Home انتخاب سردبیر بحران بي‌هويتي دانش آموزان و در حاشیه بودن درس هنر
بحران بي‌هويتي دانش آموزان و در حاشیه بودن درس هنر
0

بحران بي‌هويتي دانش آموزان و در حاشیه بودن درس هنر

0

بحران بي‌هويتي

تربیت هنری در حاشیه

حسين رمضان‌پور

عضو سازمان معلمان ایران ،فعال صنفی و دبیر فرهنگ و هنر مدارس خراسان شمالی

#منتشر شده در صفحه اول روزنامه اعتماد 17 اردیبهشت 98

مقوله هنر در 40 سال گذشته هميشه در حاشيه و مغفول مانده است و نگاه‌هاي مختلف تنگ‌نظرانه و سلايق انساني متعصبانه آسيب‌هاي فراواني را به آن وارد ساخته است. دو مقوله فرهنگ و هنر رابطه بسيار نزديكي با هم داشته و دارند و با ارزيابي آن در طول دوره‌هاي مختلف تاريخي تاكنون مي‌توان به ارتباط تنگاتنگ آن و تاثيرپذيري آن دو از يكديگر به خوبي پي برد؛ لذا به همين جهت در طرح تحول بنيادين آموزش و پرورش و تاليف كتب جديد آن نام كتاب درسي از هنر به فرهنگ و هنر تغيير پيدا كرد تا نشان دهد كه در حدود 40 سال گذشته فارغ از نگاه‌هاي حاكم و تحديد و مكروه‌سازي هنر حتي در اولين گام كه نام متناسب كتاب درسي ا ست نيز محدود نگريسته‌ايم. فرهنگ و هنر دو مقوله مهم و حياتي در بحث تعليم و تربيت رسمي هر كشوري است و بايد ضمن تدريس علوم پايه و تربيتي و اجتماعي از بحث فرهنگي و قريحه هنري كه تاثير فراواني در شكل‌گيري شخصيت اجتماعي و فردي دانش‌آموزان دارد، غافل نشد. در سال‌هاي نخست انقلاب اسلامي و در ادامه آن تا حدود 30 سال در حق موضوع فرهنگ و هنر اجحاف فراواني صورت گرفت و صرفا كتاب هنر مدارس راهنمايي به دو موضوع خوشنويسي و نقاشي و طراحي محدود شد كه همان نيز با ساعت تدريس ۴۵ دقيقه‌اي آن تناسبي نداشت و در عمل اين كلاس به عنوان مكمل ساير دروس تبديل شده بود و دروس ديگر در اين ساعت تدريس مي‌شد يا در نهايت به كپي‌كاري يك نقاشي يا يك خط خوشنويسي از كتاب بسنده مي‌شد. در حالي كه در آموزش و پرورش نوين دنيا شاهد تدريس موسيقي در كنار ساير شاخه‌هاي هنري در مدارس هستيم و كارگاه هنر مدارس مانند سالن‌هاي ورزشي مطلوب‌ترين و جذاب‌ترين مكان جهت دانش‌آموزان است كه ضمن تخليه احساسي و رواني دانش‌آموز در خلال اين تمرين‌ها به شكل‌گيري شخصيتي و آشنايي با سبك‌هاي مختلف موسيقي كمك شاياني مي‌كند. وقتي دانش‌آموزان در مدرسه با سبك‌هاي مختلف موسيقي كه ارتباط تنگاتنگي با فرهنگ و ظرفيت‌هاي قومي و بومي منطقه سكونت يا كشورشان دارد آشنا باشند، لذت ناب موسيقايي و اصالت نواي سازها و ملودي‌ها را شناخته‌اند و صرفا به خاطر عدم آشنايي جذب بيت‌ها (beat) و اشعار ناموزون و گاه نامناسب و غير‌اخلاقي سبك‌هاي جديد و بي‌ريشه موسيقي نمي‌شوند و لذت‌هاي كاذب و مخدرگونه آن با اغواگري فريب‌شان نمي‌دهد.

در چند سال اخير كه كتب جديد درسي همراه با طرح تحول بنيادين معرفي شد؛ موضوعي به نام هنرهاي آوايي به فصل‌هاي پاياني كتاب هنر اضافه شد كه نقطه اميدي را در معرفي موسيقي و آشنايي آكادميك نسل امروز با اين هنر تاثيرگذار و ناب در اذهان روشن كرد. موسيقي در كشور ما قدمت چند هزار ساله دارد و هر يك از استان‌ها و شهرهاي ايران نيز سازهاي اختصاصي و نواهاي موسيقايي خاص خود را داراست كه متاسفانه به دليل عدم معرفي در صدا و سيماي ملي و عدم تجهيز مدارس و متناسب‌سازي كتاب فرهنگ و هنر با اين موضوع مهم و عوامل ديگر براي دانش‌آموزان در سال‌هاي دور بسيار غريب و ناآشنا بود و در سال‌هاي نزديك نيز بسط رسانه‌هاي اجتماعي و ديداري- شنيداري موجب شد تا تابوي عدم نمايش ساز در رسانه شكسته شود و خانواده‌ها و دانش‌آموزان با انواع سازها و نغمه‌ها و سبك‌هاي مختلف موسيقي آشنا شوند كه مي‌توان به اولين آثارش كه مشاركت دانش‌آموزان در كلاس‌هاي موسيقي اوقات فراغت در خارج مدرسه است، اشاره كرد اما هنوز هم در مدارس خبري از كارگاه موسيقي يا حضور مربيان متخصص نيست و گهگاهي دبيران هنر خوش ذوق كه خود اهل موسيقي‌اند به اين مهم مي‌پردازند تا نسل آينده‌ساز ايران اسلامي بهاي تنگ نظري‌هاي لجوجانه و متعصبانه را نپردازند و ذهن و شخصيت و روان خويش را در چشمه فرهنگ ساز هنر و موسيقي آرامش بخشيده و تسكين دهند.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 9 =