Home گفتگو حکمرانی خوب ثمره انتخابات آزاد
حکمرانی خوب ثمره انتخابات آزاد
0

حکمرانی خوب ثمره انتخابات آزاد

0
0

محمد داوری سخنگوی سازمان معلمان کشور در مصاحبه با مستقل گفت:

حکمرانی خوب ثمره انتخابات آزاد

تنها ۷۲ ساعت تا انتخابات ریاست جمهوری مانده است.دولت روحانی که با هدف مذاکره بر سر کار آمده بود واپسین روزهای حضور را نیز با مذاکره‌ای ادامه می‌دهد که بسیاری به موفقیت آن امیدی ندارند و مشکلات اقتصادی و اجتماعی بر نا رضایتی مردم افزوده است.
در این بین برای بسیاری سوال شده است که شکست این فضای یأس و نا امیدی چگونه ممکن است و چگونه می‌توان اقشار خاکستری و تحولخواه جامعه را بار دیگر با صندوق رأی آشتی داد.در این زمینه با محمد داوری عضو کانون صنفی معلمان و فعال مدنی گفتگو کرده‌ایم:

انتخابات ۱۴۰۰ چه تاثیری در مناسبات بین المللی و توافق ایران با جامعه جهانی بر سر مسائل هسته‌ای دارد؟
بی‌تردید جهان به این انتخاب به دیده تردید و تهدید می‌نگرد و مسائل هسته‌ای لاینحل می‌ماند و پیچیده‌تر می‌شود و بیشتر تحریم‌ها ادامه می‌یابد و قدرت منطقه‌ای و بین المللی کاهش خواهد یافت هر چند فرد منتخب و دولت و حاکمیت تلاش خواهند کرد که مذاکرات را ادامه دهند و به توافق‌هایی برسند و علی رغم اینکه در ظاهر شعارهای خود را تکرار می‌کنند در پشت صحنه به گونه‌ی دیگری عمل خواهند کرد، چرا که از نظر اقتصادی کشور به شدت تحت فشار است. روابط خارجی به دلیل ماجراجویی‌ها بسیار پرهزینه شده و هزینه‌های داخلی هم باعث می‌شود تلاش کنیم تا پول‌های بلوکه شده برگردد و امکان فروش نفت را هم داشته باشیم، که این سیاست با دولت دموکرات آمریکا و اروپایی که به شدت به ایران بی‌اعتماد شده سخت خواهد بود.

ارزیابی شما از توانمندی افراد تایید صلاحیت شده چیست؟
سطح توانمندی نامزدها بسیار پایین است هم نسبت به دوره‌های گذشته و هم به نسبت تعداد کسانی که ثبت نام کرده بودند و از فیلتر شورای نگهبان رد نشدند. به‌طور کلی این ۷ نامزد میانگین ۲۰ درصدی توان موجود در کشور نیستند یعنی علاوه بر اینکه بیش از ۷۰ درصد مردم نماینده خود را بین این افراد نمی‌یابند این افراد معرف میانگین توانمندی جامعه ایران نیز نمی‌باشند و مصداق این ناتوانی‌ها کارنامه آن‌ها در سِمت‌هایی است که داشتند و همچنین نداشتن برنامه است. هیچ یک از این ۷ نامزد برنامه جامعی ارائه ندادند که مورد توجه کارشناسان در حوزه‌های مختلف باشد، در رسانه‌ها و فضای تبلیغاتی و به‌ویژه مناظره‌ها همه دیدیم که حتی نامزدها دامنه لغاتشان به اندازه‌ای نیست که بتوانند پرسش‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون را پاسخ بدهند. تاحدی که افراد عادی هم نسبت به نامزدها معترض هستند و حتی در شبکه‌های اجتماعی مورد طنز و تمسخر قرار گرفته‌اند.

برخی‌ بر طبل تحریم انتخابات می‌کوبند آیا تحریم انتخابات ۱۴۰۰ در راستای منافع ملی ارزیابی می‌شود؟
خیر تحریم در راستای منافع ملی نیست و حاکمیت هم به مطالبه‌گران تحریمی توجهی نخواهد کرد و حتی طیف اصولگرا صدای تحریم را تهدید برای خود نمی‌داند. بخش‌هایی در قطعا جناح اقتدارگرا فرصتی برای توجیه و انسجام و تهییج حامیان خود و تهدید مخالفان و منتقدان خود به دست می‌آورند، اما رای ندادن از موضع اصلاح‌طلبی و اعتراضی و انتقادی با تحریم تفاوت دارد. رای دادن حق افراد است رای ندادن هم حق افراد است و فلسفه انتخابات این است که اگر کسی نامزد مورد نظرش را در میان نامزدهای موجود ببیند رای می‌دهد و اگر هم نبیند رای نمی‌دهد.
این امری طبیعی است و نمی شود به کسی که نامزدی ندارد گفت شما باید رای بدهید چون این فرد حتما از ما می‌پرسد چرا باید رای بدهم و ما پاسخ قانع کننده‌ای برای چنین پرسشی نداریم.

آیا تعداد افراد تایید صلاحیت کاندیداهای دوجریان را عادلانه ارزیابی می‌کنید؟
بی هیچ وجه! چرا که کف مورد نظر جریان اصلاح‌طلب هم تائید نشد و از طرفی نامزدهای موجود جریان اصول گرا هم عادلانه انتخاب نشده‌‌اند. حتی برخی صداهای طیف اصولگرا هم نماینده ندارند و همان چند نفر هم پوششی هستند. نه تنها نامزد طیف اصلاح‌طلب وجود ندارد بلکه طیف‌ها و جریانات متعددی هم در کشور داریم که امکان حضور ندارند و نه تنها جریان‌های سیاسی بلکه اصناف و طیف‌های متعددی از جمله زنان هم نماینده خود را ندارند. اگر این ۷ نفر را با گرایش‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی موجود در کشور با یک نرم‌افزار دقیق بررسی کنیم بعید است بیش از ۲۰ درصد جامعه را پوشش بدهد، این همان حذف نمایندگان طیف‌های گسترده مردم است و نقض آشکار عدالت در استفاده از فرصت‌های نابرابر.

چه تصمیمی از سوی مردم در ۲۸ خرداد می‌تواند از حضور افراطیون در قوه مجریه جلوگیری نماید؟
امکان اتخاذ تصمیم برای جلوگیری از پیروزی نامزد مورد نظر وجود ندارد و زمینه برای مشارکت حداکثری که این مهم را محقق کند فراهم نیست، چون مردم نسبت به فرآیند انتخابات و نقش رئیس جمهور در تحقق مطالباتشان ناامید شده‌اند. می‌بینیم حتی تلاش‌های برخی از اصلاح‌ طلبان برای راضی کردن حامیانشان جهت حمایت از همتی و مهرعلیزاده هم موفق آمیز نبوده است و حتی لایه اول فعالان اصلاح طلب را که معمولا راحت‌تر قانع می‌شوند، نتوانستد قانع کنند چه رسد به راضی کردن بدنه عصبانی و ناامید که دلیل عصبانیت و ناامیدی آن‌ها صرفا اشخاص نیستند بلکه ناامیدی از ساختار دولت و ناکارآمدی دستگاه اجرایی در ذیل حاکمیت موجود است.

پیامدهای عدم حضور آرای خاکستری و حامیان جامعه مدنی به نفع مردم خواهد بود یا اینکه کشور در مسیر قهقرا می‌افتد؟
بستگی به کنشگری فعالان جامعه مدنی دارد. اگر موجی که در جامعه مدنی ایجاد شده و حکمرانی خوب را مطالبه می‌کنند و در این راستا خواستار انتخاباتی آزاد و رقابتی و دموکراتیک هستند ادامه یابد و کنشگری بدون خشونت در بستر شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها و احزاب و تشکل‌ها مستمر و منسجم باشد می‌تواند پیامدهای خوب و آینده سازی داشته باشد. چرا که جامعه مدنی قصد تقابل و تخریب را که ندارد بلکه نخست به دنبال تقویت و فربه کردن خود است و سپس تاثیر بر حاکمیت است و با تعامل با همین دولتی که منتخب جامعه مدنی نیست می‌تواند وارد تعامل مطالبه‌گرانه باشد و بی‌تردید دولت هم نیازمند توجه به جامعه است و اگر به این مطالبه‌گری پاسخ مثبت ندهد شکاف ملت_ دولت را افزایش خواهد داد که این شکاف به ضرر دولت و حاکمیت است. پیش بینی می‌شود که یک دولت اصولگرا هم امکان افراط‌گرایی را ندارد ضمن اینکه گزینه اصلی اصولگرایان هم با گارد افراط‌گرایی در عرصه تبلیغات حضور نیافته است.

فضای جامعه در حال حاضر به یخبندان سیاسی رسیده است، چگونه می‌توان این لایه‌های قطور یخبندان سیاسی را شکست تا مثل ۹۲ و ۹۶ مردم را به صحنه کشاند؟
امکان شکستن این یخ ناامیدی وجود ندارد و عمق و گستردگی بیش از آن است که تصور می‌شود. قهر و ناامیدی مردم ریشه‌دار است و اقدامات شورای نگهبان و صدا و سیما و نامزدها به آن دامن زد و مستحکم‌تر نمود سال ۹۲ پس از یک دوره ۸ ساله‌ی سخت جامعه منتظر یک روزنه‌ای بود. روزنه‌ای که به حمایت آقایان هاشمی و خاتمی امیدهای زیادی را ایجاد کرد و آن عطش و این امید مردم را پای صندوق‌های رای آورد و چون ۹۲ تا ۹۶ تقریبا عملکرد دولت مورد رضایت بود مردم سال ۹۶ در دو گانه رئیسی و روحانی به ادامه سیاست‌های دور اول ایشان و ترجیح روحانی بر رئیسی رای دادند، که به صورت نسبی انتخاب معقولی انجام دادند.

اصلاح طلبان از چه شیوه‌هایی می‌توانند استفاده کنند که اعتماد از دست رفته اکثریت خاموش را در ۲۸ خرداد به‌دست آورند؟
هیچ راه کوتاه‌مدتی وجود ندارد چون مردم از اصلاح‌طلبان هم ناامید شدند و خواستار بازگشت اصلاح‌طلبان به جامعه هستند. بعید است در این یک هفته باقی مانده بتوانند کاری کنند که حتی درصد کمی از حامیان خود را پای صندوق رای بکشانند چون حتی بدنه فعال و نخبگان همراه نشدند و جبهه اصلاحات هم که اعلام کرده نامزدی ندارد و در میان نامزدها نیز شخصیتی وجود ندارد که بتواند موجی را در روزهای آخر ایجاد کند. آقایان همتی و مهرعلیزاده چهره‌های کاریزما و سخنور و جذابی نیستند لذا از هر جهت این امکان وجود ندارد و اکثریت خاموش به نسبت خاموش‌تر و ناامیدتر شدند و از کمپین‌های انتخاباتی تاکنون هیچ پالس مثبت و امید بخشی شنیده نشده است.

منبع: روزنامه مستقل 25 خرداد 1400 خورشیدی

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *