Home یادداشت بحران نیروی انسانی و بکارگیری سرباز معلم و ظلمی مضاعف به دانش آموزان مناطق محرم
بحران نیروی انسانی و بکارگیری سرباز معلم و ظلمی مضاعف به دانش آموزان مناطق محرم
0

بحران نیروی انسانی و بکارگیری سرباز معلم و ظلمی مضاعف به دانش آموزان مناطق محرم

0
0

سربازمعلمان زنگ خطری برای آموزش و پرورش

 فاطمه اسدی

مسئول شورای سازمان معلمان ایران فارس

اگر قبول کنیم که معلمان، تربیت کننده ی نسل های آینده ی یک جامعه هستند و باید از هر نظر مجهز به توانایی و آموزش های به روز باشند، توجه به اصل توسعه انسانی مطرح می گردد. آموزش و پرورش، سالیان متمادی دانشگاه فرهنگیان و تربیت معلم را به حاشیه برد و با کاهش تعداد نیروی انسانی مواجه گردید.
یکی از چالش های موجود،برنامه ریزی در خصوص چگونگی حفظ توازن نیروی انسانی و جمعیت دانش آموزی و جذب نیروهای توانمند قابل اعتماد می باشد. اگر چه حرکت هایی برای جذب بیشتر نیرو، از روش دانشگاه فرهنگیان آغاز گردیده است،اما به ناچار باید از راه های دیگری مانند جذب حق التدریس، خرید خدمات،افراد بازنشسته، سرباز معلم و…. در صدد رفع این مشکل بر آمد که این خود به معنای آسیب سیستم آموزشی است.

معاونت توسعه و مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش، با صدور بخشنامه ای، هر ساله شیوه ی جذب و ساماندهی نیروهای سرباز معلم را ابلاغ می نماید. داوطلبان واجد شرایط پس از ثبت نام و امتیاز بندی،و دریافت تاییدیه هسته ی گزینش، جذب می گردند. سپس در ادارات کل آموزش و پرورش بر مبنای رشته تحصیلی و انطباق رشته با نیاز مناطق و اولویت های تخصیص نیرو، به کار گرفته می شوند. نکته ی قابل تأمل این است که منحصرا سرباز معلمان در واحد های آموزشی مناطق کمتر توسعه یافته، مشغول خدمت می شوند.

مشکل کمبود معلم در شرایط کنونی به وضعیت هشدار رسیده است. خالی بودن کلاس درس، برای هیچ یک از ما قابل توجیه نیست ولی در مقابل، قابل پذیرش هم نیست که کلاس با افراد و معلمانی که حداقل آموزش های لازم را ندیده اند، پر شود. در چندین سال اخیر برای آموزش سرباز معلمان در شهریور ماه، دوره ی کوتاه مدت بررسی کتب برگزار می گردد که طبق اذعان منابع موثق به طور مثال برای بررسی چند کتاب مهم حداکثر 10 ساعت آموزش، اختصاص می یابد.

چرا نباید سرباز معلمان با حداقل الفبای آموزش و تدریس آشنا شده و سپس در کلاس حضور یابند؟

آیا در کلاسی که با حضور یک سرباز معلم اداره می شود، مسایل مربوط به روانشناسی رشد و فنون تدریس کاربردی ندارد؟

حال این سوال به ذهن خطور می کند که با این چند ساعت، حتی روخوانی و مرور عنوان دروس هم امکان پذیر نمی باشد.

دانش آموزان مناطق کمتر توسعه یافته از نظر حقوقی و آموزشی، چه تفاوتی با دانش آموزان کلان شهر ها و مدارس برخوردار دارند که باید مورد بی مهری مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرند و حداقل از تجارب و آموزش معلمان توانمند بهره مند نگردند؟ آیا نمی شود با برنامه ریزی مدون، دوره ی آموزش این عزیزان را منسجم تر و کامل تر برگزار نمود؟

لذا به نظر می رسد تا بیشتر دیر نشده، باید فکری کرد و تمهیدی اندیشید. بیمار آموزش و پرورش، نیاز به یک پزشک حاذق و مجرب دارد.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *