Home انتخاب سردبیر دو روی سکه اعتراضات معلمان
دو روی سکه اعتراضات معلمان

دو روی سکه اعتراضات معلمان

0
0

من اعتراض می کنم پس هستم
محمد داوری

عضو شورای مرکزی و سخنگو و مسئول کمیته اطلاع رسانی سازمان معلمان ایران

فرهنگیان معترض به وضعیت معیشتی که با فراخوان کانون صنفی معلمان در دفتر مدارس تحصن نموده بودند در روزهای پیش از تحصن با هشتک های متفاونی همکاران خود را به پیوستن به تحصن دعوت می نمودند که هر کدام از کلید واژه های هشتک ها در واقع یا نشان دهنده فلسفه یا مطالبات آنان می باشد بعنوان مثال تحقق عدالت آموزشی،کیفیت آموزشی و معیشت منصفانه از جمله این کلید واژه ها بود که در واقع دو مورد نخست یعنی عدالت و کیفیت آموزشی مطالبه دانش آموزان و والدین آنها است مطالبه ای که معلمان تحقق آن را در گروه تامین معیشت معلم می دانند.
اما یک هشتک بود که به چیز دیگری اشاره داشت ، هشتک ((من اعتراض می کنم پس هستم)) هشتکی که در این مجال به ریشه های فلسفی و تاریخی آن نمی پردازم اما به نسبت آن با حرکت های صنفی و اعتراضی معلمان اشاره ای خواهم داشت.
دو روی سکه اعتراضات معلمان تفسیر گر این جمله است یک روی آن اعتراض به شرایط نامناسب حرفه معلمی است که حداقل های انگیزشی را برای معلمان یعنی حقوق و مزایای مناسب را خواستار است و روی دیگر آن بحث هویت شغلی و صنفی است که با ابراز وجود خواستار دیده شدن است دیده شدنی که برای خود جایگاه و نقش مناسبی را در نظام آموزشی طلب می کند یک نقش واقعی بدور از تعاریف و تظاهرهای تکراری بی حاصل و یک جایگاه معنادار شغلی بدور از ابهام ها و تردیدها و تفسیرهای آسیب زننده به این حرفه مهم و سرنوشت ساز.
معلمان نزدیک به دو دهه است که در جستجوی هویت صنفی به شیوه های مختلف بدنبال هویت سازی مدنی در قالب تشکل ها هستند تلاش هایی که به دلایل مختلف از جمله محدودیت ها و تهدیدهای مختلف نتوانست کفه مدنیت را بر توده گرایی در جامعه معلمی بچرباند و از طرفی ضعف عملکرد تشکل ها و افراط و تفریط ها در مسیر و نوع کنشگری نیز مزید بر این علت است تا همچنان معلمان حضور توده وار را موثرتر و امن تر بدانند و از اینکه خود را منتسب به تشکلی بدانند پرهیز نمایند واقعیت تلخی که سیکل باطل تلاش های نافرجام را رغم زده است.
حرکت اعتراضی اخیر نیز همچون بسیاری از حرکت های اعتراضی دو دهه اخیر اگر چه با فراخوان یک تشکل صنفی صورت گرفته است اما استقبال کمی و کیفی از آن باز هم گویای همان واقعیت تلخ است.
اما گذشته از این تعبیرها و تفسیرها نباید از این واقعیت چشم پوشی نمود که هم اعتراض حق معلمان است هم واقعآ در این اعتراض حق با آنها است بویژه در زمینه معیشت که با یک حساب سرانگشتی و با احتساب اینگه میانگین افزایش حقوق معلمان حدود ۱۲ درصد است می توان تاسف بار بودن شرایط معیشتی معلمان را نتیجه گرفت شرایطی که در واقع بیان کننده این حقیقت است که قدرت خرید معلمان نه تنها با نرخ تورم و گرانی ها تقویت نیافته بلکه به شدت کاهش هم داشته است آن هم کاهشی که به جرات می توان گفت نزدیک به ۹۰ درصد معلمان را زیر خط فقر برده است.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *