Home اخبار بازگشت بزرگان؟
بازگشت بزرگان؟
1

بازگشت بزرگان؟

0
1

«اعتماد» از انگيزه‌هاي احتمالي انتشار پيام ويديويي خاتمي و تصوير ديدار دوستانه كروبي گزارش مي‌دهد

عليرضا كيانپور |يك هفته پيش حوالي ظهر 11 شهريورماه يك چهره سياسي اصلاح‌طلب پس از ماه‌ها بي‌خبري از محصوران، از اين گفت كه پنجمين شب محرم را با «شيخ اصلاحات» گذرانده؛ خبري كه در ادامه با حواشي و تحليل‌هايي عجيب همراه شده و در حالي اصل ديدار از سوي يكي از فرزندان مهدي كروبي تاييد شد كه آن تحليل‌هاي انتخاباتي كه مدعي بود كروبي خواهان مشاركت گسترده در انتخابات 1400 شده، به در بسته خورد. 3 روز پس از انتشار خبر ديدار كروبي با آن كنشگر اصلاح‌طلب و البته انتشار عكسي از ديدار «شيخ اصلاحات» در منزل شيخ قدرت عليخاني -كه مهدي كروبي را در جمع چند نفري از بزرگان مجمع روحانيون مبارز تصوير مي‌كرد- اين‌بار نوبت به يكي ديگر از بزرگان اصلاحات رسيد كه خبرساز شود. وقتي سيدمحمد خاتمي درست يك روز پيش از آغاز سال تحصيلي جديد در اقدام كم‌نظير مقابل لنز دوربين‌هاي «خاتمي‌مديا» نشست و به‌رغم محدوديت‌هاي سياسي و رسانه‌اي تمامي اين سال‌ها، در اظهاراتي كه 14 شهريورماه منتشر شد، از «عدالت آموزشي» گفت و به نقد «تبعيض» و «فساد» پرداخت.  بروز و ظهور رسانه‌اي اين دو چهره محصور و ممنوع‌التصوير اصلاح‌طلب، آن ‌هم در فاصله كمتر از يك هفته و در شرايطي كه حدود يك‌سال مانده تا برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري 1400، فضاي كشور دوباره رنگ و بوي انتخابات گرفته و هر روز چندين و چند خبر از احتمال كانديداتوري فلان چهره سياسي و آغاز تحركات انتخاباتي بهمان جريان و جناح سياسي روي خروجي خبرگزاري‌ها مي‌رود و بعضا تيتر و عكس نخست مطبوعات را به خود اختصاص مي‌دهد، كافي بود تا ناظران و تحليلگران سياسي، زبان به گمانه‌زني و بيان تحليل‌هاي انتخاباتي گشوده و هر كدام از ظن خود، به ‌نحوي تحركات اين دو چهره شاخص و متنفذ اصلاح‌طلب را تحليل كنند. تحليل‌هايي كه از قضا بيش از هر موضوع، بر همين بحث داغ اين روزهاي كشور، يعني انتخابات رياست‌جمهوري سيزدهم متمركز بود و از اين مي‌گفت كه خاتمي و كروبي چرا و چگونه دوباره –به‌‌رغم محدوديت‌هاي شديد سياسي و رسانه‌اي- فعال شده‌اند. تحليل‌هايي كه البته دست‌كم در نگاه نخست، چندان هم بيراه به نظر نمي‌رسيد. چه آنكه سيدمحمد خاتمي، اين سال‌هاي اخير كه سال‌هاي حصر و محدوديت او و برخي ديگر از بزرگان اصلاح‌طلب بوده، جز در بزنگاه‌هاي حساس انتخاباتي وارد چنين تحركات و موضع‌گيري‌هاي سياسي نشده و اين سال‌ها هرگاه به‌‌رغم محدوديت‌ها و فشارها، موضعي گرفته و سخني با مردم گفته، كشور در آستانه انتخاباتي سرنوشت‌ساز قرار داشته و بحث سياسيون مملكت، بحث انتخابات بوده و مهدي كروبي هم اگرچه به ‌دليل محدوديت‌هاي دوچندان -در قياس با سيدمحمد خاتمي- حتي قادر به انتشار چنين پيام‌هاي ويديويي نبوده اما در آستانه چند انتخاباتي كه معاصر حصر او و ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد شده، به ‌نحوي از مواضع و ديدگاهش نسبت به آن انتخابات سخن گفته است. اين نوبت اما اوضاع متفاوت بود. اين‌بار  حال و اوضاع مملكت نه شبيه به ساعات پاياني تبليغات انتخاباتي اسفندماه 94 بود كه خاتمي با آن ته‌لهجه شيرين يزدي، «تكرار» كرد كه شهروندان به تمامي اعضاي هر دو فهرست مورد حمايت اصلاح‌طلبان براي دو انتخابات مجالس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري راي بدهند، نه حتي شبيه به روزهاي پرتلاطم ارديبهشت‌ماه 96 كه نگراني از عدم توفيق مجدد حسن روحاني و نيمه‌كاره ماندن مسيري كه از خردادماه 92 به سوي گشايش درهاي جامعه جهاني و «شكستن حصر و تحريم ايران» آغاز شد، بزرگان اصلاحات و كنشگران سياسي و جامعه مدني را به اين اجماع عمومي رسانده بود كه بار ديگر به ميدان آمده و «دوباره ايران» را شعار دهند و حماسه انتخاباتي ديگري را «تكرار» كنند. خاتمي اين‌بار نه در آستانه يك انتخابات سرنوشت‌ساز و  از سرگيري يك دوره سياسي جديد، بلكه به ‌مناسبت آغاز سال نوي تحصيلي – به ‌باور حسن روحاني به ‌دليل شيوع كرونا با تمامي سال‌هاي تحصيلي يك سده قبل متفاوت است – با مردم سخن مي‌گفت؛ سخناني كه با اشاره به قيام عاشورا و عدالت‌طلبي و آزادي‌خواهي سالار شهيدان آغاز شد و در ادامه خيلي زود به نقد «استبداد»، «استضعاف» و «تبعيض»، «نابرابري»، «ظلم و بيداد»، «دروغ و ريا» و «تزوير و پلشتي» رسيد. او همين‌طور از «عدالت آموزشي» گفت و اينكه تبعيض در حوزه آموزش، قابل ‌قبول نيست و البته اينكه «در جامعه‌اي كه مردم‌سالار باشد، مردم مي‌توانند در انتخاباتي آزاد نمايندگان خود را روي كار آورند» و نيز اينكه  

«در يك نظام عادل، حاكمان، نماينده مردمان هستند و لازمه اين مردم‌سالاري، آزادي بيان و بعد از بيان و داشتن حق بازخواست و اعتراض نسبت به قدرتي است كه از سوي مردم به حاكمان داده شده است.» او همين‌طور از اهميت «گردش آزاد اطلاعات» گفت و لزوم «پاسخگويي مسوولان به مردم»؛ از «شفافيتي» كه به‌ باور او نيز مهم‌ترين عامل رفع و دفع فساد است و البته از اينكه «دانشگاه بايد سياسي باشد و سياسي بماند»؛ چراكه به ‌باور او «دانشگاه ذاتا سياسي است.» خاتمي همچنين همچون تمامي اظهارنظرهاي اين سال‌ها كه شايد به تعداد انگشتان دو دست نرسد از اين فرصت نيز براي تاكيد بر لزوم «آزادي فعالان صنفي و رفع محدوديت كنشگران سياسي» استفاده كرد، آن‌ هم در حالي كه هنوز به‌‌رغم سپري شدن نزديك به يك دهه از حصر ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد و مهدي كروبي با وجود فضاي سياسي يك ‌سر متفاوت اين روزهاي كشور و زماني كه حكم حصر آنها صادر شد و نيز با اينكه هنوز حتي مرجع تصميم‌گير در اين رابطه مشخص نشده  اين 3 چهره متنفذ اصلاح‌طلب در شرايط دشوار حصر خانگي روزگار مي‌گذرانند. موضوعي كه از قضا اسماعيل گرامي‌مقدم، سخنگوي حزب اعتمادملي نيز همصدا با بسياري از چهره‌هاي شاخص جريان اصلاحات، منتقد آن است و همين ديروز از نقد خود در اين رابطه به «اعتماد» گفته:«طولاني شدن حصر جز خسارت و آسيب هيچ عايدي نداشته است.» او با بيان اينكه «از زمان آغاز حصر در بهمن ‌ماه 89 تاكنون هيچ نهاد قانوني و مرجع رسمي در مجموعه نظام حاضر به پذيرش مسووليت حصر نبوده» گفته است:«اين سال‌ها از دستگاه‌هاي امنيتي چون وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران يا اطلاعات سپاه همچنين شوراي عالي امنيت ملي تا نهادهاي قضايي چون قوه قضاييه در اين رابطه محل پرسش قرار گرفته‌اند اما هيچ‌ كدام اين مسووليت را نپذيرفته و هر كدام مسووليت خود را به ديگري پاس دادند.» روندي كه به باور سخنگوي حزب اعتماد ملي زمينه‌ساز به وجود آمدن اين باور شده كه «محفل و نهادي فراقانوني، تصميم به حصر گرفته» كه به ‌زعم او «بسيار خطرناك و برخلاف مصالح و منافع ملي است.»
گرامي‌مقدم همچنين از اين گفته كه بايد مدت اين حكم مشخص شود و در عين حال تاكيد كرده، موضوع مهم‌تر انگيزه صدور حكم است. اينكه «اگر هدف بازدارندگي بوده اكنون سال‌ها از آن حوادث گذشته و شرايط كشور يك‌سر متفاوت است؛ پس ديگر لزومي به تداوم حصر نيست.» او همچنين به «بي‌اعتمادي شديد ناشي از حصر» گفته و اينكه «حاكميت بايد شرايط را تغيير دهد و با تحقق گام‌هاي بعدي يعني آزادي ديگر زندانيان سياسي، باز شدن فضاي مطبوعات و شرايط كنشگري سياسي و مدني» زمينه جلب اعتماد عمومي فراهم آيد.
اين اما تنها گرامي‌مقدم نيست كه حصر خانگي ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد و مهدي كروبي را در تضاد با منافع ملي مي‌داند؛ جواد امام، دبيركل مجمع ايثارگران اصلاح‌طلب كه باتوجه به ‌سمتش به عنوان مديرعامل بنياد باران از جمله نزديك‌ترين چهره‌هاي سياسي اصلاح‌طلب به رييس دولت اصلاحات شناخته مي‌شود نيز همچون گرامي‌مقدم نسبت به فضاسازي‌ها پيرامون انتشار يك  عكس از مهدي كروبي و چند روحاني كهنسال عضو مجمع روحانيون مبارز انتقاد كرده و به «اعتماد» گفته است:«متاسفانه برخي جريان‌ها تلاش كردند كه بگويند آقاي كروبي در شرايط گل و بلبل به ‌سر مي‌برند اما پاسخ به اين تلاش، بسيار ساده است. آقايان اگر واقعا درصدد كاهش هزينه حصر هستند با رفع‌ حصر مانع از افزايش هزينه‌ها شوند.» او با اشاره به كهولت سن مهدي كروبي نسبت به بروز هر اتفاق ناگوار در حصر و هزينه‌هاي ناشي از آن هشدار داده و معتقد است:«اين حق طبيعي هر شهروندي است كه هر جا مي‌خواهد برود. اما مساله اين است كه آيا به ايشان اجازه مي‌دهند به منزل ديگران هم تشريف ببرند.» امام همچنين به تحليل‌هاي انتخاباتي صورت گرفته در ارتباط با انتشار تصوير كروبي نيز واكنش نشان داده وگفته كه «آقاي كروبي همچون آقاي موسوي و خانم رهنورد حدود 10 سال است كه در حصر به ‌سر مي‌برد و اگر به ‌واقع دنبال القاي اين مساله به جامعه هستند كه وضعيت ايشان دشوار نيست با صدور فرمان رفع‌ حصر اجازه دهند ايشان در آزادي كامل اظهارنظر كند؛ آن ‌وقت اگر نگاه‌شان جلب مشاركت انتخاباتي باشد، مي‌توانند نظرشان را بگويند و نيازي به تحليل و تفسير هم نيست.» او همچنين در انتقاد به تحليل‌هاي انتخاباتي درباره پيام ويديويي خاتمي معتقد است:«پيام آقاي خاتمي به ‌مناسبت بازگشايي مدارس و سال تحصيلي بوده و هيچ ارتباطي به مباحث انتخاباتي ندارد؛ بلكه بيشتر ناشي از وضعيت و شرايط وخيم ناشي از تبعيضي است كه در حوزه آموزشي كشور رخ داده است.» او به بحث «عدالت آموزشي»  به عنوان يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي رييس دولت اصلاحات اشاره كرده و سوءبرداشت درباره اين تحركات رسانه‌اي را ناشي از جريان‌سازي‌هاي خاصي مي‌داند كه به باور او، دوامي هم ندارد و گفته موج اين جوسازي‌ها پس از يكي، دو روز فروكش مي‌كند اما حصر خانگي حدود يك دهه دوام داشته و نگاه انتقادي عموم جامعه به آن نيز انكارناپذير است.
همزمان گرامي‌مقدم نيز به «اعتماد» گفته كه «هر شخصيت و هر عنصر سياسي حق دارد در مورد انتخابات اظهارنظر كند و آقايان كروبي و خاتمي و شخصيت‌هاي بزرگ سياسي نيز به‌ طريق اولي محقند.» او با بيان اينكه «نگاه هميشگي مهدي كروبي به انتخابات و مشاركت انتخاباتي همواره مثبت بوده و مشاركت حداكثري را زمينه‌ساز مشروعيت نظام مي‌داند» تاكيد كرده كه «اصلاح‌طلبان هرگز از مشاركت متضرر نمي‌شوند بلكه اين مشاركت باعث مي‌شود كه تندروها از قدرت دور شوند اما اگر ايشان نظري درباره انتخابات داشته باشند بايد از جانب خودشان يا خانواده كروبي مطرح شود چراكه هيچ‌ كس سخنگوي آقاي كروبي نيست.» گرامي‌مقدم با بيان اينكه دو دسته در پي اين اظهارات به آقاي كروبي به اين عنوان هجمه كردند از «براندازان» و «تندروهاي جناح راست» نام برده و جالب آنكه گفته اگرچه مخرج مشترك تحركات هردو گروه، تخريب بزرگان اصلاحات است اما اين هجمه‌ها هرگز كارساز نبوده و نخواهد بود.
هر چه هست حالا هنوز هم حصر ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد و مهدي كروبي پابرجاست و هم ممنوع‌التصويري و محدوديت‌هاي فراقانوني سيدمحمد خاتمي. آنچه اما از بروز و ظهور رسانه‌اي آنها به‌‌رغم اين محدوديت‌ها گفتني است، آن است كه آنها اگرچه همچون تمامي اين سال‌ها خود را در مقام سخنگوي ملت نديده و نمي‌بينند اما چون هميشه نگران آينده ايرانند، نه «تبعيض آموزشي» را برمي‌تابند، نه «فساد اقتصادي» و نه البته «استبداد سياسي» را.

 


جواد امام :
پيام آقاي خاتمي به مناسبت آغاز سال تحصيلي و در رابطه با تبعيض در نظام آموزشي و عدالت تحصيلي  بود و هيچ ارتباطي به انتخابات رياست‌جمهوري نداشت
صادق جوادي حصار:
احتمال اينكه قاطبه اصلاح‌طلبان در انتخابات از يك فرد خاص حمايت كند، بسيار كم است. در اين صورت آقاي خاتمي هم از كانديداي مشخصي حمايت  نمي‌كند

حسين نوراني نژاد:
   سيد محمد خاتمي
 با هر اتفاقی در جهان کنشگری سیاسی که مستلزم ستیز و تنش زیاد نباشد و از آن بیم خشونت برای 
جامعه نرود
 همراهی دارد
اسماعيل گرامي‌مقدم:
در پي انتشار تصوير ديدار كروبي دو جريان به ايشان هجمه كردند كه براندازان و تندروهاي جناح راست بودند. اما اين هجمه‌ها به محصوران كارساز نيست

خاتمي، خاتمي است

حسين نوراني‌نژاد

فيلم سخنان اخير سيدمحمد خاتمي به مناسبت آغاز سال تحصيلي جديد بازخورد مثبتي در جامعه  مخاطب اين پيام داشت. خاتمي در اين سخنراني ويديويي، منسجم، سرحال، قبراق، صاحب حرفي در امتداد گفتمان هميشگي خود و در عين حال نوگرا به سبب تاكيد ويژه و متفاوت بر عدالت به خصوص عدالت آموزشي نشان داد.
فيلم ديگري كه ارديبهشت ماه امسال از خاتمي منتشر شد نيز بر همين سياق بود. در آنجا هم خاتمي سخناني گفت كه در فضاي مسدود و كم دستاورد و پرگلايه فعلي نسبتا مورد استقبال قرار گرفت. خاتمي در اين دو سخنراني يك ويژگي مشترك داشته است. او بيش از آنكه در قامت رهبر يك جريان سياسي سخن بگويد در مقام يك مصلح ملي ظاهر شد. تعيين اين موقعيت در كلام خاتمي شايد از اين رو باشد كه نوعي انسداد سياسي دريافت مي‌شود. او چند ماه پيش از اين و در انتخابات اسفند ۹۸ و مجلس يازدهم تقريبا سكوت كرد و از هيچ ليستي حمايت نكرد. اين به معناي بي‌تفاوتي خاتمي به انتخابات نبود، چه هر كسي مي‌داند كه اساس كنش سياسي اصلاح‌طلبانه او بر اساس تعامل و توافق و گفت‌وگو با مردم و قدرت و حاكميت است كه نمود و بروزش در انتخابات است و شخصا اهل فشار از بالا و پايين نيست. او در اين دو كنش اصلي و مهم خود نيز بر سياق گفت‌وگوي خاتمي‌وار حركت كرده است. انتقاداتش را  گفته، پيشنهاداتش را ارايه كرده، انذارهايي كه لازم دانسته را منتقل كرده اما نه تهديدي دارد، نه در پي تحريك هيجان موافقان و مخالفانش است و نه از شعاع گفتماني خود به چپ يا راست عدول كرده است. در واقع، خاتمي خاتمي مانده است اما بر وجه عمومي، ملي و مصلحانه‌اش افزوده و از وجه مديريت و رهبري كنش‌هاي جزيي‌تر جريان سياسي منسوب به خود كاسته است. به عنوان مثال آنجايي كه در سخنان ارديبهشت خود گفت « هيچ نگاهي به قدرت ندارم و نخواهم داشت و يك ذره دلم براي قدرت تنگ نشده و فقط و فقط خدايم شاهد است براي اين مملكت، براي نظام و مردم آنچه به نظرم خير مي‌آيد، مطرح مي‌كنم» جايي ايستاد كه او را مصلح ناصح مي‌توان ناميد تا كنشگري سياسي. او در آستانه دهه هشتم حيات خود كه بيش از نيمي از آن را دولتمرد جمهوري اسلامي بوده در مقام دلسوزي باتجربه كه طرفداراني در جامعه و آبرويي در تاريخ دارد و حرف‌هايش چه به روي خود بياورند و چه نياورند در ميان بزرگان حاكميت شنيده مي‌شود، نصايحي را به جامعه، حكومت و همين طور طرفدارانش در ميان اصلاح‌طلبان ارايه كرد. براي فهم بهتر آنچه خاتمي در پي آن است، مي‌توان پرهيزهاي او را با دقت بيشتري ديد.
يكي از آن پرهيزها، هماني است كه در بالا آمد. خاتمي اهل برانگيختن، نزاع، زبان كنايه و تهديد و فشار از بالا و پايين نيست. او سعي مي‌كند به حاكمان بفهماند آن چيزي كه به نفع ملت است در درازمدت به نفع نظام و حكومت هم هست و آنچه را شرط بقاي حكومت مي‌داند به مصلحت و مطابق خواست ملت هم مي‌داند. پرهيز ديگر خاتمي، ايجاد حساسيت بالا براي مخالفانش است. اين مساله را به جز ادبيات ملايم خاتمي كه ممكن است ناشي از لحن و عادت او برداشت شود در نحوه مديريت رسانه‌اي دفترش هم به عنوان مثال مي‌توان ديد. خاتمي مي‌تواند و امكانش را دارد كه توييتر فعالي داشته باشد، كانال تلگرامي شخصي و پربازديدي را راه بيندازد، تيتري كه از سخنانش انتخاب مي‌شود را هيجاني‌تر كند، تعاملات و ديدارهاي سياسي‌اش  را  عمق  وگسترش بيشتري دهد اما اهلش نيست. به زبان دقيق‌تر اينكه انتخابش نيست. او مي‌خواهد قانع كند و از ايجاد حس حقنه  در مخاطبانش به خصوص  در ميان حاكمان  پرهيز دارد. او جايي كه ايستاده را آگاهانه و بر اساس شخصيت و مقدورات خودش و كشور و حاميان و مخالفاني كه دارد انتخاب كرده است. ديدارهاي خصوصي او معمولا پر از غافلگيري از شنيدن نكات ريزبينانه و روشنفكرانه و ديد باز اوست. خوش صحبت و خوش محضر است. مي‌تواند اين ويژگي‌ها را در فضاي بزرگ‌تر و وسيع‌تري هم منتشر كند اما خودش نمي‌خواهد. او اگر فكر نكند كه براي گام دوم و سوم و بعدي و بعدي‌اش، محاسبه كرده و راه براي خودش و جرياني كه رهبري‌اش را به عهده دارد روشن نباشد، ترجيح مي‌دهد سكوت كند. او در اصلاح‌طلبي‌اش محافظه‌كار است. با سياست خياباني همراهي ندارد. اهل راه  انداختن جنبش اجتماعي اعتراضي نيست. برداشت و شناختي كه از جامعه و حكومت دارد، او را به اينجا رسانده كه اين راهش نيست. مخالفتي با راه ديگران نمي‌كند اما براي خود راه ديگري را انتخاب كرده است. اگر كنشگري سياسي را كم‌بازده ببيند، مصلحانه و مرشدانه نصيحت مي‌كند. از يادگيري ابايي ندارد. بي‌اعوجاج و گسست گفتماني، آماده شنيدن و پذيرش محتوايي تازه به گفتمانش است. مثالش همين سخنان اخير او و نحوه ورودش به بحث  عدالت آموزشي است. پيش‌تر ديده بوديم كه چگونه با ريزبيني موشكافانه به جاي مردمسالاري ديني كه سال‌ها از آن سخن مي‌گفت به دموكراسي سازگار با دين رسيد. اما كسي را تاكنون شگفت‌زده از يك چرخش بزرگ نكرده است. قابل پيش‌بيني است اما از خلاقيت‌هايي كه او را از جايي كه ايستاده دور نكند، استقبال مي‌كند. به همين حد حضور رسانه‌اي بسندگي دارد. بيشتر مي‌خواهد جان كلامش شنيده شود تا جاني را از كلامش به هيجان درآورد. به تغييرات دفعتي باور ندارد. اگر روزي بتواند هم سراغش نمي‌رود. آهستگي و پيوستگي انتخاب اوست. هويتش برايش بسيار مهم است. غروري نسبي دارد كه نمي‌گذارد حد تعاملش از هويتش عبور كند. به قالب جمهوري اسلامي پايبند است اما بازخواني آن را بر مبناي نقطه عزيمتش در انقلاب سال ۵۷ بارها و بارها تاكيد كرده است. ديندار است و مواضع و همكاري‌هاي نزديكش را بر اساس اين شاخص نيز تنظيم مي‌كند.  او ملاحظات و پرهيزهاي زيادي دارد. براي همين در شرايط كاهش شعاع كنشگري و رهبري سياسي، جلوه پير فرزانه و مصلحانه‌اش بروز بيشتري يافته است.  شايد اگر زماني ميسر شود، باز بر وجه كنشگرانه سياسي و رهبري يك جريان سياسي بيفزايد. شايد دوباره ليست دهد، مانند ۹۲ و ۹۶ رييس‌جمهور بسازد، چه بسا خودش گزينه اين كار شود، با هر اتفاقي در جهان كنشگري سياسي كه مستلزم ستيز و تنش زياد نباشد و از آن بيم خشونت براي جامعه نرود، همراهي دارد. اما اگر تمام اين راه‌ها بسته شد، نشان داده كه قامت مصلحي در ارتفاعي رفيع‌تر از سياست روزمره را انتخاب خواهد كرد. او نه اهل پذيرش دعوت به كناره‌گيري و سكوت است چنانكه برخي اصلاح‌طلبان پيش‌تر به او توصيه كرده بودند و نه سياست جنبشي و اعتراضي خياباني، چنانكه پيش‌تر تجربه شده است.  خاتمي، خاتمي است. او يا جريان سياسي اصلاحات را به مدل خاص خود رهبري  و هدايت  خواهد كرد  و يا مصلحانه حكومت  و همراهانش را نصيحت مي‌كند. مجموعه همين ويژگي‌ها هم تاكنون توانسته،  او را در تاريخ سياسي ايران ماندگار كند.
سخنگوي  حزب  اتحاد  ملت

 

محمدصادق جوادي‌حصار، عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي:

خاتمي از مردم نمي‌خواهد راي بدهند از حاكميت مي‌خواهد شرايط انتخابات آزاد را فراهم كند

مرجان زهراني

باتوجه به اظهاراتي كه از سيدمحمد خاتمي دست‌كم در ۶ ماهه نخست سال ۹۹ شنيده‌ايد و كنشگري از او ديده‌ايد، پس از گذشت قريب به ۷ سال روي كار آمدن دولت اعتدال و يك دوره 4ساله مجلس با حضور يك فراكسيون اصلاح‌طلب كه جملگي با حمايت ايشان محقق شد، خاتمي امروز را چطور مي‌بينيد؟ خاتمي امروز با خاتمي چند سال گذشته و پس از پشت سر گذاشتن تجربه اين سال‌ها چه تفاوت‌هايي دارد و اظهارات و كنشگري او را چطور تحليل مي‌كنيد؟

خاتمي امروز كنشگري است كه در يك عرصه شطرنج بسيار بسيار پيچيده، تلاش مي‌كند ايفاي نقش كند. تصور من اين است كه او در چند جبهه متفاوت اما مرتبط با هم دغدغه‌مند است. مساله اول استمرار جمهوري اسلامي با رويكرد حمايت اكثريت مردم است، همان جمهوريتي كه در انقلاب اسلامي هدف بود و شكل گرفت. از يك ‌سو اين جمهوريت ابزار و لوازم و امكانات خود را طلب مي‌كند و براي كسب اين ابزار و امكانات خاتمي در مضيقه فراواني است. اولين مضيقه مقاومت و مزاحمتي است كه از سوي جريان‌هاي رقيب در كشور وجود داشته و دارد و اتفاقا اين جريان‌ها در ساختار قدرت هم تاثيرگذار هستند و هم قدرتمند. بنابراين يكي از دغدغه‌هاي اصلي خاتمي سامان‌بخشي زيرساخت‌هايي است كه اين هدف را تامين مي‌كند. دومين مساله اين است كه رويكرد خاتمي به مقوله قدرت و مديريت كشور با بخشي از رويكردهاي جاري متفاوت است. از جمله اينكه خاتمي نوعي تنش‌زدايي و مردم‌داري درون كشور و نوعي تنش‌زدايي و مشاركت موثر در حوزه‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي و جهاني را با حفظ گفتمان استقلال و آزادي دنبال مي‌كند. او به توسعه متوازن جمهوري اسلامي همراه با توسعه متوازن جهاني فكر و ايران را در مسير توسعه جهاني تعريف مي‌كند. برخي طيف‌هاي قدرت در كشور اين مقوله را ناشدني تصور مي‌كنند و معتقدند امكان اينكه منافع جهاني اجازه بدهد، تجربه جمهوريت اسلامي به نشو و نما بپردازد احتمال ناممكني است. بنابراين، اين موضوع هم يكي از دغدغه‌هاي امروز آقاي خاتمي است كه در كنشگري‌هاي او كاملا ملموس است و همه مي‌توانند با كمي دقت به آن برسند.

مقوله ديگري كه به‌ شدت مورد توجه خاتمي است اينكه انگيزه‌هاي مشاركت مردم با رويكرد مردم‌سالارانه و قانوني در كشور افزايش يابد. اين رويكرد هم با موانع جدي روبه‌رو است. از جمله اينكه هرگاه دولت اصلاح‌طلب سر كار بوده، موانع و مشكلات خاص خود را داشته‌ اما دولت‌هاي مورد حمايت اصلاح‌طلبان از جمله دولت روحاني هم با گرفتاري‌هاي خاص خود مواجه بوده است. در حقيقت اصلاح‌طلبان را مجاز و مختار در انتخاب روش و سيره خود نگذاشته‌اند بلكه در مسير تحقق مطالبات اصلاح‌طلبانه موانع جدي ايجاد كرده‌اند. اينكه آقاي خاتمي مي‌گويد اگر كار به همين روال پيش برود و فضا همين‌گونه باشد، ديگر بعيد است كه دعوت من و «تكرار مي‌كنم» بتواند مردم را براي مشاركت در انتخابات مجاب كند. اين يك نهيب و تحزير به جريان‌هايي است كه مانع تحقق مطالبات مردم در انتخابات‌ و پس از پيروزي آنها مي‌شوند. همچنين نوعي انذار است به كساني كه با ايجاد مضايق متعدد، اميد مردم را بر تاثير بر سرنوشت خودشان و كشور كاهش داده‌اند و به نااميدي كشانده‌اند. در حقيقت خاتمي خطاب به آنها مي‌گويد كه اگر اين مسير را ادامه دهيد، راهي براي بازگشت مردم به سوي انتخابات و حضور پاي صندوق‌هاي راي باقي نمي‌ماند. پس يكي از دغدغه‌هاي جدي امروز آقاي خاتمي رفع موانع بر سر راه مشاركت مردم در تعيين سرنوشت‌شان است. همان موانعي كه همگان مي‌دانند؛ نظارت‌ استصوابي، دخالت‌هاي فراقانوني، زد و بندهاي حاشيه انتخابات و… . يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي آقاي خاتمي اين بوده كه در حوزه اصلاح‌طلبي، شيوه‌اي از رفتار دموكراتيك را تجربه كنند كه بتواند به عنوان يك الگو و يك نمونه اجرا شده، قابليت تسري و اجرا پيدا كند. مثلا در ميان اصلاح‌طلبان از همه ظرفيت‌ها استفاده شود، چهره‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، اضلاع جامعه مدني، اتحاديه‌هاي صنفي، احزاب، نمايندگان فكري و فرهنگي، نخبگان فكري و… همگي در شكل‌دهي پروسه و پروژه اصلاح‌طلبي دخالت داشته ‌باشند.

مرور مواضع و كنشگري‌هاي اخير سيدمحمد خاتمي نشان مي‌دهد كه گويا به ‌سمت نوعي فردگرايي رفته و تلاش دارد به عنوان يك چهره كاريزماي اصلاح‌طلب كه همواره عنوان رهبري اصلاحات را با خود به همراه داشته است، بخش فردي شخصيت خود را تطهير كرده و شايد خط و مرزي ميان خود با بخش‌ها و طيف‌هاي مختلف اصلاح‌طلب مشخص كند. در حالي كه در چند سال گذشته بيش از هر چيز براي تصميمات تشكيلاتي وقت گذاشته و در همان راستا يعني در چارچوب‌هاي شوراي مشورتي يا «شعسا» عمل مي‌كرد؛ در حالي كه امروز مثلا با يك پيام ويديويي نگاه اصلاح‌طلبانه به مقوله آموزش را تشريح مي‌كند. آيا شما نيز با اين نگاه موافق هستيد؟

همواره يكي از دغدغه‌هاي خاتمي اين بوده كه الگويي از شيوه مديريتي اصلاح‌طلبانه را به نمايش بگذارد كه اين الگو امكان تسري به اضلاع ديگر اجتماعي، سياسي و … را داشته و در ساير حوزه‌ها هم قابل اجرا باشد. يعني نه‌تنها احزاب بلكه چهره‌هاي فكري و فرهنگي، نخبگان اجرايي يا اشخاص متنفذ اجتماعي در تصميم‌گيري‌هاي كلان در حوزه اصلاح‌طلبي ديده شده و مشاركت داده ‌شود كه البته در اجرا با موانعي رو‌به‌رو شد. از جمله اينكه شوراي مشورتي با جبهه هماهنگي اصلاح‌طلبان به يك‌سري تقابل‌ها رسيدند. از مجموع ديالوگ‌هاي ميان شوراي مشورتي و شوراي هماهنگي اصلاح‌طلبان، شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان متولد شد اما باز هم توانايي لازم را از خود نشان نداد و توقع جامعه اصلاح‌طلب را برآورده نكرد البته نبايد متوقع‌ بود. اما يكي ديگر از مهم‌ترين دغدغه‌هاي آقاي خاتمي اين است كه به عنوان رهبر جريان اصلاح‌طلب، اعتماد بدنه اجتماعي به شخص خود را هم ترميم كند. ممكن است عده‌اي به يك حزب يا تشكيلات يا چهره اصلاح‌طلب ايراداتي را وارد بدانند اما ظاهرا خاتمي مي‌خواهد به گونه‌اي رفتار كند كه بدنه اجتماعي فرقي ميان رفتار شخصي او با رفتاري كه در جبهه اصلاح‌طلبان توسط اصلاح‌طلبان رقم مي‌خورد قائل باشد. بالاخره هم حرمت آن افراد حفظ شود و هم اگر جايي نظري به مرحله اجرا مي‌رسد، مشخص باشد كه اين نظر شخص آقاي خاتمي است يا نظر گروهي ديگر. ضمن اينكه اصلاح‌طلبان يك حزب نيستند و خاتمي هم قرار نيست با استبداد راي رفتار كند، چه‌ بسا دفعاتي بوده كه اصلاح‌طلبان خلاف‌نظر يا گفته او رفتار كرده‌اند اما حرمتش را هم پاس داشته‌اند اما آقاي خاتمي با اعتنا به همه اين داشته‌ها و نداشته‌ها تاكنون توانسته محوريت خود را در جريان اصلاحات حفظ كند.

پس شما هم اين برداشت را داريد كه خاتمي اخيرا در حال بازسازي و ترميم و احياي شخصيت كاريزمايي است كه همه مي‌شناختند، البته با تكيه بر فرديت و نه به‌ صورت جرياني و تشكيلاتي؟

به نظر من اگر خاتمي اين كار را مي‌كند، يك ضرورت است. كار هوشمندانه‌اي است و بايد اين اتفاق رخ دهد.

با نگاهي كه به دغدغه‌هاي خاتمي و رويكردهاي او داريد، ‌فكر مي‌كنيد رويكرد انتخاباتي او امسال چگونه باشد؟ به هر حال خاتمي قطعا با تحريم انتخابات مخالف است كما اينكه حتي در انتخابات سال ۹۰ و پس از بحران انتخابات ۸۸ نيز در انتخابات شركت كرد. به نظر شما موضع خاتمي براي مشاركت فعال در انتخابات با وجود شرايط امروز همان موضع خواهد بود؟ به نظر شما اصرار بر اين موضوع در شرايطي كه به تعبير برخي روند اصلاحي با بن‌بست مواجه شده است به وجهه كاريزماي خاتمي آسيب نمي‌زند و او را بيش از اين از مردم دور نمي‌كند؟

آقاي خاتمي در همان سال ۹۰ هم مردم را به عدم مشاركت در انتخابات دعوت نكرد كه بعد خودش راي بدهد و در واقع نوعي خلف وعده و پيمان‌شكني كرده‌ باشد. خاتمي از نگاه خودش كساني را كه در مقابل راي و نظر مردم بودند، دعوت به همراهي با مردم مي‌كرد و از آنها مي‌خواست به مطالبات مردم توجه داشته ‌باشند. او از مقابله‌كنندگان با راي و نظر مردم مي‌خواست به نظر مردم تمكين كنند. عده‌اي مي‌گويند، حضور هوشمندانه در انتخابات يعني اگر مطابق سليقه ما نبود، ‌شركت نكنيم. آقاي خاتمي چنين نظري نداشت كه خلاف آن عمل كند. الان هم بايد اين دو مقوله را از هم تفكيك كنيم. خاتمي قطعا نمي‌گويد كه انتخابات را تحريم كنيم بلكه معتقد است اگر مي‌خواهيم انتخاباتي داشته ‌باشيم كه اكثريت مردم در آن شركت كنند بايد زمينه‌ها و انگيزه‌هاي مشاركت مردم را افزايش دهيم. او مردم را ملزم به راي دادن نمي‌كند اما از ديگران مي‌خواهد، كاري كنند كه مردم با انگيزه وارد انتخابات شوند.

اگر اين ديگراني كه شما از آنها صحبت مي‌كنيد هيچ گامي به ‌سمت اصلاح رويكردها برندارند و هيچ عزمي براي ايجاد شرايط لازم جهت افزايش مشاركت مردم نداشته ‌باشند؛ در صورتي كه خاتمي بر راي دادن يا اصلاح‌طلبان بر مشاركت فعال انتخاباتي تاكيد كنند، ‌آيا بدنه اجتماعي‌شان را از دست نمي‌دهند؟ مردم نااميدتر نمي‌شوند؟

تصور مي‌كنم با امارات و اشاراتي كه ديده‌ام و سابقه‌اي كه از بزرگان اصلاح‌طلبان مي‌شناسم، شرايط انتخابات سال ۱۴۰۰ مشابه شرايط انتخابات اسفند ماه ۹۸ باشد و اوضاع به همان‌گونه پيش برود. احتمال اينكه قاطبه اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري از يك فرد خاص حمايت كند، بسيار كم است در اين صورت آقاي خاتمي هم از كانديداي مشخصي حمايت نمي‌كند. اگر خاتمي اين كار را نكند، اين برداشت درست است كه او به اراده اكثريت اصلاح‌طلبان توجه و عنايتي نداشته و مردم هم تصميم خودشان را براي ادامه همراهي با آقاي خاتمي و ساير اصلاح‌طلبان به اين شكل و روش خواهند گرفت. آن وقت مردم يا با روش‌هاي ديگري به اصلاح‌طلبي ادامه مي‌دهند يا با صاحبان منش‌هاي ديگري در حوزه اصلاح‌طلبي پيمان‌هاي جدي و مستحكمي خواهند داشت.

زمان زيادي تا انتخابات رياست‌جمهوري باقي نمانده است. به نظر شما چهره‌هاي مرجعي چون خاتمي يا حتي محصورين مثل ميرحسين موسوي و كروبي هنوز اين پتانسيل را دارند كه مردم را براي راي دادن در همين شرايط ترغيب كنند؟

شرايط آتي كشور در انتخابات سال ۱۴۰۰ بسيار تعيين‌كننده است. به گمان من اگر وضعيت عمومي به شكلي باشد كه عدم حضور و مشاركت مردم در انتخابات، امنيت عمومي كشور و پايداري و ماندگاري سيستم حاكميتي كشور را دچار بحران جدي كند، بعيد نمي‌دانم اين حضرات با همه دغدغه‌ها و ناراحتي‌ها و آلام و رنج‌هاي‌شان بر همه ناگواري‌ها چشم بپوشند باز هم براي ماندگاري كشور و با پاسداشت نگاه‌هاي انتقادي از مردم بخواهند به صورت مشروط در انتخابات شركت كنند.

خاتمي در ۷ سال گذشته كنشگري فعال و موثري داشته كه نمونه عيني آن انتخابات چند دوره گذشته ‌ است. اگر بخواهيد به نقاط ضعف كنشگري او اشاره كنيد به چه موضوعاتي اشاره مي‌كنيد كه بهتر است در اين دوره ترميم و اصلاح شود؟

به نظر من يكي از نقاطي كه نمي‌توان به عنوان نقطه قوت از آن نام برد، شيوه تعامل خاتمي با مرحوم هاشمي‌رفسنجاني و حسن روحاني در شكل‌دهي حمايت اصلاح‌طلبان از دولت اعتدالي است. من شخصا از ايشان خواستم كه ضمن احترام شديد به آقاي هاشمي كه از جبهه اعتدال حمايت مي‌كنند، مرز بين اصلاح‌طلبي و اعتداليون را مشخص كنيد. از خاتمي خواستم كاري كند كه پاسبان حريم حوزه اصلاح‌طلبان باشد و آقاي هاشمي هم پرچم‌دار حوزه اعتدال‌گرايي و مرز اين دو حوزه از هم تفكيك و مشخص شود و با كمال رفاقت، رقابت سياسي را تعريف كنيد. در واقع كاري كنند كه دولت خود را وام‌دار اصلاح‌طلبان بداند و اين موضوع به عنوان يك پروژه تعريف شود. به گمان من در اين زمينه غفلت بزرگي صورت گرفت. غفلت مهم‌تر اين بود كه بدون هيچ امكان‌سنجي معناداري آقاي روحاني بر آقاي عارف ترجيح داده شد. من فكر مي‌كنم اگر آن ترجيح اتفاق نمي‌افتد شايد شرايط كشور متفاوت بود.


 برخي طيف‌هاي قدرت در كشور معتقدند امكان اينكه منافع جهاني اجازه بدهد، تجربه جمهوريت اسلامي به نشو و نما بپردازد  احتمال ناممكني است.
     تاكيد خاتمي بر اينكه دعوت و «تكرار مي‌كنم»  ايشان هم بتواند مردم را براي مشاركت  مجاب كند   نهيب و تحزير به جريان‌هايي است كه مانع تحقق مطالبات   در انتخابات‌ و پس از پيروزي آنها مي‌شوند.
   شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان در نهايت توقع جامعه اصلاح‌طلب را برآورده نكرد.
   يكي ديگر از دغدغه‌هاي آقاي خاتمي ترميم اعتماد بدنه اجتماعي به خود است.
    آقاي خاتمي در سال ۹۰ هم مردم را به عدم مشاركت در انتخابات دعوت نكرد كه بعد خودش راي بدهد و در واقع نوعي خلف وعده و پيمان‌شكني كرده‌ باشد!
    خاتمي از مقابله‌كنندگان با راي و نظر مردم مي‌خواست به نظر مردم تمكين كنند.
   با امارات و اشاراتي كه ديده‌ام و سابقه‌اي كه از بزرگان اصلاح‌طلبان مي‌شناسم، شرايط انتخابات ۱۴۰۰ مشابه شرايط انتخابات اسفند ماه ۹۸ خواهد بود.
    احتمال اينكه   اصلاح‌طلبان در انتخابات   از يك فرد خاص حمايت كنند بسيار كم است. 
    اينكه بدون هيچ امكان‌سنجي معناداري آقاي روحاني بر آقاي عارف ترجيح داده شد، غفلت بود.
   شيوه تعامل خاتمي با هاشمي و روحاني در حمايت اصلاح‌طلبان از دولت اعتدالي نقطه قوت نيست.

منبع: روزنامه اعتماد 18 شهریور 99

Comment(۱)

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *