Home انتخاب سردبیر انتخابات  و  اصلاحات
انتخابات  و  اصلاحات

انتخابات  و  اصلاحات

0
0

نگاهی به برخی از تحلیل ها

عباس کاظمی عضو شورای مرکزی و مسئول کمیته آموزش سازمان معلمان ایران

بعد از انتخابات دو م اسفند ماه 1398 پرسش های فراوانی درباره چگونگی وضعیت انتخابات و رابطه آن با جریان اصلاح طلبی شکل گرفت . پرسش هایی مبنی بر چرایی عدم مشارکت گسترده جامعه و علل آن ، نحوه کنشگری اصلاح طلبان ، و… در این ارتباط به منظور روشن شدن برخی ابهامات ، به بررسی برخی از نظرات ارائه شده در تحلیل های سیاسی بصورت مختصر پرداخته می شود .

آقای عبدی می نویسد: انتخابات دو م اسفند ماه  از یک حیث جنان قاطع بود که کسی نتوانست ان را نادیده  بگیرد….. کاهش چشمگیر مشارکت به چشم همه آمده است …برخی نیروهای منصف اصولگرا تاکید کردند که باید علت این کاهش شدید را پیدا کرد….همه در پی آنندکه بدانند چرا مردم به ویژه در شهرهای اصلی کشور تا این حد اندک در انتخابات شرکت کردند ؟ وی در پاسخ می گوید بهترین و معتبرترین راه مراجعه به خود مردم است . در پنجمین موج نظر سنجی موسسه ایسپا که 14 تا 16 بهمن انجام شد ،درصد کسانی کسانی که در حوزه انتخابیه تهران گفتند قطعا شرکت نمی کنند 25 درصد است . نتایج نیز تقریبا همین رقم است .و  دلایل عدم شرکت خود را ،عدم تاثیرگذاری انتخابات در بهبود وضعیت کشور 44درصد ،  بی اعتمادی به برگزار کنندگان 20 درصد ، نبود نامزد مورد علاقه 12 درصد ، و 24 درصد هم به وارد دیگر  اشاره کرده اند . وی نتیجه می گیرد که در حقیقت قضیه روشن است  مشکل و ایراد اصلی برای مردم رد صلاحیت ها هم نیست نه اینکه مهم نباشد بلکه به دلیل تکرار  تبدیل به ناکارآمدی نهاد انتخابات شده است .( عبدی، عباس، 1398)

البته اگر بخواهیم به علل عدم مشارکت مردم ، مشروح تر بپردازیم می بایستی به تجربه جامعه ایران از 37 بار انتخابات و شکست اصلاحات از دروان خاتمی تا دروان روحانی  و اعترضات دی ماه96 و آبان 98 و وضعیت فساد اقتصادی و مسئله پنهان کاری سقوط هواپیما و غیره هم اشاره کرد  . یاس مردم از صندوق رای نمی تواند تک عاملی باشد بلکه مجموعه ای از عوامل  و موانع از ساختار قدرت سیاسی تا عملکرد جریانات سیاسی و  وضعیت اقتصادی واجتماعی  در شکل گیری نا امیدی مردم از امکان اصلاحات از طریق صندوق رای  و گرایش به راههای اعتراضی نقش اساسی داشته اند . در این شرایط حتی اگر همه طیف های اصلاح طلب با حمایت آقای خاتمی لیستی ارائه می دادند و بر مشارکت هم تاکید داشتند ، با توجه به دلایل فوق مردم تصمیم خود را گرفته بودند .  باز نتیجه مشارکت چندان تغییری نداشت .

سعید فقیه رضوی  از فعالین اصلاح طلب در مصاحبه ای با انصاف نیوز می گوید :  اگر اصلاح طلبان و آقای خاتمی هم تمام قد از مشارکت در انتخابات حمایت می کردند ، بازهم با توجه به عملکرد ضعیف اصلاح طلبان و موتلفان اعتدالگرایشان در دولت ومجلس طی چند سال گذشته ، امیدی به پیروزی در انتخابات وجود نداشت.  … مردم بطور خاص هم آگاهی دارند و هم اراده ،  و بر اساس محاسبات تصمیم می گیرند و عمل می کنند  و مناسکی رای نمی دهند . جامعه بطور کلی طی دوسه سال گذشته  وبخصوص طی ماههای گذشته  تجربیاتی را پشت سر گذاشته است که هیچ تمایلی برای مشارکت جدی و پرشور  در انتخابات را بر نمی انگیخت . و از مهمتریت عوامل عدم تمایل جامعه به عملکرد ضعیف و نامطلوب اصلاح طلبان مجلس و دولت ، حوادث آبان ماه ، سقوط هواپیما ،پنهان کاری اعتماد سوزو عملکرد شورای نگهبان  اشاره می کند .وی جبهه اصلاح طلبان را طیفی از سوسیالیست ها تا نئولیبرالها می داند که باید تکلیف خود را با بعضی ا ز مسائل مهم  ، مانند  تداوم مشی صرفا پارلمانتاریستی وجدایی از متن جامعه یا بازگشت به جامعه و پایبندی به قانون اساسی یا تلاش برای تغییر برخی از اصول آن  و موضع گیری در برابر تداوم حصر رهبران جنبش سبز  و رویکرد های اقتصادی و اجتماعی و…. روشن نماید . وی جنبش اصلاحات را دارای بدنه قوی اجتماعی می داند و برای بهبود اوضاع راهکارهایی مانند  1- با مردم صادق بودن و پذیرفتن مسئولیت شکست 2- تغییرات جدی در راس تصمیم گیری و اجرا 3- جمع بندی واقع بینانه از گذشته 4- تجدید سازماندهی 5- ارتباط با بدنه اجتماعی 6- اینکه قرار است کدام قشر ویا اقشار جامعه را نمایندگی نمایند 7- موضع مشخص اقتصادی واجتماعی 8- طرح وبرنامه مشخص 9- سامان دادن سازماندهی و رهبری  10 – شکل دادن  ائتلاف  ها ،  را پیشنهاد می دهد .( فقیه رضوی ، سعید ،98)

در تحلیل دیگری اقای بهشتی ، سعی در پاسخ سه سئوال آقای حجاریان دارد که در مقاله امکان یا امتناع سیاست ورزی در ایران مطرح کرده است . وبا سیاست ورزان در میان گذاشته است . الف ) آیا انتخابات در ایران ممکن است؟ ب) آیا اصلاح طلبی در ایران ممکن است ؟ ج ) آیا سیاست ورزی در ایران ممکن است؟ وی برای پاسخ به پرسش های کلیدی فوق ، پس از ذکر مقدماتی ، تعریفی از اصلاح طلبی را ارائه می دهد و می گوید :برای« اصلاح طلبی » تاکنون تعریفی که مورد اجماع سیاست ورزان و یا حتی همه اصلاح طلبان  باشد ، ارائه نشده و مانیفست و مرامنامه رسمی نیز که حدود و ثغور این واژه را به صورت کامل مشخص کند وجود ندارد ، اما اجمالا می توان  اصلاح طلبی را نزد شماری از اصلاح طلبان  « برنامه یا فرایندی مسالمت آمیز و قانونی در چهارچوب نظام مستقر  برای رسیدن به دموکراسی ، حقوق بشر و شهروندی ، توسعه پایدار اقتصادی و رفاه جامعه وصلح با جهان و ارائه قرائتی رحمانی وعقلانی از دین  دانست .» بنابراین اصلاح طلبی را می توان هدف سیاست در نظر گرفت … و انتخابات نیز راهی قانونی وخشونت پرهیز برای کسب قدرت یا همان سیاست است که ازمسیر صندوق رای به منظور اجرای برنامه های مشخص یعنی همان اصلاحات  ،می گذرد.  اما مشکل اصلی در کجاست؟ وی با استعانت از آیه88 سوره هود می گوید در کنار مفهوم اصلاح  دو مفهوم   اراده/خواستن   و  استطاعت / توانستن قرار دارد .و می گوید به نظر می رسد که مشکل اصلی را باید در شکاف میان اراده و استطاعت جست وجو کرد . در واقع اصلاح طلبان طالب اصلاح بوده اند  اما به علت موانعی که پوشیده نیست  نتوانسته اند . .. تجربه نشان داده است که حتی اگر راه سیاست ورزی انتخاباتی هم برای اصلاح طلبان گشوده باشد و آنان بتوانند همه نهادهای انتخاباتی را هم بدست آورند ، بازهم قدرت واستطاعت لازم برای انجام کف و وحداقل برنامه های اصلاحات را نخواهند داشت …در این جایگاه ،  حداکثر توان اصلاح طلبان ، شاید کمی خرده کاری باشد که آن نیز با هیچ تناسبی با معنای اصلاح طلبی و و توقعات بدنه اجتماعی  آنان نخواهد داشت و فقط بر عمق نارضایتی ها خواهد افزود. وی می افزاید  اصلاح طلبان از دولت روحانی و شکل گیری مجلس دهم با شعار « مجلسی کمتر تندرو » حمایت کردند اما ظاهرا محک تجربه نشان می دهد که اگر واقعا اراده ای برای بدتر شدن اوضاع وجود داشته باشد ، حتی حضور قاطع و پر شمار اصلاح طلبان در دولت و مجلس نخواهد توانست مانع آن شود ….وی نتیجه میگیرد که امکان اصلاح طلبی و سیاست ورزی ا صلاح طلبانه تا اصلاع ثانوی منفی و چش انداز روشنی وجود ندارد. (بهشتی، بهراد.   1398 )

به نظر می رسددر هر جامعه ایی  و در هر شرایطی امکان سیاست ورزی را بشود دریافت و پیدا کرد . و یقینا با پشتوانه قوی اجتماعی و آگاهی روز افزون جامعه و وجود امکانات رسانه ای والکترونیکی جدید ، زمینه اجتماعی برای قدرت گرفتن متشکل وسازماندهی جامعه ایی مدنی قدرتمند وجود دارد . تنها نیازمند راهبران توانمند وخلاق برای استفاده و ترکیب همه امکانات در راستای قدرت گیری جامعه هستیم تا بتوانیم موانع متعدد دارای قدرت را با قدرت اجتماعی به عقب برانیم و مطالبات اجتماعی را محقق سازیم .

جریان راهبری فکری اصلاحات  واصلاح طلبی ، بایستی در پاسخ به سئوالات متعدد ی مانند موارد زیر تلاش و وقت وهمت وافری را  اختصاص دهند :

1- تعریف جامع اصلاحات ، محتوا و  اهداف و کیفیت  آن کدامند ؟

2- روش های عملیاتی واجرایی کردن اصلاحات چیستند؟

3- آیا ساختارسیاسی امکان اصلاح را می دهد ؟

4- زیر ساخت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مناسب اصلاحات کدامند؟

5- چگونه جریان اصلاحات از حداکثر اعتماد و حمایت مردم برخوردار می گردد؟

6- آیا رهبری ، سازمان یافتگی ، کادر حرفه ای ، احزاب مستقل وجود دارند ؟ چگونه امکان ایجاد آنها  ممکن می گردد؟

و….

 

منابع :

1-عبدی ،عباس . مشارکت قابل پیش بینی در صندوق استیضاح ، روزنامه اعتماد 8 اسفند 1398

2-بهشتی ، بهراد . اصلاحات در ششدر . سایت مشق نو

3-رضوی فقیه ، سعید .کارنامه اصلاح طلبان ، عارف و سعسا . مصاحبه با سایت  انصاف نیوز10 اسفند1398

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *