Home انتخاب سردبیر به ياد آرتين
به ياد آرتين

به ياد آرتين

0
0

محمدرضا نيك‌نژاد

شوربختانه در بيش از دو دهه آموزگاري‌ام چند دانش‌آموزم را از دست داده‌ام؛ گاه در تصادف، گاه در دعوا و گاه بر اثر بيماري. همين چند روز پيش بود كه دوباره داغ‌مان تازه شد. آرتين، پسر با ادب، ورزشكار، هنرمند، خوشرو و خوش‌خنده، خوش‌خوي و خوش‌تيپ و عضو تيم بسكتبال آرارات ارامنه، پس از چند ثانيه بازي در پاركينگ خانه، نفسش مي‌گيرد و تا خانواده مي‌رسند پر مي‌كشد و تشخيص پزشكان ايست قلبي است!

آرتين دانش‌آموز سال دوازدهم كامپيوتر دبيرستان و هنرستان فيروز بهرام بود كه جداي از نزديكان خانواده، بسياري از دبيران دبيرستان و همكلاسي‌هايش و البته مدير و معاون فيروز بهرام با چشماني خيس و جاني  زار براي خاكسپاري اين جوان رعنا به آرامستان ارامنه آمده بودند؛ فضاي بسيار سنگين و آزار‌دهنده‌اي بود!
در زمان برنامه‌ريزي براي رفتن به مراسم خاكسپاري، موضوع خريد دسته‌گل پيش آمد. به پيشنهاد يكي از عضوهاي انجمن اولياي دبيرستان قرار شد كه به جاي خريد تاج‌گل، هزينه‌اش به صندوقي در خليفه‌گري ارامنه پرداخت و صرف كارهاي نيكوكارانه شود.

انجمن اوليا و مدير با اين كار همراهي كردند و پس از پرداخت آن به خليفه‌گري متن كوتاهي به ارمني و فارسي در روزنامه آليك (روزنامه هم‌ميهنان ارامني با زبان و خط ارمني) نيز به ياد آرتين و چنين دهشِ ارزشمند و نيكوكارانه‌اي به چاپ رسيد. در بخشي از اين متن آمده بود: «به ياد زنده‌ياد «آرتين باقداساريانس» به جاي خريد تاج‌گل مبلغ … به هيات كمك به مستمندان ارامنه اهدا شد.»

چنين كارهاي ارزشمندي در دبيرستان فيروز بهرام پيشينه‌اي صد ساله دارد. خود دبيرستان را نزديك به يك سده پيش، يكي از پارسيان (زرتشتيان) هند به نام «بهرام‌‌جي بيكاجي» براي نكوداشت نام فرزند درگذشته‌اش (فيروز بهرام) ساخت. از اين گذشته در جاي جاي دبيرستان نام نيكوكاراني را مي‌شود ديد كه يا براي نكوداشت فرزند درگذشته خويش يا كنشي نيكوكارانه، پول‌هايي را در راستاي آموزش بهتر جوانان اين كشور هزينه كرده‎اند.

گرچه به عنوان يك آموزگار بر اين باورم كه مدرسه‌سازي، بازسازي و بهينه‌سازي آنها وظيفه‌ خاص دولت‌هاست و ورود خيرين مدرسه‌ساز زمينه شانه خالي كردن دولت‌ها در اين باره را فراهم كرده است! اما آموزش و پرورش نيكوكاري، دلسوزي و همدردي، همكاري و همياري اجتماعي و … از وظيفه‌هاي نوين مدرسه و آموزش و پرورش است. بنابراين گسترش اين فرهنگ افزون بر ياري به تهيدستان و همدردي و دلسوزي با آنان مي‌تواند گامي باشد در راستاي پرورش فردي و اجتماعي دانش‌آموزان كنوني و شهروندان آينده اين مرز و بوم.

منبع: روزنامه اعتماد 16 بهمن 99

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *