Home اخبار بخش سوم و پاياني سخنان فائزه هاشمي در نشست اعضاي سازمان معلمان
بخش سوم و پاياني سخنان فائزه هاشمي در نشست اعضاي سازمان معلمان
0

بخش سوم و پاياني سخنان فائزه هاشمي در نشست اعضاي سازمان معلمان

0

بخش سوم و پاياني سخنان فائزه هاشمي رفسنجاني در نشست با اعضاي سازمان معلمان

(توضيح اينكه اين مطالب در قالب پاسخ به پرسش ها عنوان شده است كه پرسش حذف شده و ميان تيتر گذاشته شده است)

 

حملات به خانواده هاشمي توسط احمدي نژاد شروع شد اما تا كنون يك مورد هم ثابت نشد همه آنها شايع بود

آقازادگی یک پدیده است؛ زمانیکه آقای هاشمی رئیس‌جمهور بود و از همان اوایل انقلاب، شایعات زیادی درباره خانواده ما پخش می شد؛شخص جناب هاشمی و همه ما زیر سئوال بودیم. بگونه ای این شایعات منتشر می شد که انگار تمام ملک ایران و لندن مال ما بود؛ همیشه گفته ام که دوران آقای احمدی نژاد با تمام مضرات، یک ویژگی مثبت داشت و آنهم فضای شفافی بود که ایجاد شد؛مناظره ها و عملکرد جناب آقای احمدی نژاد را به یاد داریدحملاتی که ایشان به خانواده آقای هاشمی و ناطق نوری و آن بگم بگم هايشان که مرتب بیان می شد این انتظار را در جامعه ایجاد کرد که پرونده های زیادی از خانواده آقای هاشمی بیرون بیاد. دزدی هايشان، سوءاستفاده هايشان، اختلاس هايشان، رانت هايشان و همه این ها برملا شود؛ ولی حتی یک مورد هم در نیامد. برعکس پرونده های زیادی از اصولگرا و اصلاح طلب و بقیه بیرون آمد ولی یک برگه از خانواده ما بیرون نیامد. اتفاقاً خیلی هم دنبال این بودند که موردی را پیدا کنند و بوسیله آن به تخریب ها دامن بزنند. پس اينکه ما از رانت و یا امتیاز ویژه استفاده کردیم، چنین چیزی نبوده است. اگر موردی سراغ دارید، بفرمایید.
شایعات معمولا با منظور ساخته می شود و بسراغ شخصیت های خاص می روند تا بموقع از آن استفاده کنند. شاید هم نباید نسبت به این مسأله حساس شویم و فکر کنیم یک پدیده خاص است. معمولاً تو کشورهایی که اطلاع‌رسانی شفاف وجود ندارد، شایعات خیلی خوب تقویت و منتشر می شود.
از شایعاتی که ساخته و منتشر شده بود، بموقع استفاده می شود. هر زمان آقای هاشمی کاندیدا می شدند، حجم شایعات عجیب و غریب شدت می گرفت. شایعات بعد از سال ۷۶ خیلی عجیب و فوق العاده شد. این شایعات توسط جناح چپ منتشر می شد. بار دیگر در سال ۸۴ که ایشون کاندیدا شدند ، شایعات توسط جناح راست تقویت شد.

 گفتند اگر شما بعنوان دختر آقای هاشمی در ورزش فعالیت کنید؛ آنها می فهمند که ورزش بانوان بدون آنکه تعطیل شودمی تواند اسلامی باشد
من داستان و شرایط خودم را بعنوان مثال عرض می کنم . مابقی خانواده هم شرایط مشابه من را دارند. یعنی با این توضیح می خواهم نشان بدهم که رانتی در زندگی ما وجود نداشته است. من خودم در زمان انقلاب شانزده ساله بودم. همان زمان به شدت بحث اسلامی شدن همه مسائل از جمله ورزش بانوان مطرح بود.‌ پوشش مناسبی برای ورزش بانوان وجود نداشت و به همین دلیل می خواستند این ورزش را تعطیل کنند. یک روز فردی بنام آقای ادیبی از منطقه یک تهران به سراغ بنده آمدند و گفتند با این شرایطی که دارد اتفاق می افتد، ورزش بانوان تعطیل خواهد شد؛دلیل شان هم پوشش بانوان است اگر شما بعنوان دختر آقای هاشمی در ورزش فعالیت کنید، آنها می فهمند که ورزش بانوان بدون آنکه تعطیل شود، می تواند اسلامی باشد.

دائم در معرض توهین حزب اللهی ها و انصار حزب الله و بسیجی ها و بودیم

موضوع جدی گرفته شد و من به باشگاه اسدی رفتم بسکتبال بازی می کردم مربی ما هم جناب ادیبی بود. از من بعنوان یک نقطه قوت استفاده می کردند و هر موقع مشکلی پیش می آمد من موضوع را به آقای هاشمی می گفتم و مسأله حل می شد. بتدریج این جایگاه تقویت شد و تا قبل از نمایندگی مجلس نه پست و مقامي داشتم و نه یک ریال حقوق گرفته بودم. تنها پستم معلم ورزش بود، بدون آنکه یک ریال دریافت کنم و برعکس هزینه های زیادی هم متقبل می شدم. اولین حقوق من ، حقوق نمایندگی مجلس بود دومین حقوق من هم استادی دانشگاه است. غیر از این حقوق نه حقوق دیگری داشتم و نه پست و مقامی داشتم. اتفاقاً همیشه در حال هزینه دادن بودیم. دائم در معرض توهین حزب اللهی ها و انصار حزب الله و بسیجی ها و بودیم . از همه جا بیرون مون کردند .

 پرونده زندگی ما شفاف است
با این اوصاف اگر ما هم شامل این تعریف آقازادگی می شویم ، نمی دانم. اینها همه شایعات بوده است. بنابراین من خودم و خانواده ام را با این تعریفی که از آقا زادگی می کنند، مترادف نمی دونم. پرونده زندگی ما شفاف است. چون اگر چیزی وجود داشت، در این دوران شفافیت یک پرونده ای رو می شد و تا بحال ما را رسوا کرده بودند ولی می بینید که هیچ خبری نیست.

نادیده گرفتن منافع ملی بخصوص از زمان احمدی نژاد به اینطرف یکی دیگر از ریشه های مشکلات است

توجه به منافع ملی باعث شد تا عقلانیت را به کنار بزنیم
من البته پیشگو نیستم . ولی خب ما هم می توانیم مثل شما با استفاده از اطلاعات و دانش که خوشبختانه امروز در اختیار همه قرار دارد تحلیل خودمان را داشته باشیم. از آنجا که امروز فضای مجازی باعث شفاف شدن مسائل و اخبار شده همه می توانند برداشت و تحلیل خودشان را داشته باشند برای تحلیل راه های برون رفت از شرایط فعلی باید مقداری به توضیح ریشه های مسائل جامعه بپردازیم.
بعضی از ریشه ها به دوران قبل برمی گردد و من نمی توانم در جایگاه ایشان به همه مسائل پاسخ بدهم ولی معتقدم تا بحال مؤثرترین فرد ما و جامعه ما خود هاشمی بوده است. طبیعی است که نقد هم به ایشان وارد است. دیکته نانوشته غلط ندارد. خود آقای هاشمی هم این ادعا را نداشتند ولی بیشترین سازندگی و پیشرفت با برنامه های ایشون صورت گرفت و ماندگاری های ما از زمان ایشان هست.
نادیده گرفتن منافع ملی بخصوص از زمان احمدی نژاد به اینطرف یکی دیگر از ریشه های مشکل در جامعه ماست. در واقع در این دوران مشکلات ما حاد شد. الان که دیگر قدرت نهادهای نظامی و نهادهای غیرانتخابی تقویت پیدا کرد و در حال حاضر آثار آنرا داریم می بینیم. اینکه تا بحال منافع افراد و جناح ها به منافع ملی ارجحیت داشته، یک درد مزمن همیشگی است. عدم توجه به منافع ملی باعث شد تا عقلانیت را به کنار بزنیم. و این عدم عقلانیت از اول انقلاب وجود داشته است. نمونه واضح آن حمله به سفارت آمریکاست.

 در دوران آقای هاشمی به سمت حل مشکل با آمریکا و مسأله مک فارلین حرکت کردیم ولی نگذاشتند
الان یکی از مشکلات ما مذاکره با آمریکا و سیاست خارجی و ما را به این روز انداخته است. حمله به سفارت آمریکا توسط یک سری دانشجو صورت گرفت ولی چه لزومی داشت توسط حاکمان مورد تأیید قرار بگیرد و به یک بحران تبدیل شود. همان بحران هنوز ادامه دارد و ما هرگز حاضر نیستیم بگیم که اشتباه شده است. در دوران آقای هاشمی به سمت حل مشکل با آمریکا و مسأله مک فارلین حرکت کردیم ولی نگذاشتند. شما کتاب مک فارلین را مطالعه کنید که چطور این رابطه در حال شکل گیری بود. اما متأسفانه توسط همین افرادی که معتقدند هاشمی به توسعه سیاسی اعتقادی نداشت ، موضوع لاینحل باقی ماند .
ما مسائل ملی و عقلانیت مان در حاشیه است. حقوق مردم در حاشیه است .

 این خودی و غیرخودی باعث عدم تحقق شایسته سالاری شده است

یکی از مسائل دیگر که همه جناح ها از جمله اصلاح طلبان با آن درگیرند، مسأله خودی و غیرخودی است. من یکی از ایراداتی که به آقای روحانی می گیرم مربوط به انتخاب مدیرانشان است. بخشی از مشکلات ما به نهادهای زیرمجموعه رهبری مربوط می شود و توسط اصولگراها هدایت می شود و منافع آنطرف را تأمین می کند. بخشی هم به زیرمجموعه دولت و آقای روحانی برمی گردد. آیا مدیرانی که بعنوان وزیر و یا استاندار و مدیرکل انتخاب کرده، واقعا بهترین ها هستند؟! یعنی می خواهم بگویم که این خودی و غیرخودی باعث عدم تحقق شایسته سالاری شده است. چرخش نخبگان اتفاق نیافتاده است.

همه مشکل ما که مشکل اصولگراها و نظامیان نيست

سوءمدیریت یکی دیگر از مشکلات ریشه ای ماست. همه مشکل ما که مشکل اصولگراها و نظامیان و …نیست. آیا وزیرانی که که زمان آقای هاشمی موفق بودند ، پس از گذشت دو دهه ، دوباره همان ها باید مدیریت کنند. ما تا این حد بی نیرو و بی مدیر هستیم ؟! البته مقداری از این ناکارآمدی به معیارهای گزینش مدیران برمی گردد. گزینش اخلاقی – گزینش عقیدتی و گزینش سیاسی اینها ملاک های انتخاب ما شده . ما نمی گوئیم خانواده شهید خوبه یا بده و یا جانباز بودن ملاک خوبی نیست ولی اینها ملاکی برای وزارت نمی تواند باشد. برای وزارت و مدیریت تخصص لازم است. اکثر مدیران ما اطلاعاتی هستند. سوابق امنیتی دارند. سابقه فرماندهی در سپاه را دارند. از خانواده های شهدا و جانبازان هستند.

 یک دور تسلسل در قانون اساسی چیده شده که قابل اصلاح نیست
دنیای امروز دنیای علم و تکنولوژی است تخصص لازم است؛اینگونه مدیران که نمی توانند وزیر علوم باشند نمی توانند وزیر صنعت و معدن، نیرو یا نفت یا آموزش و پرورش باشند. هر چه ما به جلو آمدیم با نخبگی فاصله گرفتیم. اینها مشکلات سیستماتیک کشور ما هستند. اینها به ساختار قانون اساسی ما برمی گردد. یک دور تسلسل در قانون اساسی چیده شده که قابل اصلاح نیست. بعضی اوقات با خودم می گویم که قانون اساسی آنچنان هوشمندانه نوشته شده که هیچکس نمی تواند در آن تغییری ایجاد کند. حتی خودشان هم نمی توانند کاری بکنند و سیستم قفل شده است. من بارها این مسأله را به جناب هاشمی می گفتم و گلایه می کردم که شما فکر آینده را نکردید بنده الان معتقدم آقای هاشمی که نسبت به ایشان اعتقاد دارم ، اگر هم در چنین جایگاهی قرار می گرفت، اوضاع همین بود و بهتر نمی شد. چون ساختار و سیستم مشکل زاست.‌ ساختار ما سیستم بسته ای است. سیستم ما سیستم بسته ای است. سیستم ما مردم‌سالاری واقعی نیست .

ما روز به روز از فداکاری ها و ایثارها فاصله گرفتیم

بعضی اوقات امیدوار می شویم که با برگزاری انتخابات مسئولان نظر مردم را می فهمند و به سمت خواسته های مردم حرکت می کنند ولی اوضاع روز به روز بدتر شده. علتش این است که ما روز به روز از فداکاری ها و ایثارها فاصله گرفتیم و به سمت منافع فردی حرکت کردیم. حرف اصلی من این است که منافع حرف اول را می زند. یعنی حتی گروه هایی که خیلی ایدئولوژیک هستند و اسلام و مذهب و فداکاری و ایثار را قبول دارند و از آن دم می زنند ، حرف اول شان منافع فردی و حزبی است.
در تعیین ریشه های موجود من نمی توانم بگویم که همش آقای روحانی مقصر است. مثلاً در بحث برخوردهای اطلاعاتی و امنیتی ، می بینیم وزارت اطلاعات خودش را کنار می کشد. در بحث بهایی ها و خانواده بی بی سی و ….. وزارت اطلاعات آقای روحانی گفتند که نباید ورود پیدا کنیم . اما چه شد؟ اطلاعات سپاه وارد شد و این مسائل را پی گیری می کند. یعنی اساسنامه سپاه طوری است که می تواند در همه مسائل ورود پیدا کند. سپاه اساسنامه را به گونه ای تفسیر می کند که می تواند در هر مقوله ای وارد شود و سیستم اجازه چنین کاری را به اینها می دهد و قابل حل هم نیست. اصل ۱۷۷ قانون اساسی، اصل بازنگری قانون اساسی است. ترکیب کمیته ای که برای بازنگری تشکیل می شود نمی توان گفت که اینها نماینده واقعی مردم هستند. در همین قانون اساسی یک سری اصول مانند جمهوریت ، اسلامیت ، ولایت فقیه و …. طوری تعریف شده که غیرقابل تغییر است.

عدم تمرکز یعنی استقلال سه قوه
مشکل اساسی دیگری که در ساختار موجود قبلاً خودش را نشان نمی داد ولی حالا خودش را نشان می دهد، تمرکز قدرت است. اصل عدم تمرکز در سیاست ۸۰۰ سال است که در اروپا مطرح است. عدم تمرکز یعنی استقلال سه قوه، بطوریکه هیچکدام نتوانند در کار یکدیگر دخالت کنند ولی در عین حال بر کار یکدیگر نظارت کنند . انسان جایز الخطاست. وقتی شما قدرت مطلق داشته باشید. وسوسه ایجاد می شود. فساد بوجود می آید. دیکتاتوری و استبداد و اختلاس و امثالهم را دنیا در تمرکز تجربه کرده است. دنیا به بررسی پرداخت و دید وجود این عوارض طبیعی است. گفتند قانون باید آنچنان قوی شود و تفکیک قوا باید صورت پذیرد و نظارت بر یکدیگر وجود داشته باشد که تمرکز قدرت بوجود نیاید.
گرچه به ظاهر تفکیک قوا داریم ولی طبق اصل ۵۷ قانون اساسی، تمام سه قوه زیر نظر ولایت فقیه است. یعنی ما تمرکز قوا هم داریم. یعنی در واقع این تفکیک قوایی که ما داریم با فلسفه و ضرورت عدم تمرکز قدرت فاصله دارد . حکومت دینی ، رهبر را قدسی کرده است و هر انتقادی که بکنی توهین به رهبری، توهین به اسلام و پیامبر و …. تلقی می‌شود و خیلی از فعالان از این پرونده ها دارند. از آنطرف وقتی ما رهبری را اینقدر قدسی و مقدس می کنیم ، هر کسی هم که گفت پشت چشم فلانی ابروست، توهین تلقی می شود و باید محکوم شود. در کنار اینها، حکم حکومتی زائیده شده است. حکم حکومتی قانون نیست ولی اگر انتقاد بکنی می گویند بر خلاف اسلام است و از اختیارات رهبر است. خب این حکم حکومتی در کجای قانون دیده شده است.
در وقایع اخیر، آقای لاریجانی به رهبری نامه می نویسند که اجازه دهید با مفسدان اقتصادی سریع و قاطع برخورد و مجازات کنیم. از آنطرف هم مقام رهبری در پاسخ می گوید: موافقم . سریع و عادلانه صورت پذیرد. اصلأ سریع و عادلانه در امر قضا مخالف یکدیگرند و برای یک محاکمه عادلانه یک پروسه لازم است تا طی شود.

 

یک نگاه بسته  و انحصارطلبی در وجود همه ما چه اصلاح طلب و چه اصولگرا وجود دارد

مسائلی وجود دارد آقای روحانی می توانستند انجام دهند ولی نکردند . اصلاح طلبان خیلی اصرار داشتند که آقای روحانی تیم اقتصادی شان را تغییر بدهند . این تیم اقتصادی نتوانسته کارآمد و پاسخگو باشد ولی ایشان نپذیرفتند . بعبارتی همه مشکلات ما به سیستم پیچیده ساختار سیاسی برنمی گردد. بخش مهمی از مشکلات به سیستم مدیریتی ما بر می گردد. در این زمینه متأسفانه ما اصلاح طلبان با اصولگراها هیچ فرقی نداریم. یک نگاه بسته ، خودی و غیرخودی کردن و انحصارطلبی در وجود همه ما چه اصلاح طلب و چه اصولگرا وجود دارد.

 حتی اصلاح طلبان بعضی هايشان خیلی دگم تر هستند و بسته تر عمل می کنند
باید به این سئوال پاسخ داده شود که آیا اصلاح طلبان نیازی به تغییر کنش دارند یا همچنان بر روش گذشته اصرار بورزند؟! واقعیت این است که ما اصلاح طلبان وقتی به قدرت می رسیم فرقی با اصولگراها نداریم. همان رویه را ادامه دادیم. بعنوان مثال در مسأله زنان همان راه را رفتیم. حتی اصلاح طلبان بعضی هايشان خیلی دگم تر هستند و بسته تر عمل می کنند و خیلی متحجرتر هستند. آقای احمدي نژادحداقل از وجود یک وزیر زن استفاده کردند ولی در دوران آقای خاتمی علی رغم اصرار ما، اصلاح طلبان مخالفت کردند. یعنی نباید فکر کنیم که ما اصلاح طلبان خیلی متفکریم یا خیلی روشنفکریم و دنیا را جور دیگر می بینیم .

 

می گویند ما در یک کشتی نشسته ایم و اگر کشتی سوراخ شود، همه با هم غرق می شویم

 ما در حزب کارگزاران سازندگی می دانیم که اوضاع روز به روز بدتر می شود
بحثی که در بین اصلاح طلبان متأسفانه وجود دارد و عملاً اتفاق می افتد این است که می گویند ما در یک کشتی نشسته ایم و اگر کشتی سوراخ شود، همه با هم غرق می شویم. چه ایرادی دارد، بشود. ملت باید آزاد شود و مملکت نجات پیدا کند.‌ اینکه بدنبال وحدت باشیم خطاست. وحدت حول چه چیزی باید صورت بگیرد؟! یعنی باید وحدت حول محورهای خطا صورت بگیرد. آیا باید دوباره ملت را راضی کنیم که حول همین محورهای خطا که در آن عقلانیت وجود ندارد، جمع شوند؟! در اینصورت دوباره مردم قربانی می شوند . امثال من که مشکلی ندارند من اعتقادی به فروپاشی نظام ندارم ولی به شرطی که یک تدبیر و یک تغییر سیاسی شکل بگیرد در غیر اینصورت با هر روندی که پیش برود، طبیعتاً استعداد فروپاشی وجود دارد. ما داریم مطالبات مردم که تمام شدنی هم نیست را می بینیم ؛ هر روز یک داستان و موضوع جدیدی داریم؛ بعضی ها فکر می کنند که مسئولان و کارشناسان و سیاستمداران بر این باورند که همه چیز خوب است، در حالیکه چنین نیست . مثلاً ما در حزب کارگزاران سازندگی می دانیم که اوضاع روز به روز بدتر می شود.

 اگر قرار است که در دنیا کشوری مقتدر باشیم و بخواهیم صدور انقلاب و ایدئولوژی داشته باشیم باید توسعه پیدا کنیم و با حرف نمی شود
بدشانسی که امروز برای ما پیش آمده، آمدن ترامپ به صحنه سیاسی و تضاد با ماست. ترامپ با قاطعیتی که به قضیه وارد شده و با تمرکز بر روی ایران به برنامه ریزی برای مقابله با ایران پرداخته است. در علت اینکه چرا ترامپ علیه ما موضع گرفته است، به سیاست خارجی ما برمی گردد. آقای هاشمی یک سری افکار در ارتباط با سیاست خارجی داشت و سعی می کرد با دنیا تعامل داشته باشد. آقای خاتمی هم این رویه را ادامه داد. بعداً و در دولت بعدی، این سیاست رها شد. اگر قرار است که در دنیا کشوری مقتدر باشیم و بخواهیم صدور انقلاب و ایدئولوژی داشته باشیم باید توسعه پیدا کنیم و با حرف نمی شود.

وقتی بهار عربی اتفاق افتاد کدامیک از کشورها گفتند که ما می خواهیم مثل ایران باشیم؟!

چین از نظر سیاسی، یک کشور دیکتاتوری است و یک انتخابات آزاد در آن صورت نمی گیرد ولی به لحاظ اینکه توسعه یافته استنمی توانند آنرا نادیده بگیرند

وقتی بهار عربی اتفاق افتاد، کدامیک از کشورها گفتند که ما می خواهیم مثل ایران باشیم؟! گفتند ما می خواهیم ترکیه بشیم ؛کره و ژاپن بشیم. ما طی این سال ها این همه هزینه کردیم. آوردیم و هزینه کردیم و تعلیم دادیم و بردیم . به کجا رسیدیم؟! پس صدور انقلاب ما و سیاست های ما بی نتیجه بوده است. آقای هاشمی نظرش این بود که ما اگر می خواهیم صدور انقلاب بکنیم و اگر می خواهیم در عرصه بین المللی مقتدر باشیم، باید کشوری قوی و توسعه یافته داشته باشیم . وقتی ما راه درست رفتیم دیگر نمی توانند ما را نادیده بگیرند و کنار بزنند. چین از نظر سیاسی، یک کشور دیکتاتوری است و یک انتخابات آزاد در آن صورت نمی گیرد ولی به لحاظ اینکه توسعه یافته است، نمی توانند آنرا نادیده بگیرند.

خیلی از سیاست هایمان را باید تغییر بدهیم تا کشورمان نجات پیدا کند
حالا آقایان فکر می کنند چون این آرمان ها اتفاق نیافتاده باید با قلدری و پرتاب موشک و دخالت نظامی می توانیم خودمان را مقتدر نشان دهیم. با ورود به یمن و سوریه فکر کردند که می توانیم همه را در دست بگیریم و دنیا را مجبور به پذیرش حرف هایمان بکنیم ولی دیدیم که نه تنها این ایده عملی نشد بلکه عکس آن اتفاق افتاد. اکنون ترامپ آمده و همه این مسائل به نقطه ضعف ما تبدیل شده است. برجام بسختی و با تلاش زیاد صورت می گیرد، بدنبال آن یک موشک باشعار اسرائیل باید محو شود پرتاب می شود!!  اتفاقات این شکلی باعث می شود که دنیا تغییرات در کشور را باور نکند؛ روحانی را باور نکند؛ این رفتارها باعث می شود کشورهایی که از آنها حمایت می کردیم، علیه ما موضع بگیرند . تحولات اخیر را ببینید . سوریه از پوتین تشکر می کند. عراق هم رفتاری مشابه دارد. اکنون در خاورمیانه ما پایگاهی بجز حزب الله نداریم. ما خیلی از سیاست های مان را باید تغییر بدیم تا کشورمان نجات پیدا کند. متأسفانه بعضی اوقات در بدترین حالات حاضر به مذاکره می شویم که نفعی برای ما ندارد و مجبور به دادن امتیاز می شویم.‌

(ضمن پوزش از تاخير در انتشار اين مطلب به اطلاع مي رساند اين سخنان در روز 26 مرداد در نشست اعضاي قديم و جديد شوراي مركزي و تعدادي از مسئولان شوراهاي استاني سازمان معلمان در سالن اجتماعات باشگاه فرهنگيان پيشكسوت تهران ايراد شده بود  كه به رسم امانت داري تلاش شده است عين سخنان ايشان بدون موضع گيري منتشر شود بخش اول و دوم سخنان ايشان نيز در سايت موجود است و مخاطبان مي توانند مراجعه نمايند سخنان ايشان را بخوانند)

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 16 =