Home انتخاب سردبیر حل مشكل نظام آموزشي با بخشنامه !
حل مشكل نظام آموزشي با بخشنامه !

حل مشكل نظام آموزشي با بخشنامه !

0
0


 1- مفهوم نظام
معمولا وقتي از نظام آموزشي صحبت مي‌كنيم از يك سو منظورمان نيازسنجي، زمينه‌يابي، تدوين و اجراي برنامه آموزشي در سطح كلان كشور و از سوي ديگر اجراي برنامه درسي درسطح واحدهاي آموزشي است. خود كلمه نظام هم به يك رويكرد سيستمي با اركان مشخص (درون‌داد، فرآيند و برون‌داد) اشاره مي‌كند.
 2 – نظام آموزشي
در اصل نظام آموزشي به مثابه يك نظام توليدي است كه توليد آن تغيير رفتار فراگيران در جهت مطلوب است تا به لحاظ علمي، تخصص شغلي و حرفه‌اي، توانمندي اقتصادي و شاخص‌هاي رفتار اجتماعي و فرهنگي فرد مفيدي براي خانواده و همچنين جامعه باشند.
 3 – ضرورت ارزشيابي نظام
ارزشيابي نظام آموزشي از مهم‌ترين اركان جهت عيب‌يابي و اصلاح برنامه آموزشي – درسي است. در جريان ارزشيابي است كه ميزان تحقق اهداف، رضايت ذي نفعان، ميزان انحراف از مسير برنامه و نياز به اصلاح مسير مشخص مي‌شود و در مجموع موجبات توفيق نظام آموزشي را فراهم مي‌آورد.
 4 – الگوي ارزشيابي مبتني بر تصميم مديران
يكي از الگوهاي ارزشيابي نظام آموزشي الگوي (CIPP) از خانواده الگوهاي تصميم‌گر است. اين الگو به قصد كمك به مديران و تصميم‌گيرندگان به وجود آمده است و يك رويكرد سيستمي يا نظام‌دار است كه در آن درباره زمينه، درون‌دادها، فرآيندها و برون‌داد نظام تصميم‌گيري مي‌شود.
 5 – جنبه‌هاي ارزشيابي نظام آموزشي
الف) ارزشيابي كارايي دروني:
كارايي دروني نظام بيانگر چگونگي گذر تحصيلي دانش‌آموزان در هر دوره تحصيلي است و به بعد كمي عملكرد نظام آموزشي ناظر است. يكي از روش‌هاي مرسوم براي محاسبه كارايي دروني نظام آموزشي، روش كوهرت (Cohort-Study) است. در اصطلاح نظام آموزشي، عبارت از گروهي از دانش‌آموزان است كه وارد يك دوره تحصيلي مي‌شوند و تا پايان دوره، عده‌اي قبول، عده‌اي مردود و عده‌اي نيز ترك تحصيل مي‌كنند.
كارايي دروني هر نظام آموزشي، براساس سه شاخص محاسبه مي‌شود؛ اولين شاخص عبارت است از:
1 – نرخ اتلاف: همان‌گونه كه از اسمش پيداست، به معني ضايع كردن و به هدر دادن است.
2 – نرخ ماندگاري: اين نرخ نشان‌دهنده توان يك نظام آموزشي در نگهداري دانش‌آموزان است.
 به عنوان مثال چنانچه در مطالعات كوهرت از سال مبدأ تا سال مقصد نرخ ماندگاري مرتبا كاهش يابد يعني نظام آموزشي و برنامه هايش نتوانسته از ترك‌تحصيل دانش‌آموزان جلوگيري كند يا حداقل آهنگ خروج از تحصيل آنان را ثابت نگه‌دارد و اين هم دليل ديگري بر عدم كارايي دروني نظام آموزشي است.
3 – متوسط طول تحصيل: هرچه اين شاخص كوچك‌تر باشد مبين كارايي دروني مطلوب‌تري است. بزرگ بودن اين عدد بدان معني است كه نظام آموزشي در زمان بيشتر و باصرف هزينه بالاتر به بخشي از اهداف از پيش تعيين شده خود دست يافته است.
 ب) ارزشيابي كارايي بيروني:
تغييراتي كه به دنبال اجراي برنامه‌ها و فعاليت‌هاي آموزشي در ابعاد مختلف رفتار دانش‌آموزان ايجاد مي‌شود معرف كارايي بيروني برنامه‌هاي آموزشي است براين اساس هر اندازه تغييرات به وجود آمده در رفتار و كنش شاگردان درپايان فعاليت‌هاي آموزشي همسويي با اهداف از پيش تعيين شده داشته باشد مي‌توان گفت كه برنامه‌ها از كارايي بيروني بيشتري برخوردار است مثلا اگر فارغ‌التحصيلان در پايان دوره‌هاي تحصيلي با بهره‌گيري از دانش‌ها و مهارت‌هاي كسب كرده به خوبي از عهده انجام مسووليت‌هاي شغلي كه به آنها محول مي‌شود برآيند مي‌توان حكم كرد كه برنامه‌هاي آموزشي از جنبه مهارت‌آموزي داراي كارايي بالايي بوده است. همچنين اگر فارغ‌التحصيلان در طول تحصيل نسبت به باورهاي مذهبي و ارزش‌هاي اجتماعي و فرهنگي كه كسب كرده‌اند پايبندي خود را در عمل نشان دهند مي‌توان چنين جنبه‌هايي از كارايي بيروني برنامه‌ها را موفق خواند. ضمنا مي‌توان كارايي بيروني برنامه‌هاي آموزشي را از جهات تحصيلي، شغلي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و غيره ارزيابي كرد.
 سخن پاياني
در كشورهاي پيشرو در زمينه آموزش براي افزايش كارايي دروني و بيروني نظام آموزشي به شيوه‌هاي علمي متوسل مي‌شوند؛ به عنوان مثال در ژاپن از طريق درس پژوهي و برنامه درسي انفرادي براساس يادگيري در حد تسلط بنجامين بلوم كار را به جايي كشانده‌اند كه نظام تقريبا بدون اتلاف است يعني مردودي و ترك تحصيل ندارند.
البته در كشور ما هم كارايي دروني نظام آموزشي با ابلاغ بخشنامه‌ها و شيوه نامه‌هايي افزايش يافته !
دستورالعمل‌هايي كه به دانش‌آموزان اجازه مي‌دهد با هر تعداد واحد افتاده به پايه بالاتر بروند!
در پايه سوم متوسطه به شرط معدل 12 به بالا دو درس داخلي و دو درس نهايي را بدون هيچ قيد و شرطي با تبصره گذر كنند !
بديهي است در نظام آموزشي كه اركان سيستمي آن به تفكيك، داراي تعريف علمي و مشخص نبوده و اتلاف آن شفاف نباشد ارزشيابي آن نيز ممكن نخواهد بود و عيوب آن به شيوه‌اي علمي روشن نخواهد شد و امكان اصلاح و بهينه سازي آن نيز ميسر نخواهد شد؛ در نتيجه مبنايي براي تصميمات سنجيده و علمي در اختيار نخواهد بود.
در چنين نظامي به راحتي مي‌توان ادعا كرد كه مثلا افت تحصيلي به دليل ظاهر معلم يا پوشش يا فيزيك بدني اوست. نيازي به ادامه تحصيل فرهنگيان نيست اما معلمان بايد آزمون احراز صلاحيت حرفه‌اي بدهند، انگيزه معلمان اهميتي ندارد و معلمان نيازي به
رتبه بندي ندارند.
دانش‌آموزان علوم انساني بايد در مدارس خاص و با شهريه بالا ادامه تحصيل دهند و از اين قبيل اظهارنظر‌هاي غير علمي و غير كارشناسي كه گاه در مدتي كمتر از يك روز تكذيب مي‌شوند و نشان از تصميم‌گيري بدون استناد بر داده‌هاي مستخرج از ارزشيابي علمي و منظم نظام آموزشي دارد.
به اميد روزي كه نظام آموزشي در شكل علمي و قابل ارزيابي با يك رويكرد تصحيح پذير با رويكرد دقيق سيستمي به اجرا درآيد و براي رفع ناتواني نظام از سيستم‌هاي موفق دنيا درس بگيريم.
اميد شرف الديني/ دبير آموزش و پرورش منطقه 15 تهران/ سايت  صداي معلم


 

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *