Home دیدگاه دفاع از سند برنامه درسی ملّی
دفاع از سند برنامه درسی ملّی
0

دفاع از سند برنامه درسی ملّی

0
0

بسمه تعالی
دفاع از سند برنامه درسی ملّی
پاسخی به نوشته ی آقای دکتر محرم آقازاده
دکتر محمود معافی 1
دکتر سید امیر رَوَن 2
قبل ازپرداختن به پاسخ آقای آقازاده درباره سندبرنامه درسی ملی، لازم دانستیم که خوانندگان محترم
را با آقای ذوعلم ریاست سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ومجری سندبرنامه درسی ملی بیشتر آشنا
کنیم و بعد به نامه آقای دکترآقازاده پاسخ دهیم .
آقای ذوعلم از چهره های بارزفرهنگی ، تربیتی و مذهبی کشور است. اومتولد 1334 درشهراصفهان
واز خانواده ای روحانی واهل علم است. خوداو می گوید ” پدر بنده از مجتهدین صاحب کرسی تدریس در
حوزه علمیه اصفهان بود ودر حوزه علمیه نجف و اصفهان سابقه علمی بسیار فعالی داشتند و به عنوان یکی از
چهرههای علمی اصفهان شناخته میشدند. پدر ایشان که جد من محسوب میشوند مرحوم آقاشیخ محمدحسین
ذوعلم فشارکی بیشتر صبغه اخلاقی و معنوی داشتند و در ابعاد معرفتی و اخلاقی درنزدمردم اصفهان زبانزد
که شرح دعای مکارم الاخلاق امام سجاد)علیهم السلام( است هم تألیف کرده » نور الآفاق « بودند و کتابی به نام
بودند . ”
شاید به همین علت بود که آقای ذوعلم بعد ازاخذ مدرک کارشناسی از دانشگاه شهید بهشتی )رشته
کامپیوتر( تحصیلات خود را تا سطح چهارم حوزه ادامه دادند و هم اکنون نیزمطالعات دینی،فرهنگی وتربیتی
را بی وقفه ادامه می دهند.
وی در سوابق خود فعالیت در صدا و سیمای کرمانشاه و ایلام، همکاری دردبیرخانه شورای انقلاب
اسلامی ایران به ریاست مرحوم شهید بهشتی، رایزن فرهنگی ایران در پاکستان،عضویت در شورای عالی انقلاب
فرهنگی، ریاست پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی، عضویت هیات علمی پژوهشکده فرهنگ و اندیشه
اسلامی، مسؤلیت اجرایی در امور تربیتی، مدیرکلی طرح و برنامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مشاور
برنامهریزی و آموزشی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی،مشاور وزیر و مدیرکل دفتر برنامهریزی و تألیف کتب
درسی،رئیس کارگروه همکاریهای حوزه علمیه و وزارت آموزشوپرورش و معاون پژوهشگاه فرهنگ و
اندیشه اسلامی ،عضو شورای علمی گروه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، عضوکمیسیون فرهنگ و تمدن –
شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری و کمیته مطالعات انقلاب اسلامی شورای گسترش وزارت علوم، را در
1 دکترای برنامه ریزی درسی
2
دکترای برنامه ریز درسی
2
کارنامه فعالیت های خود دارند. داشتن مسئولیت در مراکز وسازمان ها و عضویت در شوراهای علمی پژوهشی
مختلف موجب شده است که تجربه متراکم ارزشمندی را دارا باشد .
از افراد اثر گذار در اندیشه وی می توان مرحوم پرورش ، شهید مطهری ،شهید مفتح، شهید بهشتی ،
آیت الله مکارم شیرازی ، امام خمینی )قدس سره( و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه
ای )دامت برکاته ( را نام برد.
آثار قلمی این اندیشمند ، محقق و مدرس حوزه و دانشگاه زیاد است ومی توان به موارد زیر اشاره کرد :
الف(کتاب ها: 1 نظریه تحول در اسلام )رهیافتی در باب گفتمان دینی(، – 2 تجربه کارآمدی –
حکومت ولایی، 3 فرهنگ معیار از منظر قرآن کریم، – 4 نگاهی به مبانی قرآنی ولایت فقیه، – ۵ انقلاب و –
ارزش ها) پژوهشی درباره سیر تحول ارزشها در پرتو انقلاب اسلامی در ایران(؛ 6 پاسخ – » نقد قال « کتاب
انتقادی به نامه سرگشاده محسن کدیور 7 کتاب:انقلاب اسلامی )دفتر – 2۵ ) 8 کارکردهای ولایت فقیه در عرصه –
بنیان ها و نهادهای دینی- 9 کودک، مربی، فطرت و تربیت – – 10 برنامه درسی ملی گامی به سوی مدرسه –
زندگی 11 – -مهندسی فرهنگ اصول و فرایند- — 12 حوزه در انقلاب و انقلاب در حوزه ها- – 13 تعلیم و تربیت –
دینی و چالش های فراروی آن
ب( مقالات: 1 شاخص های تربیت دینی از منظر قرآن کریم، – 2 شبهه شناسی و مواجهه فعّال با آن، –
3 جایگاه تربیت در اندیشه اسلامی امام خمینی)ره(، – 4 کارآمدی ولایت فقیه در عرصه بنیان ها و نهادهای –
دینی، ۵ آیا پیوست نگاری، یک راه کار نهایی است؟، – 6 تربیت حکمت بنیان. – 7 – ،» تأملی در مفهوم چالش « 8 –
،» تحلیلی بر منشور روحانیت، سیاست روز « 9 – ،» آسیبشناسی انقلاب اسلامی « 10 از اصولگرایی تا – «
،» کارآمدی 11 – ،» اندیشه ولایت فقیه و کارآمدی نظام جمهوری اسلامی « 12 – ،» اصولگرایی و تحول « 13 –
»؟ همسویی یا تعارض « 14 تاریخ – فلسفه تاریخ مباحث نظری – 15 روحانیت وقدرت سیاسى تجربهءجمهورى –
اسلامى – 16 تکامل یا کاریزما؟ – 17 روند شکل گیری رهبری امام خمینی )ره( در انقلاب اسلامی ایران – 18 — —
ولایت فقیه:از تئوری تا تجربه- 19 شاخص های تربیت دینی از نگاه قرآن کریم ) – 1 ) 20 انقلاب اسلامی، –
تحجر و سنت- 21 – تساهل و تسامح از زاویه ای دیگر- . 22 منشور علامه اقبال در برابر غرب – – 23 تعلیم و –
تربیت ویترینی !
دیدگاههای تربیتی آقای ذوعلم
تربیت درمعنای واقعی خودش یعنی درجهت ربوبیت خداوند حرکت کردن و بدنبال آن کشف گنجینه
های الهی درون وبرون وپرورش آنها ازطریق تعامل با خود ، جامعه ، خدا و نظام خلقت است .توصیف
اوازتربیت ناشی از معرفت شناسی دینی اوست.این معرفت شناسی مبتنی بر فلسفه متعالی اسلام ، قران ودردرجه
بعد برگرفته از فلسفه رسمی تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی است. وی تعلیم و تربیت را ارتباطی دو
3
جانبه ازسوی فرد ومعلم با فرد ازطریق مواجهه فعال با منابع یادگیری می داند . معلم دراین میان نقش محوری
دارد ولازم است که معلمان خود به لحاظ فکری ، اعتقادی، علمی و عملی و ارزشهای اخلاقی نمونه باشند تا
بتوانند به وظیفه واقعی خود عمل کنند.
وی ضمن توجه عمیق به فرهنگ و دانش بومی ، به تجارب جهانی اهمیت زیادی می دهد .به عنوان
یک فرهنگ شناس که دغدغه ایران و اسلام رادارد توجه به حفظ و اعتلای فرهنگ اسلام وایران ، وتوسعه
فردی واجتماعی در ابعاد مختلف را ازمهم ترین شاخصه های تربیت و پیشرفت می داند.هدف او از آموزش
توجه به رشدتفکر وتعقل دردانش آموزان ، تعمیق باورها و اعتقاد ات عمیق دینی وملی در آنها، برخورداری
ازسواد علمی ،توانمند درکاربست دانسته ها وکسب صفات اخلاقی است.
کسب این صفات ازنظراو زیر بنای یک زندگی پاک فردی و اجتماعی است، که در حکمت قرانی از آن به
عنوان” حیات طیبه” یاد می شود . ذوعلم هرچند یک آرمانگراست، اما گذشته کشور،مسایل حال و آینده
نزدیک را بخوبی می بیند.
ذو علم دریک مصاحبه اظهار می کند که هدف و نقطهی مطلوب ما در آموزش و پرورش، تربیت
انسانی است که بتواند به نیازهای فردی، خانوادگی، نیازهای اجتماعی خویش، همزمان و همسو پاسخ بدهد و با
یک هویت تعینیافته و خودآگاهانه، مسیر تعالی زندگی خویش را تشخیص بدهد و طی بکند. ما به انسانی نیاز
داریم که اهل تشخیص و بصیرت باشد، اهل آگاهی و علم باشد، اهل عمل و اراده باشد.این نوع نگاه به اهداف
تربیتی آموزش و پرورش او را زمره برنامه ریزانی قرار می دهد که یک فرا رویکرد را در برنامه درسی دنبال می
کند تا یک رویکرد محدود کننده و پر از کاستی های فراوان.
از نظراومهمترین هدف برنامه درسی چیزی جز تربیت افرادی متفکر، مومن، باسواد به لحاظ علمی ،
عامل به دانسته ها و متخلق به اخلاق حسنه نیست. داشتن شعور فرهنگی و بصیرت دینی دردانش آموزان، مجهز
شدن آنها به دانش روز، پای بندی به اخلاقیات وازهمه مهمتر، دارابودن قدرت تفکر و تجهیزبه استدلال های
عقلی در نزداو بسیارمهم است. زیرا معتقد است دانش آموزان از این طریق بهتر می توانند خود ، خدا ، جامعه ،
طبیعت رادرک و و علم و فناوری را کنترل کنند.
موضوعات درسی همه عرصه های عالم هستی را می تواندپوشش دهد . اما باید متناسب با نیاز ورشد
یادگیرنده باشد ، همه مواددرسی الزاما باید رشد تفکر، کسب معرفت ودستیابی به بصیرت دینی، عمل به دانسته
ها و کسب ارزش های اخلاقی را ازطریق تعامل با عرصه های یادگیری دغدغه خودقرار دهند. با طرح این
دیدگاه اودیدگاه وسیع تری را دنبال می کند که نهایت آن پیوند دادن برنامه درسی با حقیقت زندگی است.
توجه به عرصه های مختلف یادگیری درالگوی هدف گذاری او وهمکارنشان دلیلی بر این مدعاست.
او به یادگیری و تنوعی از موضوعات علمی موردنیازفرد، تفاوت های فردی و اجتماعی، تفاوت های
محیطی وفرهنگی و استقلال مدارس در پاسخگویی به نیاز های جوامع محلی عمیقا توجه دارد.
4
ازنظراین اندیشمند، انسان باید به خود، جامعه ونظام خلقت درپرتو خدا نگاه کند تا زمینه برای پیدایش انسان
صالح فراهم شود. به همین علت نگاه آیه ای دراندیشه اوبسیار مهم است.
یادگیری ازنظر ذوعلم یعنی پیشرفت فکری، اعتقادی و معنوی ، علمی، توانایی عمل به دانسته ها و
ارزش های اخلاقی دانش آموزان . ازنظراو برنامه ریزی وبرنامه ریزان باید ازطریق توجه معقول به فرهنگ ملی
و دانش جهانی و از طریق مشارکت آگاهانه و فکورانه، مشارکت دادن افراد نخبه، دلسوز ومعتقد ودریک
فضای همدلانه بایکدیگر کارکنند تا برنامه خصلتی نووپویا پیدا کند . توجه به آزاد اندیشی وتضارب افکار
برای او بسیار مهم است. البته به دلیل داشتن اعتقادات عمیق دینی طرفدار پروپاقرص اصول وحیانی واسلام ناب
محمدی است .
توجه همه جانبه به فرد،جامعه ومردم ، خداو نظام خلقت دربرنامه های درسی عمیقا موردتاکید اوست
و انعکاس آن را در افکار و نظریات تربیتی او به خوبی می توان مشاهده کرد.
در حیطه برنامه درسی وی احتجاجات خاص خود را دارد. . ازنظراو همه موضوعات درسی قابلیت
استعلایی دارند. البته درصورتی که برنامه ریز ، مولف و معلم هرسه نگاه آیه ای به جهان مخلوق داشته باشند.
دیدگاه وی نهایتا بر توسعه عقل و ایمان اگاهانه استواراست. به عبارتی او به برنامه درسی عقل محور اعتقاددارد.
ضمن باور به عقل در عین حال محدودیت آن را بخوبی می داند و ازهمین رو برای غلبه براین محدودیت بر
ایمان به وحی ، تهذیب و شهود و صفای باطن برای درک حقایق تاکیددارد.
ازنظراو ادراکات خالص عقلانی می تواند در کنار شهود وپاکی نفس موجبات شکوفایی فطرت
واستعلای فردی را فراهم کند . هرگاه فطرت انسان بخوبی پرورش یابد انسان می تواند قابلیت های همه جانبه
خود را بروزدهد. درحوزه آموزش هم برپژوهش های تجربی تاکیدداردوهم به بحث های نظری عمیق . او
معتقد به نظریه پردازی های ناب تربیتی است ومعتقد است که آموزش و پرورش از این جهت کاستی های فر
اوانی دارد.
ازنظراوتعلیم و تربیت توان دست یابی به اهداف متعالی را دارد . البته این امر با داشتن یک برنامه درسی
خوب وهدفمند ومبتنی بر فلسفه متعالی اسلام، روش های تدریس هدف گرا، و معلمان شایسته امکان پذیر
است.
نظام تعلیم و تربیت، خانواده، مدرسه و جامعه باید به سیروسلوک شخصی دانش آموز کمک کنند تا
زمینه استعلای همه جانبه و گشودگی فطرت دراو فراهم شود.وی تعلیم و تربیت را یک کار جمعی می داند
که فراتر از کارکردهای یک وزارتخانه است.همه افراد موضوع تربیت هستند و در تربیت یکدیگر ایفای نقش
می کنند . به همین علت همه افراد یک کشور باید در خدمت تعلیم و تربیت باشند.
آرمان شهر تربیتی او جامعه طیبه است. که از طریق معلم و مدیر صالح و مدارس صالح بوجود می
آیند. دیدگاه او به تعلیم و تربیت توام با نگرش اعتقادی انقلابی واخلاقی قدرتمندی است که می تواند به ما
5
کمک کند تا هم خودرا تغییردهیم و هم جامعه صالحی را بسازیم. البته به شرطی که بتوانیم با خداوندمتعال ،
خود ، جامعه و نظام خلقت درپرتو راهنمایی و اطاعت آگاهانه از خلیفه خدا )پیامبراسلام )ص( ، امام وولی
صالح فقیه دردوران غیبت ( رابطه و پیوند عمیقی ایجاد کنیم .
انسان ها بطورکلی موجودات ناقصی هستند اما با شناخت خود و خداوند ونظام هستی وعمل به ارزش
ها و اخلاقیات می توانند کامل شوند. . شاید نیل به انسان کامل در مدارس به طور کامل تحقق نیابد، اما با این
وجود برای هدایت تعلیم و تربیت از نظر او یک نقطه تمرکز و اطمینان فراهم می کند.
به همین علت است که به تحقق مراتبی از انسان کامل درهدف غایی تربیتی خود بسنده می کند .
ازنظراو یادگیری از منابع وحیانی و علمی مستدل ،یادگیری ازیکدیگر ،بحث و گفتگو ، تحقیق
وتجربه و تعامل با معلمان به عنوان مربیان فرهنگی بسیار مهم است. اوهم علاقمند به تحقیق است و هم علاقمند
به اندیشیدن ، داشتن ذهن پویا و گشوده ازویژگی های اوست. ذو علم مسایل برنامه درسی را دریک بافت
وسیع تری می بیند که همان فلسفه متعالی اسلامی و مادر برای سایر حوزه های معرفتی است ، و ازاین درک
باریک بینانه فلسفه متعالی است که سایر فلسفه ها وکارکردها نشات می گیرد. از این زاویه است که باید به
مولفه های سند برنامه درسی ملی نگاه کرد.
پاسخ به نامه آقای دکتر آقازاده
چرا وجود جناب حجت الاسلام علی ذو علم نه یک زلزله برای آموزش و پرورش بلکه یک رحمت
الهی برای آموزش و پرورش است ؟
دراین نوشتار ما تلاش داریم که ازکار کمیته تدوین سند برنامه درسی ملی دفاع کنیم .متاسفانه برخی
بجای نقد علمی سعی دارند که دیگران را با ترورنرم ضایع کنند . نقد آقای دکتر آقازاده بیشترنقد فرایند تولید
برنامه درسی ملی است تا نقد محتوا. در حالیکه انتظار می رفت ایشان وارد نقد محتوایی می شد و برای نفی
هریک از مولفه های این سند، دلایل محکمی می آورد . ازنقد وی پیداست که حتی بخود اجازه نداده است
که حداقل مقدمه نگاشت چهارم سند برنامه درسی ملی را که این کمیته به شورای عالی آموزش و پرورش
تقدیم نمود مطالعه کند . زیرا پاسخ خیلی از سوالات خود را در آن پیدا می کرد.درمقدمه این سند نام اعضای
کمیته های علمی در مرکز ، اعضای کمیته های ستادی ، اعضای کمیسیون راهبری طرح و کمیته های استانی که
متشکل از افراد مختلف از جمله معلمان برگزیده از استان های مختلف به تفصیل ذکرشده است .
6
فرایند تولید سند برنامه درسی ملی
انتقاداول : روش کار علمی نبوده و آقای ذو علم صلاحیت این کار را نداشته اند.
پاسخ :کار تولید و تدوین این سند از اسفند ماه 1384 با تشکیل دبیرخانه طرح آغاز شد و پس از تحقیقات و
مطالعات اولیه و ابلاغ مصوبه هفتصد و چهل و پنجمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش در اردیبهشت ماه 86 ،به
جناب آقای ذوعلم که در آن زمان مدیر کل دفتر تالیف کتاب های درسی بودند آغاز شد دربدو امربا نظارت
کمیسیون راهبری کمیته علمی پس از بررسیهای لازم و دستیابی به اهداف، تعریف و حدود طرح و خروجی
های مورد انتظار، کمیتههای هفتگانه تخصصی ومطالعاتی به شرح ذیل تشکیل شد:
1. کمیته کلیات، اصول و مبانی؛ 2 . کمیته محتوای آموزشی، پرورشی و حوزههای یادگیری؛ 3. کمیته ساختار،
مقاطع، رشتهها و زمان؛ 4. کمیته میزان اختیارات و کاهش تمرکز؛ ۵ . کمیته ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی و
راهبردهای یاددهی یادگیری؛ – 6 . کمیته مواد، رسانهها و محیطهای یادگیری؛ 7 . کمیته ارزشیابی از برنامه درسی
ملی و اقتضائات اجرایی.
سپس برای جلب مشارکت فعال حوزههای صف و ستاد، کمیتههای استانی و کمیتههای ستادی طرح، با ابلاغ
بخشنامه وزیر محترم وقت، آغاز به کار کردند.
همزمان با سایر فعالیتها، برای تبیین ابعاد طرح و استفاده از یافتههای علمی و پژوهشی در بخشهای مختلف
برنامه درسی ملّی، شش عنوان پژوهشی: 1 . مطالعات نظری، تطبیقی در حوزه آموزش و پرورش؛ 2 . بررسی مبانی
جامعه شناختی برنامه درسی؛ 3 . بررسی مبانی روانشناختی برنامه درسی؛ 4 . بررسی تحقیقات انجام شده در حوزه
برنامه درسی؛ ۵ . بررسی اسناد، مصوبات و دیدگاههای مسئولان عالی نظام در حوزه برنامههای درسی؛ و 6 . بررسی
تاریخچه و وضعیت موجود برنامه درسی در جهان و ایران، تعریف و نسبت به اجرای آن توسط محققان محترم اقدام
شد. علاوه بر این، هر یک از کمیتههای تخصصی نیز بر حسب موضوع کار، مطالعات گستردهای را در زمینه
آسیبشناسی وضع موجود، بررسی تجربه سایر کشورها و تبیین ابعاد علمی موضوع با استفاده از تحقیقات موجود
انجام دادند.
به منظور بهرهگیری از نظرات کارشناسان و متخصصان و نیز کمیتههای ستادی و استانی در ارتباط با ابعاد و
جهتگیریهای برنامه درسی ملی، جلسات کارشناسی، نشستهای منطقهای و سراسری و همایشها و
هماندیشیهای متعددی در طی سالهای 8۵ تا 87 برگزار گردید و یافتههای آن در جهت تدوین سند در اختیار
کمیتههای تخصصی قرار گرفت.
نخستین نگاشت برنامه درسی ملی در بهمن ماه 87 تدوین و برای اظهارنظر در اختیار صاحب نظران وکارشناسان
حوزههای ستادی و استانی قرار داده شد. پس از جمعبندی و بررسی کلیه یافتهها در جلسات کارگروه تلفیق، دومین
نگاشت سند در 2۵ اسفند ماه 87 مصادف با میلاد پیامبر اکرم )صلی الله علیه و آله (و امام صادق) علیهالسلام( برای
7
استفاده از نظرات فرهنگیان و صاحبنظران به همراه پرسشنامه ارزیابی، بر روی سایت دفتر تألیف و برنامهریزی
کتب درسی قرار گرفت؛ ودرادامه سومین و چهارمین نگاشت تولید شد. نگاشت چهارم نیز توسط گروهی از
دانشگاهیان اعتباربخشی شد و اصلاحات لازم در آن به عمل آمد . همزمان نگاشت چهارم طی جلسات متعدد و
طولانی در کمیسیون راهبری طرح با ریاست وزیر محترم وقت آموزش و پرورش و حضور اعضای شورای مشورتی
ستاد تحول بنیادین و نیز در چندین نشست کارشناسی و تخصصی این سندموردبررسی نهایی قرار گرفت و به
شورایعالی آموزش و پروش تقدیم گردید. سندحاضر در اصل شکل تعدیل شده نگاشت چهارم وحاصل بحث
کارشناسی در شورایعالی آموزش و پرورش است.با توجه به اینکه این سند حاصل یک فرایند علمی بوده
ودرشورایعالی محترم آموزش و پرورش مورد بحث و بررسی و تصویب قرار گرفته بدین لحاظ یک سند قانونی
است و قانونی بودن به خاطر آقای ذو علم نیست ، بلکه به دلیل اعتبارروش کار ،پشتوانه علمی و محتوای موردتایید
آن درمراجع قانونی می باشد.
گر چه تلاش همه دستاندرکاران این امر خطیر بر آن بوده است که به اصول حاکم بر فرایند تولید وفادار بمانند،
ولی تنگناها و محدودیتهای علمی و کارشناسی، فقدان پیشینه تولید برنامه درسی ملی در کشور و فراتر از آن
تفاوتهای بنیادین گفتمان غالب در عرصه علوم تربیتی با مبانی فلسفه تربیتی اسلام، چالشهای جدی را در جریان تولید
این سند برانگیخته است. پدیدآورندگان این سند با وقوف کامل به این تنگناها و با دغدغه نسبت به تمهیدات و
پشتیبانیهای کافی برای تحقق برنامه،معتقد هستند که این کار تنها گام نخست برای چرخش وضعیت موجود به سمت
مطلوب تلقی میشود و قطعاً کلام آخر نیست.
انتقاددوم: سند برنامه درسی ملی تولید شده توسط آقای ذوعلم با دستورات اعجابآور وزیر وقت، آقای
حاجبابایی پیکر آموزشوپرورش را آماج تیرهای بیمبالاتی علمی و فنی قرار داد. حاجبابایی دستور تولید
کتابهای درسی را بر مبنای سند برنامه درسی ملی صادر کرد. سندی که ابهامات فراوانی با آن همراه است.
به دستور آقای حاج بابایی و به تبعیت معاونش حجتالاسلام بهرام محمدیان، کتابهای درسی تألیف و بدون
اجرای آزمایشی در سطح کشور برای اجرا توزیع شدند. این کار نه فقط خلاف همۀ مقررات علمی وفنی
است، بلکه مصداق کامل بیمبالاتی اخلاقی و نمونهای از تمامیتخواهی خام بود .
پاسخ : تولید این سند که اولین بار درتاریخ آموزش و پرورش صورت گرفته است از افتخارات نظام
آموزش و پرورش و کلیه اعضای تیم های پژوهشی و اعضای تدوین کننده سند برنامه درسی ملی ، کارشناسان
دفتر تالیف وافرادی است که در اعتباربخشی آن اعم از علمای حوزه واساتید دانشگاه ،معلمان و کارشناسان
صف و واحدهای پژوهشی ادارات کل درسطح ستاد و استان ها مشارکت داشته اند و تلاش شده است که فاقد
ابهام باشد زیرا این سند مبنا برای تولید راهنما های حوزه های مختلف تربیت و یادگیری است . تالیف کتاب
درسی را نمی توان فقط بر مبنای این سند آغاز نمود بلکه بر اساس این سند باید راهنمای برنامه درسی حوزه
های مختلف تربیت و یادگیری وراهنمای تالیف برای هرکتاب تدوین شود وسپس اقدام به تالیف کتاب درسی
8
کرد .گویا جناب عالی نه از فرایند تالیف کتاب درسی آگاهی دارید و نه تا کنون کتاب درسی تالیف کرده اید
. اقدامات انجام شده تا کنون هم نوعی همسو سازی بوده است.
سند برنامه درسی ملی به دلیل طی کردن فرایند علمی )درطراحی و تدوین (انجام مطالعات تطبیقی ،
شناسایی نیازهای ذینفعان ، دریافت پاسخ های قابل قبول به سوالات پژوهشگران ، همسویی با مبانی اعتقادی
وفلسفه تعلیم و تربیت اسلامی ، توجه به اصول مترقی و منعطف درطراحی برنامه های درسی ، داشتن
فرارویکردی مبتنی برپرورش گرایشات الهی وانسانی )پرورش ارزش های اخلاقی ،علم جویی ،پرورش تفکر
ومهارت های ذهنی ، توجه به ابعاد مختلف رشد )ابعاد جسمانی ،عاطفی ، اجتماعی ومعنوی ، پیوند بین علم و
عمل ،توجه به شکوفایی وجود وتاکیدبر قرب الهی وپیوندباعالم معنا (که به صورت یک پل ارتباطی بین انواع
نظریات رایج دربرنامه درسی عمل می کند ، توجه به نیازهای فرد وجامعه ، برخورداری ازالگوی هدف نویسی
نوو مبتنی برعناصر تربیتی پنجگانه )تفکر،ایمان ، علم ، عمل و اخلاق ( که بریادگیری ازطریق تعامل با عرصه
های مختلف یادگیری )خود ،خداوندمتعال ، جامعه ونظام خلقت ( توجه دارد،توجه بر شایستگی های تربیتی
پنجگانه ، بیانیه های درسی روشنگرانه ومبتنی بر پیشرفت همه جانبه کودکان ونوجوانان ، اصول مترقی در
یاددهی و یادگیری و شیوه ارزشیابی جامع ، ساختارزمانی وتحصیلی مبتنی بررشد، توجه به ضوابط تولید و
اجرای پویای برنامه درسی ،انسجام درونی ونیاز به ارزشیابی ازبرنامه درسی ملی دریک بازه زمانی معین که
ازخصلت به روز بودن این نوع ازبرنامه ها حکایت دارد، موجب شده است که ازیک وجهه علمی بالایی
برخوردارباشد.
لازم به ذکر است که به غیر از ساختار و زمان تحصیلی ونیز ضوابط تولید و اجرای برنامه که
موضوعات مستقلی هستند ، سایر موارد دارای ارتباط وتقدم منطقی و انسجام درونی هستند. البته برخی از
پیشنهادات اعضای کمیته های تحقیق از نظر گروه تلفیق یافته ها )گروه تدوین کننده سندبرنامه درسی ملی( ویا
شورای عالی آموزش و پرورش به صورت اصول کلی ارائه شده ، برخی نیزجزئی تشخیص داده شد که در
تدوین راهنماهای برنامه درسی می توان از آنها استفاده کرد .
بحث تغییر ساختارنظام آموزش و پرورش وهمزمانی آن با تغییر برنامه های درسی وچگونگی اجرای برنامه
درسی درهرکشور موافقان و مخالفانی را دارد، اما به هرحال اینگونه نبوده است که معلمان و گروههای
آموزشی، کارشناسان ستادی ، صف و مدارس ویا خانواده ها درجریان تغییر برنامه ها قرارنگرفته باشند ویا پیش
نویس برنامه های درسی)مواردی که دچارتغییرشده است( به اطلاع آنها ویا حداقل نمایندگان معلمان
)گروههای آموزشی( نرسیده باشد.مطابق فرایند هر کتابی که جدید تالیف و دچار تغییرات اساسی شده ، جدا از
اطلاع رسانی به روز واعتباربخشی از طریق درگاه اینترنتی سازمان پژوهش ، نمایندگان معلمان مطابق روال
همیشگی دعوت شده اندو پیش نویس کتاب درسی به اطلاع آنها رسیده و ازنظرات آنها برای بازنگری درمحتوا
قبل از اجرا استفاده شده است.
9
البته تغییرات دربیشترموارد همانگونه که خاطر نشان شدازنوع همسویی بوده است وعملیاتی شدن
برنامه درسی ملی مستلزم اتمام کار در دست تدوین راهنماهای حوزه های تربیت و یادگیری نوین درموضوعات
مختلف است.
این سندفاقد ابهام است واگرناقدمحترم مواردی رامبهم می داند، می تواندسوال خودرا ازاهل فن بپرسد ،ندانستن
و پرسیدن عیب نیست .
رویکرد و جهتگیری محوری در سند برنامۀ درسی ملی، رویکرد فطرتگرایی « : انتقاد سوم
توحیدی و رسیدن به حیات طیبه است که طیف گستردهای از برداشتهای دینی و مذهبی از برداشتهای
بنیادگرایانه تا معتدل و عرفانی را در حوزه اسلام در بر میگیرد.
پاسخ : فطرت اشاره به گرایشات عالی الهی وانسانی دروجودآدمی دارد که مشترک بین همه انسان
هاست . مانند حقیقت جویی ،میل به پرستش خدا ، عدالت خواهی ، میل به دانستن و کنجکاوی ، میل به کشف
کردن ، میل به خلق کردن و آفریدن ، میل به تغییر ، میل به عدالت خواهی و آزادی ،میل به زیبایی ،میل به
کرامت و عزت نفس، داشتن علاقه به معنویات وامورماورایی وپیوندبا عوالم مینوی ، میل به کمک کردن و
بخشیدن ،نوع دوستی ، کشف نظامات خلقت و…صدها گرایش دیگر . این گرایشات همواره تحت تاثیر باورها
و اعتقادات قرار می گیرد و تفسیرهای مختلفی از آنها دربین انسان ها دیده می شود. اما اگر این علایق
وگرایشات درراستای توحید ودرک صفات و اسماء الهی وبراساس تعالیم الهی و تجربیات موفق تربیتی
قرارنگیرد شکوفا نخواهد شد .وای بسا به مسیربی راهه منجرشود. برای مثال چقدر ازانسان ها به اسم عدالت
ومارکسیسم ودفاع ازحقوق کارگر درشوروی سابق ازبین نرفتند ویا به اسم قانون چقدر از انسان ها که
نابودنشدند. بدین لحاظ رویکرد فطرت گرایی پلی بین همه نظریات برنامه درسی اما باسوگیری الهی است. این
رویکردبرخاسته ازقران ،انسان شناسی اسلامی و فلسفه تعلیم و تربیت اسلام است. فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی
رویکردبرنامه درسی منطبق با خودش را طلب می کند .درحقیقت این رویکرد بدنبال شکوفایی انسانیت انسان
باتوجه به فطرت سالم الهی است. که می تواندمنجربه حیات طیبه فردی و اجتماعی شود.
ماامیدواریم خودمان ،جناب آقای آقازاده و همه کارشناسان ،معلمان و دانش آموزان ازجمله کسانی
باشندکه خودشان به این شکوفایی فطری برسند.
انتقادچهارم : حجتالاسلام علی ذوعلم، با یکه تازی و با از میدان به درد کردن متخصصان برنامۀ
درسی با بهانههای مختلف و بهره جستن از حضور کارشناسان سازمانی یا از همفکران برون سازمانی خود که
غالباً کارشناسان کارآمدی ارزیابی نمیشوند، تلاش کردند منویات فکری و مذهبی خود را وارد سند برنامۀ
درسی کنند. یک دلیل اساسی برای این کار وجود داشته و پیگیری هم خواهد شد و آن این است که تمام
کوشش بر آن بوده است که تمرکز عملی و فکری بر برنامههای درسی اعمال بشود. تمرکزگرایی
10
ایدئولوژیک و عملیاتی برنامۀ درسی در دنیای غرب اگر جهت گیری توسعه اقتصادی و اشتغالزایی دارد، در
ایران و بر اساس عملکرد علی ذوعلم به سوی تمامیتخواهی ایدئولوژیک سوق داده شده است .
پاسخ: درعموم کشورها کارتولید چارچوب برنامه درسی ملی ویا راهنمای برنامه های درسی با
مشارکت متخصصان علوم تربیتی ، نمایندگان نهادهای مختلف ، برنامه ریزان درسی، کارشناسان موضوعی از
دانشگاه ،معلمان و مدیران اجرایی وافراد صاحب نظردرسطوح مختلف )مرکز ، استان ها و مناطق( صورت می
گیرد . این فرایند ممکن است که درضمن تدوین وتهیه پیش نویس سند/برنامه به صورت مستقیم و یا غیر
مستقیم درزمان اعتبار بخشی از سندبرنامه درسی ملی صورت گیرد. ما قبلاتوضیح دادیم که فرایند تولید
واعتباربخشی این سند چگونه بوده است. معلمان ازطریق همایش های قطبی دیدگاه خود را درمورد این سند
ارائه کردند. سوال اینجاست که آیا معلمان مناطق و کارشناسان صف وانجمن اولیا ومربیان علاوه بر اینکه
نماینده خودشان هستند نماینده خانواده ها و جوامع محلی نیستند؟
افرادی مانند آقای ذوعلم و همکاران متخصص ومتعهد او ازداخل و بیرون ازسازمان با اعتقاد عمیق
دینی وباوربه فلسفه تعلیم وتربیت اسلامی ، وبا توجه به تجارب جهانی به تولیداین سند اقدام نموده اند. ای کاش
شما درجهت غنی سازی آن پیشنهاد های خود را ارائه می کردید . ویا برمبنای فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی
وحداقل تجارب کانادایی ؟؟؟ حداقل چند ایده راهگشا را ارائه می کردید . اما بعید می دانم شما نگاه
استعلایی به تعلیم و تربیت داشته باشید .آقای ذوعلم و همکارانشان علاوه بر داشتن نگاه تعالی بخش به تعلیم و
تربیت، این جرات و شجاعت را داشتند که خودشان دیدگاه تازه ای را درحوزه تعلیم و تربیت ارائه کنند. آنها
منتظر فرمایشات بلوم و اسکینر، ثوراندیک ، اشتاینر نماندند .وبا روش مهندسی همزمان دراستفاده از یافته های
موجه ومعتبرحاصل از انجام پژوهش ها وتجربیات گروه های مرجع معلمان وکارشناسی مورد وفاق وعقل
جمعی ، سندی را در سطح ملی تولید نمودند.
اگر به شایستگی های پایه ) اهداف برنامه درسی ملی( و بیانیه های درسی نیک توجه کنید، متوجه می
شوید که تدوین کنندگان سند هم به توسعه فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی توجه داشته اند وهم به
توسعه اخلاقی و معنوی . اساسا یکی از رسالت های نظام های آموزش وپرورش باید تبدیل سیاره زمین از یک
سیاره طبیعی به یک سیاره فرهنگی و انسانی است. سیاره ای که فناوری درخدمت انسان است ونه مسلط برانسان
.
انتقاد پنجم : بر اساس سند برنامۀ درسی ملی، چارچوبی برای طرح درسنویسی فراهم آمده است
که نه کارشناسان میتوانند آن را تبیین کنند و نه معلمان توانایی بهرهمندی از آن را به مثابه ابزار کار دارند.
پاسخ: اساسا در این سند به چارچوب طرح درس نویسی اشاره نشده است. آنچه که اشاره شده
چارچوب هدف نویسی و طراحی برنامه درسی درسطح حوزه های مختلف تربیت یادگیری وآنهم درسطح
اهداف کلی برنامه درسی است. هرحوزه یادگیری وتربیتی می تواند اهداف پرورش فکری ، اعتقادی ونگرشی ،
11
علمی)شناختی ( ، عملی و مهارتی و ارزشی و اخلاقی رابا توجه به عرصه های مختلف یادگیری درحد اهداف
کلی واهداف فصول داشته باشد . کافی است که بین رشته ای فکر کنیم وازدانش ومهارت وتجربه لازم
برخوردار باشیم. از آنجا که محتوای هردرس اساسا جزئی تر ازمحتوای فصل و بخش است و به ابعاد خاصی
می پردازد ، ممکن است که به برخی از عرصه های یادگیری بیشترتوجه کندوتبعا برخی ازعناصر تربیتی و
عرصه ها ی یادگیری پررنگ تر ویا کم رنگ ترباشد.
معمولا محتوای یک کتاب درمقایسه با محتوای یک درس ازهمان کتاب که جزئی تراست ، انعطاف
بیشتری درتوجه به عناصر تربیتی و عرصه های یادگیری دارد البته . تجارب معلمان در کلاس نشان داده است
که آنها حتی در نوشتن طرح درس بر اساس این عناصر و عرصه ها ناتوان نیستند . بهرحال هردرسی یک سری
مهارت های فکری وذهنی ، اعتقادی و نگرشی ، علمی ، مهارتی و یا اخلاقی و ارزشی را دنبال می کند.
لب مطلب این است که برنامه درسی باید بدنبال تربیت افرادی متفکر ، مومن ، عالم )درمعنای اعم آن(
، عامل )توانا در کاربست دانسته ها ( و متخلق به اخلاق حسنه باشد. بنابراین سازمان محتوا و فرایند تدریس باید
به دنبال پرورش این شایستگی ها دردانش آموزان باشد.
انتقاد ششم :در پروژۀ سند برنامه درسی ملی،حتی یک مورد از اسناد برنامۀ درسی ملی نشان
نمیدهد که از ذینفعان سند برنامۀ درسی ملی پژوهشی به عمل آمده باشد و با آنان مختصات سند برنامۀ
درسی ملی در میان گذاشته شود.
پاسخ: معمولا در سندی مانند سند برنامه درسی ملی اصل در پیاده سازی انتظارات سیاستگزاران
آموزشی و نیزتوجه به خواسته ذینفعان به ویژه نیاز مخاطبان،تدوین کنندگان برنامه درسی ،تولید کنندگان مواد
آموزشی ، معلمان ،وارزشیابان است .پاسخگویی به نیاز سیاستگزاران ازطریق پیاده سازی اسناد بالادستی و
جلسات مشترک و نیاز بقیه افراد از طریق نظرسنجی های حضوری و توجه به مولفه های راهنمای برنامه درسی
در حوزه های یادگیری صورت می گیرد . ارائه اصول ناظربرطراحی برنامه درسی ، معرفی رویکرد برنامه درسی
، بیان شایستگی ها ، بیانیه های درسی ، اصول انتخاب راهبردهای یاددهی و یادگیری و شیوه ارزشیابی، وجدول
زمانی موضوعات درسی ازجمله این موارد است .
انتقاد هفتم : با دستآویز قرار دادن آیۀ 97 سوره نحل “ مَنْ عَمِلَ صالِحاًمِنْ ذ کَرٍأَوْأُنْثىوَهُوَمُؤْمِ ن
فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاۀ طَیِّبَۀًوَلَنَجْزِیَنَّهُم أَجْرَهُ م بِأَحْسَنِ ماکانُوایَعْمَلُون ” در هدفگذاری سند برنامه درسی دستیابی به
حیات طیبه را وارد کردهاند . مخاطب آیه شریفه دانشآموزان مدرسه دست کم در دورههای ابتدایی و دوره
اول متوسطه نیست. عمل کردن بر آن اساس در واقع کشاندن آموزش اصول و فروع آموزش بزرگسالان به
آموزشهای مدرسهای است .
پاسخ : جناب آقا زاده، حتی یک آیه از قران، حکمت جوشان الهی است که می تواندگره از بسیاری از
کارهای فروبسته انسان را بگشاید .شما معتقد هستید که به استناد یک آیه قران نمی توان اهداف تعلیم و تربیت
را طراحی کرد . گویا شما قران را نه درس زندگی )که می تواند مبنای خیلی از فعالیت های ما انسان ها قرار
12
گیرد( ،بلکه کتابی می دانید که خواندن آن درکنارسایر موضوعات درسی مانند قبل ازانقلاب به شیوه سنتی و
گذشته این توانایی را داشت که افراد انقلابی تربیت کند، بنابر این نیازی نیست که بی خودی بر طبل قران
بکوبیم . ظاهرا ازنظرشما بهتر است که بجای آنکه خودمان با استفاده ازقران و متون دینی نظریه پردازی کنیم ،
بهتر است بینیم غربی ها چه نسخه ای را برای ما پیچیده اند. وبه اعتقاد شما نظرات مربیان غربی بهتر از قران برای
تربیت انسان ها جوابگو است وکاربرد دارد.
آقای آقازاده قران که هزار و چهارصد سال است وجود دارد، اما چرا بجز قرن اول تا اوایل دوره غیبت
امام عصر )ع( انقلابی ازنوع صدر اسلام درجامعه کمتر بوجود آمد وبعد ها هم تکرار نشد مگردرزمان ما ؟ به
این دلیل که درزمان ما اسلام از حالت سنتی محجور خود خارج شد ورنگ ایدئولوژیکی،اجتمایی وسیاسی به
خود گرفت . درایران نیز اززمانی که افرادی مانند امام)ره( و یاران او با از خود گذشتگی وروحیه انقلابی ،
اسلام ناب محمدی )ص( را به عنوان شیوه زندگی ، و نظام مردم سالاری دینی را وارد جامعه کردند ، اسلام
قدرت تغییروایجاد پیشرفت همه جانبه درزندگی فردی و اجتمایی را پیدا کرد. افرادی مثل مقام معظم رهبری،
شهید بهشتی)ره( ،شهید مطهری ، علامه طباطبایی،آیت الله طالقانی و… نگاه نواندیشی وایدئولوژیکی به قران
داشتند که توانستند در جامعه انقلاب برپا کنند .مردم نیز وقتی که این نگاه را پیدا کردند توانستند در جامعه
خود دست به اصلاح بزنند . امیدوارم شما ازکسانی نباشید که معتقد هستند قران فقط در قبرستان ها و یا مجالس
ترحیم کاربرد دارد . بگذریم …
جنابعالی از یک طرف به دلیل دخالت دادن باورهای دینی ونگاه ایدئولوژیکی توسط تدوین کنندگان
سند )البته درکنار سایر متغیر ها ( ناراحت هستید، اما در انتهای نوشته خود اظهار می کنید که در 300 جای قران
بر اهمیت فکر و اندیشه ورزی تاکید شده است . وغافل ازاینکه پرورش تفکر و اندیشه به عنوان یکی از عناصر
تربیتی از قران اخذ شده است .یعنی پرورش تفکر همان عنصرتربیتی مهمی که شما با انتقاد از مولفه های الگوی
هدف گذاری ومبهم بودن ، آن را زیر سوال برده اید ؟!
انتقاد هشتم :افراد موثر درجریان تدوین برنامه کنارزده شدند .
پاسخ: افراد موثر نیاز به تعریف دارد . فردی که ضمن داشتن دانایی و توانایی و با وجود همه کاستی
ها ایستادگی می کند تا یک کاربه نتیجه برسد.کسی که متعهد است و قدرت کاربا دیگران را دارد. افرادمدعی
زیادهستند ، اما افرادی که ثابت پای کارمی مانند و به خاطر اعتقادشان به مردم خدمت می کنند تاکاری به نتیجه
برسد، چقدر کم اند.؟؟؟ ما واقعا بدنبال افراد موثر هستیم. یعنی افرادی متفکر، مومن باسواد ،اهل عمل ودارای
اخلاق حسنه که حداقل در عمرشان یک بار قران را عمیقا خواندند وبه وسیله مشورت با اهل معرفت ،جهت
درست زندگی را در همه ابعاد آن درک کردند. افرادی که معتقد به جهان بینی و فلسفه تعلیم وتربیت اسلامی
باشند . توانایی سازگاری با دیگران را دارند حتی اگر آنها متفاوت با او فکر کنند ، زود قهر نمی کنند و……
ای کاش چند پیشنهاد خوب وسازنده راازشما شاهد بودیم.دراین روزگار منتقد زیادداریم ، اما فکر مشکل گشا
13
وکارساز و دست یاری دهنده کم داریم . معلوم نیست چرا عده ای تحمل دیدن یک روحانی خداشناس ،
باهوش ، برخوردار ازذهنیت علمی ومعرفتی قوی، مسئولیت پذیر ،دارای تجربه مدیریت فرهنگی ، متعهد ،
نواندیش و صاحب نظر درتعلیم و تربیت اسلامی را برنمی تابند .اگررویکرد فطرت گرایی توحیدی را مربیانی
چون اشتاینر ویا کارل راجرز مطرح می کرد ند، حتما شما به به وچهه چهه می کردیدو آن را وحی منزل می
دانستید، اما اکنون که یک مسلمان متفکر وعالم روحانی مطرح کرده است پذیرش آن برای شما ثقیل و مبهم
است.
انتقاد نهم : پروژه تولید سند برنامه درسی ملی، پروژهای غیرقانونی، غیراخلاقی و فاقد استانداردهای
یک پروژه است.
پاسخ : آقای ذوعلم با توجه به مصوبه 74۵ جلسه شورای عالی آموزش وپرورش مورخه 4 / 2 / 86 ونامه
شماره 8 / 2401 / 20 در تاریخ 27 / 3 / 1386 و تصمیم کمیسیون راهبری تولید وتدوین برنامه درسی ملی مسئولیت
اجرای این پروژه را بر عهده گرفتند اگر مسئولیت این کار به شما واگذار نشد لطفا از اعضای کمیسیون سوال
کنید ؟ ازطرفی این سوال نیز مطرح می شود که :
آیا ملاک قانونی بودن شمائید و یا شورایعالی آموزش و پرورش ؟ آیا ملاک اخلاق شما هستید ویا
دین و ارزش های اجتماعی ؟استاندارها و مولفه ها را شما مشخص می کنید ویا کمیسیون راهبری ؟ مراحل کار
را برای شما شرح دادیم . همگان می دانند که اگر کاری در قالب یک طرح علمی با مشخص بودن سوالات
ومراحل علمی آن مطرح نباشد .اساسا مورد تایید قرار نمی گیرد . آیا اگر برنامه های درسی بدنبال پرورش
شایستگی های فکری و عقلانی ، ایمانی و اعتقادی ، علمی و عملی و اخلاقی از طریق تعامل دانش آموزان با
عرصه های مختلف یادگیری باشد برای شما عملی غیرقانونی و غیر اخلاقی است؟ .مشروعیت یک برنامه ناشی
ازفرایند تولید علمی برنامه وپذیرش آن از سوی صاحب نظران و مسئولان ذیربط و ذیصلاح و قانونگزاران
است.
به طور کلی در واقعیت، جلب نظر همگان درمورد یک برنامه درسی در سطح ملی با صد درصد توافق
دشوار است و این موضوع به ویژگی روانی افراد ، دانش پیش زمینه آنها در خصوص اهداف تعلیم و تربیت
اسلامی ، قوت ها ، ضعف ها ، تهدیدها و فرصت های آموزش و پرورش بستگی دارد.
انتقاددهم : به جای کوبیدن بر طبل ایدئولوژیک کردن برنامههای درسی، کوشش باید معطوف به
معقول کردن اندیشهها، برنامهها، رفتارها و عناصر نظام برنامه درسی شود.
پاسخ: درتمامی کشورها برنامه درسی هم ماهیت علمی ، ایدئولویکی وسیاسی دارد . علمی بودن یک
برنامه تابع فرایندهایی است که درتولید و اعتباربخشی برنامه باید به کارگرفت.رعایت ملاحظات علمی )روش
14
کار ، منطقی بودن ، نظم و انسجام درونی ( به یک برنامه مشروعیت علمی می دهد . ماهیت ایدئولوژیکی به
شما توصیه می کند که شماباید ازیک مبانی و فلسفه اعتقادی پیروی کنید و سیاسی یعنی اینکه سیاستمداران
باید درمورد مفید بودن یک برنامه متقاعد شوند. چون آنها برای یک کار که تامین کننده اعتقادات آنها ست
باید هزینه کنند . چه اعتقادی بهتر از اسلام . شما به عنوان برنامه ریز نمی توانید هرچیزی را وارد برنامه درسی
کنید . باید به قانون اساسی آن کشور، مصوبات مجلس و انتظارات مردم جامعه وفادارباشید وگر نه از اجرا
وپشتیبانی برنامه دست برمی دارند. این قضیه درهمه جا صادق است ، آمریکا باشد یا کانادا ، انگلیس باشد ویا
حتی کشورهند، که بقول یکی از نخست وزیران انگلیس “مهد دمکراسی است” شما مجاز نیستید هرچه را دلتان
خواست بیاورید. باید هم توافق سیاستمداران و قانونگزاران و هم توافق مربیان و افراد صاحب نظر وهم مجریان
ومخاطبان برنامه را داشته باشید. رعایت همین ملاحظات موجب شده است تا سند برنامه درسی ملی به صورت
برنامه ای معقول ، منسجم واثر بخش درآید.
در پایان خاطر نشان می نماید که خوب است جنابعالی با مراجعه به اسناد پشتیبان تولید سند برنامه
درسی ملی درسازمان پژوهش و مصاحبه با دست اندرکاران تدوین سند تلاش کنید تا ابهامات ذهنی خود را در
این زمینه بر طرف نمائید.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *