دستگاه هاي مختلف استان فارس

0
0

 
يك ابتكار تعاملي در استان فارس و سخنراني عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران

در آستانه سال نو تحصیلی و با هماهنگی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و تعدادی از فعالان مستقل صنفی، همایشی بمنظور طرح مطالبات فرهنگیان و آسیب شناسی آن برگزار شد. جلسه در روز ۲۶ شهریور ۹۷ و با حضور فعالان مستقل صنفی، نمایندگان تشکل های معلمی، دکتر نجفی مدیرکل آموزش و پرورش فارس، مهدی برومندی عضو کمیسیون امنیت ملی و رحیم زارع عضو کمیسیون برنامه و بودجه برگزار گردید .
موضوعات مختلفی اعم از مشکلات آموزشی و مالی، معیشتی در سطح استانی و ملی مطرح شد.
اولین سخنران این جلسه محمدتقی سبزواری عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ایران بود كه مشروح سخنان وی در معرض نقد و نظر مخاطبان قرار مي گيرد.

متن كامل سخنراني محمدتقی سبزواری عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران

تغيير رويكرد اطلاعات سپاه را به فال نيك مي گيريم

در ابتدا از سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که با همکاری جمعی از فعالان صنفی مستقل بانی تشکیل این همایش شدند، تشکر و قدردانی کنم. گرچه سازمان اطلاعات سپاه چندین سال است بعنوان ضابط قضایی وارد حوزه آموزش و پرورش شده ولی تغییر رویکرد این نهاد و از در تعامل بیرون آمدن با فرهنگیان را به فال نیک می گیریم و امیدوارم همانطور که به ما قول دادند، این جلسات ادامه پیدا کند. تداوم جلسات می تواند رضایت خاطر دغدغه مندان این حوزه را جلب کند. احساس می کنم اصلاحاتی در آستانه دهه چهارم انقلاب در حال انجام است. امیدوارم پیش بینی ام درست باشد. قبل از ورود به بحث اصلی از حضور پیشکسوتان بزرگوار عذر می خوام . هیچ رغبتی برای اینکه اولین سخنران باشم، نداشتم اما چون برنامه ریزان چنین خواستند ما هم بالاجبار اطاعت امر کردیم.

در مورد بررسی و تحلیل مشکلات معیشتی و رفاهی فرهنگیان شاغل و بازنشسته و مسائل مربوط به نارسایی های آموزشی و تخلفات مالی، چون به احتمال قریب به یقین دیگر همکاران و فعالان به این بحث می پردازند، بنده جهت جلوگیری از تکرار موضوع ورود پیدا نمی کنم و ضمن تشکر از حضور مدیرکل محترم آموزش و پرورش و نمایندگان استانداری و مجلس ، مخاطب اصلی عرایضم را سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دکتر برومندی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی قرار می دهم.‌
چرايي و نحوه ورود دستگاه هاي امنيتي به حوزه آموزش و پرورش

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مطابق با اساسنامه خود می تواند بمنظور دفاع از انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف از جمله مسائل امنیتی ورود پیدا کند. بنده از نظر سواد حقوقی در جایگاهی قرار ندارم که صواب یا ناصواب بودن این موضوع را بررسی کنم. بنابراین می پذیرم چون علی الظاهر چنین چیزی وجود دارد. بنده به چرایی ورود نهاد‌های امنیتی اعم از اداره اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه، حفاظت اطلاعات دستگاه های مختلف و سایر نهادهای امنیتی به حوزه آموزش و پرورش نمی پردازم. آنچه برای من مهم است و آنرا یک آسیب می دانم، نحوه ورود این نهادها و نحوه برخورد آنها با فعالان صنفی حوزه آموزش و پرورش است.‌
آسيب هاي فراواني به فعالان صنفي وارد شد
حدوداً از سال ۸۴، برخورد با فعالان صنفی در حوزه آموزش و پرورش شروع شد. خوشبختانه در آن زمان و تا سال ۸۶ حراست و اداره اطلاعات فارس برخورد نامناسبی با فعالان این حوزه نشان ندادند و بنده بارها تشکر و قدردانی خودم را اعلام کردم. در آن سالها فضای مجازی مانند امروز فعال نبود. سیستم عامل های اندروید وجود نداشت. استفاده از اینترنت و فضای وب و شبکه های اجتماعی نیز همه گیر نشده بود و اخبار صحیح در دسترس نبود. در سال ۸۵ بنده انتقالی گرفتم و با این تغییر موقعیت توانستم از حال و هوای فعالیت های صنفی در استان های دیگر خبردار شوم. در اصفهان دیدیم چه مصیبتی بر سر فعالان صنفی بالاخص در خمینی شهر آمده است. احوال کردستان را پرسیدیم دیدیم آنجا مصیبت بارتر است. ایضا تهران، مشهد و چند شهر دیگر. برخوردهایی که در مخیله نمی گنجید. هیچ شعار ساختارشکنانه و ضد نظامی داده نشده بود. عموم معترضین خودشان از آسیب دیدگان جبهه و جنگ بودند. از شهرضا آقای رحمتی را به مازندران تبعید کردند و در تبعیدگاه ، ایشان هنگام ایاب و ذهاب بین آموزشگاه و منزل دچار سانحه جاده ای شدند و هنوز از اثرات جسمی سال ۸۵ رنج می برند. در خمینی شهر، شخصیت باارزشی مانند جناب آقای ابطحی را بازنشسته زودتر از موعد کردند و ایشان به نشانه اعتراض ، پاداش بازنشستگی خود را نگرفتند . در کردستان و همدان مشکلات و مصایب تکرار شده بود. خیلی ها دچار آسیب شدند . ولی سرانجام دوران انفصال از خدمت، زندان و تبعید آنان به اتمام رسید . برخوردی که در ۲۳ اسفند سال ۸۵ و ۱۸ اردیبهشت ۸۶ با فعالان فرهنگی در مقابل مجلس و میدان بهارستان شد و عواقب بعدی آنان، به کجا انجامید؟. پس از آن همه احکام فله ای چه طرفه ای حاصل شد؟. این برخوردها چه منافعی برای نظام و کشور داشت ؟

متأسفانه نهادهای امنیتی یک آسیب شناسی نکردند
دوران محکومیت ها تمام شد و محکومان با تجارب ذی قیمت تر به چرخه فعالیت صنفی بازگشتند. علی رغم اینکه این افراد با اتهامات امنیتی مورد بازخواست قرار گرفته بودند ولی مصادیق اتهامی سنخیت و تناسبی با اتهامات نداشت. یعنی انگ های سیاسی و امنیتی قابل چسبیدن در پیشگاه افکار عمومی نبود. روزه شک دار نگیرید. برید و مصادیق و اتهامات را با هم مقایسه کنید. و همین باعث شد که دوباره به چرخه فعالیت صنفی بازگردند.
خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
دوران محکومیت این معلمان تمام شد ولی دوباره به قمار فعالیت مدنی و صنفی بازگشتند. این بازگشت به چرخه فعالیت چه پیامی دارد؟. یعنی اینکه برخورد دستگاه های امنیتی ما و احکام قوه قضاییه در مورد فعالان صنفی در حوزه آموزش و پرورش بلااثر بوده و جواب نداده است. این ایراد در نحوه برخورد با فعالان صنفی هنوز هم وجود دارد و متأسفانه نهادهای امنیتی یک آسیب شناسی نکردند.

تفاوت برخورد با آقايان بهلولي و نيك نژاد با بهشتي و عبدي قابل تامل است

توجه شما را به دو برخورد کاملاً متفاوت با فعالان صنفی در سال ۱۳۹۴ جلب می کنم . یکی برخورد با اصحاب قلم همچون جنابان مهدی بهلولی و محمدرضا نیک نژاد توسط ضابط قوه قضائیه است . به زعم بنده این بزرگواران ضمن فعالیت میدانی بدلیل گسترش و تعمیق فضای نقد از اواخر دهه هشتاد، حق بزرگی بر گردن آموزش و پرورش کشور دارند و از پیشکسوتان در این زمینه می باشند. اینان پس از گذشت قریب به دو ماه بازداشت به کلاس های درس بازگشتند. گرچه دوران سختی طی این دو ماه بر این منتقدین گذشت ولی محیط آموزش و پرورش ملتهب نشد. هنوز هم در رسانه ها از مشکلات معیشتی و رفاهی و آموزشی و تربیتی می گویند و می نویسند. یعنی از این نوع برخورد نه نهادهای امنیتی آسیب دیدند و نه حرکت فعالیت صنفی کند شد. بقول امروزی ها یک بازی برد برد شد ولی در همان ایام ما برخوردی متفاوت با محمود بهشتی و اسماعیل عبدی را شاهدیم . نهایتاً حکم محمود بهشتی به چهارده سال می رسد و اسماعیل عبدی هم به شش سال حبس محکوم می شود.در مورد حجم سنگین این محکومیت حرف زیاد است. مگر وسعت عمل یک معلم چقدر است که باید با این احکام سنگین مواجه شود ؟ اگر واقعاً معلمان تا این حد تأثیر گذار هستند، چرا به نظرات شان توجه نمی شود؟ ممکن است گفته شود که روحیه اینها با یکدیگر متفاوت بوده است و یا مصادیق اتهامی اینها فرق می کرده است. با فرض صحت این ادعا، این نحوه برخورد نمی تواند توجیه گر رفتار نهادهای امنیتی و دستگاههای قضائی باشد.

آقایان بهشتی و عبدی و حبیبی و دیگر آسیب دیدگان نه ضد انقلاب اند نه جاسوس اند نه اهل اختلاس بودند و نه براندازند
در دنیا و در همین كشور خودمان، متناسب با شأن اجتماعی افراد احکام صادر می شود. خوشبختانه دستگاه های امنیتی این روزها به انواع علوم و کارشناسان متبحر مجهز هستند . با گسترش و باور فرهنگ تعامل و گفت وگو، تسامح و تساهل میشد این تضادها را به حداقل رساند. آقایان بهشتی و عبدی و حبیبی و دیگر آسیب دیدگان نه ضد انقلاب اند. نه جاسوس اند. نه اهل اختلاس بودند و نه براندازند. حالا من می پرسم که آیا این شیوه برخورد توانسته شعله و تنور فعالیت صنفی را خاموش کند؟ جواب کاملاً مشخص است. اگر از آسیب هایی که این فعالان متحمل شدند، بگذریم می بینیم که نه نهادهای امنیتی و قضائی به اهداف خودشون رسیدند و نه فعالیت صنفی در مسیری هموار حرکت می کند. گروه های نامحدودی در فضای مجازی با پروفایل محکومین دائما به فضای آرام فعالیت صنفی، التهاب تزریق می کنند و هزینه زیادی را بر نهادهای امنیتی تحمیل می کند به عبارتی برخلاف نمونه اول، نتیجه این برخورد، یک بازی باخت باخت شد.

این دلیلی برای سرکوب فعالیت های صنفی نمی شود
آیا تا بحال سخنی از رابطه بین فعالان صنفی با معاندین و ضد انقلاب شده و یا ثابت شده است؟ حتی در اتهامات نیز وجود ندارد. طی این دو دهه تنها از فرزاد کمانگر به اتهام عضویت در سازمان پژاک نام می برند. بنده حقیقتا ایشان را نمی شناسم و مراوده ای هم نداشتم ولی با تحلیل اخبار و مطالعه دست نوشته های ایشان و بررسی تحولات فکری در طبقه متوسط کردستان و تکذیب عضویت ایشان توسط پژاک حتی پس از مرگ، اتهام تروریست بودن ایشان برای من در هاله ای از ابهام است. البته من انکار نمی کنم که ممکن است در میان جمعیت یک میلیون نفری، افرادی هم با مقاصد خاص به فعالیت صنفی رو بیاورند ولی این دلیلی برای سرکوب فعالیت های صنفی نمی شود.‌
شما میزان مجازات ها را مقایسه کنید. آقای « الف . ر. م » با اتهامات شبه جاسوسی به۶/۵ سال حبس محکوم می شود ولی بهشتی با ۱۴ سال و عبدی با ۶سال و حبیبی با ۱۰/۵ سال در زندان حضور دارند . مصادیق اتهامی رو با هم مقایسه کنید. بنده وارد مقایسه با میزان محکومیت مفسدان اقتصادی نمی شوم.

چه توجیهی برای بی توجهی دولت ها نسبت به آموزش و پرورش دارید؟
باور بفرمایید اصلاح گرایانه و از سر دلسوزی صحبت می کنم و توصیه می کنم که سرانجام این نحوه برخورد به ترکستان است. همه شماها من رو می شناسید و نسبت به نیتم آگاهید.
پدر کشتی و تخم کین کاشتی
پدر کشته را کی بود آشتی
اگر فردوسی را بعنوان یک حکیم بشناسیم با این محکومیت ها، جامعه معلمان از انقلاب، نظام و دولت زده می شوند. گریزان شده اند و حالا هم اگر صدها جلسه اینطوری با هدف تخلیه انرژی شان و یا انصراف شان از اعتراضات غیرقانونی برگزار کنید، قلوب شان آرام نخواهد گرفت. ممکن است در مهر یا آبان خود را نشان ندهد ولی نهایتاً خودنمایی خواهد کرد.
من یک نفرم حتی اگر به این جلسه هم دعوت نشوم مهم نیست چون عرضه دعوت به تجمع کردن را ندارم . بنده تابع یک تشکیلات قانونی هستم و نمی توانم در تجمع غیرقانونی شرکت کنم ولی با پنجاه هزار شاغل و بازنشسته چکار می کنید؟چه توجیهی برای بی توجهی دولت ها از سال۶۸ تاکنون نسبت به آموزش و پرورش دارید؟
در ادامه مجددا همگان را به تعدیل برخوردهای امنیتی توصیه می کنم و توجه حضار محترم و نهادهای امنیتی را به پندی دوبیتی از ملک الشعرای بهار جلب می کنم.‌
پایداری و پافشاری میخ سزد ار عبرت بشر گردد
هر چه بیشتر بر سرش کوبند پایداریش بیشتر گردد
با دلیل و منطق و احترام با جامعه فرهنگی برخورد کنید
علی رغم انتقادی که نسبت به همکاران خودمان داریم ولی یک واقعیت در رفتارهای فرهنگیان وجود دارد که بظاهر و یا در خفا، بروز پیدا می کند و آن اینکه رفتار قهرآمیز را نمی پذیرند. باید از در تعامل و گفت و گو و پرسش و پاسخ درآمد. نامهربانی را نمی پذیرند. با دلیل و منطق و احترام با جامعه فرهنگی برخورد کنید. بنده هیچ توضیحی نمی دهم ولی یک خواهش دارم کلیپ ها و اخبار مربوط به دستگیری محمد حبیبی قبل از نوروز ۹۷ و ۲۰ اردیبهشت ۹۷ را بازبینی کنید. بنده فرض محال را بر این می گیرم که محمد حبیبی خطوط قرمز نظام و انقلاب را رد کرده است. آیا این شیوه برخورد درست است؟ سربازان آمریکایی پس از اشغال عراق برای اینکه با مردم تضادی پیدا نکنند به کودکان عراقی شکلات می دادند. بار پیرزنان را به دوش می کشیدند. با مردم به نرمی برخورد می کردند . چرا ما با هموطنانی که در مقابل برنامه و بودجه تجمع کردند به نرمی برخورد نکنیم. پس از اتمام تجمع اگر لازم بود با احضاریه یا حکم جلب به سراغ متهم بریم و محترمانه از وی بخواهیم که در فلان مکان حضور پیدا کند. ما تجارب متفاوتی از احضار فعالان و منقدین داریم . هر کدام با مهربانی و سخن نیکو احضار شدند پس از بازجویی به نیکی یاد کردند و هر کدام با خشم و غضب و نفرت مورد بازجویی قرار گرفتند، بعنوان یک خاطره تلخ همیشه از آن یاد می کنند . شما که مسلمان اید. تقیه کردن را می دانید . حداقل برای امنیت کشور تقیه کنید و خشم خود را بخورید.‌ هرچند بنده تکذیبه ای از اخباری که در مورد نحوه برخورد با حبیبی در فضای مجازی منتشر شد، ندیدم ولی امیدوارم این اخبار نادرست بوده باشد.

مشکل آموزش و پرورش در سطح این جلسات و همایش های کشوری حل نخواهد شد

اما در ادامه عرایضم و با توجه به موضوع همایش، همه ما می دانیم که مشکل آموزش و پرورش نه در سطح این جلسات و نه همایش های کشوری حل نخواهد شد. اگر واقعاً اراده ای در پشت این همایش قرار دارد، تمسک به ارشادات و رفتاری کردن نظرات رهبری است. طی چهل سالی که از انقلاب می گذرد و یا حداقل طی این سی سال ، هر سال رهبری یک الی دوبار در ارزش علم و معلم بیاناتی داشتند. از نظر من اردیبهشت ۱۳۹۴ بهترین اندیشه های عملیاتی را می شد از بیانات ایشان استخراج کرد. من پیشنهاد می دهم برای برون رفت از شرایط فعلی، فرمایشات رهبری در سال ۹۴ را بعنوان منشور حقوق معلم و دانش آموز تعریف و نصب العین مسئولین قرار داده شود.

استانداري و فرمانداري و آموزش و پرورش براي توسعه كمي و كيفي فعاليت تشكل ها همكاري كنند

در پایان از آنجا که اعتقاد دارم گسترش کمی و کیفی تشکل ها و توسعه عرضی و طولی آنها باعث کاهش آسیب های امنیتی می شود ، از استانداری می خواهم که نهایت همکاری را در صدور مجوز برای تأسیس و برگزاری انتخابات تشکل ها و صدور مجوز شعبات استانی تشکل ها را داشته باشند.
ضمن عرض تبریک به جناب دکتر نجفی به تبعیت و در راستای اقدامات صورت گرفته در سطح کشور دو خواسته داریم. اول آنکه با تعیین مشاور در امور تشکل ها ارتباط خودشان را با بدنه تقویت کنند. بسیاری از مطالبات و خواسته ها از طریق این مشاور قابل حل و فصل است. خواسته دوم در اختیار قراردادن مکانی مناسب برای برگزاری جلسات تشکل ها است. خوشبختانه این امر در تهران توسط وزیر صورت گرفته و در استان نیز باید این امکان بالسویه در اختیار تشکل ها قرار داده شود. اینطور نباشد که یک تشکل از امکانات دولتی برای برگزاری جلساتش استفاده کند و تشکل دیگر، جلساتش را در پارک و مسجد و یا حاشیه خیابان برگزار کند .

 

فارس نشست شهريور

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *