Home اخبار جنبش دانشجويي از گذشته كنده شده و به آينده و فضايي ناشناخته پرتاب شده است
جنبش دانشجويي از گذشته كنده شده و به آينده و فضايي ناشناخته پرتاب شده است

جنبش دانشجويي از گذشته كنده شده و به آينده و فضايي ناشناخته پرتاب شده است

0

بررسي وضعيت فعاليت تشكل‌هاي دانشجويي در گفت‌وگو با غلامرضا ظريفيان:

دولت انتظارهاي فعالان دانشجويي را برآورده نكرده است

جنبش دانشجويي از گذشته كنده شده و به آينده و فضايي ناشناخته پرتاب شده است

عليرضا كيانپور

محمدعلي كام‌فيروزي، فعال دانشجويي و ازجمله كانديداهاي انتخابات شوراي مركزي ناظر بر نشريات دانشگاهي وزارت علوم كه به‌همراه 2 نفر ديگر از كانديداهاي اين انتخابات به دور دوم راه‌يافته است، روز گذشته در اعتراض به آن‌چه «تخلفات گسترده» و همچنين «انفعال وزارت علوم» و «فضاسازي شديد طيفي خاص در راستاي ارعاب، تطميع و انحصار» عنوان كرد، در نامه‌اي خطاب به غلامرضا غفاري، معاون فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از ادامه حضور در اين رقابت انتخاباتي كناره‌گيري كرد . به اين بهانه ‌سراغ اين فعال دانشجويي رفته‌ايم اما قبل از آن با غلامرضا ظريفيان، فعال سياسي اصلاح‌طلب و از مديران باتجربه وزارت علوم در گذشته درباره جنبش دانشجويي به‌ گفت‌و‌گو نشستيم. ظريفيان درباره حواشي اين انتخابات و البته، وضعيت كلي دانشگاه‌ها و فعاليت‌هاي دانشجويي در سال‌هاي اخير با ما سخن گفته است.

آقاي ظريفيان! در جريان برگزاري انتخابات شوراي مركزي ناظر بر نشريات دانشجويي، برخي اطراف اين انتخابات انتقادهايي را نسبت به عملكرد وزارت علوم مطرح كرده‌اند. جنابعالي به عنوان كارشناس اين حوزه و مديري كه در گذشته سابقه حضور در اين وزارتخانه را داشته‌ايد، عملكرد دولت روحاني را در جلب مشاركت سياسي دانشجويان و فعاليت‌هاي دانشجويي چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

مساله فضاي فعاليت‌هاي دانشجويي، نه لزوما در همين يكي، دو سال، بلكه در چند سال اخير با تحولاتي بسيار جدي مواجه‌ شده و نوع سلايق و گرايشات دانشجويي دستخوش تغيير شده است. چنانچه در مباحث جامعه‌شناسي نيز با آن مواجه هستيم، تغييرات نسلي كه اين سال‌ها رخ داده، در كنار تجاربي كه در سال‌هاي گذشته از فعاليت‌هاي جدي سياسي دانشجويان ناشي شده، فعالان اين حوزه را به‌ سمت اين تغيير گرايش سوق داده و ما با نوعي شيفت فعاليت‌هاي سياسي به ‌سمت مجموعه گسترده‌اي از فعاليت‌هاي اجتماعي مواجه شده‌ايم. درواقع فعاليت‌هاي سياسي دانشجويي تا ميزاني فروكش كرد و فعاليت‌هاي اجتماعي جايگزين آن شد و احتمالا بخشي از فعالان دانشجويي به اين نتيجه رسيدند كه فعاليت‌هاي سياسي يا بي‌اثر و كم‌اثر بوده يا از آنجا كه حمايت موردنظرشان را از جانب‌ دولت‌ها پشت‌سر خود نمي‌بينند، بهتر است به ‌شكلي ديگر دنبال شود. در عمل نيز شاهد بوديم كه در همين دو، سه سال اخير، فعالان اصلاح‌طلب دانشجويي گلايه داشتند كه اتحاديه‌هاي جريان رقيب كه عمدتا در دوره احمدي‌نژاد ساماندهي شده‌اند، به هيچ ‌يك از تشكيلات اصلاح‌طلب اجازه حضور و فعاليت نمي‌دهند و دولت هم همراهي لازم را ندارد. هر چند به هر حال اوضاع به نسبت دولت احمدي‌نژاد، به‌مراتب بهتر شد و اجازه فعاليت بيشتر از گذشته به دانشجويان داده شد.

در بخشي از سخنان‌تان به اين شيفت اساسي از فعاليت‌هاي سياسي به فعاليت‌هاي مدني اشاره كرديد. لطفا در اين باره بيشتر توضيح بدهيد؟

بله، چنانچه عرض كردم، ما در اين سال‌ها شاهد نوعي شيفت از فعاليت‌هاي سياسي به اجتماعي هستيم. از ديگر سو شاهد افزايش برخي اعتراضات صنفي نسبت به بحث آموزش غيررايگان و پولي در دانشگاه‌ها بوديم كه بر اين اساس، دانشجويان به فعالان صنفي نقدهاي اساسي مطرح كردند كه چرا بخش عمده‌اي از آموزش‌هاي عالي ما غيررايگان است. امروز نهايتا 15درصد از آموزش‌هاي تحصيلات تكميلي رايگان و حدود 85درصد غيررايگان است و نقدهاي دانشجويان نيز از اين منظر مطرح مي‌شود. اين فضا در مجموع باعث شد با نوعي ركود فعاليت‌هاي سياسي و نه البته فعاليت‌هاي اجتماعي در دانشگاه‌ها روبه‌رو شويم و بخشي از تشكل‌هاي فعال هم كه در قضيه انتخابات رياست‌جمهوري، چه در دوره نخست و چه در دوره دوم نقشي موثر ايفا كرده و بسيار هم فعال بودند و در افزايش آراي روحاني و به صحنه آوردن مردم، موثر بودند، عقب نشستند؛ چراكه طبيعتا انتظار داشتند نوع رويكرد دولت به فعاليت‌هاي دانشجويي همدلانه‌تر و با حمايت‌هاي بيشتري دنبال شود، اما بخشي از اين انتظارات برآورده نشد. هر چند چنانچه گفتم اوضاع به نسبت دوره احمدي‌نژاد بهتر بود و فضاي امنيتي دانشگاه‌ها كمرنگ‌تر شد و برخوردها در فضاي دانشگاهي كاهش يافت اما از آنجا كه اين تغيير و تحولات اساسي در سطح جامعه، خواسته‌هاي فعالان دانشجويي را در عرصه‌هاي فعاليت سياسي تامين نمي‌كرد، شاهد اين تغيير مسير بوديم؛ چراكه آنها انتظار داشتند اوضاع بهتر باشد. در مجموع مي‌توان گفت كه ما با نوعي دلخوري دانشجويان نه‌تنها درقبال وزارت علوم، بلكه حتي درقبال بخشي از وزارت بهداشت مواجه شديم. چنانچه اخيرا نيز شاهد بوديم آقاي دكتر فراهاني از مديران خوشفكر و موردحمايت تشكل‌هاي دانشجويي در وزارت بهداشت تغيير كرد و وقتي دانشجويان مي‌بينند يك نيروي فعال كه به تغييرات نسلي و تغيير ذائقه‌ها توجه دارد هم تغيير مي‌كند، چطور مي‌توانند همچنان بر حمايت خود پافشاري كنند. در معاونت فرهنگي وزارت علوم نيز شاهد حضور نيروهاي توانمند هستيم.

اما بخش عمده انتقادهاي اخير اتفاقا به معاون فرهنگي وزارت علوم است.

بحثم همين بود. درواقع درحالي كه افراد شناخته‌شده در معاونت دانشجويي وزارت علوم فعاليت مي‌كنند كه ساليان دراز در اين حوزه تجربه داشته و افرادي خوشنام هستند، متاسفانه در عمل انتظارها را برآورده نكردند. درواقع اين نيروها به ‌لحاظ شخصيتي و نوع نگاه به اينكه فضاي دانشجويي فعال باشد، افرادي مثبت هستند و بخشي از انتقاد دانشجويان هم اين است كه چرا با وجود حضور اين افراد، آن اتفاقي كه بايد و شايد رخ نمي‌دهد. درواقع گاهي از كسي كه
بر سر كار است انتظار ايفاي نقش مثبت و فعال از او نداريم، بنابراين توقعي هم نداريم اما وقتي توقع داريم، مشكل پيش مي‌آيد. امروز بخشي از انتقادهاي دانشجويان نيز به همين دليل است كه سوابق مديران فعلي نشان مي‌دهد كه به انجام كارهاي اساسي علاقه‌مند هستند اما اين اتفاق نمي‌افتد، بنابراين وزارت علوم بايد در پاسخ به اين مسائل فعال‌تر عمل كند. آقاي كام‌فيروزي نيز كه در نامه خود انتقادهايي را به وزارت علوم مطرح كرده، از افراد خوشنام فعاليت‌هاي دانشجويي است و اين انتقادها بايد ازسوي وزارت علوم جدي گرفته شود و تلاش كند كه برخي از انقطاع‌ها و فاصله‌هايي كه ايجاد شده، برطرف شود.

شما به تغييرات نسلي اشاره كرديد. اين تغييرات نسلي در جزييات چگونه است و احيانا‌ وزارت علوم يا ديگر نهادهاي بالادستي در حوزه آموزش عالي نگاهي به اين مهم دارند؟

درمورد سهم اين تغييرات نسلي و اينكه اين تغييرات نسلي با چگونه‌هايي از سلايق و خواسته‌ها و نيازها روبه‌رو است، بايد كار جدي شود. البته كارهاي پيمايشي صورت گرفته اما به هر حال از سال 1313 كه دانشگاه تهران تاسيس شده تا 1384، حتي تا سال‌هاي 88، 89 و 90، اساسا عنصر محرك فعاليت‌هاي سياسي، عمدتا سياسي است. البته ممكن است فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي هم صورت بگيرد، اما عنصر محرك عمدتا مسائل سياسي بود اما با تغييرات جدي نسلي كه رخ داده، به نظر مي‌رسد آن وجه فعاليت‌هاي دانشجويي در قالب كار سياسي صرف كمرنگ‌تر شده كه البته كاملا ‌محو نشده است. اما وارد كارهاي فرهنگي و اجتماعي شده و از تشكيل‌ كانون‌هاي موسيقي تا قرآن و به‌طور كل فعاليت‌هاي اجتماعي احساس مي‌شود. در عين حال به نظر مي‌رسد فعاليت‌هاي تشكيلاتي كه در كار دانشجويي بسيار پررنگ بود، به دليل اين تغييرات نسلي از فعاليت‌هاي جمعي به فعاليت‌هاي فردي شيفت كرده و شاهد نوعي تفرد در فعاليت‌هاي دانشجويي نيز هستيم. اينكه الان در كجاي راه قرار داريم، نياز به پيمايش‌هايي بسيار جدي‌تر دارد، چون تغيير نسلي را به‌طور جدي احساس مي‌كنيم اما اينكه مشخصا در چه شرايطي قرار داريم، باتوجه به اينكه بخشي از نيازهاي سياسي دانشجويان نيز در فضاي مجازي تامين مي‌شود و آن شكل فعاليت‌هاي رسمي اصالت قبلي را ندارد، نيازمند بررسي‌هاي بيشتر است. بنابراين، درك شرايط موجود نياز به پيمايش‌هاي ملي و اساسي دارد و اگرچه پيمايش‌هايي محدود انجام شده اما جاي خالي يك كار منسجم و ملي احساس مي‌شود؛ ضمن اينكه اين تغيير وضعيت نيز بايد به نحوي باشد كه متوليان آموزش درنظر داشته باشند و با شناخت محيط بتوانند كاري انجام دهند كه براي فعاليت‌هاي دانشجويي بستري مناسب ايجاد شود.

امروز شاهد فعاليت برخي از جريان‌هاي چپ‌گرا هستيم كه طلبِ عدالتخواهي براي بحث آموزش رايگان و مسائل صنفي مي‌كنند. درمجموع مي‌توان گفت كه از فضاي گذشته كنده شده و تا حدودي به آينده پرتاب شده‌ايم اما نه اين فضاي جديد را مي‌شناسيم و نه هنوز خودمان را براي مواجهه با آن مجهز كرده‌ايم تا بتوانيم براساس آن، سازوكار سرويس‌دهي را فعال كنيم. شايد بخشي از اين دلخوري‌ها هم ناشي از همين وضعيت ناآگاهي از فضاي جديد باشد.

آسيب اين عدم شناخت فضاي جديد ازسوي مسوولان در عرصه عمل چه خواهد بود؟

متاسفانه ما همچنان به پرسش‌هاي جديد پاسخ‌هاي قديمي مي‌دهيم. حال آنكه نيازهاي جديد با پاسخ‌هاي قديمي تامين نمي‌شود. بايد جدي‌تر و فعال‌تر در دانشگاه‌ها كار كنيم. جامعه‌شناسان، سياست‌شناسان، روانشناسان و… بايد براي فهم شرايط كنوني وقت بگذارند تا ببينيم چگونه مي‌شود سازوكارهاي شرايط كنوني را فراهم كرد. البته دو نگاه هم در جمع فعالان دانشگاهي و مديريتي وجود دارد كه حائز اهميت است. يك نگاه اين است كه اگر دانشگاه در گذشته فعال بود، معلول اين بوده كه نهادهاي مدني به ‌خوبي ايفاي نقش نمي‌كردند و اگر نهادهاي مدني مثل احزاب وظيفه خود را انجام مي‌دادند، دانشگاه به سمت وظايف خود كه همان توليد علم و فعاليت‌هاي توسعه‌اي است، مي‌رود و در آن حوزه ايفاي نقش مي‌كند و درنتيجه، فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي به جامعه مدني و تشكل‌هاي حرفه‌اي مثل احزاب و سنديكاها واگذار مي‌شود.

نگاه ديگر كه به نظر بنده هنوز براي فضاي كار دانشگاهي در ايران صحيح‌تر است اما بر اين مبتني است كه كانون دانشگاه همچنان يك كانون توسعه صنفي، سياسي، اجتماعي و… است كه البته به شكل آماتور فعاليت مي‌كند و ما نبايد اين نقش را از دانشگاه سلب كنيم اما به هر حال باتوجه به سرعت تحولات بايد شناخت دقيق داشته باشيم و سازوكارها را متناسب با آن تغيير دهيم. اين دو نگاه وجود دارد و نياز به آن داريم كه كار جدي در سطح فعاليت‌هاي دانشجويي داشته باشيم.


تغييرات نسلي، در كنار تجاربي كه در سال‌هاي گذشته از فعاليت‌هاي جدي سياسي دانشجويان ناشي شده، فعالان اين حوزه را به‌ سمت تغيير گرايش سوق داده و ما با نوعي شيفت فعاليت‌هاي سياسي به ‌سمت مجموعه گسترده‌اي از فعاليت‌هاي اجتماعي مواجه‌ايم

اگرچه پيمايش‌هايي انجام شده اما درك شرايط موجود، نياز به يك پيمايش ملي دارد

دانشجويان از فعاليت‌هاي جمعي به فعاليت‌هاي فردي شيفت كرده و شاهد نوعي تفرد هستيم

فعالان اصلاح‌طلب دانشجويي گلايه داشتند كه اتحاديه‌هاي رقيب كه عمدتا در دوره احمدي‌نژاد ساماندهي شده‌اند، به هيچ ‌يك از تشكيلات اصلاح‌طلب اجازه حضور و فعاليت نمي‌دهند و دولت هم همراهي لازم را ندارد

امروز نهايتا 15درصد از آموزش‌هاي تحصيلات تكميلي رايگان و حدود 85درصد غيررايگان است و نقدهاي دانشجويان نيز از اين منظر مطرح مي‌شود

 

روايت كانديداي مستعفي انتخابات شوراي ناظر بر نشريات دانشگاهي از تخلفات انتخاباتي:

محترمانه گفتند كه نمي‌خواهند ما راي بياوريم

زمان ثبت‌نام انصراف از كانديداتوري انتخابات شوراي مركزي ناظر بر نشريات دانشگاهي كي بوده و چرا چنين تصميمي گرفتيد؟ آيا وزارت علوم تاكنون واكنشي به اين تصميم شما داشته است؟

تا جايي كه در خاطر دارم، روز شنبه نامه انصراف از ادامه حضور در اين فضا را ثبت كردم و يكي، دو روز بعد هم نامه در توييتر شخصي و برخي پايگاه‌هاي خبري منتشر شد. وزارت علوم هم تا جايي كه من مي‌دانم، تاكنون هيچ واكنشي نداشته است. چه واكنشي مي‌خواهند داشته باشند؟ خودشان بهتر مي‌دانند كه آنچه امسال به عنوان انتخابات برگزار كردند، چه فرآيند عجيب و غريب و پر از تخلفي داشت.

كلا ماجراي اين انتخابات و علت انصراف شما چه بوده است؟

ببينيد من در نامه به برخي مسائل اشاره كرده‌ام؛ آن چيزي كه امسال در نشست مجتمع تحقيقاتي عصر انقلاب اتفاق افتاده، اسمش انتخابات نبود. از همان قبل از انتخابات، نشانه‌هايي وجود داشت كه سازماندهي گسترده‌اي براي پيروزي يك طيف خاص انجام شده است.تهديدها و تطميع‌هايي كه انجام شده بود، جعل ايميل و نامه نمايندگي، حضور افراد غير دانشجو در نشست و… صرفا بخشي از فضاي غيرمعمول و عجيب و غريب امسال بود. از آن طرف مسوولان برگزاري نشست هم در مراحل مختلف بارها مقررات را نقض كردند و تخلفات مهمي انجام دادند كه شرح اين تخلفات در نامه اعتراض ۱۵۵ نفر از واجدين شرايط راي آمده است و من هم به بعضي از اين تخلفات در نامه انصرافم اشاره كرده‌ام.

واقعيت اين است كه به‌نظر من رويكرد دست‌اندركاران برگزاري نشست و انتخابات، جانبدارانه بود. اين را با بررسي صورت‌جلسات انتخاباتي به راحتي مي‌توان ديد. مگر مي‌شود يك عضو بازرس كميته اجرايي انتخابات سر صندوق راي به نفع ليستي خاص تبليغات كند و هيچ كس هيچ برخوردي با او نكند؟ مگر مي‌شود زمان انتخابات بر خلاف اعلام شفاهي اوليه به درخواست يكي از فعالان يك طيف خاص تمديد شود؟ مگر مي‌شود هيات نظارت بر انتخابات برخلاف مقررات در محتواي راي شركت‌كنندگان تفحص كند يا آراي بدون مهر را برخلاف ماده ۲۶ شيوه‌نامه برگزاري انتخابات باطله اعلام نكند؟ بگذريم از اينكه در همين مدت كوتاه، گويا هيات نظارت بر انتخابات حداقل سه بار نظرش را درباره دور دوم انتخابات عوض كرده كه مستندات اين تغيير موضع در 2 مورد موجود است. درواقع امروز يك صورت‌جلسه تهيه شده و روز بعد، مصوبه صورت‌جلسه قبلي را تغيير داده‌اند؛ آن هم درحالي كه هيات نظارت پس از تنظيم صورت‌جلسه نهايي انتخابات، حق تغيير مصوبه قبلي‌اش را ندارد!

پس از آن هم ۱۵۵ نفر از واجدين شرايط راي به انتخاباتي كه نفر اول آن كلا ۱۴۸ راي آورده، اعتراض كردند اما طيف دولتي شوراي مركزي ناظر بر نشريات دانشگاهي وزارت علوم حتي اجازه نداد اين اعتراض در جلسه شورا طرح شود. بعدش هم آمدند و بر خلاف نص صريح تبصره ماده ۵۴ شيوه‌نامه، حق شركت در انتخابات را از كساني كه در نشست دور اول انتخابات حضور نداشتند سلب كردند. برداشت من از اين سلسله رفتارهاي غيرقانوني اين است كه دربردارنده يك پيام روشن است؛ ما نمي‌خواهيم فلان ائتلاف در انتخابات پيروز شود. درواقع اگر اين حرف‌ها و اعتراض‌ها به نتيجه قانوني ‌مي‌رسيد و شرايط شركت در يك انتخابات آزاد، قانوني و رقابتي فراهم مي‌بود، من قطعا انصراف نمي‌دادم اما متاسفانه اين‌چنين نيست.

شرح ماجرا از دور اول انتخابات تا امروز از چه قرار بود؟

روال كار اين است كه انتخابات براي گزينش 2 عضو اصلي اين شوراي مركزي ناظر بر نشريات دانشجويي و يك عضو علي‌البدل برگزار مي‌شود. اين‌بار نيز انتخابات دور اول برگزار شد و يك نفر، البته با وجود تخلفات گسترده، به عنوان نفر اصلي نخست انتخاب شد. درنتيجه بنده و كانديداي ائتلاف رقيب به دور دوم راه يافتيم. در دور دوم نيز انتخابات باز هم باوجود يكسري تخلفات برگزار شد كه بنده 143 راي آوردم و طرف مقابل 142 راي. اما دوستان اولا گفتند كه هشت برگ راي بدون مهر در صندوق وجود دارد و ثانيا ادعا كردند كه يك برگ راي مازاد بر تعداد شركت‌كنندگان در صندوق پيدا شده و بعد هم بر اساس يكسري گمانه‌زني‌ها (گويا صرفا بر پايه حدسياتي كه از دست‌خط‌ها زده شده بود)، مدعي شدند كه روي آن برگ راي اضافه، اسم من نوشته شده كه در نتيجه تصميم گرفتند يك راي از آراي من كم كنند. اما از طرف ديگر اصلا معلوم نشد تكليف آن 8 راي بدون مهر، كه بنابر ماده 26 شيوه‌نامه بايد باطله اعلام مي‌شد، چه شد؛ گويا هيات نظارت به برداشتي جديد از اختياراتش رسيده بود و تصور مي‌كرد حتي مي‌تواند شيوه‌نامه برگزاري انتخابات را هم زير پا بگذارد! در نهايت صورت‌جلسه نهايي هيات نظارت تهيه و تنظيم شد و مقرر شد كه انتخابات دور دوم باطل است. اما بعدا حرف‌شان را تغيير دادند و مدعي شدند كه انتخابات در دور دوم باطل نبوده اما چون آرا برابر شده، بايد دوباره برگزار شود! از ديگرسو درحالي كه 155 نفر از افراد واجد راي به انتخابات اعتراض كردند و مطابق قانون و شيوه‌نامه برگزاري انتخابات، بايد به اين اعتراض رسيدگي مي‌شد، طيف دولتي اجازه طرح اين اعتراض در جلسه شورا را نداد و باز برخلاف قانون تصميم گرفتند تنها كساني كه در نشست دور اول انتخابات حضور داشتند، در انتخابات دور بعد مي‌توانند شركت كنند.

با اين حساب، سرنوشت نهايي سه عضو نماينده مديران مسوول در شوراي مركزي ناظر بر نشريات دانشگاهي وزارت علوم چه خواهد بود؟

متاسفانه برداشت من از رفتار وزارت علوم اين است كه اين دوستان امروز ديگر خيلي بحث قانون براي‌شان مطرح نيست و هرچه بخواهند، مي‌كنند. اما وظيفه من بود كه با اين قانون‌شكني‌ها همراهي نكنم و از ادامه حضور در اين فضا انصراف بدهم. من ضمن انصرافم، از ديگر كانديداها نيز خواستم كه اگر به ميزان آراي‌شان اطمينان دارند، آنها نيز مثل من انصراف بدهند تا انتخابات ميان‌دوره‌اي برگزار شود؛ چون در اين حالت ديگر وزارت علوم هيچ بهانه‌اي براي مانع‌تراشي براي حضور و مشاركت همه واجدين شرايط راي نخواهد داشت و مجبور است انتخابات را با حضور تمامي واجدين شرايط راي برگزار كند. لذا اميدوارم كه چنين فضايي ايجاد شود و بتوانيم انتخاباتي با حضور حداكثري مديران مسوول نشريات دانشجويي از سطح كشور داشته باشيم.

جهانگيري در دانشگاه الزهرا:

سليقه‌اي و سياسي كردن مسائل دانشگاه ضرر است

زنان در برخي حوزه‌ها از مردان سبقت گرفته‌اند

اسحاق جهانگيري، معاون اول رييس‌جمهوري روز گذشته به دانشگاه الزهرا رفت تا در نشست يك روزه روساي دانشگاه‌ها و موسسات آموزشي و پژوهشي كشور شركت كند. هر چند صحبت‌هاي جهانگيري به دليل حضور در يك دانشگاه‌ زنانه كمي‌ رنگ و بوي برابري جنسيتي به خود گرفت و با تاكيد بر اين موضوع شروع شد اما اين صحبت‌ها به همين مساله ختم نشد و او با اشاره به اهميت نقش زنان و دانشگاه الزهرا در تربيت قشر تحصيلكرده گفت: دانشگاه الزهرا مختص به زنان است و بايد شرايطي داشته باشد كه از نظر امكانات ساختماني آزمايشگاهي و ساير ملزومات دانشگاهي در جايگاه برتري باشد. خوشبختانه در سال‌هاي اخير دختران و زنان ما در ميادين مختلف خوش درخشيدند. معاون اول رييس‌جمهور تاكيد كرد: امروز خانم‌هايي كه مسووليت قبول كردند، توانستند نمره قابل ‌قبولي بگيرند، اين يعني اگر فرصت برابر براي زنان وجود داشته باشد، آنها ظرفيت‌هاي خوبي دارند و شاهد هستيم در برخي از حوزه‌ها از مردان نيز سبقت گرفتند. در جلسه هيات دولت، آقاي غلامي اعلام كردند كه ۵۸ درصد داوطلبان كنكور دختران هستند كه اين نشانگر حضور جدي زنان در مسائل اجرايي، علمي و مديريتي كشور است.

جهانگيري در بخشي ديگر از سخنانش گفت: امريكايي‌ها از برجام خارج شدند، كشورهاي اروپايي، آژانس، شوراي امنيت هنگامي كه برجام تاييد شد، گفتند اين يك الگوي مناسب براي حل بحران‌هاي جهان است اما امريكايي‌ها نگذاشتند كه در دوران برجام و چه زماني كه از آن خارج شدند، مردم ايران از مزاياي آن بهره‌مند شوند. قبل از خروج هر روز تهديد مي‌كردند كه دوره بعد را تمديد نمي‌كنيم تا فضاي ناامن بين‌المللي عليه ايران ايجاد كنند و سرانجام در ارديبهشت سال گذشته رسما خارج شدند. وي با مقايسه تحريم‌هاي امروز امريكا با دوره‌هاي قبل گفت: اين تحريم با تحريم سال ۹۰ و ۹۱ تفاوت فاحشي دارد. شدت و حدت تحريم‌هاي امروز، نحوه اجراي آن و شرايط كشور با آن زمان تفاوت بسياري دارد. اين ‌بار امريكايي‌ها طوري تحريم كردند كه حتي در فاصله‌هاي بسيار دورتر از خاك آنها، اهداف آنها اجرايي شود و چيني‌ها، روس‌ها و كشورهاي شرق آسيا را وادار كردند تا با آنها همراه شوند.

معاون اول رييس‌جمهور تاكيد كرد: امريكا براي اولين ‌بار با تمام قدرتش وارد يك جنگ اقتصادي با يك كشور شده است، هدف آنها در مرحله اول فشار به مردم بود تا با ايجاد نارضايتي از درون كشور به سمت فروپاشي بروند و اگر اين اتفاق صورت نگرفت، اقتصاد ايران فلج شود اين موضوع را علني بيان كردند و بر همين اساس اعلام كردند كه ايران جشن ۴۰ سالگي انقلاب را نخواهد ديد. همزمان جنگ رواني را نيز آغاز كردند كه ما در اين حوزه يك مقدار فضا را از دست داديم و توانستند، شوك‌هايي به ما وارد كنند هر چند ما كم‌كم شرايط را به سمت ثبات پيش برديم و شروع به صحبت با اروپايي‌ها، روس‌ها و چيني‌ها كرديم و قبول كرديم يك سال در برجام بمانيم اما طرف مقابل كمترين حركتي كه در قالب برجام به آن متعهد بودند، انجام ندادند. وي با بيان اينكه طبيعتا هر صبري دوره‌اي دارد، گفت: نهايتا صبر ما نيز تمام شد و در شوراي امنيت ملي تصويب شد كه برخي تعهدات را تعليق كنيم. در ماده ۲۶ و ۲۷ اين اجازه براي ما وجود دارد كه از ۳۰۰ كيلو بيشتر اورانيوم را در كشور نگه داريم و غلظت غني‌سازي را به بيش از
۳.۶ درصد افزايش دهيم. جهانگيري افزود: ما اين تعهدات را لغو كرديم علاوه بر آن در برجام يك سري اتفاقات رخ داد كه مردم و دانشگاهيان بايد با حساسيت آن را دنبال كنند، البته در مذاكرات اخير بين سران، طرف‌هاي اروپايي اصرار داشتند كه يك هفته ديگر صبر كنيم. ما ۶۰ روز به آنها فرصت داديم حالا يك هفته بيشتر چه تاثيري مي‌تواند، داشته باشد؟ اكنون تا گام سوم ۶۰ روز ديگر فرصت دارند و بهتر است از آن استفاده كنند و ما دنبال تعامل و گفت‌وگو هستيم و در عين حال حقوق ملت و منافع كشور را در نظر داريم.جهانگيري در ادامه اين سخنان با تاكيد بر اينكه خلاقيت از طريق دانشگاه‌ها بالا مي‌رود، گفت: گفت‌وگو و نقد در دانشگاه‌ها صورت مي‌گيرد. ايفاي اين نقوش مستلزم شجاعت و مسووليت‌پذيري با پيشگامي روساي دانشگاه‌هاست‌. دانشگاه‌ها بايد از موانع عبور كرده و با حمايت دولت و نهادهاي حاكميتي پيش بروند. بايد نسبت به دانشگاه حسن ‌ظن باشد؛ بايد با حقوق و حرمت دانشگاه به رسميت شناخته شود. وي با اشاره به اينكه امنيتي ديدن مسائل دانشگاه و سليقه‌اي و سياسي كردن مسائل آن به ضرر دانشگاه است، خاطرنشان كرد: دانشگاهيان بايد پا پيش بگذارند. تجربه ما با 13 دانشگاه و روساي دانشگاه‌ها خيلي موفق بود. آنجا برخي كارگروه‌هايي تشكيل شد كه در نهايت دستور كار بخش‌هاي مختلف دولت شد.

جهانگيري با اشاره به اينكه اگر مردم سرنوشت خود را از سرنوشت نظام جدا بدانند خطرناك است، خاطرنشان كرد: حس تعلق و همبستگي اعتماد نخبگان در همه بخش‌ها مهم است. مقام معظم رهبري در سخنراني خرداد ماه مكرر تبيين كرده بودند كه راهبرد امروز جمهوري اسلامي در اين مقطع مقاومت است. براي اينكه تعبير اجرايي داشته باشيم بايد تاب‌آوري جامعه را در بخش‌هاي مختلف بالا ببريم. تاب‌آوري سياسي، اجتماعي، اقتصادي و مديريتي بايد برنامه‌ريزي شود. او با اشاره به تاثير تحريم‌ها بر معيشت مردم گفت: هدف امريكايي‌ها اين بود كه طبقات پايين دچار مشكلات و شوك رواني شوند. امروز همه مي‌دانيم، معيشت بر بخشي از مردم ما خيلي سخت مي‌گذرد. موضوع دوم در تحريم‌هاي اقتصادي امريكا، بودجه دولت است. ما خيلي تاكيد كرديم بايد وابستگي بودجه به نفت را كم كنيم و تاكنون كارهاي خوبي انجام شده اما متاسفانه هنوز وابستگي‌هاي جدي در اين زمينه وجود دارد.معاون اول رييس‌جمهور بيان كرد: سازمان برنامه طرح اصلاح ساختار بودجه را ارايه كرده و بايد به اين مساله توجه ويژه صورت بگيرد. خواهش من اين است كه اساتيد هم در اين موضوع بررسي‌هايي انجام دهند. به خصوص در تاب‌آوري سياسي و اجتماعي بايد به حد قابل قبولي از اعتماد و اميد به آينده برسد. اصلا خوب نيست كه جريان يا گروهي، جريان يا گروه ديگري را حذف كنند. بحث هم‌افزايي قواي سه گانه، اتخاذ رويكردي براي اينكه نظام تصميم‌سازي را اصلاح كنيم، اهميت ويژه‌اي دارد. تاب‌آوري مديريتي يعني در مقطع مناسب تصميم مناسب گرفته شود. مهم‌ترين رسالت دانشگاه اين است كه بايد فكر كنيم چه كار بايد كرد تا در شرايط تحريم‌ها در توسعه علمي كشور وقفه ايجاد نشود. نبايد اجازه دهيم نخبگان از كشور خارج شوند. ما به دنبال اين بوديم كه تصميمي بگيريم، معيشت اساتيد دانشگاه تامين شود و معترفيم كه حقوق كافي در كشور ندارند. جهانگيري در پايان خاطرنشان كرد: حلقه ارتباط دانشگاه با صنعت خيلي مهم است. همكاري وزارت نفت و صنعت و وزارت نفت با دانشگاه در مقطعي خوب بود. الان توليد داخل كشور و صنعت كشور به ‌شدت نيازمند اين است كه براي برون‌رفت از اين شرايط دانشگاه‌ها فكري كنند.

روزنامه سلام و اتفاقات ۱۸ تير

سيد محمدعلي ابطحي

امروز سالگرد ۱۸ تير است. چه بخواهيم و چه نخواهيم، اين روز در تقويم ايران در دو دهه گذشته هميشه مطرح بوده است.

20 سال پيش در اين روز به كوي دانشگاه حمله شد و تا چندين روز بعد از آن دانشگاه ملتهب بود. معمولا به اين روز از نگاه دانشجويي و حوادث تلخي كه در كوي اتفاق افتاد طي اين دو دهه گفتني‌ها، گفته شده است. اما از يك نگاه وجود يك روزنامه است كه تعطيلي آن بهانه آغاز حوادث ۱۸ تير شد. روزنامه سلام. در تاريخ روزنامه‌نگاري، ماجراي راه‌اندازي و پايان روزنامه سلام مهم و خواندني است. از قبل انقلاب دو روزنامه مهم در ايران بود به نام كيهان و اطلاعات. چند روزنامه جنبي هم وجود داشت كه خيلي مخاطب نداشت. اين اواخر بعد از اينكه شاه احزاب مختلف را تعطيل و حزب رستاخيز را جايگزين كرد، يك روزنامه سراسري حزبي هم به نام رستاخيز منتشر مي‌شد اما حرف اول و آخر را كيهان و اطلاعات مي‌زدند.اين دو روزنامه اصلي مربوط به دو نفر حقيقي بود. كيهان متعلق به آقاي مصباح‌زاده بود و اطلاعات متعلق به مرحوم مسعودي. در دوران اوج‌گيري مبارزات انقلاب اسلامي كارمندان اين دو روزنامه با زدن تيتر‌هاي انقلابي، نقش بسيار مهمي در به وجود آمدن انقلاب داشتند. اما بالاخره بعد از انقلاب اسلامي و گذشت مدت كوتاهي، رهبر فقيد انقلاب دو نماينده در اين دو روزنامه منصوب كردند كه رياست و تصميم‌گير اين روزنامه‌ها بودند. هر دو نماينده از جناح چپ بودند و آنها هم راضي از روند تبليغاتي بودند و در حمايت از حاكميت هم كم نمي‌گذاشتند و كمتر نقدي در اين روزنامه‌ها به حكومت انجام مي‌شد.

بعد از رحلت امام خميني، تغييراتي در حوزه‌هاي مختلف اتفاق افتاد و منصوبان امام در بخش‌هايي تغيير كردند. به اين ترتيب جناح چپ با محوريت روحانيون مبارز بدون رسانه شدند. اين اتفاقات همزمان شد با رياست‌جمهوري آقاي هاشمي‌رفسنجاني. اصلي‌ترين انتقادهاي جناح چپ كه عمدتا از نزديكان امام خميني بودند به روش حكومتي و مواضع آقاي هاشمي‌رفسنجاني بود.

اما كيهان و اطلاعات كه مشي رسمي داشتند، نقدها را پوشش نمي‌دادند. به همين دليل و براي انتقال ديدگاه جناح چپ، مجمع روحانيون تصميم گرفت براي خودش ارگاني داشته باشد. آقاي موسوي‌خوييني‌ها كه به هوشمندي و دقت و سياست مقبول همه بود به عنوان مدير اين روزنامه، كار راه‌اندازي آن را با شرط استقلال و نه به عنوان ارگان مجمع روحانيون بر عهده گرفت.

از ۲۰ بهمن ۱۳۶۹ كه اولين شماره روزنامه سلام چاپ شد و در روند انتشار مطالب آن حوزه نقد دولت آقاي هاشمي پر رنگ بود. انتخابات رياست‌جمهوري سال 76 اوج دوران كاري اين روزنامه بود و سلام يك ‌تنه بار تبليغ انتخابات براي آقاي خاتمي را به عهده گرفت؛ در بقيه مشكلات هم شعارهاي آقاي خاتمي و مشكلاتش را منعكس مي‌كرد. تا دلتان بخواهد هم روزنامه شكايت داشت و آقاي موسوي‌خوييني راهي دادگاه ويژه مي‌شد.

در اين ميانه با مطرح شدن قتل‌هاي زنجيره‌اي و نام سعيد امامي به عنوان پشت پرده قتل‌ها و… نامه‌اي از امامي در روزنامه سلام منتشر شد كه مي‌گفتند، محرمانه بوده و همين بهانه تعطيلي روزنامه سلام شد. خبر اين تعطيلي كه به خوابگاه دانشجويان رسيد، تظاهرات شبانه در خوابگاه دانشجويان شروع شد و ادامه ماجرا را هم كه همه مي‌دانيم.

منبع: روزنامه اعتماد 18 تیر 98

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × دو =