Home یادداشت در نکوداشت مرحوم کاکا زاده عزیز
در نکوداشت مرحوم کاکا زاده عزیز
0

در نکوداشت مرحوم کاکا زاده عزیز

0
0

هوشنگ گودرزی                                                                                                                                                      دبیر شورای مرکزی سازمان معلمان ایران

تعاملات و کنش واکنشها متفاوت تاثیر و تاثرات متنوع اجتماع، در برخی انسانها موجب تعالی روح و ملکات ماندگار و منجر به آثار وجودی در دوران محدود حیات می گردد
مرحوم کا کازاده درمسیری مشق زندگی کرد ، که اثر وجودی ماندگار امثال او موجب تسلسل جاودانگی روح انسانی که وجاهت الهی دارد می گردد. مصداق آیه کل و من علیه فان الا وجه وجاهت انسانی امثال کا کازاده باقیست و فنا فی ال.. است
همان ادامه وجاهت الهی انسانها که حیات انسانی ما را معنی دار کرده است.
مولوی در این باب گوید:

کل شی‌ء هالک جز وجه او چون نه‌ای در وجه او هستی مجو

هر که اندر وجه ما باشد فنا. کل شی‌ء هالک نبود جزا

وجاهت انسانی کاکازاده همه انسانها را درخود تعریف کرده بود
ظاهرا مدتی کار ستادی کرده بود اما وجاهت معلمی اش را همراه و ذاتی کرده بود.

مبرز تر ازین بود که یادش برود معلم نیست و به وجنات معلمی افتخار داشت.

اگر در ستاد اداری بود و لی نمدتشکلهای اقتصادی برآمده از رنج معلمان وسوسه اش نکرد که باحیله های لطیف خود را به این مجامع نزدیک و برای خود کلاهی ببافد.

و هستی وجود خود را در هست بودن « دیگری » معنی کرده بود. خصوصا اگر آن «دیگر » گرفتار حوادث روزگار باشد سر ازپا نمی شناخت و در حد مقدورش هستی خود را در بر داشتن بار غم از روی دوش دیگران معنی کرده بود.

آن « دیگری » اگر سیل زده یا زلزله زده باشد. «خود و دیگر » برایش معنی نداشت. نمود رفتارش در یاری به آن «دیگری » بود چون باور داشت آن « دیگری همان خود اوست».

در حمایت از زندانیان سیاسی به حکم وظیفه انسانی خود را موظف به کم کردن اندوه ایشان میدانست.

در خاطره بعد ازفوت دختر عبدالفتاح سلطانی وکیل شجاع زندانیان سیاسی که مدتی مدید به جرم دفاع از حق انسانی زندانیان خصوصا معلمان گرفتار زندان بود.
کاکازاده تعریف میکرد جهت کم کردن غم ازدست دادن فرزند و غم زندان از عبدالفتاح سلطانی یک روز صبح زود از خواب بیدار و از شرق تهران خود را به غرب تهران میرساند و با خرید مقداری حلیم جهت صبحانه به درب خانه این وکیل شجاع میرسد و صبح خیلی زود زنگ خانه را میزند . و می گفت جناب سلطانی با عجله وکمی هراسان درب را باز کرد مرحوم کا کازاده گفت وقتی جلو درب خانه با ظرف حلیم مواجه شد گفت که فکر کردم که باز مرا احضار کردند ولی الحمدالله به خیر گذشت . و تشکر کرد.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *