Home یادداشت دلبستگی تشکیلاتی
دلبستگی تشکیلاتی
0

دلبستگی تشکیلاتی

0
0

آیا دنیا مدیون من است ….

✍️عباس مرادی 

مسئول واحد توسعه وتشکیلات سازمان معلمان ایران

افرادی که دست به کارهای عام‌المنفعه و تشکیلاتی می‌زنند در بسیاری مواقع با نگرشی آرمان‌گرایانه این گام‌ها را برمی‌دارند. این مسیر بدون تردید نیازمند روحیه‌ی فداکاری و سخاوت مادی و معنوی است. این در حالیست که با توجه به شرایط اجتماعی ما، در غالب موارد کنش‌های این فعالین با بی‌واکنشی و بی‌توجهی از سوی ذی‌نفعان و مردم مواجه می‌شود. جامعه در بسیاری موارد نه ‌تنها به آسانی و به سرعت بازخورد مثبتی به فعالیت‌های یک داوطلب نشان نمی‌دهد که در اکثر موارد موج انتقاد و ایرادگیری را روانه می‌کند و حتی زبان به سرزنش می‌گشاید. از سوی دیگر حرکت در چنین مسیرهایی، نتایج بارز و زودهنگامی درپی ندارد و باتوجه به فراز و نشیب‌های بسیار، گاه و بیگاه احساس ندامت، حسرت، خشم، تاسف و عصبانیت بر فرد داوطلب و کنشگر چیره خواهد شد. اینجاست که موجبات این انتظار و پرسش فراهم می‌شود که چرا در زمانیکه من به دنیا اینهمه فایده می‌رسانم و در پی خیر و نفع عمومی هستم، جامعه اینچنین ناسپاس، قدرنشناس و حتی کوته‌بینانه برخورد می‌کند؟
لذا باید اشاره کرد ضروریست که تشکیلاتی‌ها،‌ یک آموزه را آویزه‌ی گوش خود کنند تا مدام در دام تلخ خودسرزنشی نیفتند.
اگر کمی دقت کنیم به نظر می‌رسد، کسی ما را وادار به انتخاب این سبک زندگی و اینگونه از خویش گذشتن، نکرده است. کسی ما را مکلف نکرده که از زندگی، جوانی، خوشی و لذّت‌های دم‌دستی خود برای رسیدن به آرمانهای اجتماعی دست بکشیم، پس به نظر می‌رسد احدی نیز بواسطه‌ی این جان‌فشانی‌هایمان، بدهکار ما نیست. پس در این مسیر، مکرر این موضوع را به خود یادآوری کنیم که ممکن است هیچ شهروندی سپاسگزار این تلاشها نباشد و حتی آنها را نبیند. شاید در انتهای تمام این حضورهای بی‌دریغ، باتوجه به محدودیت‌های سیاسی‌اجتماعی یک جامعه، هیچ تغییر روشن و ستانده‌ی شگرفی نیز رخ ندهد. لذا مهم است که کنشگران اجتماعی و سیاسی در درجه نخست به حظّ و لذّت شخصی خود از فرایند بسنده کنند.

چنانچه نمی‌توانند به فرایندها دلخوش باشند و هیچ نگاه آرمانگرایانه‌ای ندارند، بطور شخصی گام نهادن در این مسیر را به ایشان توصیه نمی‌کنم. این آموزه باید در بدو ورودِ داوطلبان به تشکیلات و همچنین در طی فعالیت تشکیلاتی، به روشهای گوناگون و پی‌درپی به آنها یادآوری شود. زیستن، فرصتی تک و استثنایی است آنرا در اموری که نمی‌پسندیم، صرف نکنیم. همچنین سفارش می‌شود که پس از تجربه‌ی موقعیت‌های تلخ و ناکامانه در تشکیلات، ارشدها با برگزاری برنامه‌هایی با هدف تجدید روحیه تیمی، به آسیب‌شناسی پدیده بپردازند و کنشگران را درگیر نگاهی تحلیلی به آنچه از سر گذشته، نمایند.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *