Home اخبار بهمن كشاورز وكيل مدافع و حقوقدان كشورمان درگذشت
بهمن كشاورز وكيل مدافع و حقوقدان كشورمان درگذشت
0

بهمن كشاورز وكيل مدافع و حقوقدان كشورمان درگذشت

0

هميشه مي‌گفت والله اعلم

سينا قنبرپور

مطبوعاتي‌ها خوب مي‌دانند كه سي و چهارمين روز بهار خودش به تنهايي يك خزان است؛ 4سال پس از روزي كه در آن مرد تيترهاي ايران، حسين قندي، چشم بر دنيا فروبست. كسي دعوت حق را لبيك گفت كه علاوه بر جامعه وكالت بر گردن مطبوعات هم حق داشت. هيچ‌ خبرنگاري را نمي‌توان يافت كه روزي به «بهمن كشاورز» زنگ زده يا مراجعه كرده و دست خالي برگشته باشد.

چشم‌هايش را مي‌بست و شمرده شمرده كلمه‌ها را به هم مي‌دوخت. حتي ويرگول و نقطه ‌را هم از قلم نمي‌انداخت. فرقي نمي‌كرد مصاحبه باشد يا يادداشت شفاهي. «پسر كو ندارد نشان از پدر» وصف او بود؛ پدرش مرحوم «كريم كشاورز» علاوه بر ترجمه كتاب‌هاي مختلف كتاب «هزار سال نثر پارسي» را تاليف كرده است كه مجموعه‌اي ‌است از برجسته‌ترين نثر فارسي در سه جلد كه جريان تكامل هزار ساله نثر فارسي را مرور كرده است و از پسر چنين شخصي جز «بهمن كشاورز» نمي‌توان انتظار داشت كه حتي كلمه‌هاي ثقيل عربي را هم مي‌دانست كجا بايد به كار بگيرد. در اين ميان بايد گفت كدام دانشجوي حقوقي را مي‌توان يافت كه لحظه‌اي از ذهنش نگذشته باشد روزي مثل«بهمن كشاورز» شود؛ مسلط، مودب و موقر. شايد به جز روز سفر آخرشان كه او و «حسين قندي» را كنار هم قرار داده شيك‌پوشي و آراستگي اين دو براي مطبوعاتي‌ها مثال‌زدني باشد. همه كساني كه به دفتر «بهمن كشاورز» در فاصله خيابان وزرا و بخارست رفته‌اند حس خاصي از دفتر او گرفته‌اند. يك سالن مستطيل‌ شكل كه هيچ صدايي از ترافيك و خيابان در آن راه نداشت. ميزش جلوي پنجره گذاشته شده بود و رو به سالن. وارد دفترش كه مي‌شدي حصاري از كتاب‌ها تو را دربرمي‌گرفت. تمام اين سالن كتابخانه‌هاي چوبي قهوه‌اي سوخته‌اي از كف تا سقف بود و بقيه وسايل و مبلمان اتاق نيز تركيبي از همين رنگ داشت. درست جايي كه او مي‌توانست كلمه‌هايش را به هم بدوزد بي‌آنكه روي كاغذي نوشته شده باشند. شايد جالب باشد كه او بيشتر اوقات رنگ لباس‌هايش را هم با رنگ دكوراسيون اتاق كارش ست مي‌كرد. بيشتر اوقات «بهمن كشاورز» قهوه‌اي و قهوه‌اي سوخته مي‌پوشيد. او حالا رفته است.

آخرين برگ دفتر

سومين روز ارديبهشت 98 تازه از ظهر گذشته بود كه جمله كوتاهي در شبكه‌هاي اجتماعي از وداع او با اين دنيا خبر دادند. «پدرم صبح امروز به علت عارضه قلبي در بيمارستان مهراد تهران ‌دار فاني را وداع گفته است.» چيزي كه «سيدمحمد جندقي كرماني‌پور» همكار سال‌هاي سال او در كانون وكلاي دادگستري آن را بي‌تاثير از اهمال‌كاري در رسيدگي پزشكي نمي‌داند. جندقي به «اعتماد» گفت: «شب قبل‌تر آقاي كشاورز را به بيمارستان برده و كادر بيمارستان به خانواده او گفته بودند كه صبح مي‌توانند براي ترخيص او اقدام كنند و اين در حالي است كه به نظر مي‌رسيد براي يك بيمار با عارضه قلبي توجه بيشتري بايد صورت مي‌گرفت».

به هر تقدير سي و چهارمين روز بهار سال 1396 پاياني بر زندگي زميني مردي شد كه در 75 سال عمر خود علاوه بر خدماتي كه به جامعه وكالت و مردم در عرصه حقوق‌شان كرد يك موضوع را به خوبي برجسته كرد. او و همكارش «مسعود حائري» وكلاي غلامحسين كرباسچي در جريان دفاع از او توانستند خلأهاي محاكم عام در آن سال‌ها را بيش از هر زمان ديگري بنمايانند. وضعيتي كه سبب شد در سال 1381 بار ديگر دادگستري و دادسرا احيا شده مقام تحقيق از مقام قضاوت در محاكم از يكديگر تفكيك شوند و حقوق متهمان بيش از گذشته رعايت شود.

او پيش‌تر در همين بهار 98 و در صفحه اينستاگرامش به صورت تصويري با مردم سيل‌زده سخن گفت و آنها را در مورد وضعيت خساراتي كه ديده‌اند به ويژه اگر سيل منشأ خطاي انساني داشته آگاه كرد.

محاكم عام و دادگاه كرباسچي

تلاش «بهمن كشاورز» و هم‌قطارانش در كانون وكلاي دادگستري براي حفظ و استقلال اين نهاد پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به ويژه مواجهه معقول با موضوع ماده 183 قانون برنامه سوم توسعه بخش قابل توجهي از كارنامه اوست. در همه سال‌هايي كه يا او يا «سيدمحمدجندقي» رياست كانون وكلاي دادگستري را برعهده داشتند چگونگي دفاع از شأن و استقلال وكلا برنامه نخست آنها بود. حتي در فاصله سال‌هاي 1384 تا 1390 و همين‌طور 1392 تا 1396 كه رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري بود نيز همين برنامه در صدر كارهايش بود. اما آنچه «بهمن كشاورز» را از ساير وكلاي دادگستري متمايز كرد پخش محاكمه غلامحسين كرباسچي شهردار وقت پايتخت بود.

كرباسچي شهردار تهران در سال ۱۳۷۶ با اتهامات مالي روبرو شد و در سال ۱۳۷۷ بازداشت و سپس در دادگاهي كه غلامحسين محسني اژه‌اي قاضي و دادستان آن بود با وكالت بهمن كشاورز و مسعود حائري محاكمه شد. همين يكي بودن مقام «قاضي» و «دادستان» موضوعي بود كه بارها در جلسه‌هاي محاكمه توسط بهمن كشاورز و مسعود حائري مورد انتقاد قرار گرفت و نوع گويش و اداي كلمات توسط كشاورز از تسلط اين مرد بر مفهوم آنها و نقش‌شان در دفاع خبر مي‌داد. شايد نيمي از انتقاد به محاكم عام و نواقص آن را خود كرباسچي پيش برد ولي كار «بهمن كشاورز» به عنوان وكيل علاوه بر انجام وظيفه درگير كردن ذهن مخاطبان صدا و سيما به موضوعي بود كه سيستم قضايي ما در آن برهه از آن رنج مي‌برد؛ نمايشي از نقص‌هاي محاكم عام كه در نهايت منجر به اصلاح سيستم دادرسي و احياي دادسراها شد.

امضايي متفاوت پاي مطالب

چيزي كه از نخستين ساعات انتشار خبر درگذشت «بهمن كشاورز» در ميان خبرنگاران و به ويژه آن دسته از خبرنگاران كه با او در تماس بودند رد و و بدل مي‌شد امضاي كشاورز پاي مطالبش بود؛ «الله اعلم» يا «والله اعلم».

مردي كه تحصيلات متوسطه‌اش را در دبيرستان‌هاي البرز و دارالفنون به اتمام رسانده و پس از آن رشته قضايي را در دانشگاه تهران گذرانده بود، فوق‌ليسانس حقوق جزا در دانشگاه ملي سابق (شهيد بهشتي) گرفته بود و علاوه بر اين در رشته حقوق خصوصي در دانشگاه شهيد بهشتي هم در مقطع فوق‌ليسانس تحصيل كرد. از جمله آثار بهمن كشاورز، آيين تنظيم قراردادها، آيين نگارش حقوقي و كليات عملي علم حقوق (جلد اول و دوم)، سرقفلي و حق كسب و پيشه و تجارت در حقوق ايران و فقه اسلام، بررسي تحليلي قانون جديد روابط موجر و مستأجر مصوب 1376، متن محشاي قانون و آيين‌‌نامه «اصلاح قانون تشكيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب» معروف به «قانون احياي دادسرا، هنر دفاع در دادگاه‌هاي استراتژي و تاكتيك» (هنر دفاع در دادگاه جنايي ج 1) و (هنر دفاع در دادگاه حقوقي ج 2) بوده است.

غلامحسين كرباسچي از روزهايي كه بهمن كشاورز وكيلش بوده مي‌گويد

تا از بي‌گناهي موكلش مطمئن نمي‌شد وكالت نمي‌كرد

حميدرضا خالدي

سال 1377 براي مردم ايران با خاطره پرونده و نمايش محاكمه جنجالي شهردار پيشين تهران يعني غلامحسين كرباسچي از تلويزيون عجين شده است. پرونده‌اي جنجالي كه يكي از وكلاي آن كسي نبود جز «بهمن كشاورز»؛ مردي كه يك‌تنه در تمامي جلسات دادگاه‌هاي اين پرونده دفاع تمام‌قدي از موكل خود و طرح مباحث و خلأهاي حقوقي به نمايش گذاشت. حالا پس از سال‌ها و با فوت اين وكيل خوشنام و نام‌آشنا، گپي كوتاه با كرباسچي در مورد مرحوم كشاورز زده‌ايم كه در ادامه مي‌خوانيد. گپي كه حكايت از اعتقاد راسخ كرباسچي سختگير، به اين وكيل كهنه‌كار كشور دارد. گفت‌وگويي كه اين‌بار كرباسچي، در آن دفاع تمام‌قدي از كشاورز مي‌كند تا شايد گوشه‌ ديني كه وي برگردنش دارد را ادا كرده باشد.

آقاي كرباسچي، بسياري از مردم، مرحوم كشاورز را با پرونده محاكمه جنجالي شما مي‌شناسند. در آن سال پرونده شما و نحوه وكالت ايشان باعث شد تا وي به يك‌باره به چهره‌اي شناخته شده بين مردم و چهره‌اي محبوب بين وكلا بدل شود. از ديد شما به عنوان كسي كه ماه‌ها از نزديك با وي سروكار داشتيد، مرحوم كشاورز چگونه شخصيتي بود؟

مرحوم كشاورز به لحاظ خانوادگي جزو خانواده‌هايي بودند كه چه قبل و چه بعد از انقلاب سوابق سياسي بسياري را در كارنامه خود داشته و دارند. به عنوان مثال پدر ايشان، جزو چهره‌هاي شناخته شده سياسي بودند. خود وي نيز به لحاظ سياسي سوابق درخشاني را داشتند و جزو سياسيون فعال كشور محسوب مي‌شدند ضمن آنكه از منظر حقوقي نيز جزو وكلاي تراز اول و متبحر كشور محسوب مي‌شدند. همين تبحر و تسلط وي به مباحث قانوني و حقوقي باعث شده بود تا بسياري از دستگاه‌ها و نهادهاي دولتي و خصوصي و حتي مراجع قضايي و دانشگاهي، در پرونده‌هاي حقوقي خود نظر آن مرحوم را جويا شوند. از سويي در مدتي كه در كانون وكلا فعاليت مي‌كردند با اقداماتي كه انجام دادند باعث شدند تا اين كانون شخصيتي متمايز پيدا كند.

و از منظر فردي و شخصي چطور؟

از نظر شخصيتي و فردي هم به اذعان تمامي كساني كه از نزديك با وي آشنا بودند، مرحوم كشاورز چهره‌اي به معناي واقعي، عادل بود. وكيلي كه تا از حقانيت موكل خود مطمئن نمي‌شد، در مقام دفاع از وي برنمي‌آمد و دفاع از او را قبول نمي‌كرد. در همين راستا وي بسيار معتقد به سيستم قضايي عادلانه بود. سيستمي كه نقش وكلا به عنوان مدافع موكل، شناخته شده و تثبيت شده باشد. بخصوص براي كشوري كه قبل از انقلاب، سابقه خوبي از محاكم سياسي و قضايي و عملكرد وكلاي خود نداشته است . در يك كلام كشاورز را فردي عادل و مصمم مي‌دانم.

از لحاظ حرفه‌اي چطور؟ به هر حال ايشان وكيل شما در يكي از جنجالي‌ترين پرونده‌هاي اين كشور بودند.

همان‌طور كه گفتم در تبحر ايشان اصلا شكي نيست . وي سعي مي‌كرد با تسلطي كه به قانون داشت در دفاعيات خود در چارچوب قانون عمل كند. ضمن آنكه يكي ديگر از ويژگي‌هاي وي اين بود كه هيچ‌گاه دفاع «سياسي» نمي‌كرد، بلكه دفاعش هميشه حقوقي بود. حتي در دادگاه يادم هست كه كاملا احساس مي‌كردم كه با وجود نگاه سياسي نزديكي كه داشتيم، چقدر به دنبال دفاع حقوقي است. بعدها نيز وقتي كه اظهارنظرهاي وي را مي‌خواندم يا مي‌شنيدم باز كاملا احساس مي‌كردم كه تمام تلاشش را مي‌كند تا اظهارنظرهايش حقوقي باشد و نه سياسي. اينها ويژگي‌هاي منحصربه‌فردي بودند كه از وي چهره‌اي خاص و تاثيرگذار ساخته بود.

خود شما چطور با وي آشنا شديد؟ از قبل از دادگاه‌تان با وي آشنا بوديد يا كسي وي را به شما معرفي كرد؟

خير، با ايشان از قبل آشنا بودم. چه در مورد دفاع از پرونده‌هاي شهرداري و چه در مقام پرونده‌هاي ديگري كه داشتند. به هر حال ايشان جزو وكلاي تراز اول و شناخته شده كشور بودند. البته ضمن احترام به تمامي وكلاي عزيز بايد بگويم در آن دوران؛ وكلاي زيادي براي دفاع از پرونده من اعلام آمادگي كرده بودند ولي در نهايت با توجه به تبحر و شناختي كه از ايشان داشتم، آن مرحوم را براي پرونده و دفاع در دادگاه انتخاب كردم.

و خاطره‌اي از ايشان يا دفاعيات وي، در پرونده دادگاهي خود داريد؟

براي پيدا كردن خاطره‌اي درخور بيان بايد دست‌نوشته‌هاي آن روزهايم را مرور كنم. البته لحظه به لحظه آن دادگاه و بررسي پرونده و…. در آن خاطره‌هايي ناگفته بود.

اعتبار جامعه وكلا بود

فريده غيرت

از ابتداي كارم، در سال‌هاي بسياري كه پشت سر گذاشتيم، بهمن كشاورز همواره همكار و دوست عزيز من بود. ساليان سال اين هم‌فكري و همكاري با اين مرد شريف و منزه ادامه داشت. اين جمله را همواره در مورد او گفته‌ام كه كشاورز كسي است كه به كانون وكلا و به وكلا اعتبار بخشيده است نه اينكه از آن اعتبار كسب كند.

نمي‌دانم حالا و در غم اين انسان نازنين چه مي‌توان گفت. هفته پيش بود كه «اسماعيل مصباح» را از دست داديم و حالا خبر از دست رفتن كشاورز رسيده است. اين خبر تلخ باوركردني نيست. از دست رفتن بهمن كشاورز را نه فقط به خانواده عزيز او و فرزندانش كه هر دو باعث فخر ما در جمع وكيلان هستند بلكه بايد به خودم و به كل جامعه وكلا تسليت بگويم.

شخصيت بهمن كشاورز نمونه بود. سواد، ادب، شخصيت و صراحت او در عمل همه ويژگي‌هايي بودند كه در درجه اول يك انسان بايد داشته باشد و بعد يك وكيل دادگستري. خيلي از جوان‌ها بودند كه شغل وكالت را با او شناختند. خيلي‌ها به من گفتند، دفاعي كه بهمن كشاورز در پرونده كرباسچي كرد باعث شد كه آنها با اين حرفه آشنا شوند. او ساليان سال رياست كانون وكلا را بر عهده داشت و من از نزديك در هيات رييسه كانون با او كار كردم. به وجود آمدن اتحاديه كانون‌هاي وكلا مديون زحمات و همت او بود؛ يادگار زيبايي كه او از خود به جا گذاشت. براي همين است كه نبودنش براي جامعه وكالت يك ضايعه بزرگ است؛ ضايعه‌اي كه در كلام نمي‌‌گنجد.

چندي پيش مراسمي براي تجليل از آقاي كشاورز برگزار شد. در آن مراسم چند جمله‌اي صحبت كردم و حالا چه غم‌انگيز است كه بايد در رثاي او حرف بزنم. صادقانه بايد گفت كه از نظر وكالت او يكي از مفاخر جامعه وكالت بود، پشتوانه‌اي براي همه وكيل‌ها. اين غم را بايد به تمام كساني كه كشاورز را مي‌شناختند تسليت بگويم. او نمونه و الگويي پيش چشم من بود. وقتي كه نام كسي مانند او به عنوان وكيل برده مي‌شد من هم افتخار مي‌كردم كه وكيلم. افتخار مي‌كردم كه او وكيل است و من هم وكيلم. روحش شاد باشد.

حقوقدان

ا

تبيين نقش و جايگاه وكيل

عبدالصمد خرمشاهي

به نظرم بزرگ‌ترين نقش و تاثيري كه مرحوم بهمن كشاورز در طول عمر خود و در دوران وكالتش داشت به نحوه كارش در دادگاه كرباسچي برمي‌گردد. واقعيت اين است كه تا آن دوران، بسياري از وكلا و مردم چهره و تصوير روشن و درستي از نقش و جايگاه وكيل در محكمه نداشته، چه بسا حتي تصوير ذهني‌شان از وكيل و وكالت، تصويري مناسب و درخور شأن اين حرفه نبود. اما در جريان اين دادگاه، وي با دفاع مسلط و ماندگارش باعث شد تا نقش بي‌بديلي از وكلا در ذهن مردم و حتي وكلا ايجاد شود. يعني وي در عمل نشان داد كه يك وكيل بايد چگونه در دادگاه رفتار كند و چگونه صحبت كند. وي از وكيل در آن دادگاه چهره‌اي آراسته، مسلط به قانون و در نهايت قابل احترام ارايه داد كه وجهه وكلاي كشور را به شكلي تاثيرگذار تغيير داد. نكته مهم ديگر در مورد مرحوم كشاورز اين بود كه در تمام اظهارنظرهاي خود دقيقا وكيل بودند. يعني تمامي مسائل بخصوص مسائل سياسي را در چارچوب قانون حلاجي مي‌كردند. حتي در اين راه در به كار بردن عبارات و اصطلاحاتي كه به كار مي‌برد، كوچك‌ترين تخطي از چارچوب قانون و اخلاق نداشتند و از اين جهت الگويي براي تمامي وكلاي كشور بودند تا در وكالت خود همواره مراعات قانون را بكنند و از هرگونه اظهارنظر هيجان‌زده و نامناسب پرهيز كنند. از سويي وي چندين جلد كتاب هم داشتند اما به نظر من رفتار و كردار و وجهه علمي ايشان بسيار ارجح‌تر از كتبي بودند كه تاليف كرده‌اند كوتاه سخن آنكه مرحوم كشاورز الگويي بي‌بديل و شفاف و كامل از وكالت را در ايران به نمايش گذاشت كه در تاريخ قضايي كشور ماندگار خواهد ماند.

حقوقدان

مانعي براي حذف كانون بود

محمدصالح نيكبخت

مرحوم بهمن كشاورز، فردي بود كه در اوايل انقلاب تلاش بسياري براي بقاي كانون وكلا و جلوگيري از انحلال ْآن داشت، چرا كه آن روزها، تلاش‌هايي از سوي برخي مقامات و حتي برخي وكلا كه از اين گروه تبعيت مي‌كردند، صورت مي‌گرفت تا كانون وكلا را منحل كنند. اما وي با تلاش‌هاي خستگي‌ناپذيري كه در اين زمينه داشت، بالاخره مانع از اين اقدام شد و تا زنده بود در بقاي كانون تلاش مي‌كرد. از سويي وي در تمام سمت‌هايي كه در كانون وكلا، رييس اتحاديه سراسري كانون وكلاي دادگستري يا به عنوان وكيل داشت، تلاش بي‌دريغي را براي اعتلاي جايگاه وكيل و وكالت انجام داد كه حقيقتا قابل تقدير است. به همين دليل معتقدم كه فوت وي، ضايعه‌اي بزرگ براي جامعه وكالت كشور است كه تا سال‌ها جايگزيني برايش پيدا نخواهد شد. وكيلي به معناي واقعي آشنا به رموز و فنون وكالت و قانون. حقوقدان

ستاد كشاورز

اميرحسين آبادي

گفتن در مورد آقاي بهمن كشاورز كه از ديد من «استاد كشاورز» هستند، سخت است چون مي‌دانم كه افرادي مثل من نمي‌توانند حق مطلب را در مورد ايشان ادا كنند. من آقاي كشاورز را صرف‌نظر از تمام سجاياي علمي، اخلاقي و حرفه‌اي ايشان، به طور خاص بسيار دوست مي‌دارم چون ايشان حق بزرگي بر گردن من دارند و بنده در دوران كارآموزي افتخار داشتم كه خدمت ايشان باشم و استاد بنده بودند. آقاي كشاورز انسان بسيار پاك و واقعا فرهيخته، آگاه، با وجدان، عالم و باسوادي هستند و سجاياي اخلاقي بسيار خوبي دارند و من به ياد دارم كه ايشان با حوصله فراوان، ساعت‌ها براي كارآموزاني كه در خدمت ايشان بودند، وقت مي‌گذاشت و اشكالات اين افراد را برطرف مي‌كرد و آنها را درباره نحوه كار عملي راهنمايي مي‌كرد و ما، زندگي حرفه‌اي را مديون آموزش‌هاي ايشان هستيم. خداوند ان‌شاءالله تعداد اين افراد را زياد كند و اميدوارم ان‌شاءالله طوري شود كه امثال آقاي كشاورز در اين كشور زياد باشند. ايشان نقش بسيار بزرگي هم در تشكيلات وكلا داشته و سال‌ها رييس كانون وكلا و عضو هيات‌مديره كانون مركز و همچنين رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلا هستند كه آثار و بركات مثبت حضورشان براي جوان‌ها به يادگار مانده و اميدوارم كه ان‌شاءالله ما اين لياقت را داشته باشيم كه بتوانيم دنباله اين كارها را بگيريم و به نحو احسن به ايشان تأسي كنيم. حقوقدان

مرد خوشنام

سيدمحمد جندقي

آقاي بهمن كشاورز حدود نيم‌قرن فقط كار وكالت دادگستري انجام داد. من چند سال قبل از ايشان، قضاوت داشتم و دوران وكالت‌مان، تقريبا با هم بود و 50 سال تمام، طول كشيد. در اين 50 سال ايشان فقط كار وكالت كرد. پرونده‌هاي زيادي در جهت منافع مردم و منافع موكلانش داشت. آدم خوشنامي بود و از خانواده بسيار محترمي بود. پدرشان از نويسندگان معروف بودند و كتاب معروف‌شان به نام هزار سال نثر فارسي را نوشتند. ترجمه‌هاي خيلي خوبي هم از زبان روسي به فارسي در مورد تاريخ ايران دارند. آقاي كشاورز در چنين خانواده‌اي بزرگ شدند. زمان شاه كه پدرشان به يزد تبعيد شد، ايشان هم مدتي را در يزد زندگي كردند ولي انسان بسيار خودساخته‌اي كه خدمتگزار مردم بود و شغل ايشان هم حرفه وكالت بود. خدا رحمتش كند. من متاسفم از اين حادثه كه براي جامعه وكلا پيش آمد و به جامعه وكالت و خانواده محترم ايشان، به فرزندان عزيزشان كه هر دو، وكيل هستند، به همه دوستان و پيش از همه به خودم و كانون وكلا تسليت مي‌گويم كه چنين شخصيتي را چنين ناگهاني از دست داديم. حقوقدان

ضربه سنگين براي جامعه وكلاي كشور

بهشيد ارفع‌نيا

جناب آقاي كشاورز از بزرگان جامعه حقوقي بودند و فقدان ايشان ضايعه بزرگي است براي دوستان ايشان و جامعه حقوقي كشور؛ به‌ويژه كه رسيدن اين خبر جانگداز بسيار ناگهاني بود. هفته گذشته در جلسه‌اي در خدمت اين مرد بزرگ بودم و ايشان را مثل هميشه مرتب و آراسته ديدم و براي همين باور چنين خبري برايم ممكن نيست. من علاوه بر همكاري با آقاي كشاورز افتخار اين را داشتم كه در دوران كارشناسي دانشگاه تهران، هم‌شاگردي ايشان باشم. در دوره‌اي كه ايشان رياست هيات‌مديره كانون وكلا را بر عهده داشتند در خدمت‌شان بودم و بعد از آن هم در چندين دوره‌اي كه رياست اسكودا (اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري ايران) را داشتند همراه‌شان بوديم و در همه اين سال‌ها علاقه باطني عميقي به آقاي كشاورز داشتم. ايشان از جمله اشخاصي بودند كه هميشه شأن وكالت را رعايت مي‌كردند و با آن ادب و متانتي كه در مقابل ديگران از خود نشان مي‌دادند، همه را به تمجيد وا مي‌داشتند. حتما به خاطر داريد كه در زمان پرونده آقاي كرباسچي، شهردار اسبق تهران كه جلساتش از تلويزيون پخش مي‌شد آقاي كشاورز حضور داشتند و براي همين است كه فكر مي‌كنم نه تنها وكلا بلكه مردم عادي هم ايشان را به خاطر دارند، ديدند كه چه وكيل پرتوان و متيني است و براي همين اين خبر همه را ناراحت كرده است. تمامي مصاحبه‌ها و مقالاتي كه بهمن كشاورز در روزنامه‌ها و نشريات مختلف داشت، نشان‌دهنده تلاش ايشان در جهت استقلال كانون وكلا و حق دفاع از مردم بود. آقاي كشاورز در نوشتن مقالات و حضور فعال در رسانه‌ها پشتكار داشت و هر چند روز يك‌بار مي‌شد مطلبي را از ايشان در نشريات مطالعه كرد. در هر جايي كه موضوعي مربوط به كانون وكلا پيش مي‌آمد حضور كشاورز هم قطعي بود و براي اين موضوع حقيقتا دلسوزي مي‌كرد. از دست دادن آقاي مصباح و آقاي كشاورز كه هر دو عمرشان را در راه حرفه وكالت گذاشته بودند ضربه سنگيني به جامعه حقوقي كشور است.

مرد اخلاق حرفه‌اي

عليرضا آذربايجاني

آقاي بهمن كشاورز به عنوان نماد يك وكيل متخلق به اخلاق حرفه‌اي و كسي بود كه علم حقوق را با هنر وكالت، همراه با اخلاق حرفه‌اي با هم جمع كرد. در واقع زمينه‌هاي عقلي عموم رشته‌هاي علمي، هميشه در اجرا به مرحله واقعيت و ارزش مي‌رسد. رشته حقوق هم در بحث قضاوت و در بحث وكالت به زمينه‌هاي اصلي و واقعي‌اش مي‌رسد. آقاي كشاورز، بلاشك و به اتفاق آرا، كسي بود كه در زمينه تثبيت و حفظ جايگاه واقعي رشته حقوق در بخش وكالت در دادگستري در طول حدود نيم‌قرن گذشته به اتفاق همه علماي حقوق بهترين و بيشترين نقش را داشت و واقعا فقدان ايشان باعث نقصان جامعه حقوقي و تأسف است.

حقوقدان

وكيل اخلاق مدار

محمود آموزگار

زنده‌ياد مرحوم بهمن كشاورز از وكلاي شناخته‌شده دادگستري بود، اما علاوه بر آن تاليفات و نوشته‌هاي فراواني در حوزه تخصصي خودش يعني حقوق داشت و در اين زمينه آثار فراواني نوشته بود كه اين آثار گذشته از ارزش دانشگاهي، به لحاظ كاربردي نيز بسيار مفيد و برآمده از تجربيات ايشان هستند. علاوه بر اينها ايشان مدير انتشارات كشاورز و در نتيجه از اعضاي اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران بود و در انتخابات
7 بهمن ماه 1397 اتحاديه ناشران و كتابفروشان نيز شركت كرد. در امر نشر تمايل داشت كه گذشته از آثار حقوقي، در حوزه‌هاي ديگر نيز كتاب منتشر كند. در ميان اين ويژگي‌ها بهمن كشاورز يك وكيل به معناي اخص كلمه بود، يعني در حوزه وكالت كم‌نظير بود و اخلاق حرفه‌اي وكالت را به معناي دقيق كلمه رعايت مي‌كرد و همواره تحقيق و پژوهش در حوزه حقوق برايش يك اصل بود. زنده‌ياد كشاورز سه‌شنبه‌ها جلسات مرتب و منظمي را در دفترش برگزار مي‌كرد. در اين جلسات وكلاي جوان حاضر مي‌شدند و پرسش‌هايي را كه در حوزه پرونده‌هاي‌شان داشتند، با ايشان مطرح مي‌كردند و هميشه دست پر بيرون مي‌آمدند. حتي اگر پاسخي همان لحظه نداشتند، تحقيق مي‌كردند و ظرف دو، سه روز نظر گره‌گشايي مطرح مي‌كردند. ديروز هم يكي از اين سه‌شنبه‌ها بود كه از قضا صبح يكي از دوستان با من تماس گرفت و گفت مي‌خواهد به اين جلسات برود. آشنايي من با مرحوم كشاورز در وهله نخست به سبب مراجعات حقوقي‌ام به ايشان بود. خصوصا من در كار اتحاديه ناشران و كتابفروشان هر جا به مشكلي حقوقي برمي‌خوردم، به او مراجعه مي‌كردم و زنده‌ياد كشاورز نيز با گشاده‌رويي و سعه‌صدر توجه مي‌كرد و كمك‌هاي شاياني ارايه مي‌داد. همين مراجعات تبديل به دوستي شد. دو فرزند ايشان، يعني دختر و پسرشان هر دو وكيل دادگستري هستند. در پايان بد نيست از پدر ايشان مرحوم استاد كريم كشاورز ياد كرد كه از پژوهشگران و مترجمان برجسته در حوزه تاريخ و فرهنگ ايران بود و آثار ارزنده‌اي را ترجمه كرده است. يادشان گرامي باد.

رييس اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران

منبع: روزنامه اعتماد 4 اردیبهشت 98

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 15 =