Home اخبار بیانیه‌ی سازمان معلمان ایران؛ کنشگری دوباره در فصل بودجه
بیانیه‌ی سازمان معلمان ایران؛ کنشگری دوباره در فصل بودجه

بیانیه‌ی سازمان معلمان ایران؛ کنشگری دوباره در فصل بودجه

0
2

فصل بودجه يادآور خاطرات تلخ و خطرات نااميد كننده براي معلمان

فصل بودجه معمولا موعودي است براي نقد و اعتراض فرهنگياني كه سال ها است مطالبه معيشتي ‏يكي از اولويت هاي آنها است و به همين دليل به بهانه ارايه بودجه سالانه، در هر سال از اوايل دي ماه ‏و بطور مشخص از زماني كه رييس جمهور بودجه را به مجلس مي دهد زمزمه هاي نقد معترضانه ‏شروع مي شود و گاهی در بهمن و اسفند به اعتراض میدانی و تجمع مقابل خانه ملت تبديل مي شود ‏البته اين سنت از دوره اصلاحات گذاشته شد و گرنه قبل از آن و بعد از آن چنين چيزي مرسوم نبوده ‏است بخصوص كه در دوره دولت نهم و دهم صداي اعتراضي شنيده نمي شد گويا ضرب شستي كه ‏دولت نهم در همان سال نخست به معلمان نشان داد و در 23 اسفند 85 معترضان را غير معلم خواند و ‏روانه زندان كرد تا آخر دولت دهم نيز تاثير بازدارنده و نااميدكننده خود را برجاي گذاشت وزیر وقت ‏دولت مهروز نیز از خوان گسترده افزایش نجومی قیمت نفت چیزی به سفره معیشت معلمان اضافه ‏نکرد و با تحول صوری و شتابزده آموزش و پرورش مشکلات را افزایش داد‎.‎اما پس از روي كار ‏آمدن دولت يازدهم كه رنگ و بويي از اصلاحات را دارد فرصتي ايجاد شد تا دوباره در همان موعود ‏نقد و اعتراض شكل گيرد ، نقد و اعتراضي كه اگر چه نه به شكل 23 اسفند 85 اما كمي شبيه به آن، ‏مورد واكنش قرار گرفت اما اين بار بر خلاف دولت نيروهاي امنيتي و قضايي پيش قدم شدند و در ‏حالي كه دولت مطالبه معلمان و اعتراضات آنان را بر حق دانسته و از آن استقبال نمود اما علي رغم آن ‏تعدادي از چهر ه هاي فعال تشكل ها در بهار و تابستان 94 در پي اعتراضات زمستان 93 مورد ‏بازداشت قرار گرفتند و احكامي به اجرا گذاشته شد‎.

نقدهاي عميق و گسترده و كمپين حقوق عادلانه
دوباره فصل بودجه است و طبق سنت سال هاي مجاز تنفس مدني و صنفي، نقدها و اعتراضاتي از ‏گوشه و كنار به گوش مي رسد و به ياري عرصه اي كه براي فعالان رسانه اي حوزه آموزش و ‏پرورش ايجاد شده و به مدد شبكه هاي مجازي ،اين نقد و اعتراض ها عميق تر و گسترده تر شده است ‏كه يكي از مصاديق آن ((كمپين حقوق عادلانه)) است ، كمپيني كه گفته مي شود به مرز يكصد هزار ‏نفر نزديك مي شود يعني چيزي در حدود ده درصد كل جمعيت فرهنگيان شاغل در سيستم آموزش و ‏پرورش. كمپيني كه نشان از يك واقعيت محسوس و ملموس يعني شدت مشكلات معيشتي و اقتصادي ‏اين صنف دارد چرا كه بعيد به نظر مي رسد كمپين مشابهي با موضوعات ديگر در اين دامنه زماني ‏بتواند با اين استقبال مواجه شود البته ترديدي نيست كه اگر ترس حاكم بر جامعه فرهنگيان با برداشته ‏شدن تهديدهاي امنيتي و قضايي كمتر شود اين استقبال به مراتب گسترده تر از اين خواهد بود چرا كه ‏واقعيت ها حكايت از اين دارد كه بيش از هشتاد درصد فرهنگيان از مشكلات اقتصادي شدیدی رنج مي ‏برند‎.
ضرورت هوشمندي تشكل هاي صنفي و سياسي و فعالان حوزه آموزش و پرورش

اين روزها به تبع فضاي متاثر از اعتراضات رسانه اي و مجازي فرهنگيان به بودجه آموزش و ‏پرورش افرادی در جايگاه هاي مختلف واكنش هايي نشان مي دهند و ابراز نظرهايي دارند كه ‏ضرورت دارد تشكل هاي صنفي و سياسي و فعالان حوزه آموزش و پرورش كنشگري هوشمندانه اي ‏داشته باشند. به اين معنا كه كنش آنها در مسير حل مساله باشد نه ايجاد مسايل جديدتر و يا عميق و ‏پيچيده تر شدن مسايل گذشته شود چراكه ما فقط مسووليت نقد و اعتراض را بر عهده نداريم بلكه ‏مسوول هستيم در قبال عواقب نقد ها و اعتراضات خود پاسخگو باشيم و اين پاسخگوي هم معطوف به ‏دانش آموزان و اوليا و هم به فرهنگيان مي باشد به عبارتي نمي شود گفت ما حرف خودمان را مي زنيم ‏و راه خودمان را مي رويم و به اينكه چه بر سر آموزش و پرورش و معلمان و دانش آموزان مي آيد ‏كاري نداريم‎.‎

پيچيدگي موضوع اقتصاد و بودجه آموزش و پرورش
موضوع اقتصاد و بودجه آموزش و پرورش چنان با ابعاد نظام آموزشي ما گره خورده است كه بر هر ‏مساله اي دست مي گذاريم سر از اقتصاد و بودجه در مي آورد اگر از عدالت آموزشي و يا كيفيت ‏آموزشي و يا كمبود امكانات و تجهيزات و يا مافياي تاليف،چاپ و توزيع كتب درسي و يا مافياي ‏تجارت آموزشي و كنكور و ده ها موضوع ديگر و منزلت و معيشت و مهارت معلم و غيره سخن مي ‏رانيم دوباره سرنخ همه مسايل به اقتصاد و بودجه بر مي گردد البته اين به آن معنا نيست كه اگر بودجه ‏چند برابر شود مسايل نظام آموزشي ما همه برطرف مي شود چرا كه پرواضح است كه مسايل اين ‏حوزه چند وجهي است و ابعاد گسترده و پيچيده اي دارد اما منظور اين است كه بقول كارشناسان عرصه ‏مديريت، اين دلايل بهداشتي تا برطرف نشوند سخن گفتن از موارد ارتقاء كيفي و محتوايي بي مورد ‏خواهد بود‎.
سخن اينجاست كه آيا حرف ها ي تكراري و راهكارهاي اعتراضي آزموده شده راه بجايي مي برد؟اينكه ‏آمار و ارقام بودجه را و جدول مربوطه را از زوايه هاي مختلف به نمايش و نقد و بررسي بگذاريم و ‏همان حرف هاي تكراري را بزنيم راه بجايي مي بريم؟‎
پس از پاسخ منفی به اين پرسش، مطرح می شود كه پس چه باید كرد؟

سه گانه كنشگري و ضرورت واقع بيني
تجربه های کنشگری با توجه به واقعیت های سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و امنیتی این راه را پیش روی ‏ما قرار می دهد که سه گانه ((کنش های رسانه ای))،((تعاملات ورایزنی با مسوولان)) و(( منسجم شدن ‏در تشکل ها )) می تواند دستاوردهای به نسبت بیشتری با هزینه های به نسبت کمتری را در مقایسه با ‏سایر رویکردها داشته باشد‎.‎

انتظار افزايش كيفي كنشگري رسانه اي معلمان و تشكل ها

کسانی که صرفا کنشگری رسانه ای در راستای نقد عملکرد دولت و مسوولان آموزش و پرورش و ‏نمایندگان مجلس و سایر افراد و نهادهای مسوول را کافی می دانند بی تردید اشتباه می کنند چراکه ‏بخوبی می دانیم مسایلی که در گذشته وجود داشته و حل شده است. صرفا بخاطر نقد رسانه ای نبوده ‏است و بسیاری از مسایل حل نشده وجود دارد که دهها سال است در راس فعالیت های رسانه ای است ‏ولی حل نشده است مانند مسایلی که در حوزه توسعه همه جانبه و پایدار بویژه توسعه سیاسی و اقتصادی ‏که بیشترین حجم مطالب رسانه ها و حرف و حدیث کنشگران را در یک صد ساله اخیر بخود ‏اختصاص داده است لذا این عرصه بعنوان تولید کننده محتوا و بستر ساز عرصه عمومی لازم است و ‏یکی از پیش شرط های حیاتی و سرنوشت ساز است اما کافی نیست ، خوشبخنانه در سال های اخیر ‏بطور بی سابقه ای حضور کمی کنشگران معلمی در عرصه رسانه افزایش یافته است که امیدواریم ‏شاهد افزایش کیفی آن هم باشیم‎.
نتيجه بخشي اميدوار كننده و تعامل كارساز

تردیدی نیست که رایزنی و تعامل صرف هم جوابگو نیست هر چند ساختار حاکمیتی ما نشان داده است ‏که با تعامل از نوع خاصی سازگارتر است و اگر مساله ای هم حل شده است این مسیر را طی نموده ‏،مسیری که واقعیت های موجود را بیش از آرزوهای مطلوب مد نظر دارد چرا که نتیجه را هر چند ‏اندک، بر فرایند ترجیح می دهد و یا بعبارتی استمرار آن فرایند را در گرو نتایج کوچک در راستای گام ‏های بزرگ می داند لذا هوشمندانه و عاقلانه و واقعبينانه تر این است که علاوه بر کنشگری رسانه ای ‏از تعامل و رایزنی غافل نباشیم و بدانیم که آبی را که در پشت سد اعتراض و انتقاد جمع می کنیم باید ‏بصورت هدایت شده به دشت حاصلخیز و نتیجه بخش توسعه سرازیرکنیم و نه به کویری که ثمره ای ‏نداشته باشد و از سویی باید بدانیم که انباشت این اعتراض و انتقاد بدون هدایت به کانال رایزنی یا سد ‏را می شکند و تخریب ببار می آورد و یا ناامیدی را گسترش می دهد و چشمه های اعتراض و انتقاد را ‏می خشکاند‎.‎

تجربه های توده وار و تکرارهای بی حاصل
و نکته مهم تر اینکه تا کنشگری رسانه ای و رایزنی ها و تعاملات اگر در قالب تشکل ها نهادینه نشود ‏و مدون نگردد هم استمرار آنها و هم نتیجه بخشی آنها ممکن نخواهد بود بسان آبی که به باغی سرازیر ‏شود ولی از باغبان خبری نباشد و یا میوه ای به ثمر رسیده باشد و باغبان رفته باشد این بسان همان ‏تجربه های توده وار ده ها سال قبل ما را مجبور به تکرارهای بی حاصل خواهد نمود لذا علی رغم ‏انتقادهایی که به عملکرد تشکل ها وجود دارد و علی رغم محدودیت هایی که در مسیر کار تشکیلاتی ‏وجود دارد و ایجاد می شود تا افراد به سمت حرکت هایی فصلی و نسلی بروند چاره ای نداریم که برای ‏تحقق اهداف خود یا به یکی از تشکل های موجود بپیوندیم و یا اگر آنها را نمی پسندیم برویم و تشکل ‏مطلوب خود را ایجاد کنیم تا انباشت کنشگری خود با هر هدف و سلیقه و روش را نهادینه کنیم و حداقل ‏گامی در جهت مدنیت برداریم‎.
كنشگري ميداني و ضرورت هوشمندي فعالان و واكنش هاي دلسوزانه مسوولان

ناگفته نماند که در کنش های اعتراضی و انتقادی حضور میدانی و تجمع و تحصن نیز یکی از روش ‏های مدنی و مرسوم دنیای امروز است که سرریز اعتراض ها و انتقادهایی که با سه گانه مورد اشاره ‏میانه ای ندارند و یا پس از طی شدن به نتیجه ای نرسیدند از این طریق نمود و بروز می یابد که باید ‏مورد توجه قرار گیرد و دیده و شنیده شود و با واکنش های مسوولانه و دلسوزانه مواجه شود ، واکنش ‏هایی که کنشگران میدانی را بسوی مدنیت بیشتر و امیدواری سازنده سوق دهد‎.‎
تعارض هاي تحليلي و بن بست هاي راهكاري

اما موضوع و مساله بودجه آموزش و پرورش را می بایست از چند منظر مورد توجه قرار داد‎
نخست اینکه در ذیل بحث ((اقتصاد آموزش و پرورش)) بايد آن را مد نظر قرار داد و خود این ‏موضوع را هم می بایست در ذیل سیاست های کلان اقتصادی حاکمیت و دولت نقد و بررسی نمود چرا ‏که در غیر اینصورت مانند جدال بر سر عنب و انگور خواهد شد بعنوان مثال اگر فردی با ذهنیت و یا ‏چارچوب نظریه های صرفا لیبرالی بخواهد منتقد بودجه و اقتصاد آموزش و پرورش باشد و ‏تمرکزحاکمیتی و دولتی را نادیده بگیرد به چیزی معترض است که پایه های آن با نقد و اعتراض او ‏ناسازگار است لذا باید سطح بحث خود را به قبل از بودجه و اقتصاد آموزش و پرورش کاهش دهد و یا ‏اگر کسی از منظر سوسیالیستی منتقد و معترض است و واقعیت های خصوصی سازی و یا برون ‏سپاری و مشارکتی را مد نظر قرار نمی دهد او نیز همین اشتباه را مرتکب می شود و در واقع این دو ‏گروه منتقد نحوه رفتن هستند در حالی که در اصل مسیر رفتن با حاکمیت و دولت اختلاف نظر دارند، ‏بله آنها می توانند در جایگاه منتقدان سیاست های کلان اقتصادی فعال باشند اما وقتی در موضوع بودجه ‏مصوب دولت بر اساس سیاست های حاکمیتی وارد نقد و اعتراض می شوند تعارض های آنها به ‏کنشگری فعالان صنفی و سیاسی سودی نمی رساند و شاید آسیب هم وارد نماید‎.
در مسير تحقق مطلوب با تمركز بر نتيجه ممكن

ماحصل بیش از 15 سال کنشگری مستمر سازمان معلمان ایران با فراز ونشیب ها و افراط و تفریط ‏هایی در سیر همان سه گانه کنشگری رسانه ای،تعاملی و تشکلی این است که خود را فقط مامور به ‏تکلیف ندانیم و فقط مطلوب را نشانه نگیریم بلکه بر نتیجه و ممکن نیز متمرکز شویم و به این پرسش ‏پاسخ دهیم که، درست است که راهی طولانی پیمودیم اما چقدر به اهداف نزدیک شده ایم و دستمان خالی ‏از دستاورد نیست؟‎

وجوه واقع بينانه بودجه و اقتصاد آموزش و پرورش
در زمینه بودجه و اقتصاد آموزش و پرورش که بی تردید معیشت معلم در ذیل آن باید حل شود به این ‏نتیجه رسیدیم که مواجه کارشناسانه و واقع بینانه تری داشته باشیم مواجه ای که چند وجه دارد‎.
یکم:خوشبختانه امسال برای نخستین بار مدیرکل بودجه آموزش و پرورش قدری شفاف سازی کرد و ‏گفت پیشنهاد این وزارتخانه برای بودجه سال 96 مبلغ 45هزار میلیارد تومان بوده است اما دولت ‏‏34هزار میلیارد تصویب نمود و این یعنی حالا نگاه منتقدین و معترضین باید یک سطح بالاتر برود و ‏از دولت بپرسد که چرا این رقم بودجه تصویب نشده است و دولت هم اگر شفاف سازی کند بعد متوجه ‏خواهیم شد که مطالبه خود را در چه سطحی باید متمرکز کنیم در واقع سخن اصلی، پیدا کردن ریشه و ‏جایگاه حل این مساله است تا ما برزمین بدون آب کلنگ بی حاصل نزنیم و تلاش بی ثمر انجام ندهیم‎.
دوم:درست است که در شاخص های آماری در مقایسه با کشورهای دیگر سهم بودجه آموزش و ‏پرورش ما از تولید ناخالص ملی و بودجه عمومی بسیار ناچیز است اما همانگونه که گفته شد این ‏شاخص در دولت تعیین نمی شود این یک شاخص استراتژیک است که باید حاکمیت برای تغییر آن ‏تصمیم بگیرد و همانگونه که در بخش امنیت و سلامت یک تصمیم استراتژیک وجود دارد در بخش ‏‏((تربیت)) نیز این تصمیم گرفته شود و با اختصاص سهم بیشتر، به استاندارد های جهانی نزدیک تر ‏شود تا این شاخص کمی از لیست مسایل حوزه آموزش و پرورش حذف شود و به شاخص های کیفی در ‏مسیرکارآمدی نظام آموزشی پرداخته شود‎.
سوم:تردیدی نیست که انتظار فوق در حال حاضر ممکن نیست و این مطلوب را باید به تاخیر انداخت ‏هر چند ممکن است ما برای غیرممکن بودن آن توجیه نشویم و مدعی باشیم که امکان دارد در هر ‏صورت در حال حاضر به هر دلیلی چنین انتظاری واقع بینانه نمی باشد بنابراین باید علاوه بر تمرکز ‏برافزایش نسبی بودجه سالانه آموزش و پرورش و تلاش همگانی و همه جانبه برای آن، بدنبال ‏راهکارهای دیگری غیر از آن بود راهکارهایی که در برخی از کشورهایی که مشکلات و مسایل ‏مشابه ما را داشتند نتیجه بخش بوده است و مهم ترین آن درآمدزایی درون آموزش و پرورش،واگذاری ‏خدمات به خارج از آموزش و پرورش و جلب مشارکت مردمی است. این راهکارهای تامین منابع ‏است که متاسفانه موانع جدی نگرشی و قانونی و مدیریتی برای آن وجود دارد حتی برخی از نمایندگان ‏مجلس که سینه چاک مطالبات معلمان هستند وقتی پای این راهکارها به میان می آید توده وار و ‏متظاهرانه سنگ عدالت و دولتی و رایگان بودن آموزش وپرورش را برسینه می زنند و نه تنها تلاشی ‏برای ارایه طرح در این زمینه نمی کنند حتی دولت را هم تشویق نمی کنند تا لایحه هایی برای این ‏منظور ارایه دهد و بدتر از آن حتی اجازه توسعه برنامه هایی قانونی در این راستا را هم نمی دهند‎.‎
چهارم:در بحث بودجه و اقتصاد آموزش و پرورش یکی از موارد مهم که از آن غفلت می شود بهره ‏وری از بودجه موجود است ساختار متمرکزومدیریت غیرعلمی و غیرحرفه ای بویژه در سال های ‏وفورمنابع مالی در دولت های نهم و دهم نشان داد که مشکل ما فقط با افزایش منابع مالی برطرف نمی ‏شود و به همین اندازه بودجه موجود نیز سیستم کارآمدی لازم را برای حداکثر بهره وری ندارد ‏کارشناسان حوزه اقتصاد براین باورند که آموزش و پرورش چه در زمینه بودجه سالانه چه در زمینه ‏منابع غیر بودجه ای مانند نیروی انسانی و فضا و امکانات از بهره وری بسیار پایینی برخودار است و ‏این هدر رفت سرمایه بزرگترین نقص مدیریتی است که در صورت رفع آن اقتصاد آموزش و پرورش ‏نیز متحول خواهد شد این یک طنز مدیریتی است که سرمایه دارترین وزارتخانه از لحاظ دارایی های ‏ملکی فقیرترین وزارتخانه از لحاظ رفاهی و معیشتی باشد‎.
پنجم:حال که بودجه در مجلس مورد بررسی قرار می گیرد انتظار تغییر محسوس داشتن دور از ‏واقعیت است چرا که هر گونه تغییری یا باید با لحاظ کردن منابع درآمدی مربوطه باشد و یا با جابجایی ‏و حذف ردیف های هزینه ها، لذا تجربه ثابت کرده که نه در توان مجلس است و نه ممکن است که ‏چنین اتقاقی روی دهد لذا ایجاد انتظار غیر واقعی یک اقدام باخت-باخت است چراکه هم معلمان را ‏ناامید می سازد و بی اعتماد به کنشگری را افزایش می دهد و هم فرصت کاذب برای نمایندگان توده ‏گرا ایجاد می کند و هم منجر به تخریب غیرعادلانه و غیرمنصفانه مسوولانی مي شود که سهم چندانی ‏در این مساله و مشکل ندارند. فقط می شود آنها را متوجه نقش متناسب با واقعیت ها برای حل ریشه ای ‏مساله اقتصاد آموزش و پرورش کرد و بدور از هیاهوهای مقطع ای گفت بیایید طرح و لایحه ای بدهید ‏که در یک دوره کوتاه مدت مشکل تبعیض دریافتی های معلمان با سایر کارمندان دولت رفع شود و در ‏دوره ای میان مدت مشکل اقتصاد آموزش و پرورش رفع گردد‎.

هشدار به تحرك هاي احساسي و پاسخ هاي انكاري
سازمان معلمان با درک این واقعیت كه جامعه معلمان به شدت از مشکلات معیشتی در رنج هستند و ‏حتی منزلت خود را به حراج گذاشته اند تا بخشی از این مشکلات را کاهش دهند هرگونه نگاه سطحی ‏و مقطعی به این مساله و تحریک و ایجاد انتظارکاذب را در راستای پیچیده شدن این مشکل و افزودن ‏مسایل جدیدتری به جامعه معلمان می داند و از سویی هر گونه انکار آن توسط مسوولان را بی انصافی ‏و هم راستا با تحریک احساسات معلمان دانسته که ثمری نخواهد داشت و بر شکاف بی اعتمادی و ‏ناامیدی خواهد افزود لذا ضمن فرصت دانستن این فصل کنشگری از هر نوع کنشی که معلمان و ‏کارشناسان و مسوولان و مدیران را از انفعال خارج سازد و در مسیرحل مساله قرار دهد استقبال می ‏نماید و همه را به احساس مسوولیت متعهدانه دعوت می کند تعهد در برابر پرسشگری و پاسخگویی ‏برای تحقق جامعه مدنی پایداری که مجبور به تکرار گذشته بی حاصل و انتظار آینده غیرممکن نشود‎.

سازمان معلمان و تجربه كنشگري سه گانه
این تشکل در راستای کنشگری سه گانه همواره رسانه را بعنوان یک رکن کنشگری مورد توجه قرار ‏داده و از سویی در تعامل با دولت و مجلس نه تنها از از تعامل استقبال کرده بلکه در مواقع لازم خود ‏را ملزم می داند در راستای بودجه و اقتصادآموزش و پرورش بر آنان تحميل نمايد لذا علاوه بر نشست ‏هایی با رییس سازمان برنامه و بودجه و مسوولان وزارت آموزش و پرورش در کارگروه مربوطه هم ‏فعال شده است و در بعد سوم نیز تلاش کرده تا علاوه برکنشگری در قالب و مسیر تشکلی با سایر ‏تشکل ها نیز همراهی و همفکری داشته باشد بنا براين امید داریم این مسیر ما را به اهدافمان نزدیک ‏تر نماید‎.
ساز مان معلمان ایران
اسفند 1395

Comment(۲)

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *