Home انتخاب سردبیر اقتصاد آموزش و پرورش
اقتصاد آموزش و پرورش

اقتصاد آموزش و پرورش

0
1

محمد داوری

در میان مسائل و مشکلات و چالش های آموزش و پرورش بحث مسایل اقتصادی به نظر ریشه ای تر می رسد هر چند از زوایای دیگر مباحث نظری و سیاسی و ایدِولوژیک نیز اساسی و مبنایی است اما اقتصاد آموزش و پرورش صرف نظر از سایر مسائل می تواند بدور از حاشیه های حساسیت برانگیز مورد بحث و تبادل نظر صاحب نظران قرار گیرد.

در ذیل رشته های دانشگاهی مرتبط با اقتصاد تا جائیکه من اطلاع دارم گرایشی تحت عنوان اقتصاد آموزش و پرورش وجود ندارد هر چند در مباحث غیر آکادمیک از اقتصاد آموزش سخن به میان می آید اما در سطح کارشناسی گرایش های اقتصاد نظری,بازرگانی،کشاورزی،پول و بانکداری، صنعتی و حمل و نقل در دانشگاه های ما وجود دارد و شاید اخیرا برخی از دانشگاه ها گرایش هایی را اضافه کرده باشند. البته در مقطع ارشد اقتصاد محیط زیست،انرژی،شهری،هنر،اسلامی،نف و گاز  و سلامت در برخی از دانشگاه ها دایر شده است و اقتصاد سیاسی هم که سال ها است در دانشگاه های دنیا مورد توجه قرار داشته است.

حال روی سخن من به صاحب نظران حوزه اقتصاد است که آیا موضوع آموزش و پرورش با این همه اهمیت و گستردگی نیازمند توجه آکادمیک نیست؟ آیا ضرورت ندارد اقتصاددانان این مساله را تئوریزه کنند و یا دانشگاهیان تحقیق و پژوهش در این زمینه را در دستور کار خود قرار دهند؟

در حال حاضر حدود 14 میلیون دانش آموز در بیش از 100 هزار مدرسه مشغول تحصیل هستند و حدود یک میلیون فرهنگی متولی امر آموزش و پرورش هستند و 28 میلیون پدر و مادر مستقیم درگیر این موضوع هستند که گردش مالی ناشی از ارایه خدمات آموزشی رسمی و غیر رسمی حدود یک سوم بودجه کل کشور است و این اعداد و ارقام در یک کشور 80 میلیونی را اگر به کل جهان تعمیم بدهیم به نظر می رسد یک واقعیت مسلم اقتصادی پیش روی کارشناسان و صاحب نظران اقتصاد آموزش و پرورش است که ضرورت دارد با نگاهی آکادمیک دانشگاه به یاری آموزش و پرورش بیاد و به یکی از مهم ترین و ریشه ای ترین چالش های دستگاه آموزش و پرورش بپردازد و برای آن چاره اندیشی کند.

در کشور ما نیز سال ها است که مسئولان ارشد دولتی خود را از تامین هزینه های مربوط به آموزش و پرورش عاجز می دانند و علی رغم رایگان بودن آموزش عمومی طبق قانون اساسی، بخشی از بار مالی را با تاسیس مدارس غیرانتفاعی بر دوش مردم انداخته اند و با کمک گرفتن از خیرین بخش زیادی از فضا و تجهیزات را نیز از این طریق تامین می کنند و گفته می شود بیش از 90 درصد بودجه دولت صرف پرداخت حقوق پرسنل می شود و چیزی برای کیفیت بخشی آموزشی نمی ماند.

این واقعیت های تلخ و تاسف بار و گره های کور اقتصادی، نظام آموزشی را ناکارآمد کرده است و این نظام نه مطالبات دانش آموزان و والدین آنها را توانسته پاسخ دهد و نه مطالبات معلمان و فرهنگیان را. لذا اقتصاد آموزش و پرورش خود بعنوان یک موضوع مستقل بهتر است مورد توجه کارشناسان و صاحب نظران قرار گیرد و برای آن چاره اساسی اندیشیده شود تا آموزش و پرورش از نگرانی های سخت افزاری عبور کند و به دنبال تحقق دو ماموریت اصلی خود یعنی عدالت و کیفیت آموزشی باشد تا شهروندانی را تحویل جامعه دهد که برای زیست فردی و جمعی توانمند شده باشند.

منبع: روزنامه تعادل 3 شهریور 99

 

Comment(۱)

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *