Home انتخاب سردبیر دوباره از مطالبات معلمان می گویم به امید پیدا شدن گوشی شنوا
دوباره از مطالبات معلمان می گویم به امید پیدا شدن گوشی شنوا
0

دوباره از مطالبات معلمان می گویم به امید پیدا شدن گوشی شنوا

0
0

محمود صفدری

مسئول شورای سازمان معلمان خراسان شمالی

دبیر جبهه اصلاحات استان

منتخب استان در شورای عالی آموزش و پرورش

باز هم رسیدیم به هفته گرامیداشت مقام معلم؛ در سالی متفاوت که “ویروس کرونا” همه ی ساز و کارهای جهان را تحت تاثیر قرار داده است.

سالهاست که از بزرگداشت مقام معلم می گوییم و از مشکلات آموزش و پرورش می نویسم و برای بهبود معیشت و منزلت معلم و اقتصاد آموزش و پرورش راه های زیادی را آزموده ایم و با زبان های متفاوتی با مسئولان #نامدار سخن گفته ایم.

به عنوان معلمی مطالبه گر، ضمن تبریک این هفته به پیشگاه معلمان پیشکسوت و همکاران شاغلم در جای جای ایران عزیز؛ برآن شدم در این سال خاص و به بهانه “هفته بزرگداشت مقام معلم” اهم مطالبات جامعه معلمان امروز را که تلنباری از گذشته است این بار به مسئولان #گمنام از از بزرگ تا کوچک بنویسم.شاید این بار از رهگذر ادای دین به پیشگاه معلمان این سرزمین در این میانه گوشی برای شنیدن و دستی برای اقدام کردن پیدا شود.
خطاب به هر مسئول و کارگزاری که بخواهد خدمتی به این جامعه بزرگ، دلسوز و زحمتکش بکند و قدمی در راه اعتلای جامعه بردارد.

اهم مطالبات فرهنگیان کشور از مسئولان حال و آینده در شرایط کنونی از منظر اینجانب می تواند موارد زیر باشد:

۱-انجام واکسیناسیون گسترده معلمان در یک طرح ضربتی، به گونه ای که بازگشایی مدارس در سال آینده تضمین و نگرانی و بلاتکلیفی مدیران، معلمان، اولیاء و دانش آموزان برای سال۱۴۰۱-۱۴۰۰ کاملاً برطرف گردد.

۲-شفاف سازی حساب و کتاب و رفع شائبه های صندوق ذخیره فرهنگیان و انتشار نتایج اقدام “گروه تحقیق و تفحص صندوق ذخیره فرهنگیان” و پیگیری مجدانه “سهم مالکانه” این صندوق که همه ی آنچه امروز تحت عنوان دارایی های منقول و غیرمنقول از آن یاد می شود- و بدون اغراق یکی از بزرگترین بنگاههای خصوصی کشور است- حاصل مستقیم واریزی حق السهم هزاران فرهنگی دلسوخته ای است که بیش از دو دهه است دل در گرو برخورداری عادلانه از اصل سرمایه و سود حاصل از عملیات پولی و مالی آن هستند.

۳- پیگیری احقاق مانده معوق سهم دولت در همین موسسه (صندوق ذخیره فرهنگیان) که برخلاف نص صریح اساسنامه صندوق و تعهد دولت، متاسفانه در دوره هایی به صندوق پرداخت نشده و جزء مطالبات معوق و برزمین مانده است.

۴-پیگیری تا حصول نتیجه جذب نیروهای حق التدریس که سالهاست عمر و جوانی خود را به امید استخدام در آموزش و پرورش به ثمن بخس در اختیار آموزش و پرورش قرار داده و به ویژه در دورترین و محروم ترین مناطق آموزشی خدمت کرده اند.

۵- پیگیری تا حصول نتیجه قطعی مطالبه قریب به ۴۰ هزار معلم دانشسرایی که برخلاف نص صریح قانون و در اقدامی عجیب، فاصله خدمتی آنها در بدو استخدام -که حتی سهم بازنشستگی خود را معادل سنوات فاصله خدمتی به صندوق بازنشستگی پرداخته اند در یک ناهماهنگی عمدی یا سهوی بین سازمان اداری و استخدامی کشور، وزارت آموزش و پرورش و دیوان عدالت اداری- از سنوات خدمتی حذف و می رفت که حقوق مسلّم آنها تضییع و بازنشستگی شان به تعویق افتد، اما با حضور در مقابل مجلس و برگزاری جلسه با نمایندگان نهادهای مذکور، قول رفع مشکل داده اند.
پیگیری جدی تا حصول نتیجه، به ویژه در سالی که دولت دست به دست میشود، از مطالبات جدی این قشر زحمتکش و ایثارگر که حتی از سالهای نوجوانی در خدمت آموزش و پرورش بوده اند، می باشد.

۶-جمع آوری بساط بازی موش و گربه ای به نام “رتبه بندی” که از زیر نظام های مهم قانون مدیریت خدمات کشوری است و قرار بوده دو دهه گذشته بطور کامل اجرایی شود اما هنوز مانند آدامسی در طول این دو دهه کش آمده و هنوز تکلیفش مشخص نشده است!!
یک روز دولت تقصیر را گردن مجلس می اندازد، روز دیگر مجلس می گوید دولت لایحه اش را به مجلس نیاورده، فردایش دولت مدعی می شود کمیسیون آموزش و تحقیقات به آن ایراد گرفته و آن را از دستور کار خارج کرده است، روز دیگر آقای نوبخت وعده قطعی اجرآی آن را برای شاغلین و بازنشستگان می دهد و بالاخره در نمایش مضحک، یکی از آن ایراد محتوایی و قانونی گرفته معلمان را لایق اجرای آن نمی داند و پس از گذر از همه ی موانع، آن یکی می گوید بودجه اش تامین نشده است!!!
اگر می توانید محض رضای خلق و خدا،به این بازی های مضحک و نخ نما پایان دهید.

۷-در هفته های اخیر دوباره وزارت آموزش و پرورش که گویا متوجه شده بازی “رتبه بندی” دیگر سرگرمی لازم در بین فرهنگیان را ندارد و به اندازه کافی سرگردانی و سردرگمی و نارضایتی به بار نیاورده است، رو آورده به سریال جدیدی به نام “توسعه شایستگی های معلمی” یعنی همان مترسک خنده آور “رتبه بندی” در لباسی نو!
باز گویا قرار است به بهانه ی توسعه یا تعیین شایستگی های معلمی برای Nاُمین بار معلمان ساده دل راه بیفتند توی سایت های اینترنتی و کافی نت ها و گواهی های ضمن خدمت و تشویقی هایشان را که بارها و بارها کپی گرفته و در پرونده پرسنلی کاغذی و دیجیتالشان چندین نسخه از آن موجود است، دوباره از سال های نخستین تا واپسین خدمتشان جمع آوری کنند و به انضمام پرینت چندین صفحه تحقیق و تفحص صوری و تکراری که سودی جز پر کردن جیب دلالان و کافی نت داران ندارد، تحویل کارگزینی دهند و هزاران صفحه مطلب را بریزند روی سر همکاران کارگزینی تا پس از بررسی و تایید آنها چندرغاز به حقوقشان اضافه بشود یا نه!!
این بساط مضحک هم هتک حیثیت معلمان است و هم چوب حراج زدن به پیکر نظامی است که مزین به نام جمهوریت و اسلامیت است!!!
اگر می توانید این بساط را پایان دهید و حرمت را به معلمان برگردانید و دستی به سر و روی اقتصاد آموزش و پرورش و معیشت معلم بکشید بی آنکه آنها را بیهوده بیازارید!

۸- مدتهاست فعالان صنفی و سیاسی معلمان به دنبال تشکیل و ثبت قانونی تشکلی فراگیر و چتری معلم شمول به نام “سازمان نظام معلمی” ، مانند آنچه پزشکان و مهندسان و پرستاران و کشاورزان و … دارند، هستند.
اگر می توانید موانع آن را برطرف کنید و انجام آن را تسهیل و تسریع کنید اگر نمی توانید در این مسیر سنگ اندازی نکنید.

۹- معلمان را از زیر فشار رادیکال اتهامات سیاسی- امنیتی خارج کنید، اجرای اصول ۲۷ و ۳۰ اُم قانون اساسی که در متن آن تصریح شده است، در عمل و در متن جامعه تضمین کنید تا معلمان برای اجرای این اصول بدیهی و بنیادین مجبور به اعتراض، نامه نگاری، شکایت، تجمع و تحصن نباشند و از مسئولان بخواهید عدالت آموزشی را آنچنانکه در قانون اساسی تصریح و تضمین شده است، به پا دارند تا برای اعاده آن اعتراضی صورت نگیرد و به تبع آن برخورد و بازداشتی صورت نگیرد، پرونده ای تشکیل نگردد، حکمی صادر نشود و معلم بیگناهی راهی زندان نشود.
زندانی کردن معلمان خوشنام و کارگران زحمتکش بدون آنکه جرم متجاهری کرده باشند، باعث بدنامی نظام جمهوری اسلامی و کارگزاران آن شده و خواهد شد!
۱۰- همه ی معلمان بیگناه زندانی که بابت طرح و پیگیری مطالبات فوق درگیر پرونده و زندان هستند را آزاد کنید و از جمهوری اسلامی اعاده حیثیت و از معلمان رنجدیده دلجویی و عذرخواهی کنید تا مهر و محبت شما خادمان صدّیق در قلب میلیون ها ایرانیِ نجیب،مهربان، ساده و قانع به سان چشمه ساری زلال و گوارا، جاری گردد و زندگی و امید به رگ و پی این جامعه خشکیده و ناامید بازگردد!

 

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *